en
Feedback
کانون ادبی دانشجویان فنی_کاف

کانون ادبی دانشجویان فنی_کاف

Open in Telegram

قلنداران حقیقت به نیم جو نخرند........... قبای اطلس آن کس که از هنر عاری است

Show more
223
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
🎵اولین دورهمی رادیو کاف
+1
🎵اولین دورهمی رادیو کاف

🔵 یادآوری 🎵فردا اولین دورهمی رادیو کاف برگزار میشه منتظرتون هستیم! ❗️دانشجویانی که از خارج دانشگاه ثبت نام کردند حتما کارت دانشجویی همراه داشته باشند . اگر دانشجو نیستید حتما کارت شناسایی معتبر همراه خود داشته باشید. 🟠در صورت وجود هرگونه مشکل با آیدی @kaf_info در ارتباط باشید. 🟣با تشکر از همراهی شما با توجه به ظرفیت محدود امکان ثبت نام تنها تا ساعت ۲۴ امشب وجود دارد.

اگر شاهنامه نبود، زبان فارسي از دست مي‌رفت؟ جلال خالقي‌مطلق، مصحح نامدار شاهنامه در شروع سخنان خود گفت: در آلمان يك روز يك دانشجوي آلماني از من پرسيد آيا اين راست است كه اگر شاهنامه نبود، زبان فارسي از دست رفته بود؟ پاسخي كه من به آلماني دادم «يين» بود كه آميخته‌اي از «يا» به معني بله و «ناين» به معني نه بود. گرچه من همه عمرم را با شاهنامه گذرانده‌ام ولي واقعيت اين است كه ما نبايد هيچ‌وقت در هيچ زمينه‌اي غُلو كنيم چون غلو در يك زمينه باعث بي‌انصافي در مورد ديگران مي‌شود. او ادامه داد: به تصور من، خيلي كساني پيش و پس از فردوسي بودند كه براي استمرار و پايداري زبان فارسي كوشش كردند اما شاهنامه و فردوسي نقطه اوج قرار گرفت. افرادي كه ما امروز نام خيلي از آنها را نمي‌دانيم چون آثاري كه از قرن سوم، چهارم و پنجم به دست ما رسيده، بسيار اندك است و در نتيجه ما خيلي مطالب را نمي‌دانيم و چه بسا اشخاصي كه درباره زبان فارسي و هويت ملي ما بسيار كوشش كرده‌اند ولي گمنام‌اند. در نتيجه ما فقط چند تن در اين حوزه مي‌شناسيم و از آنها ياد و سپاسگزاري مي‌كنيم. بنابراين شايد قبل از يعقوب هم كساني بوده‌اند ولي نخستين كسي كه ما در اين زمينه مي‌شناسيم، يعقوب ليث صفاري با آن جمله معروف «چيزي كه من اندر نيابم، چرا بايد گفت» در برابر قصيده شاعري است كه او را با زبان عربي مدح گفته بود. البته ما امروز متوجه اهميت اين جمله هستيم ولي گمان نمي‌كنم آن ‌طور كه بايد و شايد اهميت آن را در ظرف زمان خودش متوجه باشيم. https://www.etemadnewspaper.ir/fa/Main/Detail/140462 @shahnameh1000

🌸🌸🌸🌺🌺🌺🌸🌸🌸 آز و تعصب رستم در دو دوره از زندگی خود دو‌ نوع مبارزه را مشخص می‌کند: یکی با آز و دیگری با تعصّب. دیوِ آز در تفکر مزدیسنا، مهمترین همدستِ اهریمن در نبرد با اهورا مزدا شناخته می‌شود و در موعود زرتشتی برای آنکه رستگاریِ بشر تحقق پیدا کند، باید او نخست، همهٔ قدرت خود را از دست بدهد. در روایت ملّی نیز (شاهنامه) سهمگینیٍ آز کمتر از روایت دینی نیست. ضحّاک و افراسیاب بر اثر آز به تبهکاری رانده می‌شوند. همهٔ رنج و فساد بشر از آز ناشی می‌شود و کیخسرو از بیم آن از پادشاهی کناره می‌گیرد. مرحلهٔ نخست پیکار رستم با آز افراسیابی است. افراسیاب چشمِ طمع به آبادی و نعمت ایرانشهر دوخته است. می‌خواهد آن را از آن خود کند برای این منظور و برای حفظ سلطهٔ اهریمنی خویش از انهدام و ریختن خون مردم و ریختن خون بی‌گناهان (مانند افریرت و سیاوش) ابا ندارد. او نیز مانند ضحاک، آبادی خود را در خرابی می‌بیند. آز در مفهوم کلی خود فزون‌طلبی است. اقلیّتی قدرتمند می‌خواهند که همهٔ مواهب دنیا و ثروت از جمله فرمانروایی را در انحصار خود داشته باشند. پس، آزادی دیگران را آفت این انحصار می‌بینند و برای جلوگیری از تجاوز به این انحصار، به خود حق می‌دهند که دیگران یعنی اکثریت مردم را در دایرهٔ محدودی مقیّد دارند و اجازه ندهند که از آن پای فراتر نهند. در محدودهٔ این دایره و با تصویب خود آنها، هر چه گفته شود و کرده شود، مجاز است؛ ولی به محض آن که کسی خواست پای از آن بیرون نهد مجازات‌های سنگین در انتظارش خواهد بود. به همین سبب سرکشی‌های سیاسی (مسلکی و دینی نیز که وابسته به آن می‌شود) همواره گذشت‌ناپذیر شناخته شده است. انوشبرده ساسانی‌ها گواه روشنی بر این معناست. اما آز، تنها در دیگران دشمن آزادی قرار نمی‌گیرد. آز خودی زبانش کمتر از آز بیرونی نیست. این آز، دوم در درون شخص او را از شناخت گوهر آزادی باز می‌دارد و موجب می‌شود تا آن را با کالای کم‌بهای لذت‌های حقیر مبادله کند. بنا به فرمان این آز خانگی است که اکثریت، به ستم اقلیت گردن نهاده‌اند. و.... مرحلۀ دوم پیکار رستم با تعصب است! که در نبرد با اسفندیار نموده می‌شود. «تعصب» -چنان‌که می‌دانیم- پافشاری بر حق بودن یک فکر و باطل بودن همۀ اندیشه‌های دیگر است، و این فکری که برحق شمرده می‌شود جز خود چیزی را نمی‌بیند و همۀ کسانی را که خارج از دایرۀ اویند، دشمن می‌انگارد و تا آنها رابه زیر بیرق خود نیاورد آرام نمی‌گیرد! به این حساب، عجیب نیست که تعصب گاه‌بگاه در خدمت آز قرار گیرد. آز که خواستار حفظ امتیازهای خود، و یا جویندۀ سیری‌ناپذیر افزایش است، خدمتگزاری بهتر از تعصب نمی‌یابد.از اینجاست که می‌بینیم که قدرت و ثروت می‌کوشیده‌اند تا با مسلک‌های متحجر و انحصارپسند وصلت کنند! داستان داستان‌ها [رستم و اسفندیار در شاهنامه] زنده‌یاد استاد محمدعلی اسلامی ندوشن، ص ٧٨-٧٧ https://t.me/kaf_ut

آیا میشه گفت ژانر خاصی از موسیقی نسبت به بقیه برتری ذاتی داره ؟ آیا موسیقی خوب سلیقه ای هستش ؟ تا ۳۰ بهمن که دور هم جمع بشیم و درباره ی موسیقی گپ بزنیم، ژانر مورد علاقت چیه ؟
Anonymous voting

🔊 کانون ادبی دانشکدگان فنی دانشگاه تهران "کاف" برگزار می‌کند: 📻اولین دورهمی رادیو کاف📻 🟡گپ‌وگفت صمیمانه پیرامون دنیای‌ پا
🔊 کانون ادبی دانشکدگان فنی دانشگاه تهران "کاف" برگزار می‌کند: 📻اولین دورهمی رادیو کاف📻 🟡گپ‌وگفت صمیمانه پیرامون دنیای‌ پادکست و جهان موسیقی 🎙️با حضور بردیا برجسته‌نژاد خالق پادکست آلبوم  ⏱️ دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۲ - ساعت ۱۵ 📍خیابان امیرآباد شمالی، دانشکدگان فنی دانشگاه تهران، ساختمان مرکزی، طبقه همکف، آمفی‌تئاتر دانشکده معدن ⚪️حضور برای دانشجویان سایر دانشگاه ها آزاد است. ✅ لینک ثبت‌نام‌ رایگان: https://forms.gle/M1DmLgjVeLKKhSRN7 یا نام و نام خانوادگی خود را به ایدی @kaf_info ارسال کنید. 💬 ارتباط با ما: ‌@kaf_info کانال: https://t.me/kaf_ut

#کانون_فنی_کاف #فردوسی #شاهنامه @kaf_ut
#کانون_فنی_کاف #فردوسی #شاهنامه @kaf_ut

#کانون_فنی_کاف
#کانون_فنی_کاف

#کانون_فنی_کاف
#کانون_فنی_کاف

چرا شاهنامه بخوانیم ؟✨ #کانون_فنی_کاف

#کانون_فنی_کاف

سخت خوش است چشم تو و آن رخ گلفشان تو دوش چه خورده‌ای دلا راست بگو به جان تو فتنه گر است نام تو پرشکر است دام تو باطرب است جام تو بانمک است نان تو مرده اگر ببیندت فهم کند که سرخوشی چند نهان کنی که می فاش کند نهان تو بوی کباب می‌زند از دل پر فغان من بوی شراب می‌زند از دم و از فغان تو خوبی جمله شاهدان مات شد و کساد شد چون بنمود ذره‌ای خوبی بی‌کران تو باز بدید چشم ما آنچ ندید چشم کس باز رسید پیر ما بیخود و سرگران تو هر نفسی بگوییم عقل تو کو چه شد تو را عقل نماند بنده را در غم و امتحان تو هر سحری چو ابر دی ببارم اشک بر درت پاک کنم به آستین اشک ز آستان تو مشرق و مغرب ار روم ور سوی آسمان شوم نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو زاهد کشوری بدم صاحب منبری بدم کرد قضا دل مرا عاشق و کف زنان تو از می این جهانیان حق خدا نخورده‌ام سخت خراب می‌شوم خائفم از گمان تو صبر پرید از دلم عقل گریخت از سرم تا به کجا کشد مرا مستی بی‌امان تو شیر سیاه عشق تو می‌کند استخوان من نی تو ضمان من بدی پس چه شد این ضمان تو ای تبریز بازگو بهر خدا به شمس دین کاین دو جهان حسد برد بر شرف جهان تو #مولانا #کانون_فنی_کاف @kaf_ut

اگه‌ به ایده‌پردازی علاقمندی، حتی اگه تجربه‌ای در این زمینه نداشته باشی، جات توی تیم ایده پردازی کاف خالیه... کافیه به این آی
اگه‌ به ایده‌پردازی علاقمندی، حتی اگه تجربه‌ای در این زمینه نداشته باشی، جات توی تیم ایده پردازی کاف خالیه... کافیه به این آی‌دی پیام بدی: @Sara_Baruni کانال کانون ادبی کاف: @K_Adabi_fani

برای تغییر ایجاد کردن برای عملی شدن ایده‌هات ازت دعوت می‌کنیم مدیر رسانه تیم کاف باشی... اگه در این زمینه فعالیتی نداشتی، نگر
برای تغییر ایجاد کردن برای عملی شدن ایده‌هات ازت دعوت می‌کنیم مدیر رسانه تیم کاف باشی... اگه در این زمینه فعالیتی نداشتی، نگران نباش کافیه به این آی‌دی پیام بدی: @Sara_Baruni کانال کانون ادبی کاف: @K_Adabi_fani

"به نام خداوند جان و خرد" 🌷🌷 همه راست گوييد و نيكى كنيد دلِ نيكْ پى ، مردمان مشكنيد 🌷 به نيكى گراييم و پَيمان كنيم بداد و
"به نام خداوند جان و خرد" 🌷🌷 همه راست گوييد و نيكى كنيد دلِ نيكْ پى ، مردمان مشكنيد 🌷 به نيكى گراييم و پَيمان كنيم بداد و دِهِش تَن گروگان كنيم 🌷🌷 ٢٥٨٢/٩/٢٤(كوروشى) و ١٤٠٢(خورشيدى)

#پند_شاهنامه چو #شادی بکاهد بکاهد روان #خرد گردد اندر میان ناتوان              به خط نخست آفرين گستريد بدان دادگر كو زمين آفريد از اوى است #شادی از اوى است زور خداوند ناهيد و بهرام و هور            همیشه بزی #شاد و روشن روان همیشه خرد پیر و بختت جوان #فردوسی_بزرگ✍👑 پگاه آدینتون به نیکی وشادی، امید دارم که همواره تندرست باشيد و شاد سرتان پر ز دانش، دلتان پر ز داد 🍁🍁🍁🍁🍁

٠٠ بر همين دامنه ى البرز، سالِ نو در چه روزهاى غم آلود يا شادى آورى آغاز گرديده ، چه بيم و اميدها براَنگيخته! بهارهايى با كام
٠٠ بر همين دامنه ى البرز، سالِ نو در چه روزهاى غم آلود يا شادى آورى آغاز گرديده ، چه بيم و اميدها براَنگيخته! بهارهايى با كامروايى و سربلندى و سبزبختى فراز آمده و بهارهايى با ماتم و خاموشى و شرمسارى ؛ ليكن همه ى اين روزهاى شاد و ناشاد بر ايرانِ كُهَنسال گذشته است،و ايران به رغمِ همه ى حادثات ،به رغمِ همه ى افتادنها و برخاستنهايش هنوز زنده است٠ من در قعرِ ضميرِ خود احساسى دارم ،چون گواهى گوارا و مبهمى كه گاه به گاه بر دل مى گذرد، و آن اينست كه رسالتِ ايران به پايان نرسيده است ،و شكوه و خُرّمى او باز خواهد گشت٠ من يقين دارم كه ايران مى تواند قد راست كند،كشورى نام آوَر و زيبا و سعادتمند گردد ، و آنگونه كه در خورِ تمدّن و فرهنگِ سالخوردگى اوست،نكته ها بسيارى به جهان بياموزد ٠

مرا دخمه در شهر ایران کنید... نبشته برین گونه بُد بر سرم غمِ کرده‌های کَهُن چون خورم ز تارک کنون آب برتر گذشت غم و شادمانی هم
مرا دخمه در شهر ایران کنید... نبشته برین گونه بُد بر سرم غمِ کرده‌های کَهُن چون خورم ز تارک کنون آب برتر گذشت غم و شادمانی همه باد گشت نبشته چنین بود و بود آنچه بود نبشته نه کاهد، نه هرگز فزود همان پند تو یادگار منست سَخُنهای تو گوشوار منست ز بدها جهاندارتان یار بس مگویید ز اندوه و شادی به کس نبودم به گیتی جزین نیز بهر سرآمد کنون، رفتنی‌ام ز دهر مرا دخمه در شهر ایران کنید به ری کاخِ بهرام ویران کنید بَرو هر کسی زار بگریستند به درد دل اندر همی‌زیستند همی خون خروشید خواهر ز درد سخنهای او یک‌به‌یک یاد کرد ز تیمار او شد دلش به دو نیم یکی تنگ تابوت کردش ز سیم، به دیبا بیاراست جنگی‌تنش قَصَب کرد در زیر پیراهنش همی‌ریخت کافور گِرد اندرش بدین گونه‌بر تا نهان شد سرش چنین است کار سرای سپنج چو دانی که ایدر نمانی، مرنج شاهنامه فردوسی، دفتر هشتم (پادشاهی خسرو پرویز)، تصحیح استاد جلال خالقی مطلق، چاپ ششم، تهران، انتشارات دایرةالمعارف، ۱۳۹۶، صص ۲۰۰-۲۰۶. 🌲با سپاس از انجمن شاهنامه خوانی هما🌲 💎کانال دکتر محمّد‌علی اسلامی نُدوشن 🆔 @sarv_e_sokhangoo