en
Feedback
«آبنبات هل دار »

«آبنبات هل دار »

Open in Telegram

و ما ریشه‌هایِ تَنیده از اُمیدیم🌿✒️... ■دانشجوی کارشناسی روانشناسی

Show more
1 380
Subscribers
-124 hours
-207 days
-5130 days
Posts Archive
"سایه‌مو برداشتم و تو چمنزار کاشتمش. مثل یه گیاه رشد کرد و پخش شد، در حالی که باد آروم می‌وزید، موها و دامنِ در حالِ پرواز من، گیج شده بودن، انگار که برای همیشه داشتن کُند می‌شدن. زیر نورِ کاملِ روز، جایی که خونم خوب جریان داشت و مست نمی‌شدم سعی کردم ژست‌های فرارِ سریع رو بگیرم و سرریز شدم، مثل یه بچه که تازه از آب اومده بیرون، با یه صورتِ تمیز لبخند زدم و نگهش داشتم تا وقتی که ستاره‌های تو روحم شکستن. آیا باید اینقدر سرسبز و زیبا باشیم تا شکوفه بدیم؟ با چشمای بسته منتظر موج‌هایی هستی که هجوم میارن و می‌برن تا تاریک بشن. سعی کردم اعترافمو که بدون اشتیاق پژمرده می‌شد رنگ کنم، اما نفسم رنگ پریده بود. تو سنی بودی که فقط قلبت کافی نبود، و همه‌ی روزهات خوب بودن."
_᭪᥀ rkive

sticker.webp0.21 KB

A Quiet Romance - dialogue box.mp314.23 MB

[ و‌ ما در هیاهویِ روزگار اگر آرامیم دلمان به خدا گرم است :) ]

:
+1
:

در یازدهم آبان سال ۱۳۴۰ در تبریز صمد بهرنگی نامه‌ای برای یوسف نوشت به این شرح: «تو نوشته بودی که غیر از من دوستی نداری که با او مکاتبه کنی، و درد دلت را پیش او بگویی. عیب ندارد، غصه‌اش را نخور. آدم بعضی‌وقت‌ها حس می‌کند که احتیاج به همدردی دارد و اگر نتواند عقده‌ی دلش را باز کند کارش سخت خواهد بود. من هم اوقاتی برایم پیش می‌آید که حرف‌ها از دهنم بیرون می‌ریزد، اما کسی را نمی‌یابم که آن‌ها را به او بگویم.»

photo content
+1

زمانی که میخوایید بات رو حذف کنید گزینه بلاک رو نزنید چون اگر سوالی کرده باشید جوابم براتون ارسال نمیشه 🌱✨️

“هر دو می‌دانستند آنکه بیشتر سکوت می‌کرد، زخمی‌تر بود.”
- نازان بکر اوغلو

5567854462_1.mp32.96 MB

photo content
+1

sticker.webp0.33 KB

«کالثلج الاول انت ‏تسعدنی دون ان تشعر.» ‏مانند اوّلین برفی ‏بی‌آن‌که بدانی، خوش‌حالم می‌کنی. ‏- لاادری

sticker.webp0.11 KB

photo content
+1