en
Feedback
چوب الف | محمدصادق فرامرزی

چوب الف | محمدصادق فرامرزی

Open in Telegram

و آب‌های جهان تا از آسیاب افتاد قلم به دست شدیم و زبان درآوردیم

Show more
762
Subscribers
-124 hours
+517 days
+5030 days
Posts Archive
همه ما نهایتا به این امر واقفیم که روزی عزیزانمان می‌میرند اما ناخودآگاه از به زبان آوردنش هراس داریم ما به راحتی نمی‌گوییم «بعد از مردن پدرم، مادرم، همسرم و... فلان اتفاق می‌افتد» این لکنت مرزی میان آگاهی و تعلق ماست آگاهی به از دست دادن و تعلق به هر آنچه نباید از دست برود گویی قباحت داشته باشد که اقرار کنیم روزی مادرمان را از دست می‌دهیم... خرمشهر ۴۴سال پیش سقوط کرد و ۴۲سال پیش با رشادت هزاران جان ناتمام آزاد شده فرمانده نظامی کشور اما هنوز موقع به یاد آوردن آن سقوط، لکنت دارد، دنبال کلمه‌ای جایگزین می‌گردد، چنان که قباحت داشته باشد که بگوید مادرم، خرمشهر را از دست دادم هر چند آن جگرگوشه ایران سقوط آزاد نکرد و در پس سقوط، آزاد شد اما این انسان شریف هنوز نمی‌گوید که شهر سقوط کرد لکنت دارد و من چقدر این لکنت را دوست دارم زبانم لال باشد که روزی با کلمات شمرده‌شمرده از سقوط وطن حرف بزنم... دستبوس تمام شیرمردانی که برای این خاک جنگیدند🇮🇷 @sadeqfaramarzi

🎶 هنوزم روی دیواراش نشون گوله‌ها پیداست هنوز تو کوچه‌هاش عطر تن فرمانده جهان‌آراست... #محسن_چاوشی  ۰۳/۰۳/۰۳ خرمشهر 🇮🇷 @sadeqfaramarzi

🔴 و‌ ناگهان... 🔸مرگ، آشناترین اندیشه من است. کمتر ساعتی از روز است که به آن فکر نکنم. برخلاف نگاه اکثریت معتقدم که درنگ دائمی به مرگ، احوال زندگی را خوب می‌کند. حد دلبستن به هر چیز را جلوی چشم می‌آورد و به وقت تصمیم‌های سخت، به وقت غره شدن به خود و حتی به گاهِ ناامیدی از دنیا، پیامرسان خوبی برای قربانی نکردن شرف و ایمان است... 🔸از هیچ کتاب یا فیلمی که بخواهد راوی لحظات پیشامرگ آدمی باشد نمی‌گذرم. ۲کتابی که این روزها مشغولشان هستم از ۲جهان و ۲زبان مختلف به مرگ ختم می‌شود. یکی «راهنمای فلسفی زیستن» لوک فری، فیلسوف ملحدی است که چون به حیات پس از مرگ اعتقاد ندارد به دنبال فلسفه در روزمره افتاده تا شاید از ترس مرگ بکاهد و دیگری «نامه‌های تیرباران شده‌ها»ست، روایت نامه‌هایی که پارتیزان‌های محکوم به مرگ، چندساعت قبل از تیرباران شدن، بی هیچ ترسی به خانواده‌هایشان نوشته‌اند... یک چریک ۲۰ساله چند ساعت قبل از اعدام خطاب به همکلاسی مدرسه‌اش نوشته: «افسوس می‌خورم که دوستانی چون تو را بدون رفیق می‌گذارم» و چریک دیگری در انتهای نامه‌ای به همسر خود و پایین امضایش کوچک نوشته: «لب‌هایم را بر روی امضا می‌گذارم!» و این چنین آغوشی ابدی برای عزیز خود باز کرد... و بعید می‌دانم که جز مرگ‌اندیشی چیزی توان این عاطفه و تخیل و شهامت را به ما هبه کند. 🔸نمی‌دانم عکاس این قاب که دیروز در چنین ساعاتی این تصویر را ثبت کرد چندبار موقع بالا آوردن دوربین به خود گفته «ولش کن، این عکس در نمیاد، ارزش خبری ندارد، الکی چند شات دوربین خرجش نکن» اما حالا همین عکس به عنوان قابی ابدی در تاریخ کشور ثبت شده! تصویر آخرین پرواز که هیچگاه ننشست... مرگ آدمی به این قاب بدون جاذبه زندگی بخشیده و آن را تا ابد قابل ارجاع کرده است. عکسی که سوژه خود(رئیس جمهور) را بلعیده اما به خاطر همان سوژه مستتر به چشم می‌آید. مرگ برخلاف ظاهر فریبنده‌اش که سراسر نیستی است بیش از هرچیز دیگری به هستی معنا بخشیده و منشا تفکر شده است... 🔹یکبار دیگر به این قاب خیره می‌شوم، خبر نهایی را پس از ساعت‌ها تردید و حیرت مرور می‌کنم... به ایران، آینده و مرگ می‌اندیشم. سر ایران سلامت باشد، آینده رنگ نور بگیرد و مرگ، مرگی شریف و مومنانه باشد! @sadeqfaramarzi

📸 #عکس_خبری| آخرین تصویر از بالگرد حامل رئیس جمهور در پایان افتتاح سد «قیز قلعه سی» عکاس: #علی_حامد_حقدوست @IRNAimages
📸 #عکس_خبری| آخرین تصویر از بالگرد حامل رئیس جمهور در پایان افتتاح سد «قیز قلعه سی» عکاس: #علی_حامد_حقدوست @IRNAimages

✏بازگشت کن لوچ با فیلم آخرش! ▪مصاحبه‌ی سایت ژاکوبن با کن لوچ ▪حمید ذوالقدر 📎متن گفت و گو را در سایت حلقه تجریش مطالعه و یا فایل آن را از اینجا دانلود کنید. https://www.tajrishcircle.org/int14/ https://www.tajrishcircle.org/wp-content/uploads/2024/05/مصاحبه-با-کن-لوچ.pdf

فایل صوتی همایش شاهنامه و امر سیاسی (ضرورت، روش شناسی و نتایج نظریه پردازی علمی از شاهنامه فردوسی) با سخنرانی: ژاله آموزگار اصغر دادبه حمید احمدی مقصود فراستخواه جواد رنجبر درخشیلر محمدجعفر یاحقی مهدی فدایی مهربانی یامان حکمت تقی آبادی ماندانا تیشه یار یکشنبه ۲۳ اردیبهشت خانه اندیشمندان علوم انسانی، سالن فردوسی t.me/melliiran

🔴 ۲۵اردیبهشت روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان فارسی 🔸در یک جهان موازی نه‌چندان دور، امروز و امشب در طوس جای سوزن انداختن نبود... روز فردوسی روز گرد هم آمدن همه دوستداران زبان، ادب و خرد ایرانی در خراسان بزرگ بود. گرد هم آمدنی نه از جنس کارناوال‌های پرطرفدار برای ثبت فیلم از روی هلی‌کوپتر و عرض‌اندام مقابل رقیب و نه برای تکرار صحنه‌های جاهلانه فحش دادن به عرب‌ها! چنان که نمونه‌اش هرسال در پاسارگارد ثبت می‌شود... گرد هم آمدنی از دل فهمی مشترک برای پیوند زدن میان خود و خاک، برای پاسداشت تاریخ و تمام یاران بی‌نام‌ونشانی که برای حفظ ایران کوشیده‌اند، برای مست شدن از شعر و گرم شدن به اندیشه. این آئین نه محصول یک مصوبه با ردیف بودجه که ماحصل هزاران تلاش جمعی و تشکیلاتی برای تثبیت هویت و تعهد ملی بود ... در این جهان موازی مدارس ایران به جای آنکه روز به روز اندیشه را زیر چرخ‌دنده‌های تکنیک له و تقبیح کنند یا کودکان فارسی نیاموخته را وارد مسابقه انگلیسی‌آموزی کنند زنگ شاهنامه داشت، زنگی که با فردوسی آغاز می‌شد اما به حفظ کردن شعر و امتحان پس‌دادن ختم نمی‌شد، زنگ شاهنامه زنگ خلق کردن روایت و تخیل ملی برای امانتداران میراث ایرانی بودن بود... در این جهان تلویزیونِ صاحبِ ادب‌ترین سرزمین جهان از ادبیات چنین بیگانه نبود و به جای مسابقات زرد استودیویی با میلیاردها تومان پول یامفت برای مجریان‌شان، یکی از محبوب‌ترین و باکیفیت‌ترین برنامه‌های هفتگی‌اش با موضوع شاهنامه و تاریخ ایرانیان بود. 🔹حالا هم نه در جهان موازی که در همین جهان پیرامونی‌مان هرگاه پدر یا مادری را مشغول آموختن شاهنامه به فرزندان خود می‌بینم روشنای امید چشم‌هایم را می‌گیرد. در زمانه‌ای که هزار مشکل اقتصادی و صدهاهزار بدعت بیگانه محاصره‌مان کرده باید قدردان هرکه بود که به قدر وسع از فردوسی می‌گوید، می‌آموزد و می‌آموزاند... @sadeqfaramarzi

🎶 نهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفل‌ها؟ #علیرضا_عصار  @sadeqfaramarzi

Repost from هم‌میهن
رویای ابرقدرت شدن! نارندرا مودی و حزب بهاراتیا جاناتا می‌خواهند هند به یک قدرت فرامنطقه‌ای قابل احترام بدل شود 🔹برای سال‌ها،
رویای ابرقدرت شدن! نارندرا مودی و حزب بهاراتیا جاناتا می‌خواهند هند به یک قدرت فرامنطقه‌ای قابل احترام بدل شود 🔹برای سال‌ها، سیاست خارجی پارامتر مهمی در انتخابات سراسری هند به حساب نمی‌آمد و رأی‌دهندگان معیارهایی چون مشکلات داخلی و موضوعات اقتصادی را به‌عنوان معیارهای مهم انتخاب حزب حاکم مدنظر قرار می‌دادند. 🔹 اما انتخابات امسال در حالی روز جمعه ۱۹ آوریل آغاز شد و به مدت ۶ هفته ادامه خواهد یافت که نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند و حزب متبوع او، بهاراتیا جاناتا تمرکز زیادی بر موفقیت‌های دهلی‌نو در عرصه سیاست خارجی داشته‌اند و از این عامل برای جلب آرای عمومی استفاده می‌کنند. محمدحسین لطف‌اللهی خبرنگار گروه بین‌الملل 📌متن کامل: https://hammihanonline.ir/fa/tiny/news-14915 @hammihanonline

Repost from نشر مضمون
🖋 گفتم: مَذِمَّتِ اینان [توانگران] روا مدار که خداوندِ کرم‌اند. گفت: غلط گفتی که بندهٔ دِرَم‌اند. چه فایده چون ابرِ آذارند و نمی‌بارند و چشمهٔ آفتاب‌اند و بر کس نمی‌تابند. بر مرکبِ استطاعت، سواران‌اند و نمی‌رانند. قدمی بهرِ خدا ننهند و دِرَمی بی مَنَّ و أَذی ندهند. مالی به مَشِقَّت فراهم آرند و به خِسَّت نگه دارند و به حسرت بگذارند، چنان‌که حکیمان گویند: سیمِ بخیل از خاک وقتی برآید که وی در خاک رود. 📌جدال سعدی با مدعی در بیان توانگری و درویشی، گلستان، باب هفتم 🆔@MazmoonBooks

🔴 درس گرانقیمت چالدران 🔸در سده‌های متمادی کمتر تغییری جز از دروازه تردید به ذهن جمعی ایرانی وارد شده و عمده تغییرات سیاسی و فرهنگی ایران در مواجهه با یک تهدید خارجی اتخاذ شده است... روی کار آمدن سلسله صفویه و انسجام بخشیدن به موجودیت ایران که سوغات چندپارگی را از دل قرن‌های ماضی با خود به همراه داشت، آغاز عصر جدیدی به حساب می‌آمد که از نحوست ایام با شکست سخت چالدران آغاز شد... مهمترین علت این شکست به ابزار جنگی آن یعنی سلاح‌های آتشین برمی‌گشت. ایران که چند دهه قبل‌تر از این جنگ به طریقی محدود به توپ‌های اروپایی دست یافته بود؛ تا پیش از شکست در چالدران به سمت تجهیز خود به سلاح‌های جدید زمانه نرفت... یکی از مهمترین دلایل این عدم تجهیز نه در مناسبات جهانی وقت(که از قضا تهدید مشترکی به نام عثمانی، ایران و اروپا را به هم نزدیک کرده بود)، که ذهنیت شاه اسماعیل صفوی و جامعه شیعی وقت نسبت به استفاده از توپ‌های جنگی بود. شدت انفجار خانمان‌سوز و عدم دقت در نشانه‌گیری باعث شکل‌گیری این ذهنیت شده بود که استفاده از این سلاح خلاف آئین جوانمردی در جنگ است. نتیجه این باور اما شکست ناجوانمردانه و سنگین ایران شیعه بود و نهایتا شاه عباس بزرگ با تجهیز سپاه ایران به ابزارهای نوین جنگی و تحمیل شکستی سنگین به عثمانی باعث تثبیت قدرت ایرانیان شد. 🔸هرچند خاورمیانه در یک قرن گذشته هیچوقت به ارضی امن و غیرجنگی بدل نشده و پادگان نظامی غرب در این منطقه(رژیم اسرائیل) کارکرد استعماری خود برای تضعیف قوای منطقه را همواره در دستور کار داشته است اما ۲حادثه ترور عالی‌ترین چهره نظامی ایران در بغداد و حمله به کنسولگری ایران در دمشق در کنار خروج آمریکا از برجام بار دیگر این واقعیت را عیان ساختند که تحت فشار قرار دادن کشورمان سیاست حتمی غرب و امکان قریب‌الوقوع تعدی به تمامیت ارضی و موجودیت سرزمینی ایران نه تصوری برآمده از ذهنیت جنگ‌طلبانه که انعکاسی از واقعیات نظم پیرامونی ماست... در این فضا هرچند ساده‌ترین تصمیم‌گیری‌ها نیز باید با سخت‌ترین ملاحظات اتخاذ شود و فریب برخی تله‌ها برای اجماع‌سازی علیه ایران را نخورد اما از تغییر لحن ایران در مواجهه با مساله تبدیل شدن به «قدرت اتمی» باید استقبال کرد... در زمانه‌ای که بزرگترین نسل‌کشی قرن توسط رژیمی مجهز به بمب اتم مقابل دیدگان ماست و این رژیم از هر فرصتی برای تضعیف جایگاه ایران استفاده می‌کند «حداقل» باید تهدید اتمی شدن ایران گزینه پر رمز و راز اما زنده سیاست دفاعی کشور باشد... 🔹امروز به نظام اخلاقی‌ای که مجهز شدن به توپ جنگی را خلاف آئین جوانمردی می‌دانست لبخند پرحسرتی می‌زنیم، از تکرار این حسرت که شاید توام با لبخند هم نباشد باید حذر کرد! @sadeqfaramarzi

🎯 چرا جنبش‌های خیابانی در دهۀ ۲۰۱۰ به شکست منجر شدند؟ — تاریخْ پس از اعتراضات همچنان به سیر خود ادامه می‌دهد 📍از برزیل گرفته تا مصر و ترکیه و هنگ‌کنگ، دهۀ ۲۰۱۰ خیزش‌های همگانی بزرگی را به خود دید. اما بسیاری از این جنبش‌ها به نتایجی عکس آنچه دنبالش بودند منجر شدند. وینست بوینز، روزنامه‌نگار برجستۀ آمریکایی، با بیش از دویست نفر از دوازده کشور مختلف که در تظاهرات شرکت کرده بودند صحبت کرد تا چرایی این موضوع را دریابد. 🔖 ۴۵۰۰ کلمه ⏰ زمان مطالعه: ۲۷ دقيقه 📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید: B2n.ir/b16671 📌 آنچه خواندید در شمارهٔ ۳۰ مجلهٔ ترجمان منتشر شده است. برای خواندن مطالبی مشابه می‌توانید شمارۀ سی‌ام مجلهٔ ترجمان را از اینجا بخرید: https://tarjomaan.com/shop/product/magazine30/ 📌 همچنین برای بهره‌مندی از تخفیف و مزایای دیگر می‌توانید اشتراک مجلۀ ترجمان را با تخفیف از اینجا خریداری کنید: https://tarjomaan.com/shop/product/sub4031/ @tarjomaanweb

Repost from اُمید
کشتار دیر یاسین سحرگاه روز ۹ آوریل ۱۹۴۸ دژخیمان دو سازمان مسلح صهیونیستی ایرگون و لحی به روستای دیر یاسین واقع در غرب بیت‌الم
کشتار دیر یاسین سحرگاه روز ۹ آوریل ۱۹۴۸ دژخیمان دو سازمان مسلح صهیونیستی ایرگون و لحی به روستای دیر یاسین واقع در غرب بیت‌المقدس در فلسطین تحت قیمومیت بریتانیا یورش برده و بین ۲۵۰ تا ۳۶۰ تن از اهالی روستا را به قتل رساندند. قتل عام تنها دو هفته پس از امضای توافقنامهٔ صلحی که سران شهرک‌های یهودی‌نشین خواستار آن بودند و مورد تأیید مردم دیر یاسین بود، روی داد. صهیونیست‌ها گمان می‌کردند اهالی روستا که ۷۵۰ نفر بودند، از ترس و واهمه خانه‌هایشان را ترک کرده و فرار کنند، اما مقاومت اهالی بهانه شد تا صهیونیست‌ها از کشته‌ها پشته بسازند. با کشتار دیر یاسین، که با شنیع‌ترین اشکال تجاوز دسته‌جمعی، مثله کردن و سوزاندن اجساد قربانیان همراه بود، صهیونیست‌ها رژیم تروری را برقرار کردند که موجی از رعب و وحشت را در بین روستائیان فلسطینی برانگیخته و به کوچ‌های دسته‌جمعی و آوارگی صدها هزار نفر از فلسطینیان منجر شد. بدین ترتیب راه برای اشغال و غصب بخش‌های وسیعی از اراضی فلسطین و تحقق فاجعهٔ در پیش هموار گشته و پنج هفته پس از جنایت دیر یاسین سایهٔ شوم «نکبت» فلسطین را به کام خود کشید و شبه‌دولت غاصبان با نام مجعول اسرائیل تأسیس شد.

این بی‌اعتنایی مطلق نسبت به فلسطینی‌ها عمیقاً در درون فرضیات فلسفی آلمان و اروپا ریشه دارد. باور عمومی اینست که ‌آلمانی‌ها ‌بدلیل احساس گناه بخاطر هولوکاست، تعهدی قوی برای حمایت از اسراییل دارند. اما برای بقیه‌ی جهان، ‌همان‌گونه ‌که در اسنادی که آفریقای جنوبی به دیوان بین‌المللی دادگستری ارائه کرده است، اثبات شده که بین آنچه آلمان در دوران نازی‌ها انجام داد و آنچه اکنون در دوران رژیم صهیونیستی انجام می‌دهد، سازگاری کاملی وجود دارد. من بر این باورم که مواضع ‌هابرماس ‌با ‌سیاست ‌دولت آلمان برای مشارکت در کشتار فلسطینیان توسط ‌صهیونیست‌ها ‌همسو میباشد. موضع ‌هابرماس ‌همچنین با موضع «چپ آلمانی» که احساسات نژادپرستانه، اسلام‌هراسانه ‌و بیگانه‌ستیزانه ‌را نسبت به اعراب و مسلمانان در سر ‌می‌پروراند ‌و نیز با حمایت ‌همه‌جانبه‌ی ‌آنها از اقدامات ‌نسل‌کشی ‌شهرک‌نشینان ‌اسراییلی، همخوانی دارد. بر ما ببخشید اگر چنین ‌می‌اندیشیم ‌که آنچه امروز آلمان انجام ‌می‌دهد، ‌نه ‌بخاطر احساس گناه از هولوکاست است، بلکه به‌خاطر حس دلتنگی برای ‌نسل‌کشی ‌است، ‌زیرا همواره در قرن گذشته (نه ‌فقط ‌در صد ‌روز گذشته) از ‌قتل‌عام ‌فلسطینیان توسط اسراییل به صورت افراطی حمایت کرده است. *انحطاط اخلاقی* : اتهام ‌اروپامحوری ‌که دائماً علیه ادراک فیلسوفان اروپایی در باره جهان، مطرح می‌شود، صرفاً مبتنی بر نقص شناختی در نحوه تفکر آنها نیست، بلکه به سبب نمود مستمر از یک انحطاط اخلاقی در تفکر آنها است. در موارد متعددی در گذشته، من به نژادپرستی ‌درمان‌ناپذیر ‌در قلب تفکرات فلسفی اروپایی و مشهورترین نمایندگان آن در عصر حاضر ‌اشاره ‌کرده‌ام. این رذالت اخلاقی ‌یک ‌اشتباه سیاسی صرف و یا ‌یک ‌غفلت ایدئولوژیک نیست. بلکه تباهی اخلاقی در تفکر فلسفی آنها ریشه دوانده است و همین امر سبب شده است تا تفکر آنها به‌ طور ‌درمان‌ناپذیری، یک نوع تفکر ‌قبیله‌ ای ‌باقی بماند. در اینجا، باید این جمله‌ی معروف شاعر پرافتخار اهل مارتینیک، ‌«امه ‌سزر» را تکرار کنیم که میگوید: "بله، بررسی دقیق و بالینی اقدامات هیتلر و ‌هیتلریسم ‌ارزش دارد و ما باید به این طبقه متوسط (اروپایی) ممتاز، انسانگرا و بسیار مسیحی قرن بیستم نشان دهیم که ‌که نادانسته ‌ویژگی‌هایی ‌مشابه هیتلر را در درون خودشان دارند، گویی یک هیتلر در درون آنها ساکن شده است و مانند شیطان در جلد آنها فرو رفته است. این افراد از هیتلر انتقاد می ‌کنند، ‌درحالی‌که ‌دارای ‌ویژگی‌های ‌مشابهی هستند و همین نشان دهنده‌ی تناقض آنها است. ‌در نهایت آنچه این انسانهای طبقه متوسط ‌بخاطر آن نمی‌تواند ‌هیتلر را ببخشند، بواقع جنایت هیتلر، ‌فی نفسه ‌نیست، یا جنایت او علیه بشریت و تحقیر انسان نیست، بلکه جنایت او علیه انسان "سفیدپوست" است و تحقیری که به انسان سفیدپوست روا داشته است. این برای آنها قابل بخشش نیست، چون واقعیت اینست که هیتلر ‌همان روش های ‌استعمارگران اروپایی را که تا آن زمان منحصراً اعمال آنها برای مردم عرب، هند و آفریقا و ... محفوظ بود، ‌بکاربرده ‌است." فلسطین امروز امتداد جنایتهای استعماری است که ‌سزر ‌در نقل‌قول بالا بدان اشاره ‌می‌کند. به نظر ‌می‌رسد ‌هابرماس ‌غافل از اینست که حمایت او از کشتار فلسطینیان کاملاً با آنچه اجدادش در نامیبیا در طی نسل‌کشی در ‌هررو ‌و ‌ناما ‌انجام داده اند، مطابقت دارد. فیلسوفان آلمانی چون شترمرغی سر در لاک خود ‌فروبرده‌اند ‌و خود را در توهمات اروپایی ‌شان غرق کرده‌اند ‌و تصور ‌می‌کنند ‌که جهان نیز آنها را ‌آنگونه ‌که واقعا هستند، ‌نمی‌بیند. درنهایت، به نظر من، ‌هابرماس ‌هیچ‌چیز ‌تعجب‌آور ‌یا متناقضی نگفته است، یا نکرده است. ‌برعکس او کاملاً با تبارگرایی ‌درمان‌ناپذیر ‌شجره‌ فلسفی خود، که به دروغ، حالتی جهان شمولی بخود گرفته، هم‌ساز است. جهان اکنون دیگر به این حس کاذب جهان‌شمولی واقف شده است. فیلسوفانی مانند والنتین-ایو ‌مودیمبه ‌در جمهوری دموکراتیک کنگو، والتر ‌مینیولو ‌یا انریکه ‌دوسل ‌در آرژانتین، یا ‌کوجین ‌کاراتانی ‌در ژاپن، نسبت به ‌هابرماس ‌و امثال او ادعای مشروع‌تری نسبت به ‌جهان شمول بودن ‌دارند. به نظر من، ورشکستگی اخلاقی بیانیه‌ ‌هابرماس ‌در مورد فلسطین، نقطه‌ی ‌عطفی بین تناسبات استعماری فلسفه‌ اروپایی با بقیه‌ جهان است. جهان از خواب کاذب فلسفه‌ نژادمحور اروپایی بیدار شده است. امروز، ما این رهایی را مدیون رنج جهانی مردمانی نظیر ‌فلسطین ‌هستیم که ‌قهرمانی‌ تاریخی آنها و ‌فداکاری‌های ‌طولانی شان سرانجام بربریت عریان در درون بنیاد «تمدن غرب» را بی مصرف کرده است. 🌐https://t.me/ganjeonline

⭕️از نازیسم تا صهیونیسم ✍️حمید دباشی/استاد دانشگاه کلمبیا حمید دباشی, استاد دانشگاه کلمبیا, در مقاله ای که بتازگی در Middle East Eye منتشر کرده، با عنوان: *"از نازیسم هایدگری گرفته تا صهیونیسم هابرماسی، همواره رنج «دیگری» اهمیت ناچیزی داشته"*، می‌نویسد: -- تصور کنید ایران، سوریه، لبنان یا ترکیه با حمایت کامل تسلیحاتی و دیپلماتیک از طرف چین و روسیه، قصد و امکانات لازم برای بمباران ‌تل‌آویو ‌را بمدت ‌سه ‌ماه ‌به‌صورت ‌شبانه‌روزی و کشتار ‌ده‌ها ‌هزار ‌اسراییلی، معلولیت افراد ‌بیشمار، ‌بی‌خانمان ‌شدن ‌میلیون‌ها ‌انسان، و تبدیل شهر به تلی از آوار ‌غیر قابل‌سکونت، مانند ‌غزه‌ی ‌امروز را داشتند. تنها برای چند ثانیه تصور کنید که ایران و متحدانش ‌به عمد بخش‌های پرجمعیت تر تل‌آویو، بیمارستان‌ها، کنیسه‌ها، مدارس، دانشگاه‌ها، کتابخانه‌ها، یا ‌در واقع ‌هر مکان پر تراکم شهری را هدف قرار می‌دادند تا از حداکثر تلفات غیرنظامی اطمینان حاصل کنند و به دنیا اعلام میکردند که صرفا بدنبال نتانیاهو و کابینه‌ی جنگی او هستند.... سپس از خود بپرسید که ‌ایالات‌متحده، بریتانیا، کانادا، استرالیا، اتحادیه‌ اروپا و ‌بالاخص ‌آلمان، در عرض بیست و چهار ‌ساعت پس از وقوع این ‌سناریوی ‌خیالی، چه میکردند؟ اکنون به واقعیت بازگردید و این حقیقت را ‌مورد توجه ‌قرار دهید که از ‌۷ اکتبر (و چندین دهه قبل تر از این تاریخ) تاکنون متحدان غربی تل‌آویو ‌نه‌تنها ‌شاهد رفتارهای اسراییل با مردم فلسطین بوده‌اند، بلکه تجهیزات نظامی، بمب، مهمات و پوشش های دیپلماتیک نیز برای آن‌ها فراهم کرده‌اند، ‌و در عین حال ‌رسانه‌های آمریکایی توجیهات ایدئولوژیکی برای کشتار و نسل‌کشی فلسطینیان را ارائه کرده‌اند. سناریوی ‌تخیلی ‌ذکر ‌شده، حتی برای ‌یک ‌روز هم توسط نظم موجود جهانی ‌قابل‌تحمل ‌نخواهد بود. برای اوباشان جنگی ‌ایالات‌متحده، اروپا، استرالیا و کانادا که تماما حامیان اسراییل هستند، ما مردمان ‌بی‌پناه ‌جهان، درست مانند فلسطینیان، به‌‌ حساب ‌نمی‌آییم ‌و به‌رسمیت شناخته ‌نمی‌شویم. این تنها ‌یک ‌واقعیت سیاسی نیست، بلکه مرتبط به فرضیات اخلاقی و جهان فلسفی آنچیزی است که نام «غرب» بر خود نهاده است. هیچ‌یک ‌از مایی که در بیرون از این دایره فرضیات اخلاقی اروپایی قرار داریم، در ‌درون جهان ‌فلسفی آنها وجود نداریم. اعراب، ایرانیان، مسلمانان، مردم آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین، ما هیچکدام، موجودیت واقعی برای فیلسوفان اروپایی نداریم، جز زمانی که بصورت ‌یک تهدید متافیزیکی دیده میشویم که باید مغلوب و خاموش شود. از امانوئل کانت و گئورگ ویلهلم فردریش هگل شروع می‌کنیم و با امانوئل ‌لویناس ‌و اسلاوی ‌ژیژک ‌ادامه می‌دهیم، ما موجودات عجیب‌ الخلقه، اشیا بی جان و ‌سوژه های قابل بررسی هستیم که وظیفه‌ رمزگشایی از ما بر عهده مستشرقان گذاشته شده، و بدین ترتیب، کشتار ‌ده‌ها ‌هزار نفر از ما توسط اسراییل یا آمریکا و متحدان ‌اروپاییش، ‌لحظه‌ای ‌درنگ و ‌تأمل ‌در ذهن فیلسوفان اروپایی ایجاد ‌نمی‌کند. شما مخاطبان اروپایی تبار اگر شک دارید، تنها نگاهی به فیلسوف برجسته‌ی اروپایی یورگن ‌هابرماس ‌و چند تن از همکارانش بیندازید، که در اقدامی حیرت‌انگیز و با توحشی ‌سنگدلانه، از کشتار فلسطینیان توسط اسراییل حمایت کردند. پرسش اکنون دیگر این نیست که ما در مورد ‌هابرماس که در حال حاضر ‌94 ‌ساله است، به‌عنوان ‌یک ‌انسان ممکن است چه فکری بکنیم. پرسش اینست که ما درباره‌ی او ‌به‌عنوان ‌یک ‌دانشمند علوم اجتماعی، بعنوان یک فیلسوف و متفکر انتقادی چه فکری میتوانیم داشته باشیم. آیا آنچه او تصور میکند دیگر برای دنیا اهمیتی دارد، اگر که تاکنون داشته است؟ دنیا درباره‌ یکی دیگر از فیلسوفان مشهور آلمانی، مارتین ‌هایدگر، پرسش‌های مشابهی را بخاطر وابستگی‌های مذموم او به نازیسم مطرح کرده است. به نظر من، اکنون باید چنین سؤالاتی را در باره صهیونیسم گرایی خشن ‌هابرماس ‌و ‌عواقب قابل توجه آن که میتواند بر چگونگی درک مجموعه آثار فلسفی او اثر بگذارد، بپرسیم. اگر ‌هابرماس ‌ذره‌ای فضا در فرضیات اخلاقی خود برای مردمانی مانند مردم فلسطین قائل نیست، آیا هیچ دلیلی وجود دارد تا ما ارزش کل پروژه‌ آثار فلسفی او را مرتبط به بقیه بشریت و فراتر از محدوده مخاطبان اروپایی ‌هم‌ تبار ‌خودش، بدانیم؟ آصف بیات، ‌جامعه‌شناس ‌برجسته ایرانی، در ‌نامه‌ای ‌سرگشاده به ‌هابرماس ‌گفت که سخنان او در مورد وضعیت غزه «با عقایدش در تناقض است». با تمام احترامی که برای آصف بیات قائلم اما نظر من ‌خلاف ‌او است. من معتقدم که ‌بی‌اعتنایی ‌هابرماس ‌به مرگ ‌و ‌زندگی ‌فلسطینیان ‌کاملاً با حمایت او از صهیونیسم مطابقت دارد. ‌بی‌اعتنایی ‌هابرماس ‌به زندگی ‌فلسطینی‌ها ‌با ‌یک جهان‌بینی ‌گسترده‌تری ‌هماهنگ است که در آن غیراروپاییان ‌انسان به شمار ‌نمی‌آیند، یا «حیوانات ‌انسان‌نما» هستند. 👇

🎙فایل صوتی چهارصد و شصت و سومین اپیزود رادیو جدال منتشر شد. 📣 #اپیزود ۴۶۳: چگونه جریان روشنفکری ایرانی کنار اسرائیل ایستاد؟ بازخوانی بیژن عبدالکریمی از ۱۸۰ روز سکوت 🔹 گفتگو با بیژن #عبدالکریمی 📆 ۱۶ فروردین ماه ۱۴۰۳ ⏱ مدت زمان: ۹۳ دقیقه 📍 این فایل را در کست‌باکس رادیو جدال بشنوید. 📻 castbox.fm/vb/689914249 📌 مصاحبه این گفتگو را در کانال یوتیوب جدال ببینید. 📺 youtu.be/jNVKpsT2P0c 🚩 دیگر برنامه‌ها را در سایت جدال دنبال کنید. 🌐 jedaal.tv/radio

🔴 همه ما نئولیبرال هستیم | درباره استتار ایدئولوژی مسلط در پس چهره واقعیت 🖋 جورج مونبیو | #ترجمان 📎لینک: https://m.tarjoma
🔴 همه ما نئولیبرال هستیم | درباره استتار ایدئولوژی مسلط در پس چهره واقعیت 🖋 جورج مونبیو | #ترجمان 📎لینک: https://m.tarjomaan.com/neveshtar/8076/ @sadeqfaramarzi

🔴 ما نهایتا با گلوله می‌اندیشیم! 🔸در یک زمان فرضی تصور کنید که اختلاف‌نظری به وجود می‌آید: آیا انسان با گام‌های خود می‌تواند تا بالاترین نقطه قله دماوند برسد یا خیر؟ گروهی هم موافق و گروه دیگر مخالف هستند... ظاهر امر ساده است و می‌گوییم خب انسان‌ها امتحان می‌کنند و اگر کسی موفق به فتح قله دماوند شد یعنی انسان «می‌تواند» بدون کمک گرفتن از ابزارهای جابجایی تا نقطه مورد بحث برسد... اما این مساله زمانی دشوار می‌شود که دولت در دسته مخالفان قرار بگیرد و با مستقر کردن تک‌تیرانداز در نقاط مختلف دماوند هرکسی را که عزم فتح قله با گام‌های خود را دارد نشانه بگیرد... در این شرایط احتمالا تا زمانی که این دولت وجود دارد هیچکس موفق به فتح قله دماوند نمی‌شود و با گلوله‌ای از پا در می‌آید و اخبار هم با اعلام مفقودی‌شان در کوه خبر مرگ‌شان را اعلام می‌کند... 🔸مشکل بزرگتر اما زمانی اتفاق می‌افتد که بر اثر استمرار این تیراندازی‌ها و کشته شدن هرکسی که چنین قصدی داشته این باور عمومیت یابد که انسان «نمی‌تواند» با گام‌های خودش به بلندترین نقطه دماوند برسد! احتمالا مخالفان این ایده هم با تفاخر می‌گویند «فقط یک نفر را نشانمان بدهید که زنده به بالای دماوند رسیده تا قبول کنیم که انسان می‌تواند با پای خودش دماوند را فتح کند!»... طبیعی است که به سختی می‌شود فردی را برای نمونه پیدا کرد و خب نظر افراد همسو با دولت در ظاهر با منطق و در واقع با زور گلوله تبدیل به یک باور عمومی می‌شد. 🔸علوم انسانی بدون درک ماهیت و ساختار قدرت(و در سطح کلانش امپریالیسم) در بیشتر مواقع ابزار فریب است... قدرت می‌تواند مناسبات مطلوب خود را تبدیل به «واقعیت پذیرفته‌شده» کند و هر اندیشه ضدخود را «ضدواقعیت» جا بزند. در این موقعیت هر روایتی که نظم تثبیت‌شده را تهدید کند پیشاپیش با برچسب ایدئولوژیک بودن مورد هجمه قرار می‌گیرد(عموم افراد نمی‌توانند باور کنند که قبول عدم توانایی انسان در فتح دماوند به دلیل کشته شدن تمام افرادی که آن را امتحان کرده‌اند خود یک فریب ایدئولوژیک است) 🔸مثال کوبا در جهان معاصر ما مثالی آشنا برای شناختن نسبت اندیشه و قدرت است. کوبا جزیره‌ای نه چندان بزرگ در صد کیلومتری ابرقدرت فعلی جهان یعنی ایالات متحده است. آنها تقریبا تنها نظام سیاسی جهان به حساب می‌آیند که هنوز به سوسیالیسم وفادار مانده‌ و دستاوردهای بزرگی را به رغم فقدان مطلوبیت جغرافیایی به دست آورده‌اند... کوبا هرقدر موفق‌تر شود اعتبار سرمایه‌داری کاهش می‌یابد. در این شرایط ابرقدرت جهانی از هر ابزاری برای به ناکامی کشاندن این کشور کوچک استفاده می‌کند(همان کاری که تک‌تیراندازهای مستقر در دماوند انجام می‌دهند!) احتمالا شما هم در هفته‌های گذشته بارها شنیده‌اید که با تمسخر کمبود سوخت در کوبا و اعتراض مردم به این وضعیت نتیجه گرفته‌اند که پایان مخالفت با سرمایه‌داری قحطی است... کمبود سوخت در کوبا واقعیت است اما این واقعیت بیش از هر چیز نتیجه تک‌تیراندازهای امپریالیسم است نه لزوما مخالفت با نظام سرمایه‌داری!(آیا اگر تک‌تیراندازها این جزیره را محاصره نمی‌کردند باز هم دسترسی به سوخت تا این اندازه دشوار می‌شد؟) 🔸علوم انسانی اگر بر این وجه مهم چشم بپوشد تبدیل به ابزار تبلیغاتی قدرت مستقر می‌شود و هر ضدقدرتی را ضدواقعیت نشان می‌دهد(حالا شاید زمان مناسبی برای آشنایی و تامل در مفهوم «هژمونی» باشد). 🔸احتمالا حالا بسیاری ایراد بگیرند که فراتر از اینکه چه چیز ضدواقعیت است، همین مساله واقعیت دارد که تک‌تیراندازها کوهنوردان را می‌کشند و امپریالیسم می‌تواند با اراده‌اش قحطی به وجود آورد... جواب به این ایراد واضح است: راست می‌گویید! اما با این واقعیت نمی‌توان بخش دیگری از واقعیت را ضدواقعیت نامید...  🔹علوم انسانی در ابتدای امر وظیفه دارد که از واقعیات جهان غبارزدایی کند و بعد با اندیشه درباره این واقعیت مسیر رهایی و سعادت را پیدا کند... گام اول همین است که نشان دهیم آنچه به عنوان اندیشه، تصورش می‌کنید تا حد زیادی محصول و مطلوب قدرت و قدرتمندان است... قدرت شما را وارد چرخه پیچیده‌ای می‌کند تا قبول کنید واقعیت همان چیزی است که او تعیین کرده... کمبود سوخت در کوبا و مرگ کوهنوردان پیش از رسیدن به بالاترین نقطه دماوند واقعیت دارند اما این واقعیات قبل از هر چیز نتیجه این است که یک اراده قدرتمند «نمی‌خواهد بگذارد» بشود! نه اینکه «لزوما نشود»!... فهم مرز باریک میان این ۲وجه نقطه شروع اندیشه ضدقدرت است. @sadeqfaramarzi 

🇨🇺🇺🇸 استفادهٔ ایالات متحده از سوخت به‌عنوان یک سلاح غیرمتعارف علیه کوبا واشنگتن با ایجاد موانع تجاری بر سر راه واردات انرژی توسط کوبا، به یک اقدام جنگی غیرمتعارف مبادرت ورزیده که ناقض قوانین بین‌المللی است و به خانوارهای کوبایی آسیب می‌رساند. دولت ایالات متحده با تلاش برای جلوگیری از دستیابی جزیره به سوخت مورد نیاز خود، قصدی جز اخلال در نظام اقتصادی کوبا و ایجاد یک انفجار اجتماعی ندارد. چند روز پیش، در ۲۱مارس، رئیس‌جمهور کوبا، میگل دیاس-کانل برمودس، طی یک سخنرانی عمومی یادآور شد واشنگتن فشار بر تولیدکنندگان، بیمه‌گران، شرکت‌های کشتیرانی، شرکت‌های مالی و سایر شرکت‌هایی را که خدمات مرتبط با تجارت سوخت ارائه می‌دهند تشدید کرده و جریمه‌های مالی را افزایش داده است تا به هر قیمتی نگذارد کوبا بتواند سوخت مورد نیاز خود را خریداری کند. تشدید محاصرهٔ اقتصادی در ماه‌های اخیر باعث فلج‌شدن بخشی از شبکهٔ برق‌رسانی، حمل‌ونقل مسافر و سایر فعالیت‌های اقتصادی حیاتی شده است که همگی با هدف تأثیرگذاری بر شرایط کار و زندگی و ایجاد ناآرامی در بین مردم صورت گرفته است. در نوامبر ۲۰۲۳ وزیر امور خارجهٔ کوبا در گفت‌وگو با تله‌سور فاش کرد از نیمهٔ دوم سال ۲۰۱۹ محاصرهٔ اقتصادی کوبا توسط ایالات متحده فراسرزمینی و تهاجمی‌تر شده و همچنین اقدامات قهری این کشور برای قطع درآمدهای ارزی کوبا شدت یافته است. چنانچه خسارت محاصرهٔ اقتصادی کوبا با ارزش طلا محاسبه شود، این رقم بیش از یک تریلیون دلار برآورد می‌شود. @CubaSolidarity

Repost from جرعه
♦️فریبرز رئیس دانا از خصلتِ تجاوزگرِ امپرياليسم می‌گوید🔺 مشاهده در یوتیوب @joreah_journal www.instagram.com/joreah_journal