«آبنبات هل دار »
Open in Telegram
1 407
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-3830 days
Posts Archive
1 407
«اذا كانت المرأة الجميلة جوهرة فالمرأة الفاضلة كنز..»
اگر زن زیبا جواهر باشد، زن فرهیخته گنج است...
1 407
#معرفی_فیلم
هیچی نگو (Don't Say a Word) فیلمی در ژانر تریلر روانشناسانه به کارگردانی گری فلدر و نویسندگی آنتونی پکهام و پاتریک اسمیت کلی با بازی مایکل داگلاس است. این فیلم با نقدهای منفی از سوی منتقدان مواجه شد اما در گیشه موفق بود و با بودجه ۵۰ میلیون دلاری در دنیا ۱۰۰ میلیون دلار درآمد کسب کرد.
دکتر نیتان کانراد "داگلاس" رواندرمانگر معتبر نوجوان هاست. وقتی دختر جوان او را "کاستر" که جنایتکاری متخصص تکنولوژی حراستی است می رباید، دکتر کانراد خود را با ماجرایی کابوسی گونه رودررو می بیند.
1 407
دوستت دارم (علیرضا_قربانی) 🎧
من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم
چه شب ها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم، تو را دوست دارم!
1 407
گاهی میانِ خلوتِ جمع،
یا در انزوای خویش،
موسیقیِ نگاهِ تو را گوش میکنم!
وز شوقِ این محال،
که دستم به دستِ توست،
من جای راه رفتن
پرواز میکنم... :)
- فریدون مشیری🍁
1 407
Repost from شفیعی کدکنی
@shafiei_kadkani
ـــــــــــــــــــــــ
دربارهٔ شعر نیما یوشیج
نیما یوشیج خود «پیکرهٔ رود بلندی» است که تا بیکران گسترده است و «می رود نامعلوم» و «در کار سراییدن خویش» از «آشنایی پیام میآورد». بدانگونه که خود گفت:
رودخانهای است که از هر جای آن میتوان آب برداشت و چه رودخانهٔ پرجریان و زلالی که آبشخور آن هرگز آلوده نمی.شود. با آنکه سالها است شعرش در صفحات مجلات و برگزیدههای شعر فارسی هر روز منتشر میشود، همچنان دست نخورده و بدیع جلوه میکند.
برخلاف آنچه در آغاز، اغلب اهل ادب میپنداشتند و شاید هم امروز دستهای از جوانان و پیران را چنان عقیدهای باشد، تکنیک و فن در شعر او از عناصر اولیه و بسیار مهم به شمار میروند. در شعر او تمام ارکان فرمی شعر کلاسیک فارسی، با وسعت و گسترش قابل حیات و انعطافپذیری ادامه یافته و قابل مطالعه است. وزن و قافیه، دو عنصر اصلی قالب شعر قدیم فارسی، در شعر نیما با وسعت روینده و سازندهای هنوز به زندگی ادامه میدهند.
تخیل نیما نیز مسیری طبیعی و ساده دارد. کوچکترین حادثه در زندگی روزانه برای او الهامبخش تداعیهای شاعرانهٔ لطیف است.
از این رهگذر، او هرگز در لحظههای غیرشاعرانه زندگی نکرده است و رشتههای تداعی و تموّج ذهنی او از سادهترین رویدادهای طبیعت و زندگی روستایی مایه میگیرد.
هرگز در جستجوی لحظهٔ شاعرانه نیست و بیآنکه قصد مقایسهای در کار باشد، یادآور مولوی است که همواره در لحظهای پرشور و صمیمی از عواطف شعری سیر میکند و هرگز در جستجوی حالت آفرینش و شاعر بودن نمیماند.
همین سادگی تداعیها و طبیعی بودن رشتههای تخیل او درسی است برای مدعیان شعر امروز که با اصرار احمقانهای میپندارند که هرچه مفاهیم کلمات در مجموعه ترکیبی شعر دورتر از یکدیگر باشند، تخیل شاعر وسیع تر است!
مثلاً اگر از «زعفران» تداعی «محبس» و از محبس تداعی «جوراب ابریشمی» و از جوراب ابریشمی تداعی «شناسنامه» داشت، میگویند تخیل او نیرومند است!
تخیل نیما از این دست تخیلهای وسیع نیست. تخيل او تخیل ساده و لطیف یک روستایی است که میتوان آغاز و انجامی برای آن تصور کرد و در فاصلهٔ این آغاز و انجام، معانی ذهنی او را همچون کاروانی از رهگذران آشنا چهرهٔ زندگی دریافت و حس کرد و با زبان شعر او زمزمه کرد.
نیما پریشان گویی نمیکند، چرا که اندیشهٔ وسیع او نیازی بدینگونه تظاهرات ندارد. او رودخانهای است که در هر سویش آبشخوری لطیف و گوارا و زلال است.
از کتاب «با چراغ و آینه»
بخش نیما یوشیج
نوشتهٔ دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی
#نیما_یوشیج
۲۱ آبانماه، سالروز تولد نیما یوشیج
