en
Feedback
oblivion.

oblivion.

Open in Telegram

افسانه چشم‌هایت می‌گویند که طلوع خورشید، نگاه آغوش دیگری‌ست. بی‌کلام ‘ @listenwithmecarino

Show more
272
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
راجع به آشیل خوندی؟

یک کتاب بگید پر از افسانه باشه

افسانه‌هایی که می‌شناسم کم اومدن

sticker.webp0.05 KB

میشه لطفا افسانه‌هایی که می‌شناسید رو برام تعریف کنید

Repost from N/a
هوشنگ ساعت نه عمل داره و من تا اون موقع باید یه جوری شیش میلیون یا حداقل نصفش رو جمع کنم؟:)))*

میشه به هوشنگ توجه کنید؟

https://t.me/hooshangggf میشه لطفا این رو پخش کنی؟🙏

آره- منم همین دقیقا

Repost from N/a
منظورت چیه- قلبم-

خوشحالم می‌کنید

ببخشید؟ من جدی پنیک می‌کنم می‌بینم جایی که مورد علاقمه اینجارو دوست داره..

Repost from N/a
جدی وایب‌ش خیلی خوبه.

Repost from N/a
https://t.me/yunkuru احتیاج به تظاهر نیست وقتی آشکارا زیبایی می‌باره از چنل‌تون.

Уйдешь .mp32.55 MB

پشت میله‌هایی از جنس خداحافظی آرامم قایم شده‌ام و جنگی سرد و کشنده، بیرون انتظارم را می‌کشد. عمیق ناباورم. انگار تو غزل باشی و من ناشنوا، تو دین و آیین باشی و من باده و می، من حرام و من کافر. عاشق نمی‌کشد و عشق می‌کشد. اندوه خویش نمی‌دانم و باز خام و خمارم در ترانه‌‌ی سکوت. تبر می‌نشیند بر درختِ سپیدار و خوشبختی مجنونِ خمیده چیست؟ باغبان نمی‌آید و سیب گریه می‌کند؛ برگ سقوط می‌کند؛ بهار سوگوار است. دلم در آتش و نگاهم پرده خون است. جان به مستی بگذرد عمر به کوفتی گل کند؟ پس کی این باغ آواز بلبل کند؟ دریغا چه دلی رفت بر باد، چه امیدی در خاک، چه حیاتی ناپاک!

photo content
+1

تظاهر می‌کنیم جالب شده

photo content
+1

ببخشید یعنی می‌خواید بهم بگید فقط من توی پنج/شیش سالگی اینا اسطوره هام بودن؟