en
Feedback
ترشُحات‌یک‌مغزِمُچاله.

ترشُحات‌یک‌مغزِمُچاله.

Open in Telegram

مُعَلَّق و بی‌اِنْتِها. اگه لازم داشتی. - http://t.me/HidenChat_Bot?start=5274008642

Show more
167
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
مواظب خودتون باشید.🖤

از صمیم قلب ممنونم.

مرسی که تا الان همه تکست ها و چرت و پرتام رو خوندید و همراهم بودید.

Eshghe Bachegi - Danial The Don.mp33.89 MB

و تو پناهی در هر پیشامدِ بد.

من چگونه به افسردگی دچار می‌شوم در حالی‌که به تو تبعید شده‌ام؛ و چه از این زیباتر که انسان به زنی تبعید شود که دوستش دارد؟! -نزار قبانی.

4_5909183449431805322.mp31.68 MB

تا زمانی که این چنلُ پاک نکنم، پین میمونه.

Repost from N/a
من عاشق چشمات‌ام، ماتم، ماتم، ماتم.

+رنج‌ات چگونه است؟ -هر شب قد می‌کشد.

قبل تو هیچ بودم. راستش را بخواهی انگار از کوهی بلند پرت میشدم اما پایان نداشت سقوط آزادم. سکوت مرا فرا گرفته بود و لب‌هایم ناراضی به سخن بودند. دست‌هایم روی کاغذ خشک شده بودند و قلم در میان خشک‌سالی اشک‌هایم جولان میداد. صدای قلب‌ام را فراموش کرده بودم. شوق را معنا نمیدانستم و از هرچه ذوق بود تهی بودم. قبل تو کسی قلب مرا لمس نکرد، صدای پای کسی در آن نپیچید. اشک تنها یار چشمانم بود و مغز مچاله‌ام لبخند را از یاد برده بود. سبز بودن را از دنیایم ربوده بودند و من مانده بودم با سیاهیِ شبی که هیچگاه قبل حضورت عزم رفتن نکرد. روزها و شب‌هایی که تمام جان و روحم تکه تکه میشد، تو بودی که نگاه‌ام کردی و با چشمانت مرا سمتِ خود خواندی. برای ماندن‌ات چه کنم؟ می‌شود بگویم دوستت دارم، تو لبخند بزنی و بدانم که کمی در دلت جای دارم؟ می‌شود رفتن‌هایت را بگویی بروند پِی‌کارشان؟ می‌شود بمانی نور دلم؟ آنقدر بمانی که بپوسیم در آغوش یکدیگر! می‌شود بمانی و از این مهلکه مرا به عرش خدا یعنی آغوش‌ات برسانی؟ میمانی؟ ۰۵:۲۰

زیاد نمیمونه.

هر از چندگاهی عفونت می‌کنه و غم ترشح می‌کنه.

این یه جراحت تقریباً کهنه‌اس که باید کارشُ یه‌سَره کنم.

این خلأ ایجاد شده اصلا به الآنم مربوط نمی‌شه.