en
Feedback
بَذر

بَذر

Open in Telegram

بذری که روزی ارغوان خواهد شد. «مفهوم عشق در بُنِ شعر است و اختران» ‌ @TalktoArghavan_bot http://t.me/HidenChat_Bot?start=2080339750

Show more
245
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
«بِه که برگردی به ما بسپاری‌اش کِی تو از ما دوست‌تر می‌داری‌اش؟ نقش هستی نقشی از ایوان ماست خاک و باد و آب، سرگردان ماست قطره
+1
«بِه که برگردی به ما بسپاری‌اش کِی تو از ما دوست‌تر می‌داری‌اش؟ نقش هستی نقشی از ایوان ماست خاک و باد و آب، سرگردان ماست قطره‌ای کز جویباری می‌رود از پی انجام کاری می‌رود ما بسی گمگشته بازآورده‌ایم ما بسی بی‌توشه را پرورده‌ایم میهمان ماست هر کس بی‌نواست آشنا با ماست چون بی‌آشناست ما بخوانیم، ار چه ما را رد کنند عیب‌پوشی‌ها کنیم، ار بد کنند سوزن ما دوخت هر جا هر چه دوخت زآتش ما سوخت، هر شمعی که سوخت» _پروین اعتصامی

برای تو می‌نویسم پروین عزیزم. برای تو و چشم‌های صبور رنج‌کشیده‌ات؛ برای تو که نماد زنانگی و شاعرانگی بودی. تویی که زن را در ش
+3
برای تو می‌نویسم پروین عزیزم. برای تو و چشم‌های صبور رنج‌کشیده‌ات؛ برای تو که نماد زنانگی و شاعرانگی بودی. تویی که زن را در شعر گنجاندی و افسار واژه‌ها در دستانت بود تا بر جهان بتازی. جهان برای تو، پروین، نامهربان بود. تو اما مهربان‌ترین مادر برای واژه‌ها بودی. به در و دیوار این خانه نگاه می‌کنم. به تو فکر می‌کنم که این‌جا، هم‌دم آجرها زیسته‌ای و نفس کشیده‌ای و به گمانم هنوز می‌توان عطر نفس‌های تو را از پنجره‌ها شنید. این دیوارها هم‌نوا با ضربان قلب تو می‌تپند. خانه تو را فراموش نمی‌کند. به راستی تو چه شجاع بودی پروین، وقتی برای سنگ مزار خودت سرودی: «هر که باشی و ز هر جا برسی/ آخرین منزل هستی این است...» هزار سلام برای پدر مهربانت، که همراه و پناه تو بود، که برایش سرودی: «یوسفت نام نهادند و به گرگت دادند/ مرگْ گرگ تو شد، ای یوسف کنعانی من...» برای تو می‌نویسم پروین. تو که خودِ زنانگی بودی، تو که بارِ زندگی بودی، تو که آزادی را یافته بودی. من برای تو می‌نویسم، برای زن، زندگی، آزادی. #واژه‌های‌ارغوانی 📍منزل بانو پروین اعتصامی یک‌شنبه؛ ۲۵/ شهریورماه/ ۱۴۰۳ #تابستان_۱۴۰۳

امروز، مهمان خانم اعتصامی بودیم. :)🌱

📍منزل استاد شهریار. البته ما دیر رسیدیم، نذاشتن بریم. استاد جان شما شاهدید ما تا در خونه‌تون اومدیم و ما رو روندن. :)
📍منزل استاد شهریار. البته ما دیر رسیدیم، نذاشتن بریم. استاد جان شما شاهدید ما تا در خونه‌تون اومدیم و ما رو روندن. :)

📍یه کافه‌ی رندوم.
+1
📍یه کافه‌ی رندوم.

At night.
At night.

از مدل سانسور کردنم مشخصه قبلاً صداسیما کار می‌کردم.😔😂 زی‌زی جان امیدوارم مشکلی نداشته باشی چون رفیقت یه نابغه‌ست‌.😂

نمی‌دونم رازش چیه ولی میدون شهرداری همه‌ی شهرا خیلی رویاییه.

📍میدان شهرداری.
+1
📍میدان شهرداری.

📍ارگ علیشاه؛ تبریز
+1
📍ارگ علیشاه؛ تبریز

من خطاب به اون دوست تبریزی‌م:
+1
من خطاب به اون دوست تبریزی‌م:

انقدر درگیر شدم که نرسیدم عکسا رو بذارم. فقط اومدم بگم تبریز شد شهر مورد علاقه‌م.

رسیدیم تبریز. شهر صائب تبریزی و پروین اعتصامی، سلمان ساوجی و شهریار، شهر ستار خان و باقر خان، شهر یار مولانا، حضرت شمس تبریزی‌... تبریز عزیزم لطفاً من رو در آغوش بگیر. #تابستان_۱۴۰۳

خطاب به رفیقام: ببینید حتی اینا هم تو عکس دسته‌جمعی خوب میفتن ولی ما نه.
خطاب به رفیقام: ببینید حتی اینا هم تو عکس دسته‌جمعی خوب میفتن ولی ما نه.

این می‌تونستیم من و تو باشیم عزیزم ولی تو اسب نیستی.
این می‌تونستیم من و تو باشیم عزیزم ولی تو اسب نیستی.

آسمانْ آبی؛ ارغوانْ آبی.
+1
آسمانْ آبی؛ ارغوانْ آبی.

ارغوان دختری در مزرعه. ‌
ارغوان دختری در مزرعه. ‌

دلم خواست اردک باشم؛ جدی می‌گم!🪿
+3
دلم خواست اردک باشم؛ جدی می‌گم!🪿

🦆

#تابستان_۱۴۰۳ @bazrarghavan