Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈
「دختر مشتی/ آشپزی هات」
Open in Telegram
تحکیم رابطه فقط قفل کردن پاهات دور کمرش •P1: https://t.me/c/1647594809/10 کپی ممنوع❌ -Tabligh: @tabliqat_roman -vip: @A1rmyn
Show more3 069
Subscribers
No data24 hours
-107 days
-13030 days
No data
Post views
No data24 hours
No data48 hours
No data
Engagement rate
No data
Posts per day
Posts Archive
#آشپزهات🍓✨
#قسمت166🍔✨
------------------------
با پرخاش هلش دادم عقب و دستمو از تو دستش بیرون کشیدم
بی شرفی نصیبش کردم و بی توجه به اون مردک پرو و اون عوضیای که معلوم نبود چه غلطی میکنن از اون جا دور شدم..
به طرف رختکن برگشتم که چشمم به تابلوی سرویس بهداشتی خورد با دیدن این تابلو دلم خواست صورتمو با آب خنک بشورم..
در سرویس بازکردم وارد اون جا شدم، به طرف روشویی که اون جا بود رفتم و دستمو زیرش گرفتم..
با برخورد آب سرد با پوستم لذت وصف ناپذیری تو وجودم پیچید..
مشتمو پر از آب کردم و به صورتم پاشیدم...
خودمو وارد چه بازی مسخره ای کرده بودم؟
درسته ناچار بودم کار نداشتم!
جایی هم برای موندن نداشتم ولی چرا اومدم تو این رستورانی که روز اول خودم حدس میزدم چه چیزایی داخلش هس!
با صدای در از فکر بیرون اومدم دستمالی برداشتم و شروع کردم به خشک کردن دست و صورتم که در باز شد..
به کسی که اومده بود داخل نگاه کردم..
دختری با لباس ساده و ظاهری معصوم که فرم این جارو پوشیده بود..
عجبی ما یک نفر معمولی تو این خراب شده دیدیم..
------------------------
#آشپزهات🔞🔥
🥰
Repost from N/a
_عاحح...آییی سیاووش محکمتر...آبم داره میاد.
دستشو دور کمرم حلقه کردو تاته خودشُ داخلم کوبید،ناله ی بلندِ دیگه ایی سر دادم...گازی از نپلام گرفت،با ناله ی بلندی ارض.ـاشدم💦🥵
چشمام روی هم افتاد که صدای بم و خشدارش توی گوشم پیچید:
-نخواب کوچولو...منو هنوز ارض.ـا نکردیِ!!!🤬❌https://t.me/+TUGD8fGp0XUzNTRk دختره هرروز زیرِ رییسش جــ.ـر میخوره🫦🔞 15پاک
Repost from N/a
قبیله سیاه پوستی که رسم دارن شب زفاف مردای قبیله جلوی کل قبیله باشه و شب اول زن رئیس قبیله مجبور میشه با کل قبیله سک**س داشته باشه و...👅🚫🔞
مشاهده ادامه رمان اروتیک و بزرگسال:
https://t.me/+XonJ-o8mY1AyNmFh
15پاک
Repost from N/a
لبسوزست
باید فوت کرد
قبل از نوشیدن
بوسههایت را 🤩🤩🤩
😃😃😃😃😱😱😱😱🥺🥺🥺
بدو بیا که بعد خوندن این شعر زیبا یه عالمه رمان با محتوای جذاب در انتظارته 🥹🥹🥹
https://t.me/addlist/FRWx9dQmaS00OTY0
Repost from N/a
🚫: مناسب همه سنین نیست!https://t.me/addlist/FRWx9dQmaS00OTY0
Repost from N/a
_یالا پاهات باز کن خودتُ نشونم بده کوچولو!میخوام دو تا سـوراخـتو ببینم💦🔞
با دیدنش که درحال مالیدن کلفتش بود
صدای گریهم که بلند شد،سیلی به سینههام زد که جیغ زدم
_تروخدا ببخشید دیگه پیش عمو نمیگم باهام بد رفتار میکنی! بهشون میگم تو خونت بهترین زندگی رو دارم..غلط کردم شاهو..بچگی کردم
_گریه نکن صدات بِبُر!شب خوب نطق میکردی میگفتی میخوام برگردم خونه تو عمو!نمیخوام خونه شاهو بمونم!الان که برگشتیم خونه موش شدی؟
_ببخشید..ببخشید
_لال شو
لباسامو پاره کرد
_ کِی یاد میگیری خوب سرویس بدی؟هر شب باید به خودت برسی لباسای سکسی بپوشی تا رغبت کنم بکنمت🫦
_تروخدا امشب بهم دست نزن..تمام تنم درد میکنه..
_تو اینجا تصمیم نمیگیری!بهت گفته بودم هر شب میکنمت! هرچند تصمیم داشتم امشب بهت رحم کنم اما با حرفایی که به بابام زدی فهمیدم حقته مثل سگ بکنمت تا جرئت نکنی حرف بزنی
روی تخت دراز کشید و منو رو تنش انداخت
با ورود کلفتش نفسم گرفت و چشمام سیاهی رفت
_اههه..سواری کن توله سگ چموش!🔞
سیلی به باسنم زد
_میخواستی به عموت، بابای من..بگی تورو از دست من نجات بده؟فکر کردی این کون تنگت ول میکنم؟هر وقت کصکونت گشاد کردم و انتقام مادرمُ از تو مادرت گرفتم و به هدفم رسیدم پرتت میکنم وسط کوچه..اونموقع میتونی بری پیش بابام تا بهت پناه بده
✨✨✨
https://t.me/+zdKpSLFnnsg0ZjI0
https://t.me/+zdKpSLFnnsg0ZjI0
🗣️اروتیک-ممنوعه
18پاک
Repost from N/a
-بوسههات من و خر نمیکنه.من نمیبخشمت دنیز
خودم و روی پاهاش کشیدم
-جفتمون میدونیم هربار من میبوسمت تو هم به این فکر میکنی که...
انگشتامو روی گردنش کشیدم
-که برگردیم به اون روزا که عاشق و معشوق بودیم.
دوباره بوسیدمش
-من هنوز معشوقم،کافیه تو دوباره عاشق باشی
پسم زد و از روی مبل بلند شد
-تو شاید خیانتکار باشی،ولی من حتی به مردهی رفیقمم خیانت نمیکنم.دیگه نمیخوامت...
https://t.me/+T2jUVx5Ko2BmNTNk
رابطهی ممنوعه😱🔥
18پاک
Repost from N/a
خسته نشدی از رمانای ابکی خوندن؟!😢
یه لیست جمع کردم از رمانای قلم قوی این هفته👄🔞
https://t.me/addlist/FRWx9dQmaS00OTY0
بچه مچه نیاد ریم میکنم🤬🚫
ظرفیت فقط 9 نفر🔥👄
Repost from N/a
کـ*یر بزرگ و رگ دارشو با شدت واردم کردو شروع کرد به تلم،به زدن
روتختی رو چنگ زدم و با ناله گفتم
_آ...اه سیاوش تندتر🫦❌
گردنمو توی مشتش گرفت و چمای سرخو خمارش و دوخت بهم
-اوففف توله سگ، چقد تنگ و داغی تو...😈🔞
بعداز گفتن این جمله...
https://t.me/+TUGD8fGp0XUzNTRk
سیاوش مردی مغرور و خودخواه که عاشقِ منشیش میشه و هروز اونو...🥵❌
14پاک
Repost from N/a
#Daddy_littel_girl 🫦
#BDSM 🔞
مظلوم چهار دست و پا جلو رفتم و سرمو به پاهای ددی مالیدم.
_چی میخوای توله؟
_بهشـ*تم میخاره ددی دیگه پوشکمو باز میکنی؟
چشمام از سوزش و خارش پر اشک شده بود که دست انداخت و بلندم کردم.
_بهـ*شت دخترم چی شده اینجوری چشاش پر آب شده؟
روی پاش نشوندم و پوشکمو باز کرد دستشو روی لبه ی های بهشـ*تم گذاشت و از هم بازشون کرد با دیدن قرمزی بهشـ*تم هقی زدم.
_هیس چیزی نیست، ددی یکم برات بخوره و فوتش کنه زودی خوب میشی
_میخوریش برام؟
انگشتشو لای بهـ*شتم کشید و...
https://t.me/+VBKnJLO2Nv81ZjFk
14پاک
Repost from N/a
تا حالا اینهمه کتاب یه جا دیده بودی؟!یه لیست جمع کردم از انواع رمان های حق عضویتی چاپ شده و رمانایی که قرارداد چاپ دارن😍🤭 https://t.me/addlist/FRWx9dQmaS00OTY0 ظرفیت فقط 30 نفر😉💥
Repost from N/a
من سهیلم کسی که عاشقانه اون دختر رو دوست داشت اما دنیز به سمت رفیق صمیم رفت و اون رو کشت حالا من اینجا،برای انتقام از اون دختر دوباره بهش نزدیک شدم و بهش تجاوز کردم اما با حامله شدنش…
https://t.me/+T2jUVx5Ko2BmNTNk
00:00
پاک
Repost from N/a
-پاهاتو دور گردنم حلقه کن،میخوام اینقدر این کلوچهی بین پاهاتو بخورم تا سرخ بشه...🤤🔞
زبونش و لوله کرد و واردِ واژنم کرد،با زبونش توم تلمبه میزد...
-ع...عاااه تندتر، دارم میااام💦❌
بعداز چند لحظه توی دهنش ارضـ.ـا شدم،با لذت تمامِ آبمو خورد و گفت
-حالا نوبت توعه برام سـ.ـاک بزنی...🥵🤤
https://t.me/+TUGD8fGp0XUzNTRk
00:00پاک
Repost from N/a
🎩شاهو یاقوتی؛یکی از میلیونرای پایتخت!
مردی مستبد و جدی که قدرت و نفوذش تو کارش زبون زد همهس!
شاهوخانی که بعد از پدرش بزرگ خاندان و کسی حق مخالفت با اونه نداره
حالا چی میشه اگه برای ترمیم کردن اون زخم کهنه..برای انتقام اون اتفاق قدیمی، دست بزاره روی دختر عموی کوچولوش!
صدف به دستور شاهو تو عمارتش میره!
دیدن زنای لوندی که هر شب به اون عمارت میومدن و شنیدن صدای نالههاشون از اتاق شاهو چیزی نبود که از نگاه اون دختر کوچولو دور بمونه..
صدفی که هر شب با عروسکش میخوابید حالا مجبور بود هر شب با شنیدن صدای سکس شاهو با اون زنا تا صبح روی تختش بلرزه!🔞
نمیدونست رفتنش به عمارت اون مرد تازه اول ماجراس..کم کم آزارهای شاهو شروع شد..هر روز به بهانههای مختلف تو یه گوشه از خونه صدف خفت میکرد
تا اینکه یه روز صدف تو اتاقش گیر میندازه بهش تجاوز میکنه..🔞❌
و اون شب شروعِ یه زندگی جدید برای صدف شد به عنوان اسیر شاهوخان بزرگ
و عمارتی که شد قفسِ صدف 🤩
https://t.me/+zdKpSLFnnsg0ZjI0
https://t.me/+zdKpSLFnnsg0ZjI0
☑️اگه دلتون میخواد یه عاشقانه ممنوعه و غلیظ بخونید قفسِصدف از دست ندید!
#قلم_قوی
19پاک
Repost from N/a
: پاهاتو باز نگهداد میخوام ک*صتو انگشت کنم.
با ترس به ویبراتو.ر کوچولوی توپی توی دستش خیره شدم.
: او میخوای بکنی تو ک*صم🥺🔞
: نه توله حشریم. اینو میکنم تو ک*ونت که با لرزشش ار.ضا شی😈
از ترس و شهوت سوراخام نبض گرفته بود.
: ک*ونت خودش داره باز و بسته میشه. ببین چطوری ویبراتو.رو میخواد بکشه تو خودش! انگار شیاف برات گذاشتم💦
با فرو رفتن ویبر.اتور، انگشتاشم توی سوراخ پر آب ک*صم هول داد و محکم تکونش داد که آبم با فشار روی تخت پاچید.
انتظار داشتم انگشتاشو دراره ولی با ادامه دادن تکون دادن انگشتاش و لرزیدن سوراخام یهو مایع غلیظی از ک*صم بیرون زد و....🍆🔥
https://t.me/+T2jUVx5Ko2BmNTNk
https://t.me/+T2jUVx5Ko2BmNTNk
19پاک
Repost from N/a
دکمه های پیرهن دخترونه اش رو دونه دونه باز میکردم که ترسیده لب زده- ع.. عمو سیاوش داری چیکار میکنی؟!
حتی صدای ترسیده اش هم ناز دار بود و من چقدر دلم میخواست اونو مال خودم کنم
در حالی که مشغول باز کردن بقیه دکمه های پیرهنش بودم موهاش رو نرم بوسیدم و گفتم- میخوایم یه بازی خوب کنیم.. ببینم تو که نمیترسی؟!
کنجکاو نگاهم کرد
احتمالا از کنجکاوی بیش از حدش یادش رفته بود الان همه دکمه هاش رو باز کردم و مشغول چشم چرونی بدنشم..
لب جلو داد و با ناز گفت- بازی؟؟ چه بازی عمو؟؟
بین پاش رو چنگ زدم و غریدم- عمو نمیگی!! تو این بازی بهم عمو نمیگی باشه دلبرکم؟
با لذت چشم بست و گفت- باشه میشه حالا بازی رو شروع کنیم؟
با لبخند شروری هومی کردم و لب به گردنش چسبوندم و در همون حال مشغول در اوردن شلوارش شدم...😈📵‼️
https://t.me/+TUGD8fGp0XUzNTRk
https://t.me/+TUGD8fGp0XUzNTRk
13پاک
Repost from N/a
لیتل گرل کیوت و حشری که هر شب تو بهشتش آبنبات فرو میکنه تا کلوچش شیرین بشه و ددیش براش ک*صشو بخوره🐙❌🍆
#آبنبات چوبیمو روی #بهشتم بردم و لای پره های #ک_صم و مالیدمش. از حس لیزیش #جیغ کوتاهی کشیدم و سر سوراخم #چرخوندمش.💦🍭🌸
با یه حرکت سر گرد آبنبات توت فرنگیمو وارد سوراخ خیس ک*صم کرد. ناله ای کردم و آروم با آبنبات چوبی داخل خودم تلمبه زدم.🔥🫧👅
چند باری #تلمبه زدم که #ددی در اتاقو باز کرد و وارد شد. #آبنباتو همونطور نصفه داخل #سوراخم ول کردم که #ددی نزدیکم اومد و...🎀🧸🔞
https://t.me/+zpsX8VtzRLM2ZjI0
https://t.me/+zpsX8VtzRLM2ZjI0
13پاک
Repost from N/a
- ک*صت و بايد طوري بگـ.ـام كه بفهمه صاحب اصليش كيه❌🔞
با هق هق ك*صش و ماليد.
- ولم كن عوضي. من نميخوام ك*ير تو رو حتي ببينم مرتيكه💦❗️
با خشونت ك*يرم و بيرون كشيدم و با حالتي شبيه به سيلي زدن به لپش كوبيدم.
- اين و نميخواستي ببيني جنـ.ـده سهيل؟! زير ک*یر رفيقم كه حال ميكردي زنيكه ك*ص پاره🔥⛔️
صورتش و اون طرف گرفت و از حرص خودم و لاي پاهاش جا دادم.
- ميگـ.ـامت دنيز! يه طوري كه با شكم بالا اومده بري سراغ اون بچه ك*وني😱🥴
دوباره جيغ زد و اين بار…
https://t.me/+T2jUVx5Ko2BmNTNk
https://t.me/+T2jUVx5Ko2BmNTNk
9صبح پاک
Repost from N/a
آب منشی شرکتشو روی میز کارش میاره و...😈🔥
بین پاهام ایستاد و با #لذت به منظرهی مقابلش خیره شد. بدون هیچ پوششی مقابلش بودم و سینههام و با ناز میمالیدم.
- لای پات خیس و متورم شده منشی کوچولو!🍑💦
آهی کشیدم و دستام و عقبتر از بدنم روی میز تکیهگاه خودم قرار دادم. ناخوداگاه پاهام و بیشتر باز کردم و با #شهوت نالیدم:
- اوم، واسه تو خیس شده رئیس. دوستش داری؟🫦
انگشت کلفت و مردونهشو روی #ک*صم کشید و آروم چوچولمو مالید که آهی کشیدم و انگشت اشارهم و ساک زدم.👅
باورم نمیشد این منم که توی اتاق رئیسم، روی میزش نشستم و پاهام و براش باز کردم تا ک*ص و #ک*ونمو یکی کنه!
یهو یکی از انگشتاش و واردم کرد که با درد نالهای کردم.
- جون! تنگ و داغ! سفید و نرم! درست همونطور که دوست دارم🤤💦
با اونیکی دستش سی*نمو محکم توی مشتش فشرد و خشن غرید:
- ک*صت داره التماسم میکنه بخورمش نورا! دوست داری #ک*صتو بخورم؟ آره بِیبی گرل؟♨️
در حالی که از خودبیخود شده بودم و از شدت شهوت نفسنفس میزدم با صدای تقریبا بلندی گفتم:
- ک*یر کلفتتو میخوام. #بکنش توم سیاوش!🔞
اینم رمان بیبی گرل که اونهمه پیام میدادین براتون بذارمش🫠https://t.me/+TUGD8fGp0XUzNTRk 🔞 واسه آخرین بار لینک چنل بیبی گرل و میذارم بچهمچه نیاد😤❌ 9صبح پاک
Repost from N/a
با لباس عروس پرتم میکنه داخل اتاق، جیغ میکشم
_چیکار داری میکنی کثافت؟
در رو پشت سرش با لگد میبنده
تو باعث مرگ برادرم شدی، مهرانو که یادته چقدر دوستت داشت؟
وا میرم، مهران...برادر مهران بود؟ زیپ شلوارش رو پایین میکشه
_جـ.نده خانوم امشب جوری میکنمت که صدات تا هفت کوچه اونور تر هم بره!
https://t.me/+T2jUVx5Ko2BmNTNk
https://t.me/+T2jUVx5Ko2BmNTNk
برای انتقام برادرش به دختره نزدیک میشه و شب عروسی با لباس عروس جوری بهش تجاوز میکنه که...😢🔞❌
21پاک
Content available for users 18+
By signing in to the service, you confirm that you are 18 years of age or older.
