1 155
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-4130 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
June '25
June '250
in 0 channels
May '25
+4
in 0 channels
Get PRO
April '25
+2
in 0 channels
Get PRO
March '25
+8
in 0 channels
Get PRO
February '25
+8
in 0 channels
Get PRO
January '25
+9
in 1 channels
Get PRO
December '24
+13
in 1 channels
Get PRO
November '24
+11
in 2 channels
Get PRO
October '24
+12
in 2 channels
Get PRO
September '24
+25
in 4 channels
Get PRO
August '24
+17
in 0 channels
Get PRO
July '24
+35
in 3 channels
Get PRO
June '24
+18
in 0 channels
Get PRO
May '24
+24
in 2 channels
Get PRO
April '24
+19
in 1 channels
Get PRO
March '24
+34
in 0 channels
Get PRO
February '24
+45
in 1 channels
Get PRO
January '24
+33
in 0 channels
Get PRO
December '23
+178
in 12 channels
Get PRO
November '23
+179
in 11 channels
Get PRO
October '23
+114
in 9 channels
Get PRO
September '23
+392
in 0 channels
Get PRO
August '23
+96
in 0 channels
Get PRO
July '23
+215
in 0 channels
Get PRO
June '23
+235
in 0 channels
Get PRO
May '23
+1 101
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 18 June | 0 | |||
| 17 June | 0 | |||
| 16 June | 0 | |||
| 15 June | 0 | |||
| 14 June | 0 | |||
| 13 June | 0 | |||
| 12 June | 0 | |||
| 11 June | 0 | |||
| 10 June | 0 | |||
| 09 June | 0 | |||
| 08 June | 0 | |||
| 07 June | 0 | |||
| 06 June | 0 | |||
| 05 June | 0 | |||
| 04 June | 0 | |||
| 03 June | 0 | |||
| 02 June | 0 | |||
| 01 June | 0 |
Channel Posts
اینقدر خوش نبودهام
اینقدر
اینقدر
که باورم نمیشه این لحظهها
این رقصها
این مستی
این خندهها...
از دماغم درمیاری، نمیاری؟
| 2 | همۀ دیپرستان، نوروز طلبند و همۀ شبروان، عاقبت روز خواهند.
حمیدالدین بلخی، مقامات حمیدی، ص ۳۵
نوروز بر شما فرخنده
باشد که سال نو سال رفتن زمستانِ جمهوری اسلامی و بهارِ آزادی باشه
تا همیشه زن، زندگی، آزادی. | 328 |
| 3 | -شارل #فوریه
@demonkratia | 416 |
| 4 | چگونه یخچالها عادات غذایی ما را تغییر دادهاند:
در London Review of Books نوشتهٔ بی ویلسون را بخوانید. | 501 |
| 5 | سر گذشته رو بریدهام. | 531 |
| 6 | فردا باز سوار ماشین میشم، چندصد کیلومتر میرونم و برای همیشه، به عقب برنمیگردم. | 517 |
| 7 | Push me back in
Silent in sin | 500 |
| 8 | با این عکس که ساعتها برای ادیتش تلاش کردم (الکی :)) ) اومدم که بگم میخوام کلاس رقص آنلاین و حضوری جدید شروع کنم و اگر متمایل به شرکت در این کلاسها هستید، کلمهٔ آنلاین یا حضوری رو، به فراخور تمایلتون برای شرکت در کلاس آنلاین یا حضوری، به اکانت @moh1373 ارسال کنید تا اطلاعات کلاس رو براتون ارسال کنم. بوس!
برای شفافیت بیشتر اکانت:
@moh1373 | 411 |
| 9 | تو چی¹ رو پشت سر گذاشتی، که نمیخوای دستکم نزدیکانت پشت سر بذارن؟
¹ چیزی که دست تو باشه. | 377 |
| 10 | انگار در یک دقیقۀ روشن، وقتی همه چیز در بحرانیترین حالت خودش بود، وقتی ترس هجوم آورده و تو در ناتوانی به توان خودت چنگ میزنی، در یک دقیقۀ کاملاً روشن، همه چیز دستم آمد.
انگار به خودت گفته باشی: حالا چی ژوزه؟
یه موقعی از اون بحرانیترین لحظه، و همزمان لحظۀ رَستن و رُستن، لحظۀ رستگاریبخش مینویسم. | 350 |
| 11 | هنگام آن است که دندانهای تو را
در بوسهئی طولانی
چون شیری گرم
بنوشم.
احمد شاملو، آیدا در آینه، ص ۷۴. | 450 |
| 12 | ...
پدران از گورستان بازگشتند
و زنان، گرسنه بر بوریاها خفته بودند.
کبوتری از بُرجِ کهنه به آسمانِ ناپیدا پر کشید
و مردی جنازهی کودکی مردهزاد را بر درگاهِ تاریک نهاد.
ما دیگر به جانبِ شهرِ سرد بازنمیگردیم
و من همهی جهان را در پیراهنِ گرمِ تو خلاصه میکنم.
احمد شاملو
مجموعه آثار، باغِ آینه، از شهرِ سرد، ص ۳۸۳. | 489 |
| 13 | برگشتهام خونه و تنهام
زمین یه دست سفیدِ برفه
و پنجهی بیخیالِ باد
در این انبانِ خالی
در جستوجوی چیزیست.
احمد شاملو
همه چیز اما از اضطرابش کاسته.
از الان منتظر بهارم. | 378 |
| 14 | جنگل با ناله و حماسه بیگانه است
و زخمِ تبر را با لعابِ سبزِ خزه
فرو میپوشد.
شاملو، مجموعه آثار، باغ آینه، شبانه، ص ۳۶۰. | 384 |
| 15 | دیگر جا نیست
قلبت پر از اندوه است
آسمانهای تو آبیرنگیِ گرمایش را از دست داده است.
احمد شاملو
«به تو بگویم»، مجموعه آثار، هوای تازه، ۶، ص ۲۲۷. | 424 |
| 16 | بازگشتم به خانه. پس از ماهها. پس از ماههایی که هیچ چیز از آنها به خاطرم نیست. حالا تنهام. باز اضطراب و پریشانی، نگرانی و فسردگی. کی خواهم توانست از خودم بگریزم؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
گاهی همچو دقیقهای که تنهایی بیخ گلوم را چسبیده، گمان میکنم پیام بنویسم، حرف که نمیتوانم بزنم با گوشی؛ لاجرم دست میبرم به گوشی و همۀ مخاطبینم را یک بار در تلگرام از بالا نگاه میکنم، بعد میرسم به یکی دو سه نفر، بعد از خودم میپرسم: چه میخواهی بنویسی؟ چند دقیقهای با بغض به عکسها نگاه میکنم. | 535 |
| 17 | پیشانینوشت رمانِ «آشفتگیهای تُرلِس جوان»، نوشتۀ روبرت موزیل، ترجمۀ محمود حدادی.نشر بازتاب نگار، ۱۳۸۱، ص ۱۲. | 605 |
| 18 | چه میشد اگر هرآنچه از دست میرود، از دست رفته، برای مدتی ـــــــ هر اندازه که ذهن ما میخواست ــــــ متوقف شود؟
کسی که مرده است؟ کسی که از میان ما رفته است؟ فرصتی که از دست شده و دورهای که سپری شده.
چه میشد اگر همه چیز میایستاد و به دوباره ادامه میداد؟ | 556 |
| 19 | ماههاست در سفرم. سفرهای بدتر از حَضر. دلم برای عادی بودن چه بیاندازه تنگ شده است. | 615 |
| 20 | صحبت به شب انداز که صحبت گل شببوست. | 485 |
