en
Feedback
«آبنبات هل دار »

«آبنبات هل دار »

Open in Telegram

و ما ریشه‌هایِ تَنیده از اُمیدیم🌿✒️... ■دانشجوی کارشناسی روانشناسی

Show more
1 403
Subscribers
No data24 hours
-107 days
-4330 days
Posts Archive
sticker.webp0.09 KB

Shawn Mendes - If I Cant Have You (320) (Iromusic).mp37.32 MB

photo content
+1

sticker.webp0.00 KB

دیدی بارون رو وسط تابستون؟ واسه خدا اصلا غیر ممکنی وجود نداره🌧♥️ شبتون آروم و نیک🌿

ive_-_i_am_1.mp37.13 MB

انگار میان دود و آفتاب، هنوز می‌شود لحظه‌ای مکث کرد، نفس کشید، و با واژه‌ها به سفر رفت...

photo content
+4

sticker.webp0.00 KB

در سکوتِ جهان ، جایی میان رؤیا و بیداری، حسی می‌خزد در جانم که نامی ندارد، اما ریشه دارد نه دلتنگی‌ست، نه اشتیاق؛ چیزی‌ست شبیه به خاطره‌ای از آینده، شبیه به آشنایی با غریبه‌ای که هرگز ندیده‌ام، اما گویی هزار سال است که در جانم زندگی کرده تاسیان، آن حالِ بی‌نام، آن اشتیاقِ بی‌مقصد، آن دلتنگیِ بی‌صاحب... مثل بوی خاکِ باران‌خورده‌ای که هرگز در کوچه‌های کودکی‌ام نبوده، اما با تمام سلول‌هایم می‌شناسمش.. مثل نوری که از پنجره‌ای می‌تابد که هرگز در خانه‌ام نبوده، اما گرمایش را در استخوان‌هایم حس می‌کنم حالِ تاسیانی داشتن، یعنی دلت برای چیزی تنگ شود که هرگز نداشته‌ای، برای آغوشی که هیچ‌گاه تو را در بر نگرفته، برای واژه‌ای که هیچ‌گاه گفته نشده، برای موسیقی‌ای که هیچ‌گاه نواخته نشده، اما تو، با تمام وجود، آن را شنیده‌ای، لمس کرده‌ای، زیسته‌ای تاسیان، آن اشتیاقِ بی‌زمان، آن دلتنگیِ بی‌مکان، شاید همان جایی‌ست که روح، پیش از تولد، در آن پرسه زده... و حالا، در این جهانِ خاکی، به دنبال ردّ پای آن خاطره‌ی گمشده می‌گردد....
پ.ن : اتمام سریال تاسیان 🫠

sticker.webp0.03 KB

آدم‌ها مثل فصل‌ها عوض می‌شن؛ گاهی بی‌خبر، گاهی با طنینِ یک خداحافظیِ آرام دیروز کسی بود که با لبخندش جهان رو روشن می‌کرد، امروز شاید ردِ محوی باشه در خاطره‌ای که بوی بارون گرفته تغییر، همیشه تلخ نیست گاهی آدم‌ها بزرگ‌تر می‌شن، نه از روی غرور، بلکه از دلِ دردهایی که بی‌صدا کشیدن گاهی فاصله‌ها، نه از بی‌مهری، بلکه از نیاز به پیدا کردنِ خودِ گمشده‌ست ما یاد می‌گیریم که آدم‌ها قرار نیست همیشه همون‌طور بمونن که ما دوست داریم اونا سفر خودشونو دارن، و ما باید بلد باشیم با خاطره‌ها زندگی کنیم، نه با انتظارِ برگشتنِ کسی که دیگه اون آدمِ سابق نیست اما زیباییِ زندگی همینه؛ که هر آدمی، هر تغییر، یه فصلِ تازه‌ست توی کتابِ بودن‌مون. و ما، با دلِ پر از خاطره، ادامه می‌دیم... با پذیرش، با عشق، با امید
کتابخونه پنامبرا 🌱

photo content
+1

sticker.webp0.02 KB

شب، آرام‌ترین ترانه‌ی هستی‌ست؛  وقتی که جهان، خسته از هیاهوی روز،  در آغوش سکوت فرو می‌رود  و ماه، چون مادری مهربان،  بر پیشانی زمین بوسه می‌زند در دل تاریکی، نوری لطیف می‌تابد؛  نه از خورشید،  بلکه از خاطراتی که در دل شب زنده‌اند صدای نسیم،  چون زمزمه‌ی دعاهای بی‌صدا،  در میان شاخه‌ها می‌رقصد  و ستارگان،  چشمک‌زنان، رازهای آسمان را نجوا می‌کنند شب، لحظه‌ای‌ست برای بازگشت به خویش؛  برای شنیدن صدای دل،  برای نوشیدن جرعه‌ای از آرامش ناب،  که در هیچ بازار روز پیدا نمی‌شود در شب، دل‌ها نرم‌ترند،  اندیشه‌ها عمیق‌تر،  و امید،  چون فانوسی کوچک،  در دل تاریکی می‌درخشد...
کتابخونه پنامبرا ✨️

sticker.webp0.12 KB

شب، آرام‌ترین ترانه‌ی هستی‌ست؛ وقتی که جهان، خسته از هیاهوی روز، در آغوش سکوت فرو می‌رود و ماه، چون مادری مهربان، بر پیشانی زمین بوسه می‌زند در دل تاریکی، نوری لطیف می‌تابد؛ نه از خورشید، بلکه از خاطراتی که در دل شب زنده‌اند صدای نسیم، چون زمزمه‌ی دعاهای بی‌صدا، در میان شاخه‌ها می‌رقصد و ستارگان، چشمک‌زنان، رازهای آسمان را نجوا می‌کنند شب، لحظه‌ای‌ست برای بازگشت به خویش؛ برای شنیدن صدای دل، برای نوشیدن جرعه‌ای از آرامش ناب، که در هیچ بازار روز پیدا نمی‌شود در شب، دل‌ها نرم‌ترند، اندیشه‌ها عمیق‌تر، و امید، چون فانوسی کوچک، در دل تاریکی می‌درخشد

Florida__aZmSaW10NwM_140.mp35.99 MB