232
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-330 days
Posts Archive
232
هر گونه انرژی و مهارتی که آدمها نیاز دارن تا بتونن باهاش با یه سری آدم دیگه ارتباط بگیرن، درون من هر چند روز یه بار کامل از بین میره.
232
آدمها در نهایت آسیب میبینن.
حالا آدمهایی که خودشون رو میشناسن، به خودشون آسیب میزنن. آدمهایی که علاقهای به شناختن خودشون ندارن به دیگران آسیب میزنن.
232
هیچ سودی در گفتن ناگفتههای بین ما نیست. من و تو هیچوقت حرف همدیگر را نفهمیدیم. همدیگر را دوست داریم چون این عادت زندگی ماست. به همدیگر اهمیت میدهیم فقط تا وقتی احساس قاطیاش نباشد. من و تو برای جدایی ساخته شدیم نه کنار هم بودن.
232
دلم میخواد این شلوغی و جنبوجوش آدمها وسر و صدای دنیا رو یه چند روزی خاموش کنم. بعد برم تو اتاقم بشینم بدون هیچ حرکت اضافی و فقط به دنیای خودم فکر کنم.
232
احساساتم را به حرف میکشد. کلمهها درون ذهنم میشکنند. برای حرف زدن انگار باید خرده شیشه تف کنم. آخر حرف زدنهایم یک دهان زخمی و خونیست. همینقدر زشت، چندش، رقتانگیز.
232
همش بهم میگن: باید تو جامعه باشی و ارتباط بگیری، اگه یه روزی به آدمها نیاز پیدا کردی چی؟! من جایی که دورم پر آدم بود کاملا بیکس بودم. تنها بودم. اوج تنهایی رو بین همین آدمها تجربه کردم. نیاز؟؟ کی گفته اگه نیاز داشته باشی کسی نیازت رو برطرف میکنه چون فقط تو نیاز داری؟
232
برای آزردن خودم پیشقدم شدم. حالا که قرار بر اذیتشدن من است خودم اینکار را میکنم. زحمتش پای خودم. اینکار را میکنم و به خودم تحمل و گذر از این عذاب را میآموزم.
232
Repost from N/a
+با اینکه دست و پا چلفتیام هنوز مفیدم، درسته؟ –منظورت از "دست و پا چلفتی" چیه؟ به دنیات آوردم که بتونی به بقیه خدمت کنی؟ –به درختها و چمن توی چمنزار نگاه کن. اگه مردم بخورنشون و ازشون استفاده کنن بهشون میگن قابل استفاده، اما اگه کسی ازشون استفاده نکنه همین که توی چمنزار هستن ذاتا خوبه.
232
به لحظههایی از تمام شدن که فکر میکنم امیدوارتر و واقعیتر نفس میکشم. نه اینکه از تمام شدن خوشحال باشم، فقط متوجه واقعیتی که تمام نشده میشوم. متوجه اینکه هنوز ادامه دارد. هنوز جریان دارد. هنوز میتوانم حسش کنم. احتمالا عشقِ درونم، به پایان که فکر میکند بیدارتر میشود.
