کانون ادبی دانشجویان فنی_کاف
Open in Telegram
قلنداران حقیقت به نیم جو نخرند........... قبای اطلس آن کس که از هنر عاری است
Show more223
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Data loading in progress...
Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
December '24
December '24
+25
in 3 channels
November '24
+273
in 2 channels
Get PRO
October '240
in 2 channels
Get PRO
September '240
in 3 channels
Get PRO
August '240
in 0 channels
Get PRO
July '240
in 1 channels
Get PRO
June '240
in 0 channels
Get PRO
May '240
in 3 channels
Get PRO
April '24
+77
in 0 channels
Get PRO
March '240
in 0 channels
Get PRO
February '24
+146
in 5 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 21 December | 0 | |||
| 20 December | +1 | |||
| 19 December | 0 | |||
| 18 December | 0 | |||
| 17 December | +1 | |||
| 16 December | 0 | |||
| 15 December | +2 | |||
| 14 December | +7 | |||
| 13 December | +1 | |||
| 12 December | +1 | |||
| 11 December | +1 | |||
| 10 December | +9 | |||
| 09 December | +1 | |||
| 08 December | 0 | |||
| 07 December | +1 | |||
| 06 December | 0 | |||
| 05 December | 0 | |||
| 04 December | 0 | |||
| 03 December | 0 | |||
| 02 December | 0 | |||
| 01 December | 0 |
Channel Posts
🟡آغاز نشستهای هفتگی شاهنامهخوانی🟡
جستار نشست نخست:
✔️آشنایی با نشستهای شاهنامهخوانی
✔️دیباچه
📚بر اساس نسخه دکتر جلال خالقیمطلق
🕟دوشنبهها-ساعت ۱۶:۳۰
📍دانشکده معدن دانشکدگان فنی دانشگاه تهران- کلاس شماره ۵
✅ثبتنام و اطلاعات بیشتر: @kaf_info
کانال تلگرام کاف:@kaf_ut
گروه تلگرام (پرسش و پاسخ):
https://t.me/+TRPFq32rLG83ZjE0
| 2 | ✔️رویکرد زندگی معنادار
✍️مصطفی ملکیان
🔹از آنجا که انسان معنوى بايد رضايت باطن داشته باشد، نبايد با خودش نزاع داشته باشد. ما وقتى نزاعمان با ديگران تمام مىشود نزاعمان با خودمان شروع مىشود، اين كه خواب به چشممان نمىرود، اينكه از اين پهلو به آن پهلو مىشويم، به اين خاطر است كه از خودمان بدمان مىآيد و از خويش متنفريم. از همه اينها مهمتر اين است كه بايد زندگى براى انسان معنوى، معنادار باشد. اينگونه نباشد كه خيال كنيم پدر ومادر ما را به زور به دنيا آوردند، حال بايد بگذاريم شصت، هفتاد سال بگذرد تا برگرديم به جائى كه از آنجا آمدهايم بلكه بايد فكر كنیم كه اين هديهاى است كه به ما داده شده و اين هديه را بايد براى كسب چيزى ارزشمندتر از خودش صرف كنیم.
🔹به نظر من براى انجام اين كار بايد، تقدم و تأخرها عوض شوند؛ يعنى بجاى اينكه اول فقه آموزش داده شود بعد كلام و بعد اخلاق، اول بايد به اخلاق جوانان توجه كنيم، كارهاى عميق اخلاقى كنيم بعد كارهاى الهياتى وكلامى و در رتبه آخر هم كارهايى كه مربوط به فقه و ظواهراعمالى، كه ما درست عكس اين را عمل مىكنيم. من در جاى ديگر هم نوشتهام (مقاله اسلامى شدن دانشگاه) ما به دانشگاههايى كه جوانان معنوى پرورش دهد نياز داريم، نه جوانانى كه امروز نه براى خودشان نفعى دارند نه جامعه از آنها نفعى مىبرد، چرا كه همه چيزشان دستخوش يك نوع ماديت اخلاقى است. من بارها گفتهام: از نظر فلسفى، مادى نيستند، اگر از اكثرشان بپرسى خدا را قبول دارى يا نه چه بسا مىگويند قبول دارند، زندگى پس از مرگ را قبول دارند؛ يعنى به لحاظ فلسفى ماترياليسم نيستند، اما از نظر اخلاقى ماترياليسماند. يعنى چنان زندگى مىكنند كه گويى خدايى در كار نيست، زندگى پس از مرگى در كار نيست، اين را مىگويند ماديت اخلاقى. این روحیه بايد از جوانان ما گرفته شود و به جايش معنويت اخلاقى پديد آيد و متأسفانه ما به اين مهم نمي پردازيم. | 0 |
| 3 | بورخس همیشه از این پرسش که «فایدهی ادبیات چیست؟» برآشفته میشد. او این پرسش را ابلهانه میشمرد و در پاسخ آن میگفت «هیچ کس نمیپرسد فایدهی آوازِ قناری و غروبِ زیبا چیست.» اگر این چیزهای زیبا وجود دارند و اگر به یُمنِ وجود آنها، زندگی حتی در یک لحظه کمتر زشت و کمتر اندوهزا میشود، آیا جستجوی توجیه عملی برای آنها کوتهفکری نیست؟
@kaf_ut
#معرفی_کتاب | 0 |
| 4 | شیخی به چُرت بود که زنش وارد شد
و به تعجیل بگفتا:
شیخا چه نشسته ای که آش شله قلمکار دهند
اندر هیئت
پس شیخ به عبا شد
و با دیگ، سمت دروازه پیش گرفت..
چون رسید کوی هیئت را،
خیل خلق بدید در آشوب و هیاهو
در اندیشه شد که نوبتش نیاید و شکم در حسرت بماند
ره زِ میان صف گشوده،
بالای دیگ برسید
دیگ آش نیمه یافت
پس آشپز را بگفت: دست نگاهدار که نذری را اشکالی هست شرعی
آشپز بگفت: از چه روی ای شیخ؟
خلق نیز به گوش شدند
شیخ بگفت:
قصاب بدیدم به بازار که گوسپندِ تازه ذبح بکرده،
سر به کناری نهاده بود.
چون زِ سر بگذشتم،
حیوان به ناله و اشک شد که قصاب آب نداده هلاکم نمود...
هم از این روی حرام باشد آن گوشت و این شله!
مردم را ولوله افتاد و آشپز را پرسش که حال که کار زِ کار بگذشته ، چه باید کرد شیخا؟
شیخ بخاراند ریش را و بگفتا:
خُمس آش به شیخ دهید حلال شود!
پس خلق بگفتند آشپز را ،
که خُمس دهی حلال شود،
به زِ آنست که کُلِ آن حرام شود!
پس آشپز دیگ زِ شیخ بستاند و آش اَندر بِکرد!
خلق شادمان شده
شیخ را درود گفته صلوات بفرستادند.
خشتمال که حکایت بدید و بشنید،
شیخ را جلو گرفته بگفتا:
این چه داستان بود که کردی؟
چه کَس دیده که گوسپندِ سر بریده سخن گوید،
ای فریبکار؟
شیخ بگفت:
مهم آش است که به این دیگ شد!
اَلباقی نه گناه من است،
که خلق را اگر میل به خریت باشد
همه کس را حلال باشد به سواری...
رساله ی دلگشا
عبید زاکانی | 0 |
| 5 | با این امید سال به سر بردم، ای دریغ!
غافل که بخت، کار من از بد بتر کند
در موسمی که مرغ کند تازه آشیان
شاهم ز آشیان کهن دربهدر کند
در خانه پنج طفل و زنی رنجدیده را
گریان ز هجر شوهر و یاد پدر کند
شاها روا مدار که بر جای هفتسین
با هفتشین کسی شبِ نوروز سر کند
شکوا و شیون و شغب و شور و شین را
با ذکر شه شریک دعای سحر کند
🪴ملکالشعرای بهار | 0 |
| 6 | 🍀زیباترین روحیهی سنّتیِ ما، عشق به بهار و نوروز است و ما مردم، علیرغمِ این همه مصیبت و مصیبت زدگی چه استعدادی برای زندگی و شادمانی داریم.
📚کتاب نون نوشتن اثر محمود دولت آبادی شامل مجموعه ای از یادداشت هاست؛ یادداشت هایی که از سال ۵۹ تا ۷۴ درباره ی زندگی کاری و شخصی اش نوشته است. اکثر این یادداشت ها تلخ اند و وصف حال پریشان نویسنده؛ داستان سختی هایی که هنگام نوشتن کلیدر متحمل شده، ناگفته هایی که در روزگار سپری شده ی مردم سالخورده به نگارش در آورده، بخل و حسادت هایی که گاها آرامشش را سلب کرده و حاصل آن همه درد و مشقت چیزی نبوده جز انزوا و افسردگی!
✍️نون نوشتن
محمود دولت آبادی
@kaf_ut
#معرفی_کتاب | 0 |
| 7 | چو خورشید تابان میان هوا
نشسته بر او شاه فرمانروا
جهان انجمن شد بر آن تخت اوی
شگفتی فرو مانده از بخت اوی
به جمشید بر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فورَدین
بر آسوده از رنج، تن دل ز کین
بزرگان به شادی بیاراستند
می و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ از آن روزگار
به ما ماند از آن خسروان یادگار
به امیدِ ایرانِ آزاد و شاد
دلِ مردمان یک به یک شادباد
فردوسی بزرگ
نوروز ٢٥٨٣ بر همه جهان، به ويژه ايرانيان خجسته باد
🍷🍷🍷
🌹کانون ادبی فنی_کاف🌹 | 0 |
| 8 | 🌱نوروزتان پیروز
آرزو می کنیم که در سال جدید بیش تر کنار هم باشیم، بهتر نگاه کنیم، بیش تر کتاب بخونیم و آرزوهامون رو فراموش نکنیم | 0 |
| 9 | به مناسبت روز ملی شدن صنعت نفت
کسی که افسر همت نهاد بر سر خویش
به دست کس ندهد اختیار کشور خویش
بگو به سفله که در دست اجنبی ندهد
کسی که نان پدر خورده، دست مادر خویش
چه غم عقیدهٔ ما را اگر به قول سفیه
کسی به کشور خود گرد کرده لشگر خویش
در آب و خاک و هواهای خویش آزادیم
رقیب گو بگدازد میان آذر خویش
حقوق نفت شمال و جنوب خاصهٔ ماست
بگو به خصم بسوزان به نفت پیکر خویش
ز من بهار بگو با برادران حسود
به رایگان نفروشد کسی برادر خویش
ملکالشعرای بهار
@kaf_ut | 0 |
| 10 | سالروز پایان سرایش شاهنامه
فردوسی بزرگ، پس از فارغ شدن از داستان یزدگرد شهریار چنین میسراید:
چو بگذشت سال از برم شست و پنج
فزون کردم اندیشهٔ درد و رنج
به تاریخ شاهان نیاز آمدم
به پیش اختر دیرساز آمدم
سپس از کسانی که قدر سخن او را ندانستند و «نبشتند یکسر همه رایگان» گلهگزاری میکند و از حامیانش نام میبرد و حقگزاری میکند. سپس این دو بیت را اندر تاریخ گفتن شاهنامه میآورد:
سرآمد کنون قصهٔ یزدگرد
به ماه سفندارمد روز اِرد
ز هجرت شده پنج هشتاد بار
به نام جهانداور کردگار
اگر ضبط این بیت را اینگونه بپذیریم، که در شاهنامه تصحیح خالقی مطلق که دقیقترین و پاکیزهترین تصحیح فعلی شاهنامه است آمده، و بدانیم که در گاهشماری زرتشتی/اوستایی، روز ارد مطابق ۲۵ام ماه است، روز پایان سرایش شاهنامه ۲۵ اسفند سال ۴۰۰ هجری است.
@kaf_ut | 0 |
| 11 | ۲۵ اسفند زادروز هوشنگ گلشیری از تاثیرگذار ترین نویسندگان زبان فارسی است.
شازده احتجاب از مهم ترین آثار اوست .
“آنقدر عزا بر سرمان ریخته اند که فرصت زاری نداریم”
@kaf_ut | 0 |
| 12 | ۲۲ اسفند ماه سالروز درگذشت ایرج میرزاست.
ایرج میرزا فرزند غلامحسین میرزای قاجار و او پسر ملک ایرج بن فتحعلی شاه است، پدران او تا فتحعلی شاه همه شاعر بودند. خودش از شاعران دوره مشروطه بود و اشعاری با مضامین متفاوت از وی موجود است. او شخصیتی متجدد بود، زبان فرانسه میدانست و خطی خوش داشت.
شعر زیر از خاطره انگیزترین آثار اوست:
کلاغی به شاخی شده جای گیر
به منقار بگرفته قدری پنیر
یکی روبهی بوی طُعمه شنید
به پیش آمد و مَدحِ او برگزید
بگفتا سلام ای کلاغ قشنگ
که آیی مرا در نظر شوخ و شنگ
اگر راستی بود آوایِ تو
به مانند پرهای زیبای تو
در این جنگل اندر سَمَندَر بدی
بر این مرغ ها جمله سرور بُدی
ز تعریف روباه شد زاغ شاد
ز شادی نیاورد خود را به یاد
به آواز کردن دهان برگشود
شکارش بیُفتاد و روبَه ربود
بگفتا که ای زاغ این را بدان
که هر کس بود چرب و شیرین زبان
خورد نعمت از دولت آن کسی
که بر گفتِ او گوش دارد بسی
چنان چون به چربیّ نطق و بیان
گرفتم پنیرِ تو را از دهان
@kaf_ut | 0 |
| 13 | 🌲به مناسبت روز بزرگداشت حکیم نظامی🌲
مسألهی منظومههای نظامی، این منظومهها کاملاً با هم متفاوت هستند، یعنی او خواسته است در هر زمینهای طبعآزمایی کرده باشد. یکی اندرزی است مثل «مخزن الأسرار»، دو تا مربوط به ایرانِ پیش از اسلاماَند مثل «هفت پیکر» و «خسرو و شیرین». دو منظومهی عاشقانه است، «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون»، و یکی هم حماسهوار که به همان وزن شاهنامه سروده شده...
بنابراین شخصیّتی که نظامی دارد یک شخصیّتِ مرکّب است، شخصیّتِ تلفیقی. بر سر هم آدم خوبی به نظر میآید: صادق، پارسا مَنِش و گوشهنشین، هم علاقمند به فرهنگ و هم یک مسلمانِ معتقد، یک ایرانیِ علاقمند به مسائلِ ایران، دلبسته به ایرانِ گذشته، معتقد به قهرمانهای ایرانی، پایبند و علاقمند به شاهنامه و به حماسههای گذشتهی ایران. در عین حال یک شخصیّتِ دوگانه در او نمودار است: هم زاهد مَنِش و هم حُسنپرست. خودش میگوید که هیچ وقت لب به شراب نزده، در حالی که نوشیدن رسمِ رایجِ زمان بوده، همهی مردمی که نظیر او بودند راحت شراب مینوشیدند. همین گونه نصیحتهایی که به فرزندش دارد یا مسائلی که در مخزن الأسرار پیش آورده، در آنها روحِ عارفانهی خود را نشان میدهد. البتّه این جنبه را هم داشته که خیلی عاشق پیشه باشد، در مقابلِ «زن» بیقرار باشد، حالا تا چه اندازه در عمل و در زندگی دنبالِ این کار بوده درست روشن نیست. از گفتارهایی که دارد، از زنهایی که آنها را وصف میکند، چنین مینماید که مردِ زندهدل و خواهشناکی بوده و تا آخر عمر، یک پیرِ زندهدل باقی مانده. نظامی مرا به یاد داستان «پیگ مالیون» در اسطورهی یونانی میاندازد، پیگ مالیون یک مجسّمهسازِ یونانی بود، یک هنرمند خیلی معتبر، مجسّمهی زنی ساخت و بعد خودش عاشق او شد، عاشق این مجسّمه، و تا آخر عمر آن را در برابر خود داشت، عاشق چیزی بود که ساخته بود. نظامی هم تا حدّی همین طور است، یک نوع رابطهی عاشقانه با قهرمانهای زنِ کتابِ خود برقرار میکند، چون طوری اوصاف آنها را جلو میآورد و میپیچد به موضوع، و ظرافتهایی به کار میاندازد که قدری بیشتر از حدّ یک شاعرِ بینظر نمود میکند، مثل این که نوعی رابطهی زنده در میانِ خود و آنان میبیند.
#از_رودکی_تا_بهار
💎کانال دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
🆔 @sarv_e_sokhangoo | 0 |
| 14 | به مناسبت ۲۱ اسفندماه روز ملی بزرگداشت « نظامی گنجوی » شعر معروف او روی برج آزادی نورافشانی شد
همه عالم تن است و ایران، دل
نیست گوینده زین قیاس، خجل
چون که ایران دل زمین باشد
دل ز تن به بود یقین باشد
@kaf_ut | 0 |
| 15 | 🌱گربمانیم زنده بر دوزیم
جامه ای کز فراق چاک شده
🌱ور نمانیم، عذر ما بپذیر
ای بسا آرزو که خاک شده
شیخ بهایی
@kaf_ut | 0 |
| 16 | خط باریک آبی (The Thin Blue Line)
• کارگردان: ارول موریس
• محصول: ۱۹۸۸، آمریکا
• امتیاز سایت IMDb به فیلم: ۸ از ۱۰
• امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز: ۱۰۰٪.
«سال ۱۹۷۶ قتلی در دالاس آمریکا اتفاق میافتد و پلیسی کشته میشود. پلیس مردی به نام رندال دیل آدامز را به خاطر آن جرم دستگیر میکند. اما رندال در تمام مدت ادعا میکند که او قاتل نیست. ارول موریس، فیلمساز مستند در طول تحقیقاتش دربارهی یک روانپزشک در ایالت تگزاس به این پرونده علاقهمند میشود. این روانپزشک به دکتر مرگ شهرت دارد؛ چرا که به عنوان روانپزشک معتمد دادگاه ایالت تگزاس، بسیاری را شایستهی اعدام دانسته است. حال ارول موریس در طول تحقیقاتش متوجه میشود که شاید رندال واقعا قاتل نباشد و اصلا شخص دیگری که او هم در زندان دیگری به خاطر جرم دیگری زندانی است، دست به این جنایت زده باشد …»
#معرفی_مستند
@kaf_ut | 0 |
| 17 | @kaf_ut | 0 |
| 18 | 💠شعر زمستان
🎙با صدای شاعر؛ اخوان ثالث | 0 |
| 19 | دهم اسفند زادروز یکی از درخشانترین شعرای معاصر ایران است؛ مهدی اخوان ثالث، م. امید.
به بهانهی زادروز او، وصف او و شعرش را از زبان بزرگان معاصر ادب فارسی میآوریم:
عبدالحسین زرینکوب میگوید:
«شعر اخوان ثالث چيز ديگری است. اين چيز ديگر نه فقط در لحن صدای او، كه زبانش را از آنچه در نزد اقران معمول است، ممتاز میدارد، منعكس است بلكه بيشتر در صداقت رندانهای كه در اين لحن «غريبه» انعكاس دارد نمايان میشود…در زمستان كه سرها در گريبان و نفسها در سينه بود، صداقت رندانهٔ وی در آهنگ ناآشنای اين زبان، به نحو بارزی دلگرمكننده شد؛ صلابتی كه در اين زبان غريبه انعكاس داشت، شايد دنيای حماسه را، كه داشت فراموش میشد، احيا میكرد.»
شفیعی کدکنی میگوید:
«شايد يكي از عوامل اصلي عظمت هنرمندان، همين نوع تناقضی باشد كه در وجود ايشان خود را آشكار ميكند… در ارتباط با اكنون و گذشته ايران، كه براي او تجزيه ناپذير بودند، او همواره گرفتار نوعي تناقض بود. عشق و نفرت، یا حب و بغض توأمان Ambivalence او، نسبت به «باغ بیبرگی» كه رمزی است از ايران معاصر انگيزهٔ زيباترين خلاقيتهای شعری اوست:
به عزای عاجلت، اي بینجابت باغ!/ بعد از آنكه رفته باشی جاودان بر باد/هر چه هر جا
ابر خشم از اشك نفرت باد آبستن/ همچو ابر حسرت خاموشبار من
و از سوي ديگر:
باغ بیبرگی كه میگويد كه زيبا نيست؟/ خندهاش خونيست اشکآميز/ جاودان بر اسب
يال افشان زردش میچمد در آن/ پادشاه فصلها پاييز»
غلامحسین یوسفی میگوید:
«اگر بخواهيم نمونههايی برجسته از شعر امروز فارسي را برگزينيم برای قطعهٔ «زمستان» بايد در آن ميان، جایی خاص در نظر گرفت؛ گويندهٔ آن نيز بیگمان از شاعران و نمايندگان
ارجمند شعر امروزست، هم به واسطهٔ طبع و قريحهٔ توانا و پروردهٔ خويش و هم بر اثر مایهوری از فرهنگ ايران و ادب فارسی.»
عباس زریاب خویی میگوید:
«اما م. امید که چنین نومید است وجودش پر از امید بود،اما برای دیگران، برای جوانان فرهنگدوست مملکت ما، برای آیندگان که بدانند فرهنگ ما نمرده است و پایان شاهنامه نیست و زمستان فسرده را بهاری پر از امید در پی است. از امید زندگی فرهنگی بارور و پرثمر بود. امید قرن معاصر ما بود و کوهی برجسته و بلند در بیابانی هموار و ملالانگیز که شاهبازها و عقابهابه سوی آن پرواز کنند و از یکنواختی بیابانها دمی بیاسایند.»
سیمین بهبهانی میگوید:
«اخوان در القای عواطف و حالات شاید در میان معاصران نظیری نداشته باشد. اخوان در این مورد مثل یک خطیب مصیبتخوان، با صدای رسا، با آواز خوش، با کلمات صریح و روشن، و با توصیف دقیق صحنهها به گریه وامیداردت: خود میشورد و میشوراندت.» | 0 |
| 20 | برای مردم تفکر همچون باری طاقت فرساست. بنابراین همان قدری که کار حرفه ای شان ایجاب میکند می اندیشند و همانقدری که برای تفریحاتِ مختلفشان لازم است و نیز برای گفتگو و بازی، که ازین رو باید طوری ترتیب داده شوند که آنها بتوانند با حداقل اندیشه ی ممکن کارشان را پیش ببرند ولی اگر در اوقات فراغتشان چنین تسهیلاتی نداشته باشند به جای اینکه کتابی به دست بگیرند و قدرت اندیشه شان را محک بزنند، ساعت ها کنار پنجره ولو میشوند و به پیش پا افتاده ترین اتفاقات چشم می دوزند و به این ترتیب واقعا برایمان میشوند مصداق این سخن آریوستو که: چه رقت آورند ساعاتِ بیکاریِ نادانان!
@kaf_ut
#معرفی_کتاب | 0 |
