𝑺𝒂𝒓𝒎𝒂𝒔𝒕𝒚
Open in Telegram
آنان که به سرمستی ما طعنه زنانند بگذار بمانند به خماری که زما هیچ ندانند🥂 🔰پیج اینستاگرام ما🔰 https://www.instagram.com/sarmasty._.01?igsh=eDczaWUzZnFscHI5
Show more559
Subscribers
-124 hours
+17 days
-230 days
Posts Archive
559
صبحی را آرزو میکنم
که بیدار شویم و ببینیم؛
بیخیالترین آدمِ رویِ زمین شدهایم
و هیچ چیز، برایمان مهم نیست!
بیتفاوت شده باشیم
به غصهها، به رنجها و مصیبتها.
لم داده باشیم گوشهای
و همینطور بیدلیل؛
حالِمان خوب باشد...
نرگس_صرافیان_طوفان
روزگارتون_پر_از_دلخوشی
559
خودت رو جایی خرج کن که بیارزه!
وقتی میگم خودت یعنی: وقتت، انرژیت، احساساتت،عمرت،خودت...
چون همه لیاقت انرژی تورو ندارن...💯✅
559
« قهر ، قهر ، تا روزِ قیامت »
این زیباترین دروغِ کودکی هایمان بود
قرار بود مثلاً دلخوریِ مان تا ابد کِش بیاید
اما با یک «ببخشید» سر و تهِ قضیه هم می آمد و دوباره مشغولِ بازی می شدیم
انگار هم نه انگار ، که قهر کرده بودیم !
بچگی ها ، در همین سادگی اش قشنگ بود .
امان از این بزرگ شدن ...
امان از این قهر هایِ بی صدایِ طولانی !
حالا قهرِ مان را جار نمی زنیم ،
خیرِ سرِمان مثلاً متمدن شده ایم ...
خیلی بی صدا می رویم
اما برای همیشه ...
اما بدونِ بازگشت ...
دلمان هم خوش است که بزرگ شده ایم !
نرگس صرافیان طوفان
🌱
559
پناه ببر
به روز جدیدی که
شاید با آن
اتفاق خوبی از راه برسد
و تمام اندوه جهان را
از شانههایت بردارد...
صبح بخیر
559
سلام بر آنان که وجودشان یک جور خاص دوستداشتنی ،گرم، دلنشین و بهیادماندنیست
دقیقاً مثل یک ترانه قدیمی....
که وقتی به پایان میرسد دلت میخواهد دوباره به ابتدا برگردی و بارها و بارها تکرارش کنی🫀....
-سلام به دوستان عزیزم
صبحتون بخیر🌱.
559
چقد روش حساسی؟
من:
من حسادت می کنم حتی به تنها بودنت
من به فرد روبروی لحظه ی خندیدنت
من به بارونی که با لذت نگاهش می کنی
یا نسیمی که رها می چرخد اطراف تنت
#استوری
559
كاش اونايی كه
چوبِ سادگيشونو ميخورن،
یکمی هم
نونِ مهربونيشون رو بخورن...
شبتون در آرامش 🫀🧚♀️✨️
559
یکی از عجیب ترین حسها اونجاییه که پیش خودت فکر میکنی "چقدر دلم واسه این لحظه تنگ میشه " در حالی که هنوز تموم نشده.
اون لحظهی بغل
اون لحظهی پیام دادن
اون لحظهی نگاه
.
559
میگفت آدمها را میشود با چشمها نشناخت، با بویشان شناخت…
بعضیها بوی خانه میدهند؛ بوی عصرهای آرام و چراغهای روشن.
بعضیها بوی قهوه و باران؛ کوتاه میآیند و تا مدتها در خاطر میمانند.
بعضیها هم بوی خاطره میدهند؛ همان بویی که ناگهان از میان یک خیابان میگذرد و دلت را میلرزاند.
و بعضی آدمها…
بوی رفتن میدهند.
میروند، اما عطر حضورشان در گوشهای از جانت میماند؛
مثل عطری روی شالِ جا ماندهای،
مثل بوی باران روی خاکی که دیگر به آن برنمیگردی.
میگفت آدمها سمفونی بوها هستند،
اما غم از جایی شروع میشود که
دیگر هیچکس بوی آن آدمِ خاص را نمیدهد…
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
