سپیـدار
Open in Telegram
-نویسنده و شیفتهی کتابها- سپیده پورحنیفهی جامعه، سینپی قصهها و سپیدارِ شما هستم. ارتباط با من: @Sepidaran_bot اینستاگرام: https://instagram.com/sepidpourhanifeh
Show more295
Subscribers
-124 hours
+27 days
+830 days
Posts Archive
295
هیچکس متوجه نشد این مدت چقدر اذیت شدم و چقدر سخت بود. فقط خودم بودم و خودم. تو خودم ناراحت میشدم، تو خودم با خودم حلش میکردم، خودم اشکهای خودم رو پاک میکردم، خودم خودم رو برای فردا آماده میکردم. شبها خیلی سخت شدن، زندگی خیلی سخت شده.
295
سال کنکور، حیاط مدرسه، دخترهای نوجوونی که هرکدوم درگیر اشتباهات اولیه زندگیشون بودن، ساعتهای طولانی نشستن پشت نیمکتهای چوبی، استرس قبول شدن یا نشدن دانشگاه، آدمهای مختلف و متفاوتی که با وجود مشکلات تا فرصت گیرشون میاومد میزدن و میرقصیدن، توطئهها علیه معلم و غیبتها از ناظم و مدیر، تقلبها و گیر افتادنها.
این آهنگ به طرز عجیبی برای من یادآور تمام اینهاست...
سپیدار🍂
295
ولی شب اگه ترس و فکر و خیال آوار نشه روی سرت، با یک لیوان چای و کلوچه، نور کم جون ریسه، خودشم دو قدم مونده به پاییز، کنار کتابی که مدتها دوست داشتی بخونیش، زیباترینه.
295
هنوز به پیج داشتن و محتوا ساختن عادت ندارم و به طرز ناشیانهای کل روزم رو تقریبا درگیر همون یه دونه پستیام که شبها میذارم :)، باید حتما یه برنامه ریزی بکنم که کمتر وقتم رو بگیره.
و خیلی کم حرف بودم این چند روز و کمرنگ.
