207
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
دووم آوردن برداشت ۲:
تمام روز صرف کارهای باقی مونده از هفته ی پیش شد.
راستش بیشتر از حس خستگی حس سبک بالی و خوشحالی دارم.
تو طول هفته حس میکردم تمرکزم کم شده و توانایی هام واسه درس و کار رو از دست دادم.
تنها چیزی که نیاز داشتم خلوت بود.
سکوت و نوشتن بود.
نیاز داشتم اون افکار و احساساتی رو که تو طول هفته به اصطلاح زیر فرش قایم میکردم، رو کاغذ بیارم.
به کلمه و جمله تبدیلشون کنم و یه لیست بلند بالا هم از جزئی ترین کارها بنویسم.
با Lofi و آهنگ های بی کلام ش، عود ونور چراغ مطالعه غرق انجام و تیک زدن کارها بشم.
بعضی جمعه ها واقعا شنبه ن دختر.
Repost from Shadi's Moving Castle
من در برابر هر مشکلی که تو زندگیم پیش میاد: شاید بهتره یه فنجون قهوه درست کنم.
POV: You did all your tasks and all you have to do is chill and wait for a new week to come.
این نا امیدی از انتظار بیش از حد و جلو جلو ذوق کردن میومد.
فهمیدم فقط باید خودمو بسپرم به جریان.
و تو موج ها سعی کنم بهترین کاری که از دستم بر میاد رو خودم واسه خودم انجام بدم.
نه واسه تایید و یا جلب رضایت دیگران.
Repost from たびだち.
کنار گذاشتن کمال گرایی واقعا کار سختیه و پروسه ی طولانی ای داره.
یکی از دوست هام که تراپیسته می گفت: "کمال گرایی یه مکانیزم دفاعیه که می گه اگه کامل و عالی بنظر برسی می تونی از احساس شرم و قضاوت شدن دوری کنی یا کمشون کنی. خیلی اوقات منشأ کمالگرایی از اعتماد بنفس پایینه"
می گفت وقتی می بینی خیلی درگیر کمالگرایی شدی، از خودت بپرس که الان چرا می خوام انقدر همه چیز کامل باشه؟ دارم از چی می ترسم؟ از قضاوت و سرزنش بقیه؟
مردم همیشه می تونن چیز هایی برای قضاوت کردن و سرزنش کردنت پیدا کنن.
میرم سراغ قهوهی دوم ولی صداشو در نیارین.
پی نوشت: شیرنارگیل طعم جالبی به قهوه تون میده.
