Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈
「دختر مشتی/ آشپزی هات」
Open in Telegram
تحکیم رابطه فقط قفل کردن پاهات دور کمرش •P1: https://t.me/c/1647594809/10 کپی ممنوع❌ -Tabligh: @tabliqat_roman -vip: @A1rmyn
Show more3 069
Subscribers
No data24 hours
-107 days
-13030 days
No data
Post views
No data24 hours
No data48 hours
No data
Engagement rate
No data
Posts per day
Posts Archive
Repost from N/a
_اگه نمیخوای انقدری اسپنکت کنم تا کونت بنفش شه باید برام ساک بزنی 💦
موهام از پشت کشید
_بعد از اینکه خوب ساک زدی و سیخش کردی پاهات کامل باز میکنی لابیای قرمزت باز میکنی تا خودمو تو سوراخ تنگت فرو کنم❌
https://t.me/+TUGD8fGp0XUzNTRk
https://t.me/+TUGD8fGp0XUzNTRk
21پاک
#آشپزهات🍓✨
#قسمت165🍔✨
------------------------
چقدر این بشر پرو بود...
_ولم کن!
+نچ مگه کنجکاو نبودی ببینی اون جا چه خبره! خب خودم میبرمت داخل تا اونا برات توضیح بدن اون جا چه خبره و دارن چیکار میکنن..
با تموم شدن حرفش با سر به اونا اشاره کردو گفت:
+ببینشون!
_میدونستم چه نیتی داره به خاطر همین سر ن چرخوندم که فاصلشو باهام کم کرد و و با دست آزادش سرمو به طرف اونا چرخوند...
از دیدن اون صحنه یه جوری شدم ولی بروز ندادم و ظاهر خونسرد خودمو حفظ کردم..
پسره بین پاهای دختره بود و داشت واسش میخورد و دختره داشت ناله میکرد و لذت میبرد!
+دلت میخواد جای اون باشی؟ یکی باشه تنتو لمس کنه ببوسه، سینه هاتو چنگ بزنه و اون تیکه گوشت ممر مری بین پاتو لیس بزنه و بخوره؟! هوم میخوای؟
حالم دگرگون شده بود ولی ن نباید خودمو میباختم..
چونشو روی شونم گذاشت
+دلت میخواد نالتو در بیارم؟
عصبی شدم خواستم یک قدم به جلو بردارم تا چونشو برداره که با حس دستش روی سینه سمت راستم قلبم از تپیدن ایستاد...
شکه شدم...
داشت چه غلطی میکرد؟
------------------------
#آشپزهات🔞🔥
🥰
Repost from N/a
{سکسسروانشهوانی}🔞
#part
با شهوت روی #ک*یر سرهنگ #ک*صم رو مالوندم که یهو تا ته #کی*رشو فرو کرد تو #ک*صم . آه و ناله هام که بلند شد سرشو رد کرد و شروع کرد به خوردن #پستون هام .
_اووومم آه آییی سرهنگ اووف آهه
نوک اون #پستونم رو میک زد و شهوانی #کی*رشو کوبید ته #ک*صم و غرید:
_جووون سروان حشری دوست داری #ک*یرمو!؟
اوووف ببین چطوری این #ک*ص تپلتو پر میکنه .
از حرفاش حشری تر شدم و #تخم*اش براش مالیدم که نعره ایی زد و تند تر #کی*رشو کوبوند به ته #ک*صم که یهو آبش توی #ک*صم پاچید و همزمان در باز شد .
با دیدن سرباز که برای #کی*ر دراز و سفیدش #جق میزد ....
https://t.me/+O_fHpP_Lunk5OGE0
آب کلوچش میاد 💦💦
17پاک
Repost from N/a
-واسه این انتقام یکی دوبار گاییدن ک*صت کافی نیست
جیغ کشیدم و دستامو روی ک*صم گذاشتم
-یه ماهه هرشب داری بهم تجاوز میکنی،ولم کن
خندید و دستامو با دستش بالای سرم نگه داشت
-من تا وقتی ک*صتو میگام که رفیقم زنده شه!
ک*یرش و روی سوراخم تنظیم کرد
-و چون هیچوقت زنده نمیشه تو تا همیشه باید زیر ک*یرم باشی!
https://t.me/+T2jUVx5Ko2BmNTNk
اروتیک و صحنهدار😱💦😈
17پاک
Repost from N/a
-بخواب رو تخت لنگاتُ باز کن!💦
آب دهنم رو قورت دادم و پاهام رو توی شکمم جمع کردم و غرید:
-با تو بودم هرزه نشنیدی؟!
ترسیده عرق سرد پیشونیم رو با دستم کنار زدم و با حالت زاری گفتم:
-خجالت میکشم دایی🍒!
پوزخندی زد و پاهام رو از هم باز کرد و ضربهی محکمی بین پاهام کوبید و لب زد:
-وای به حالت باکره نباشی🖕🏻💧
ترسیده پاهام رو بستم و جیغ کشیدم:
-تو میخوای بکارت من و چک کنی؟!
سری به نشونهی تایید تکون داد و عصبی زمزمه کرد:
-یالا دختر کوچولو پاهاتُ باز کن!🔥
https://t.me/+O_fHpP_Lunk5OGE0
https://t.me/+O_fHpP_Lunk5OGE0
14پاک
Repost from N/a
-بخواب رو تخت لنگاتُ باز کن!💦
آب دهنم رو قورت دادم و پاهام رو توی شکمم جمع کردم و غرید:
-با تو بودم هرزه نشنیدی؟!
ترسیده عرق سرد پیشونیم رو با دستم کنار زدم و با حالت زاری گفتم:
-خجالت میکشم دایی🍒!
پوزخندی زد و پاهام رو از هم باز کرد و ضربهی محکمی بین پاهام کوبید و لب زد:
-وای به حالت باکره نباشی🖕🏻💧
ترسیده پاهام رو بستم و جیغ کشیدم:
-تو میخوای بکارت من و چک کنی؟!
سری به نشونهی تایید تکون داد و عصبی زمزمه کرد:
-یالا دختر کوچولو پاهاتُ باز کن!🔥
https://t.me/+HgZYXfYxsEhkZGM0
https://t.me/+HgZYXfYxsEhkZGM0
14پاک
Repost from N/a
-یه ماهه هرشب داری بهم تجاوز میکنی،ولم کن
خندید و دستامو با دستش بالای سرم نگه داشت
-من تا وقتی رفیقم زنده شه میکنمت!
خودشو روی سوراخم تنظیم کرد
-و چون هیچوقت زنده نمیشه تو تا همیشه باید زیرم باشی!
اروتیک و صحنهدار😱💦😈
https://t.me/+T2jUVx5Ko2BmNTNk
14پاک
Repost from N/a
شلوارشو از پاش در آوردم و #ک*یرشو بین دستام گرفتم💦🫦
https://t.me/+HgZYXfYxsEhkZGM0
آب از دهنم سرازیر شد خیلی #بزرگ و خوش فرم بود
با #شیطنت بهش گفتم
-قصد جونمو کردی؟ این بره داخلم پاره میشم🫠🍆
خنده مردانه و زیبایی روی صورتش نقش گرفت
سرمو فرو برد بین پاهاشو #خمار گفت
+یکساعت وقت داری آبمو بیاری وگرنه میدمت نوچه هام ترتیب سوراخ تنگتو بدن😈‼️
از ترس و #شهوت پاهام شل شدن و افتادم به جون #ک*یرش
تا ته #کرد^مش توی #دهنم دیگه نمیتونستن خودمو کنترل کنم که🔞🔥....
https://t.me/+O_fHpP_Lunk5OGE0
21پاک
Repost from N/a
#part1
-اههه…اهیییی..باباییی ک*صم خونی شد…اوییی…درد دارممم…
تندتند توی ک*ص صورتی و تنگش تلمبه میزدم و خودمو بهش میکوبیدم
صدای ناله هامون فضای اتاق رو پر کرده بود و ک*ص صورتی و تنگش پر از خون شده بود
ک*یرم برای سوراخ تنگ این دختر بچه زیادی کلفت و دراز بود ولی جر خوردنشو زیرم دوس داشتم
-اوممم..قربون این ک*ص تنگ و پر از آبت بشم…اووففف…ک*یرم داره توش دل دل میزنه…اهیییی💦👇👙
https://t.me/+VBKnJLO2Nv81ZjFk
21پاک
#آشپزهات🍓✨
#قسمت164🍔✨
------------------------
حرصم ازش گرفته بود بی توجه به اون برگشتم و دوباره به اونا زل زدم...
اون دختره هیچ واکنشی نشون نمیداد و انگار از لمس شدنش توسط اون پسره لذت میبرد..
پسره لباشو روی یکی از سینه های دختره گذاشت و با دست دیگش اون سینه ی دیگه رو گرفت وشروع کرد به چنگ زدن و خوردن سینه های دختره...
معلوم نبود این جا چه غلطی میکردن!
رستوران بود یا فحشا خونه؟
صداشو درست از پشت سرم شنیدم..
جوری ایستاده بود که گرمی نفساشو حس میکردم...
+نکنه توام دلت میخواد و روت نمیشه به زبون بیاری!
برگشتم و با چشم غره به اون پسره ی پرو نگاه کردم که پوزخندی زد و ادامه داد...
+تعارف نکن! بچه ها هستن حسابی هم کارشونو بلدن! اگر دلت خواست فقط کافیه لب تر کنی همه رو ردیف میکنم که به بهترین شکل آه و ناله و جیغتو درارن!
از وقاحتش دهنم باز مونده بود...
یه آدم چقدر میتونست پست باشه؟!
با عصبانیت دستمو بلند کردم و خواستم بکوبم تو گوشش که دستمو گرفت و با خنده گفت:
+چموش نشو موش کوچولو!
------------------------
#آشپزهات🔞🔥
🥰
Repost from N/a
#part1
-اههههه….ک*صمو جربده ….اهههه..ابتو تو ک*ص تپلم خالی کن….اهیییی
تندتند روی ک*یر کلفت و پر از رگش بالا و پایین میشدم و خودمو به بدنش میکوبیدم
اب ک*صم حسابی ک*یر قطور و کلفتشو خیس کرده بود و صدای شلپ و شلوپش تو اتاق پیچیده بود
چنگی به باس*ن ژله ایم زد و غرید
-اوووف چه ک*صت داغ و خیسه دلم میخاد ک*یرم تا صب تو ک*صت بمونه جووون تو فقط برام ناله کن تا من ک*صتو جرش بدم
حرکت ک*صمو روی ک*یرش اروم تر کردم و بیشتر ک*یر کلفتشو توی سوراخ داغ و خیسم نگه داشتم که از لذت آه مردونه ای از بین لباش خارج شد
-اهههه…بردیا ک*ونمم جر بدههه…اهیییی…هر دو سوراخامو جر بدههه…اهیییی
با فرو رفتن ک*یر رفیقش تو ک*ون تپل و ژله ایم…https://t.me/+FlJfOtxBT7Q5OTFk
https://t.me/+FlJfOtxBT7Q5OTFk
سکس گروپ موتور سوارای معروف با دختر جـ*نده توی رختکن🍑👅🔥
13پاک
Repost from N/a
مهرزاد جهان آرا مردی 30ساله ی خشن و هاتی که یکی از بازیگرای معروف ایرانه و به علاوه خواننده هم هست ،دخترا براش سرو دست میشکونن ، از شانس بدش دلداده ی خواهرزاده ی همسرش میشه ، و اونو به تختش میکشونه و هرشب با هم سکس میکنن تا ی روز که خبر حاملگی اون به گوش مهرزاد میرسه و همه چی تغیر میکنه و برای جلوگیری از فهمیدن عمه ی ستین مهرزاد اونوبه یجای دیگه میفرسته.
https://t.me/+O_fHpP_Lunk5OGE0
https://t.me/+O_fHpP_Lunk5OGE0
13پاک
Repost from N/a
شوهر پفیوزت میدونه چه کون تنگیو ول کرده؟!
_آههه..او..اونو ول کن...الآنو بچسب که چه کو*نی گیرت اومده شوهر عمه جونم
شدت تلمبه هاشو تندتر کرد و با چرخوندن ک*یرش داخل ک*صم که باعث شد چشمام از لذت سیاهی برن لب زد:
_راست میگی...مگه چند تا ک&ص تپل و تنگ و صورتی تو دنیا هست؟! خوشت میاد ک*ص طلا؟! هووم
_آخ...آرهههه...تند تر ...اوووم چه کلفتی...
https://t.me/+O_fHpP_Lunk5OGE0
https://t.me/+O_fHpP_Lunk5OGE0
10پاک
Repost from N/a
#پارت_۱
نبود بلف🚫👇
-- اووف بلرزون خودتو..عجب م*مه هایی داره لاکردار...وسطشو نگاه! جون میده ک**یرتو بزاری لاش و هعی عقب جلو کنی.
با گریه دستامو روی سی*نه هام گذاشتم... تقلا میکردم از بین دستای کثیفشون خودمو نجات بدم.
- عجیب هوس کردم م*مه هاشو بخورم..علی محکم بگیرش...یه جوری فیلم بگیر صورتم نیفته توش .
محکم دستامو از پشت گرفتن ، سی*نه هامو به همدیگه چسبوند و بین دستاش عقب جلوش کرد.
نوک سی*نمو بین دندوناش که گرفت از درد جیغی کشیدم.
- جون جیغ بکش...فکر کردی تو این بر بیابون کسی هست نجاتت بده جوجه سک**سی؟
تو بیابون دختره رو خفت کردن دارن جررررش میدن گروهی🔥🫦❌
https://t.me/+FlJfOtxBT7Q5OTFk
10پاک
#آشپزهات🍓✨
#قسمت163🍔✨
------------------------
پسره خم شدو شروع کرد به لمس کردن تن و بدن دختره..
داشتم با کنجکاوی به اونا نگاه میکردم که صدایی درست از کنار گوشم شنیدم
+چه خبره؟
پسره سوتین دختره رو باز کردو شروع کرد به لمس کردن بالا تنش...
من که محو روبه روم بودم بی حواس گفتم:
_نمیدونم فکر کنم میخواد با دختره یه کارایی کنه!
+چه کارایی؟
_بخوابه دیگه!
+مگه الان وقت خوابه؟
از خنگی طرف و جواب چرتو پرتش حرصم گرفت با غیض به طرفش برگشتم و با دست راستم زدم کف دست چپم و گفتم:
_خوابیدن دیگه بفهم...
با دیدن کسی که دست به سینه داشت نگام میکرد حرصی شدم! این پسره چرا هرجا میرم عین اسب دنباله من هست؟
_بازم که تو!
+بله بازم من! جنابعالی در آداب معاشرت و رفتار های اجتماعی لنگ میزنی و بنده باید دنبالت راه بیوفتم و یادت بدم چه کاری باید انجام بدی چه کار نباید انجام بدی!
این بارم خواستم بگم بهت که خوابیدن یا نخوابیدن هر کس جزو حریم خصوصی اون فرده و جنابعالی حق زل زدن به بقیه رو نداری!
------------------------
#آشپزهات🔞🔥
🥰
Repost from N/a
کیانا یه دختر سکسی با یه کص هلویی و صورتیه که شوهرش نمیخوادش و اونم عاشق شوهر عمه جذاب و هاتش میشه که دل خوشی از زنش نداره و همین باعث میشه تا....🤤😍💦🍑
https://t.me/+O_fHpP_Lunk5OGE0
19پاک
Repost from N/a
من هیروانم. مافیایی که مجبور شد خودشو جای یه دانشجو بزنه؛ غافل از اینکه...😱🥵❣- جون عجب چیزیه!🫦 یهو دست مردونهی هیروان دورم حلقه شد و از پشت خودشو بهم چسبوند. زیر گوشم پچ زد: - که عجب چیزیه! هان؟😈🔥 قبل از اینکه نگاهم و از اون مرد بگیرم با کاری که هیروان کرد...♨️
عاشق یه دانشجوی هیجده ساله میشه و...🫢🫠
https://t.me/+0Se_6kQMaG45Y2Vk ❤️🔥
فقط بلایی که سر دختره میاره🫣🤫
19پاک#آشپزهات🍓✨
#قسمت162🍔✨
------------------------
آروم در اتاق رختکنو بستم و پشت سرشون راه افتادم..
جوری میرفتم که متوجه ی من نشن..
یکم جلوتر که رفتم دیدم اون دخترا به طرف همون اتاقی که اون روز ازش صداهای آه و ناله شنیده بودم بود..
با تعجب به طرفش اون اتاق رفتم و دیدم درش بازه..
دخترا اون روپوش هایی که روی اون لباسا پوشیده بودن رو هم در آورده بودن و نشسته بودن روی یه مبل راحتی و جلوی اونا چنتا پسر بود و اینا با عشوه گری توی حرکاتشون داشتن واسه پسرا لوندی میکردن...
اين چه کاری بود!
درست متوجه نمیشدم که دارن راجب چی حرف میزدن ولی انگار یکی از دخترا جواب یکی از پسرا رو داد و انگار به مزاج اون پسره جور نیومد چون با عصبانیت به طرفش رفت و اونو از میل بلند کردو محکم به سکویی که اون جا بود کوبید و دستشو روی سر اون دختره فشار میداد و...
و با صدای بلند گفت:
+چه زری زدی دختره ی نفهم؟
+هااا نشنیدم..
صدای دختره آروم بود به خاطر همین متوجه نمیشدم پسره موهای دختره رو دور دستش پر داد
و پرتش کرد رو زمین
------------------------
#آشپزهات🔞🔥
🥰
Repost from N/a
تندتند توی #کـ*ص تپل و باکرم تلـ*مبه میزد.
از شدت شـ*هوت زیاد نمیدونستم ناله کنم یا بخواد #کیـ*رش جیغ بزنم😰♨️
_دوست داری که، اینجوری تو #کـ*ص تنگت می کوبم؟
لبامو گاز گرفتم و دستم گذاشتم رو #چوچـ*ولم، که محکم زد رو دستم.
با لحن خشمگین و ترسناکی غرید:
_گوه زیادی خوردی دلسا.سرپیچی از قوانین من، عواقب خوبی نداره.❌
ترسیده بهش خیره شدم که، ویبراتور و #دیلـ*دوی کلفت و درازی از روی میز برداشت.
خشک خشک و بدون ملایمت دیلـ*دوی خاردار رو توی #کـ*صم کرد، که جیغم به هوا رفت.
_آخ...مردم هیروان...درش....دربیار...گوه خوردم
🥵🩸
https://t.me/+0Se_6kQMaG45Y2Vk
ویبراتور که روی چوچـ*ولم قرار گرفت، نفسم از شدت شهـ.وت زیاد قطع شد و بدنم به رعشه افتاد🔞
💦⃟🔞@banerzani_Avin :بنرزنی16پاک
Repost from N/a
ارباب روستا دختر 15ساله رو به بند میکشه🧝🏻♀📛
رمان بزرگسالان مثبت 18سال🎬🤤
https://t.me/+O_fHpP_Lunk5OGE0
https://t.me/+O_fHpP_Lunk5OGE0
بر اساس واقعیت😈
16پاک
Content available for users 18+
By signing in to the service, you confirm that you are 18 years of age or older.
