❉᭄͜͡سرزمین کتاب|𝕥𝕙𝕖 𝕝𝕚𝕓𝕣𝕒𝕣𝕪❉᭄͜͡
Open in Telegram
✾ ﷽ ✾ 📚✨ به دنیای رمانها خوش آمدی. اینجا قصهها زندهاند و هر صفحه، یک شروع تازه است 🌙📖 عشقهایی که آرام نمیمانند… و داستانهایی که مستقیم به دل مینشینند 🧡✨ ⚠️حواست باشد… یک رمان ممکن است تو را تا آخرش با خودش ببرد… 📚رمانهای عاشقانه (چاپی+فروشی)
Show more2 034
Subscribers
+1224 hours
+207 days
+14530 days
Posts Archive
❤️ رمان: #پرنیان_شفق
❤️ ژانر: #عاشقانه #خوناشامی #معمایی #هیجانی
❤️ نویسنده: #پونه_سعیدی
❤️ خلاصه:
پرونده های پایگاه محافظین نشان میدومخاندان آفرید هیچ فرزند دختری ندارد!
اما او آنجا بود، دختری با خون خالص این خاندان!
دختری که خونش هیچ بویی نداشت اما افیونش همه را اسیر تب خون کرده بود!
کسی که شاید مثل فرشته مرگ نمیکشت! اما زندگی بخش هم نبود!
❤️ رمان #دروغ_های_بیصدا
جلد هشتم
مجموعهی #زیبایی_ناقص
❤️ نویسنده: #نوا_آلتاج
❤️ مترجم: #راحیل_احمدی
❤️ ژانر: #دارک_رومنس #مافیایی #ازدواج_اجباری #عاشقانه #اروتیک #اختلاف_سنی #انتقامی
❤️ خلاصه:
دراگو
فقط یه مجازات برای جاسوسها و دروغگوها هست: یه مرگ آروم و دردناک.
و زن شیرین و فرشتهم، که همه رو تو خونهم جادو کرده بود،از مردام بگیر - حتی سگام، بدترین خائن بین همهست.
ولی انگار منم اسیر جادوش شدم
با هر لبخند، هر لباس مسخره.
دارم تقلا میکنم، و شکست میخورم.
میخوام ازش متنفر باشم، ولی در عوض، دلم میخواد بشنوم، هر دروغ بیصدایی که از لبهای مقاومتناپذیرش بیرون میاد
#جدید
❤️ رمان : #یک_غریبه
❤️ژانر: #خانوادگی #عاشقانه #قبیلهای
❤️نویسنده: #حدیث_افشارمهر
❤️ خلاصه:
میخواهی قصهای بشنوی؟ قصهای از عشقی آغشته به دروغ، دروغی که شعلهاش دامنِ زندگیهای بسیاری را گرفت. همه چیز از شبی بیستاره و دفن یک جنازه آغاز شد. سالها بعد، آرامش ظاهری دهکدهای رازآلود، با ورود ماری مرموز درهم شکست. دختری به نام ارکیده، برای جبران بدهی، در کلوبی به رقصندگی روی میآورد، اما ورق وقتی برمیگردد که مرتکب قتلی میشود؛ قتلِ مردی از مافیا که انتقامش، تمام ایل و تبارش را به دنبال قاتل میکشاند. ارکیده، برای پنهان شدن، به دهکدهای تحت فرمان رئیس قبیله ای مافیایی پناه میبرد. حال، او باید برای آزادی خود و جبران بدهیاش، به رئیس قبیله نزدیک شود… اما آیا این نزدیکی، او را از خطر نجات میدهد یا به ورطهای عمیقتر میکشاند؟..
🪷✨ســـ❅ـــوپــــ🪴ــرایــ❅ــــز✨🪷
🪷 رمان #پانیشر
🪷نویسنده : #ماه_پنهان(#هانیه_ثقفی_نیا)
🪷ژانر: #مافیایی #عاشقانه #گی
🪷تعداد صفحات :2355
🪷خلاصه:
من پانیشرم، پسری که با خنجر، گلوی خلافکارا رو هدف قرار میداد و با طعم تلخ مرگ مجازاتشون میکرد! همه چی عادی بود تا اینکه بزرگترین طعمه خودمو تحت نظر گرفتم، سر دسته بزرگترین باند قاچاق مواد مخدر؛ سوداگران مرگ..!!!
ولی نمیدونستم خودم از قبل طعمهی اون شکارچی روانی شدم و قراره تو چنگالش اسیر بشم! اسارتی که از بچگی برام رقم خورده بود و حالا بعد این همه وقت اون برگشته بود تا روزهای تلخ و ترسناک گذشتمو برام یادآوری کنه...!
#سوپرایزی
#جدید
رمان : #آمال
ژانر : #عاشقانه #پایان_خوش
نویسنده : #زهرا_ارجمند_نیا
خلاصه :
آمال ، دختر رقصنده ی پرورشگاهیه که شیطنت های غیرمجاز زیادی داره ، ازدواج سنتیش با آقای روان شناس مذهبی و جنتلمن باعث می شه بخواد شیطنت هاش و بیش تر کنه و مرد قصه رو اسیر تر ، درست شب عروسی...
رمان: #تعشق
نویسنده: #نیلوفر_قائمی_فر
ژانر: #عاشقانه #جنایی #معمایی #اجتماعی
خلاصه :
قومی هست به اسم ضمیر که در این قوم قوانین خاص و منحصر به خود خان و عشیره ی قوم هست این قوم به دو دسته ضمیرچی بالا و ضمیرچی دور تقسیم شدن و بزرگ این قوم زنی به اسم خان خاتون هست. قوانین این قوم باعث هزاران اتفاق شده مثل،فرار، عروس کُشون، قتل، زنا، کودک همسری، خون بس، عشق های ممنوعه، کینه های چندصد ساله و....و... جامعه مدرن امروز هم حتی این قوانینو تغییر ندادن و سرنوشت همچنان کارکترها رو به بازی قوانین ضمیر می گیره
رمان: #سرمست #سر_مست
نویسنده: #نگار_رازقندی
ژانر: #عاشقانه #هیجانی
خلاصه:
سایه زنی که بعد از طلاق همسرش با تنها دختری که داره تصمیم میگیره زندگی مستقلی داشته باشه اما امان از روزی که عشق سابقش درست توی همسایگی خونهش با زنی نازا در بیاد و بخواد رحمش رو اجاره بده..
رمان: #شبهای_تهران
نویسنده: #غزاله_علیزاده
ژانر: #عاشقانه #اجتماعی #درام #تاریخی
خلاصه:
شبهای تهران داستان دختری زیبا و فریبنده به نام آسیه است؛ که با وجود زندگی در یک خانواده مرفه و اصیل، از مشکلات روحی رنج می برد، به طوری که به یک شخص درون گرا و مردم گریز تبدیل شده است. آسیه در یک مهمانی با پسر جوانی به نام بهزاد آشنا می شود، که به تازگی از فرانسه به ایران برگشته است. ضلع دیگر داستان دختری است به نام نسترن، که عشق بهزاد را در قلبش میپرورد و برخلاف آسیه، شخصیتی کاملا معمولی دارد …
رمان #حضرت_میر
جلد اول
نویسنده : #آزیتا_خیری
ژانر : #عاشقانه #معمایی #انتقامی
خلاصه:
آتابِی، آیچین را نمیخواست.
دل بسته بود به سارای، اما عشق سارای سراب بود؛ سرابی که تهاش قهر بود و تلخی و یک نزاع چهلساله.
جایی باید این کدورت کهنه تمام میشد، اما نشد!
آنقدر کینه بافتند و آنقدر خشمگین بودند که عاقبتِ دخترک بینوا دفن شدن در گودالی میان درهی گورستان بود!
اما انگار یادشان رفته بود خدایی که پس ابرهای تیرهی آسمان نشسته او را هم میبیند!
تن زخمی و مجروحش عاقبت به آرامش رسید؛ آنهم میان هیاهوی روزهای تبدار تهران، وقتی آبانش به دی و بهمن پنجاه و هفت گره میخورد!
حضرت میر قصهی آلما و بهرام است،
قصهی ایرج و جور کردن تکههای یک جورچین عجیب که معمایش از شب تولد ابراهیم بنا نهاده شد؛ خیلی پیشتر از آنکه او و آذر و بقیه در دارالایتام مظفری دور هم جمع شوند.
حضرت میر قصهی کسانیست که فارغ از عقیدهی درست یا غلطشان جزئی از جامعهی ما هستند و انکارشان آنهارا از تاریخ ایران حذف نمیکند.
#پسر_بلوچ
✍نویسنده: #محدثه_ا
ژانر #عاشقانه #غمگین #مافیایی #پایان_خوش
خلاصه:
عاشقانه ای ناب میان دختر تُرک و پسر بلوچ، هیرمان پسر خونسرد و جدی، یه پسر بلوچ که دل میبره از إلای، إلای دختر مظلوم؛ اما سر زبون داری که برخلاف مخالفت خانواده ها مالکیت هیرمان و قبول میکنه و باهاش به بلوچستان میره و اونجا میفهمه که..
🔶️ #در_خلوت_یک_گرگ
🔷️ نویسنده: #فاطمه_لطفی
🔶️ ژانر: #عاشقانه #اجتماعی #درام #معمایی #راز_آلود #روانشناسی
خلاصه:
رئیس مجموعهی مشهور آژند، مرد مرموزی است که جز نام هیچ کس چیز دیگری از او نمیداند. به علت مبتلا بودن یه یک بیماری روانی، قلمروئی جدا و مستقل از آدمها دارد و به تنهایی حکمرانی میکند. کسی مجوز ورود به خلوتش را ندارد تا وقتی که...
رمان: #کرانه_های_آسمان
✍نویسنده: #مریم_عباسقلی
⛔️ژانر: #عاشقانه_طنز
⛔️خلاصه:
خدا مرگم بده، این کیه تو بغلت پسره بی شرم؟
با جیغ مامان از روی تخت و در آغوش دختری که اسمش را هم به یاد نمیآورم روی زمین میافتم.
مامان پشتش را به در کرده و جیغ میکشد
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
