en
Feedback
گاما آندرُمِدا

گاما آندرُمِدا

Open in Telegram

Hello there. اینجا یه پلی لیسته. همراه با ترجمه و گاهی داستانشون. ناشناس:https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-775283-Bzdvzte برای دسترسی راحت تر به پادکست هامون: https://t.me/GammaAndromedae/48

Show more
510
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-330 days

Data loading in progress...

Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
December '24
December '24
+6
in 0 channels
November '24
+8
in 1 channels
Get PRO
October '24
+10
in 1 channels
Get PRO
September '24
+8
in 0 channels
Get PRO
August '24
+13
in 1 channels
Get PRO
July '24
+1
in 1 channels
Get PRO
June '24
+1
in 0 channels
Get PRO
May '24
+9
in 0 channels
Get PRO
April '24
+9
in 0 channels
Get PRO
March '24
+30
in 0 channels
Get PRO
February '24
+5
in 1 channels
Get PRO
January '24
+24
in 1 channels
Get PRO
December '23
+19
in 0 channels
Get PRO
November '23
+28
in 0 channels
Get PRO
October '23
+2
in 1 channels
Get PRO
September '23
+19
in 0 channels
Get PRO
August '23
+18
in 0 channels
Get PRO
July '23
+39
in 0 channels
Get PRO
June '23
+14
in 0 channels
Get PRO
May '23
+15
in 0 channels
Get PRO
April '23
+72
in 0 channels
Get PRO
March '23
+17
in 0 channels
Get PRO
February '23
+583
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
21 December0
20 December0
19 December0
18 December0
17 December0
16 December0
15 December0
14 December0
13 December+1
12 December+1
11 December0
10 December0
09 December0
08 December0
07 December+1
06 December+2
05 December0
04 December0
03 December0
02 December0
01 December+1
Channel Posts
عاشقانه‌ترین موزیک دهه اخیر.

2
my head is empty - i tried to forget.mp3
379
3
قبل از شروع گفت تو همه سالایی که تدریس کردم این مورد علاقه ترین بخش برام بوده. پرسیدیم چرا؟ گفت دقیقا داره زندگی انسان رو نشو
قبل از شروع گفت تو همه سالایی که تدریس کردم این مورد علاقه ترین بخش برام بوده. پرسیدیم چرا؟ گفت دقیقا داره زندگی انسان رو نشون میده. شروع کرد به کشیدن نمودار تنش-کرنش. گفت قبل از رسیدن به نقطه تسلیم اگه فشاری رو زندگیت باشه، هر لحظه که اون فشار حذف شه تو بر میگردی به همون زندگی قبلیتو خیلی عادی ادامه میدی. و آره در این صورت همه چی اوکیه. ولی ولی اگه این فشارا هی بیشترو بیشتر شدنو رسیدی به نقطه تسلیم، دیگه راه برگشتی نیست. حتی اگه تک تک اون فشار ها هم حذف بشن قرار نیست برگردین به زندگی عادیتون و قراره بالای نقطه تسلیم باقی بمونین. زمان میگذره و هنوز تو این وضعیت هستین. در هر صورت قراره برسین به اون قسمت بالا. بعد از گذشتن از نقطه تسلیم محکوم بودین به این اتفاق. و اون بالا جایی نیست جز تنش ماکزیمم یا درواقع نهایت چیزی که میتونستین تحمل کنین. و اون روزی که میرسین به تنش ماکزیمم، در ادامش نقطه شکست هم میاد و همه چی تموم میشه. کل زمانی که داشت اینارو تعریف میکرد یه بغضی ته گلوش بود ولی باز ادامه داد به تعریف کردن. این خاطرات به جا مانده از ترم پیش بود، و شاید این تنها چیزی بود که تو این همه سال دانشگاه یاد گرفتم.
617
4
خدایا خدایااا اگه حالتون خوبه قراره بهترش کنه. اگه نه، اتفاق خوبی قرار نبست بیفته. #بیکلام 𝘎𝘢𝘮𝘮𝘢𝘈𝘯𝘥𝘳𝘰𝘮𝘦𝘥𝘢𝘦火
467
5
این ازون زیبایی هاست که زبونمو بند میاره و هیچ ایده ای ندارم چی درموردش بگم. فقط روزی صد ها بار بهش گوش بدین و برای صد ها نفر بفرسیتنش. فقط بگم درمورد اینه که از یه شخصی خوشتون میاد ولی هیچوقت نمیتونین باهاش وارد رابطه بشین. 𝘎𝘢𝘮𝘮𝘢𝘈𝘯𝘥𝘳𝘰𝘮𝘦𝘥𝘢𝘦火
558
6
دوستان من یه گیتار الکتریک Cort x250 دارم (با آمپلی فایر) که بنا به دلایلی قصد دارم بفروش برسونمش. اگه خواستین به آیدیم(@the0so) پیام بدین.
541
7
اینم ازون آهنگاست که اگه اولین باره دارین میشنوینش واقعا بهتون حسودیم میشه. تک تک عناصر تشکیل دهندش زیبان. شان مورگان میگه دیل یهو بهم پیام دادو سر شوخی گفت بیا این آهنگو کاور کنیم. همین کارو میکنن و چیزی که قرار بوده صرفا یه سرگرمی باشه، تبدیل میشه به همچین شاهکاری. 𝘎𝘢𝘮𝘮𝘢𝘈𝘯𝘥𝘳𝘰𝘮𝘦𝘥𝘢𝘦火
602
8
باید بگم یک بار، حتی یک بار هم این بند منو ناامید نکرده. و اوج اون سیر تکاملیش برای من این آهنگ بود. این هم غم داره ولی غمش این شکلیه که "همینه که هست، حالا قبولش کنو ادامه بده." 𝘎𝘢𝘮𝘮𝘢𝘈𝘯𝘥𝘳𝘰𝘮𝘦𝘥𝘢𝘦火
493
9
"Locke 2013" من علاقه خاصی به فیلم های تک لوکیشنه دارم. و چی بهتر ازینکه ۱ ساعتو ۲۵ دقیقه با Tom Hardy عزیز تو یه ماشین تنها
"Locke 2013" من علاقه خاصی به فیلم های تک لوکیشنه دارم. و چی بهتر ازینکه ۱ ساعتو ۲۵ دقیقه با Tom Hardy عزیز تو یه ماشین تنها باشین. ۱ ساعتو ۲۵ دقیقه ای که متوجه نشدم چطور گذشت و حتی یک بار هم نیاز به پاز زدن نداشت. "یک روز پیش از بتن‌ریزیِ بزرگ در بیرمنگام، به آیون لاک، یکی از مدیران پروژه، خبر می‌رسد که برای زایمان زودرسِ بتان، یکی از همکارانش که هفت ماه پیش شبی را با هم سر کرده بودند، باید به لندن برود. علی‌رغم مسئولیتِ شغلی‌اش و این‌که همسر و فرزندانش برای دیدن مسابقهٔ فوتبال مهمی منتظرِ رفتن آیون به خانه هستند، او تصمیم می‌گیرد برای زایمان بتان خودش را به لندن برساند. در تمام طول مسیر با همسرش و خانمی که دارد فرزندش را به دنیا می‌آورد و مسئولین شرکت و معاونش که باید کار بتون‌ریزی را انجام دهد." این فیلم هیجان داره. نه هیجانی از جنس گلوله و ترس. یه حس واقعی، یه حسی که انگار همه مون تجربه ش کردیم و دغدغه لاک تبدیل میشه به دغدغه خودمون. بیاید باهاش همراه باشیم.
493
10
ینفر میگفت اگه قرار باشه وقتی این آهنگو پخش کردم تو سرم شلیک کنم، اون گلوله صبر میکنه تا آهنگ تموم شه. باید اعتراف کنم از زیباترین آهنگ هائیه که تا حالا شنیدم. اسم آهنگ، لیریک، و احساس وکالیست به قدری واقعیه که به چیزی بیشتر از یه آهنگ تبدیلش کرده. چیزی که تا ابد کنارتون می مونه. 𝘎𝘢𝘮𝘮𝘢𝘈𝘯𝘥𝘳𝘰𝘮𝘦𝘥𝘢𝘦火
417
11
آرتوریاس همونطور که فکرشو میکرد جلوی منس شکست میخوره. و وقتی میفهمه محکومه به نابودی، تصمیم میگیره همه ی اون تاریکی رو درون خودش حبس کنه. و با قربانی کردن خودش، تاریکی رو هم با خودش نابود کنه. و به چیزی که میخواد هم میرسه و تاریکی همه ی وجودش رو میگیره. این اتفاقات ۲۰۰ سال قبل از داستان اصلی در حال رخ دادن بودن. و آرتوریاس که دیگه هیچ چیزی ازون آدم سابق تو وجودش نمونده بودو تاریکی هر لحظه داشت روحشو عذاب میداد شاید آرزوی هیچ چیزی نداشت، به جز مرگ. ما به ۲۰۰ سال قبل برمیگردیم تا باهاش مبارزه کنیم و اونو به آرزوش برسونیم. و "من اینطوری بودم که اصلا من کی باشم همچین شخصیو نابود کنم". و خب احتمالا چون آرتوریاس دست چپشو از دست داده بود موفق میشیم شکستش بدیم. واین اسطوره به پایان داستانش میرسه. بعدش هم معشوقش رو میبینیم که سر جنازه اون در حال سوگواریه. و بعد که میریم تا آخرین ذره ی تاریکی یعنی منس رو نابود کنیم میبینیم یه چهره آشنایی اونجا به کمکمون اومده. و اون کسی نیست جز سیف، یعنی گرگ آرتوریاس. به کمک سیف موفق میشیم منس رو شکست بدیم و انتقام آرتوریاس رو بگیریم. به زمان حال برمیگردیم و میریم سراغ قبر آرتوریاس. وقتی نزدیک تر میشیم باز هم اون چهره آشنارو میبینیم. سیف ۲۰۰ سال بوده که داشته از قبر اربابش محافظت میکرده. سیف ۲۰۰ سال بود که منتظر بود یکی بکشتش تا بتونه به اربابش ملحق میشه. سیف بهمون حمله ور میشه. ولی بعد لحظه ای مارو به یاد میاره. به یاد میاره که با هم انتقام آرتوریاس رو گرفتیم. اون خشم از صورتش پاک میشه و جاشو به یه چهره معصومانه میده. ولی سیف هنوزم میخواد ایستادگی کنه. سیف میخواد بعد ۲۰۰ سال به دست ما کشته بشه تا بتونه به اربابش بپیونده. حالا دیگه مدت زمان زیادیه که دوست خودشو ندیده. سیف شمشیر آرتوریاس رو برمیداره و شروع میکنه به مبارزه باهامون. شکل و شمایل مبارزش هم دقیقا همون طریقتیه که اربابش داشت. و غمگین ترین قسمت قضیه اینجاست. که وقتی آخرای مبارزه ست و دیگه سیف جونی ازش نمونده شروع میکنه به لنگ زدن. و سیف دست چپش شکسته. یعنی دقیقا همون اتفاقی که برای اربابش افتاده بود :) و بعد سیف بعد این همه سال میتونه بره پیش اون دوست قدیمیش. بعد مبارزه با سیف وقتی به پشت قبر میرسیم میبینیم انگشتری اونجا افتاده. و اون انشگتر کسی نیست جز معشوق آرتوریاس. انقد برای آرتوریاس سوگواری کرده و انقد تو همین مکان نشسته و تکون نخورده تا همین جا جونشو هم از دست داده.. (2/2)
431
12
تا حالا پیش نیومده بود برای یه گیم اشکم دربیاد. ولی امروز این اتفاق افتاد. خب امروز دارک سولز ۱ تموم شد و احتمالا بتونم بگم ب+1
تا حالا پیش نیومده بود برای یه گیم اشکم دربیاد. ولی امروز این اتفاق افتاد. خب امروز دارک سولز ۱ تموم شد و احتمالا بتونم بگم بهترین گیمی بود که تو زندگیم تجربه کردم. و بذارین به این مناسبت داستان یکی از  محبوب ترین باس فایت هاش رو براتون بگم. آرتوریاس، یکی از ۴ شوالیه گویین بود که فرستاده میشن به اولاسیل تا تاریکی رو نابود کنن. بعد از مدتی هر ۳ شوالیه ی دیگه یا شکست میخورن و یا اونجارو ترک میکنن و تنها آرتوریاس باقی می مونه. آرتوریاس یه دوست خیلی نزدیک داشت. دوستی که همیشه کنارش بود، یعنی گرگش سیف. ولی آرتوریاس تصمیم میگیره برای اولین بار و همیشه سیف رو تنها بذاره. اون میدونست که قراره شکست بخوره و راه نجاتی نداره. بخاطر همین تصمیم میگیره قبل از مبارزه با منس یعنی پدر تاریکی، دور سیف سپر محافظی درست کنه تا مرگ بهترین دوست خودش رو نبینه. و خیلیا میگن از دست دادن دست چپش هم بخاطر همین بوده، تا اون شیلد رو برای سیف درست کنه. (1/2)
397
13
تا حالا پیش نیومده بود برای یه گیم اشکم دربیاد. ولی امروز این اتفاق افتاد. خب امروز دارک سولز ۱ تموم شد و احتمالا بتونم بگم بهترین گیمی بود که تو زندگیم تجربه کردم. و بذارین به این مناسبت داستان یکی از محبوب ترین باس فایت هاش رو براتون بگم. آرتوریاس، یکی از ۴ شوالیه گویین بود که فرستاده میشن به اولاسیل تا تاریکی رو نابود کنن. بعد از مدتی هر ۳ شوالیه ی دیگه یا شکست میخورن و یا اونجارو ترک میکنن و تنها آرتوریاس باقی می مونه. آرتوریاس یه دوست خیلی نزدیک داشت. دوستی که همیشه کنارش بود، یعنی گرگش سیف. ولی آرتوریاس تصمیم میگیره برای اولین بار و همیشه سیف رو تنها بذاره. اون میدونست که قراره شکست بخوره و راه نجاتی نداره. بخاطر همین تصمیم میگیره قبل از مبارزه با منس یعنی پدر تاریکی، دور سیف سپر محافظی درست کنه تا مرگ بهترین دوست خودش رو نبینه. و خیلیا میگن از دست دادن دست چپش هم بخاطر همین بوده، تا اون شیلد رو برای سیف درست کنه. آرتوریاس همونطور که فکرشو میکرد جلوی منس شکست میخوره. و وقتی میفهمه محکومه به نابودی، تصمیم میگیره همه ی اون تاریکی رو درون خودش حبس کنه. و با قربانی کردن خودش، تاریکی رو هم با خودش نابود کنه. و به چیزی که میخواد هم میرسه و تاریکی همه ی وجودش رو میگیره. این اتفاقات ۲۰۰ سال قبل از داستان اصلی در حال رخ دادن بودن. و آرتوریاس که دیگه هیچ چیزی ازون آدم سابق تو وجودش نمونده بودو تاریکی هر لحظه داشت روحشو عذاب میداد شاید آرزوی هیچ چیزی نداشت، به جز مرگ. ما به ۲۰۰ سال قبل برمیگردیم تا باهاش مبارزه کنیم و اونو به آرزوش برسونیم. و "من اینطوری بودم که اصلا من کی باشم همچین شخصیو نابود کنم". و خب احتمالا چون آرتوریاس دست چپشو از دست داده بود موفق میشیم شکستش بدیم. واین اسطوره به پایان داستانش میرسه. بعدش هم معشوقش رو میبینیم که سر جنازه اون در حال سوگواریه. و بعد که میریم تا آخرین ذره ی تاریکی یعنی منس رو نابود کنیم میبینیم یه چهره آشنایی اونجا به کمکمون اومده. و اون کسی نیست جز سیف، یعنی گرگ آرتوریاس. به کمک سیف موفق میشیم منس رو شکست بدیم و انتقام آرتوریاس رو بگیریم. به زمان حال برمیگردیم و میریم سراغ قبر آرتوریاس. وقتی نزدیک تر میشیم باز هم اون چهره آشنارو میبینیم. سیف ۲۰۰ سال بوده که داشته از قبر اربابش محافظت میکرده. سیف ۲۰۰ سال بود که منتظر بود یکی بکشتش تا بتونه به اربابش ملحق میشه. سیف بهمون حمله ور میشه. ولی بعد لحظه ای مارو به یاد میاره. به یاد میاره که با هم انتقام آرتوریاس رو گرفتیم. اون خشم از صورتش پاک میشه و جاشو به یه چهره معصومانه میده. ولی سیف هنوزم میخواد ایستادگی کنه. سیف میخواد بعد ۲۰۰ سال به دست ما کشته بشه تا بتونه به اربابش بپیونده. حالا دیگه مدت زمان زیادیه که دوست خودشو ندیده. سیف شمشیر آرتوریاس رو برمیداره و شروع میکنه به مبارزه باهامون. شکل و شمایل مبارزش هم دقیقا همون طریقتیه که اربابش داشت. و غمگین ترین قسمت قضیه اینجاست. که وقتی آخرای مبارزه ست و دیگه سیف جونی ازش نمونده شروع میکنه به لنگ زدن. و سیف دست چپش شکسته. یعنی دقیقا همون اتفاقی که برای اربابش افتاده بود :) و بعد سیف بعد این همه سال میتونه بره پیش اون دوست قدیمیش. بعد مبارزه با سیف وقتی به پشت قبر میرسیم میبینیم انگشتری اونجا افتاده. و اون انشگتر کسی نیست جز معشوق آرتوریاس. انقد برای آرتوریاس سوگواری کرده و انقد تو همین مکان نشسته و تکون نخورده تا همین جا جونشو هم از دست داده..
1
14
ینفر دیگه تو زندگیتون نیست. حالا به هر دلیلی. و تصور کنید به یه حدی از عجز و در کنارش عطش برسین که حتی به دیدن طرف مقابل تو خواب هم راضی باشین. و دیگه دلتون نخواد ازون خواب بیدار شین. این مسترپیسی که جلوتونه هم درمورد همین صحبت میکنه. و نگم از زیباییش.. 𝘎𝘢𝘮𝘮𝘢𝘈𝘯𝘥𝘳𝘰𝘮𝘦𝘥𝘢𝘦火
501
15
خب سالی که گذشت نمیدونم دقیقا چه احساسی بهش دارم. تقریبا آدم موفقی بودم و اگه ۱۰۰ خودم هم نبوده باشم حداقل یه چیزی نزدیک بهش رو بودم. با این‌حال اونجور که باید انسان خوشحالی نبودم و انگار هنوز یاد نگرفتم چطور باید باشم. حالا یاد میگیرم. ولی لحظه هایی بوده که توشون عمیقا احساس زنده بودن کردم. و قدردان تک تک آدمایی ام که بخشی ازون لحظه ها بودن. همه شبو روزایی که با سفیدی تو قبرستون یا پل گذشته. همه روزایی که با مهدی زاده تو کافه ها یا درواقع جلوی بانک ملی(یا ملت؟) شعبه انقلاب گذشته. شبی که بعد از سینما با سلیمی و ولی پور دویدیم و بعدش رو پل هوایی صدای نکرمون رو بلند کردیم. نصف شبی که با مهدی زاده و سلیمیو ولی پور ته راهرو حرف میزدیم. و همه شبایی که با حرف زدن تو خونه یا ماشین با اکبری گذشت. بله دوستان من شبارو بیشتر دوست دارم. خب باید بگم با خودم قرار گذاشته بودم ۱۵۰ تا فیلمو ببینم و خوشبختانه این عدد رسید به ۱۷۹ تا. میخواستم مثل پارسال بهترین فیلمی که دیدمو بذارم ولی چون انتخابش برام سخته سعی میکنم ۱۰ تا از بهتریناشو تو روزای مختلف معرفی کنم. بعد آره همین. سال خوبی بسازین. و زنده بمونین.
477
16
برای کسی که دوستش دارید. 𝘎𝘢𝘮𝘮𝘢𝘈𝘯𝘥𝘳𝘰𝘮𝘦𝘥𝘢𝘦火
581
17
#بیکلام 𝘎𝘢𝘮𝘮𝘢𝘈𝘯𝘥𝘳𝘰𝘮𝘦𝘥𝘢𝘦火
630
18
الان فقط نمیتونم اهمیتی بدم. یا به خودم میگم به هیچ چیز اهمیت نده و خودتو بزن به اون راه و فقط خوشحال باش. یا اینکه اهمیت نده. به هیچکدوم از چیزایی که ممکنه حالتو بهتر کنه اهمیت نده و اجازه بده غم کل وجودتو فرا بگیره و ازونجایی که اهمیت نداره قرار نیست فرقی داشته باشه.
631
19
خب همونطور که احتمالا خبر دارین "Linkin Park" مدتیه کارهایی که کامل نشده بودن یا حالا به هر دلیلی پخش نشده بودن رو میده بیرون. "Friendly Fire" هم یکی ازوناست که چند روز پیش منتشر شد. و باید بگم شنیدن صدای جدیدی از چستر واقعا حس خوبی داره. 𝘎𝘢𝘮𝘮𝘢𝘈𝘯𝘥𝘳𝘰𝘮𝘦𝘥𝘢𝘦火
643
20
بیاید بگید اگه فقط یک ساعت از زندگیتون مونده بود چی کار میکردید؟
551