The cloudy
Open in Telegram
- 𝖺 𝖻𝗎𝗋𝗇𝗂𝗇𝗀 𝗁𝖾𝖺𝗋𝗍 📜 It's Narciss http://t.me/HidenChat_Bot?start=108843947 Chs> @sosocloudy
Show more367
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-930 days
Posts Archive
367
هیچگاه بزرگسالی را چنین وحشتناک نمیدانستم...
برای اندکی شادی به اندازه دریاها گریستن؛
برای ذره ای امید، زندگی را زیر و رو کردن...
و برای عشق از تمام خود گذشتن.
اینکه حال خوبت گره بخورد به خوشحالی های دسته جمعی، اما تنهایی بدجور از گلوی زندگیات پایین برود...
ترس از آینده ای که نیامده و فرار از اکنونی که درست نمیشود و گذشته ای که دنبالمان افتاده تا پیرمان کند.
ـ آیسان روح نواز
367
Repost from مَرد سانفرانسیسکویی
توی فیلم شوالیهی تاریکی، توی یکی از سکانسها جوکر رو میبینیم که میگه: "اگر توی کاری تخصص داری، هرگز رایگان انجامش نده." و توی یک سکانس دیگه میبینیم که کوهی از پول رو به آتیش میکشه. این نشون میده مسئله اصلا پول نبوده. باید دنبال چیز عمیقتری توی اون جمله بگردیم.
367
نمیخواستم که غمگین نباشم. نمیخواستم که عصبانی نباشم. زندگی طوری بود که نیاز به معترض داشت. فهمیدم که غم راهی است برای اعتراض. برای اینکه به حیات نشان دهی چیزی درست نیست و تو آن را حس میکنی. حتی اگر نتوانی تغییرش دهی اما حداقل میتوانی به آن اعتراض کنی. برای همان بود که از غم و خشم لذت میبردم. این دو عنصر برای هر انسان سالمی ضروری بود.
