sweven
Open in Telegram
راستش خودمم نمیدونم. ✉️ https://t.me/BluChtBot?start=67a6a906b9d5a38b8d44
Show more246
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-630 days
Posts Archive
246
And now you've got to go
You look at me as though
You don't know who I am
And suddenly I know
Nothing really hurts like love
Nothing really hurts like love
246
فکر کنم از تجربه کردن اتفاقهای رندوم میترسیدم. ولی این چند وقت اخیر کارای نه چندان بزرگ ولی رندوم انجام دادم و میتونم بگم که خوب بود. نه اونقدری که بگم بهبه ولی خب بد نبود. فکر کنم لازمه که بعضی وقتا کارای عجیب و رندوم انجام بدم تا بدونم چی به چیه و حس میکنم نسبت به سال پیش بهتر شدم و انگار روابطم با آدما یکمی خوب شده، نه در حدی که میخوام ولی خب پیشرفت کوچولویی دارم. دیگه نمیدونم قراره ازش خسته بشم یا نه ولی فعلا خوبه.
246
How could a heart like yours ever love a heart like mine?
How could I live before?
How could I have been so blind?
246
بعضی وقتا یه حسی بهم دست میده که انگار قبلا تجربهش کردم و خیلی خوب بوده، یجوریه که دوست دارم با دستام محکم بگیرمش تا فراموشش نکنم و تا ابد اون حسه بمونه. خیلی عجیبه واقعا.
246
Repost from Observations Of A Neo-Harronist⋆ ੈ🍎
برای من بعضی از کتاب ها، فیلم ها و اشیا مثل بخشی از وجودم هستن. انگار دوست صمیمی کودکیم بودن که هروقت بهشون فکر میکنم هم لبخند میزنم و حتی میخندم و هم بینهایت ناراحت میشم. ناراحت میشم چون چیز های قشنگ همیشه ناراحت کننده هستن.
بعضی کرکتر ها انقدر در گذشته من پررنگ بودن که با دیدنشون و شنیدن اسمشون یاد خاطراتی میفتم که به من تعلق ندارن.
حتما این تعلق نداشتنِ چیزهایی که توی سرم از خیلی از خاطرات خودم پررنگتر هستن دلیل علاقه بیش از حدم به داشتن و نگه داشتن مشخصه هایی از انهاست که من رو بهشون نزدیک میکنه.
246
یه سری عکس تو گالریم هست که هنوز جایی نذاشتمشون ولی فعلا اینجا میذارم که بمونه. شاید هم بعدا پاک کردم نمیدونم. فعلا وسواس روانیم کرده!
