Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈
「دختر مشتی/ آشپزی هات」
Open in Telegram
تحکیم رابطه فقط قفل کردن پاهات دور کمرش •P1: https://t.me/c/1647594809/10 کپی ممنوع❌ -Tabligh: @tabliqat_roman -vip: @A1rmyn
Show more3 069
Subscribers
No data24 hours
-107 days
-13030 days
No data
Post views
No data24 hours
No data48 hours
No data
Engagement rate
No data
Posts per day
Posts Archive
Repost from N/a
دختر 2 ساله اش آمار پرستارشو به باباش میده نامدارم که حسابی هورنیه میره سراغ پرستارش و هرشب به نحوی جرش میده😈💦🤤22پاک
#آشپزهات🍓✨
#قسمت169🍔✨
------------------------
پوف کلافه ای کشیدم و منم سریع بیرون رفتم..
نمیدونم قیافه دختره رو باور کنم یا لحن تهدید آمیزش..
انگاری اینم دستش با اینا تو یه کاسه بود!
ولی خب باید سر در بیارم ولی جوری که کسی متوجه بشه!
این قیافه ی تابلو و کنجکاوم باید درست کنم تا خودمو تو دردسر ننداختم!
اصلا بیا یه کار دیگه کنیم این رستوران و اتفاقاشو کلا فراموش کنم و به اون سرآشپزی که واقعا معلوم نبود چیکارس زنگ بزنم و بگم نمیام و این جا رو ول کنم و برم دنبال یه کار دیگه!
این بهتر بود من یه زندگی بی دردسر میخواستم!
دلم میخواست کسایی تو زندگیم بودم که برای من ارزش قائل بودن ولی خب هیچ امیدی به خانوادم نداشتم پس باید دوستای خوبی پیدا میکردم...
و از اون جایی که روابط اجتماعی خیلی پایینی دارم با کسی زیاد صمیمی نمیشم، یعنی دلمم نمیخواد با آدمای این رستوران کوفتی صمیمی شم!
پس بهترین کار اینه وقتی سرآشپز اومد من بگم دیگه کار نمیکنم و برم دنبال کار و زندگی خودم..
یه جایی پیدا کنم با آدم های معمولی تا بتونم باهاشون صمیمی بشم!
------------------------
#آشپزهات🔞🔥
🥰
Repost from N/a
: پاهاتو باز نگهداد میخوام ک*صتو انگشت کنم.
با ترس به ویبراتو.ر کوچولوی توپی توی دستش خیره شدم.
: او میخوای بکنی تو ک*صم🥺🔞
: نه توله حشریم. اینو میکنم تو ک*ونت که با لرزشش ارضا شی😈
از ترس و شهوت سوراخام نبض گرفته بود.
: ک*ونت خودش داره برا باز و بسته میشه. ببین چطوری ویبراتو.رو میخواد بکششه تو خودش! انگار شیاف برات گذاشتم💦
با فرو رفتن ویبر.اتور، انگشتاشم توی سوراخ پر آب ک*صم هول داد و محکم تکونش داد که آبم با فشار روی تخت پاچید.
انتظار داشتم انگشتاشو دراره ولی با ادامه دادن تکون دادن انگشتاش و لرزیدن سوراخام یهو مایع غلیظی از ک*صم بیرون زد و....🍆🔥
https://t.me/+T2jUVx5Ko2BmNTNk
https://t.me/+T2jUVx5Ko2BmNTNk
19پاک
Repost from N/a
رمان ممنوعه عروسک نامدار🩷❌سرمو تو گردنش فرو کردم و مک عمیقی زدم با اعتراض نالید-نکن نامدار.. همونجارو خیس بوسیدم و لب زدم+چرا عروسک نازم؟ خوشت نمیاد؟ به سینه برهنم مشتی زد و تلاش کرد تا فاصله بگیره- نکن لطفا..من پرستار دخترتم.. نچی گفتم و تو چشمای پر ترسش خیره شدم+نه سکسی من..تو عروسک منی! دستمو بردم بین پاش و با یه حرکت شلوارشو کشیدم پایین...❌🫢😈 https://t.me/+9jVBScHsGWI2MTE0 https://t.me/+9jVBScHsGWI2MTE0 رابطه زوری و ممنوعه با پرستار دخترش🫣 19پاک
Repost from N/a
_دکتر سقطش کن هرچقدرم شد دوبرابر میدم
با گریه از بازوی شاهو آویزون شدم
_توروخدا نکشش بچه ی من قلبش تشکیل شده..
با خشم هولم داد
_دختره ی احمق تو قرار بود فقط تختمو گرم کنی نه اینکه شکمت بیاد بالا .. این بچه همین امشب کارش تمومه
_نمیزارم..نمیزارم جون بچمو بگیری با بچم میریم...
با پشت دستی که خوردم یه لحظه گیج شدم از درد و صدای غرش شاهو بود که تو گوشم پیچید
_یکبار دیگه حرف از رفتن بزنی زندگیتو سیاه میکنم صدف..
https://t.me/+zdKpSLFnnsg0ZjI0
https://t.me/+zdKpSLFnnsg0ZjI0
¹0صبح پاک
Repost from N/a
#بزرگسال🔞
تو یه حرکت پرتش کردم رو تخت و روش خیمه زدم
لیسی به پوست سفیدش زدم و بیتوجه به چشمای ترسیدش با لحن #شهوتی زمزمه کردم+انقدر خوبی که میخوام هرشب جفت #سوراخاتو جر بدم کوچولو🔥🔞
دستم به پایین تنش رسوندم و فشاری به #ک*ص دادم..
+توام که بدت نمیاد نه؟ #خیس کردی برام💦🫦
با لمس کی*رم زیر دستای سردش چشمام ناخودآگاه بسته شد..
قصد داشتم جوری جرش بدم که تا صبح فقط آه و ناله کنه
https://t.me/+9jVBScHsGWI2MTE0
https://t.me/+9jVBScHsGWI2MTE0
سک*س با پرستار جذاب دخترش🔥🔞🙂↔️10صبح پاک
#آشپزهات🍓✨
#قسمت168🍔✨
------------------------
+دو ندونسته پا تو این خراب شده گذاشتی پس بهتره سرت به کار خودت باشه و با این عوضیا کل کل نکنی و بزاری اونا هر غلطی میخوان انجام بدن، این جوری حداقل دست از سر تو بر میدارن...
_ولی!
+ولی نداره این حرفامو همیشه یادت باشه اینا پشتشون قرص و محکمه اگر بخوای سر از کارشون در بیاری و دردسر براشون درست کنی رسما خودتو بدبخت کردی!
چرا حس میکردم خودش به این حرفایی که میزنه باور نداره و فقط واسه ترسوندن من این حرفارو میزنه..
برخلاف صورت ترسیده ای که به خودش گرفته بود حس میکردم لحظه به لحظه صداقت کلامش از بین میره و حرفاش بوی تهدید داره..
سری تکون دادم که فکر کنه با حرفاش قانع شدم
حرفاش بیشتر منو تحریک میکرد تا بفهمم دو این رستوران چه خبره..
نبايد بی گدار به آب میزدم باید حساب شده عمل میکردم جوری که فکر کنن این مسائل برام جذابیت نداره...
لبخندی زد و گفت:
+خوشحالم که تونستم بهت گوشزد کنم تا خودتو توی خطر نندازی!
اینو گفت و از سرویس بیرون رفت...
------------------------
#آشپزهات🔞🔥
🥰
Repost from N/a
رییس شرکت هروز منشیشو توی شرکت جـ.ـر میده😶🌫🔞روی میز خمم کردو اسپنکی بهم زد لبه های باس*نمو از هم باز کرد،مجبورم کرد انگشتش رو ساک بزنم و بعد همون انگشتش رو وارد باس*نم کرد که با لذت آهی کشیدم -جووون،دلم میخواد هروز این کو*نتو جـ.ـر بدم🤤🔞 بیشتر قمبل کردم که زیپ شلوارشو باز کردو...🥵💦 https://t.me/+TUGD8fGp0XUzNTRk 19پاک
Repost from N/a
_لنگاتو بده بالا میخوام تو فیلم خوب بیوفتی
با گریه بیشتر پاهامو باز کردم که چکی بغل رونم زد و عصبی غرید
_سگ بابا بیشتر باز کن من پول مفت ندارم بدم واسه خواهر مریضت
_چشم ...چشم...اینطوری خوبه؟
دیگه بیشتر از این نمیتونستم باز بشم با نیشخند سری تکون داد و بین پام جا گرفت و با یه حرکت حجمشو داخلم فرستاد که جیغ دلخراشی از درد کشیدم
_جااانم....چه تنگی...از این به بعد فقط خودم میگ*امت
https://t.me/+zdKpSLFnnsg0ZjI0
https://t.me/+zdKpSLFnnsg0ZjI0
صدف دختری که بخاطر عمل خواهرش مجبور میشه با یه بیمارجنسی توافق کنه و....♨️
19پاک
Repost from N/a
-من میخواستم مادر بچت شم سهیل.
پسم زد و کتش رو پوشید
-منم میخواستم انتقامم و بگیرم که گرفتم. دیگه کاری نداریم با هم.
با بغض بلیطم رو نشونش دادم و گفتم:
-من امشب برای همیشه از ایران میرم سهیل... میرم ولی هیچوقت نمیبخشمت.
یه لحظه نگاهش بین من و بلیطم چرخید و یهو من و چسبوند به دیوار.
-تو هیچ جا نمیری دنیز!
https://t.me/+T2jUVx5Ko2BmNTNk
فکر میکردم بعد گرفتن انتقامم میتونم ولش کنم ولی اون حسابی رفته بود تو قلبم و نمیتونستم از دستش بدم ولی...🔥❗️
13پاک
Repost from N/a
_همونطور چهار دست و پا میمونی تا بیام
مطیع سرمو پایین انداختم و همونطور که میگفت موندم با حس سوار شدن کسی پشتم و فرو رفتن آل*تش آخی از درد گفتم
و خواستم برم جلو که صدای غرش شاهو تو گوشم پیچید
_بمیر سر جات و به وظیفت عمل کن سگ بابا
_آقا شاهو میسوزه توروخدا در بیارین....
بی توجه بهم شروع کرد به کمر زدن و تحقیر آمیز زیر گوشم لب زد
_وقتی اومدی زیر من یعنی درد دارم و نکن و اینا نداریم....
https://t.me/+zdKpSLFnnsg0ZjI0
https://t.me/+zdKpSLFnnsg0ZjI0
صدف دختری که برای راضی کردن پسر عموش هرکاری میکنه حتی به قیمت....🥺💦💦
13پاک
Repost from N/a
+بگو که چی میخای؟...🔞
نفسنفس میزدم، دستهام بین موهاش گره خورده بود.
+س... سیاوش...
لبهام و بوسید و زیر گوشم زمزمه کرد
+جانِ سیاوش؟نمیذارم امشب بخوابی کوچولو
تا اومدم چیزی بگم،با یه حرکت پامو بالا آورد و رو شونهش گذاشت...
و با کاری که کرد... 😈💦🔞
https://t.me/+TUGD8fGp0XUzNTRk
https://t.me/+TUGD8fGp0XUzNTRk
9صبح پاک
Repost from N/a
_شاهو...یواش از دیشب سور*اخم میسوزه
بی توجه رو تخت هولم داد و روم دراز کشید که هقی زدم آروم غرید
_نگفتم مگه هروقت گفتم باید لنگات هوا باشه؟؟ پس من چرا باید تورو نگهدارم؟؟
_هرکاری بگی میکنم..فقط...آیییی
بافرو رفتن ناگهانیش جیغ دلخراشی کشیدم که قهقهه ای زد و بیشتر روم دراز کشید و اینبار جدی زیر گوشم لب زد
_هیش...آروم داد بزن صدف ..نگفتم مگه فقط حق داری زیر گوشم ناله کنی ...
_درد دارم ..بخدا درد دارم....
https://t.me/+zdKpSLFnnsg0ZjI0
https://t.me/+zdKpSLFnnsg0ZjI0
صدف دختر مظلومی که بعد از اینکه خانوادش رو از دست میده مجبور میشه زیر سایه ی پسر عموش زندگی کنه و اون به شرطی نگهش میداره که هرشب...♨️
9صبح پاک
Repost from N/a
پایین تنه ی لخت و به*شت کوچولوش که تازه داشت موی زائد در میاورد حالمو دگرگون کرد.
آل*تم بدجور داشت بهم فشار میاورد. همینجور که دراز کشیده بودم گفتم: پشت هم بکش بالا برگرد پشتت هم ببینم
پشت دامنم کشید بالا و برگشت چرخید به پشت. باس*ن خوشگل و سفیدی هم داشت. از درباس*نی هایی که امروز بهش زده بودم هنوز لپای با*سنش قرمز بود.
https://t.me/+_I6werxtLrxlZjJk
https://t.me/+_I6werxtLrxlZjJk
دختر بچه ی رعیتی که برای پسر ارباب لوندی میکنه تا تحریک بشه و پردشو بزنه🔞❌💦
22پاک
Repost from N/a
#part_200
_بسه انقد آزارم نده تقصیر من چیه؟!
_تو همه چی زیر سر توعه حرومزادس
تویی ک با اومدنت با توقعاتت داداشمو عزیز ترینم و فرستادی زیر خاک
الانم بچش نوش جونت
طعم شیرین انتقام و باید تجربه کنی
باید ذره ذره جون بدی تا بدونی بهترین رفیق من چطوری جون داد چطوری سوخت چطوری ذره ذره خاکستر شد
_ولی ی روزی میفهمی که تقصیر من نبود امید وارم اون روز دیر نشده باشه امید وارم کامل برام نمرده باشی
_سلام قربان ببخشید بد موقع زنگ زدم
_کوتاش کن
_برای اون موضوع زنگ زدم
تحقیقاتم تموم شد برادر شما توسط ی باند قاچاق کشته شده
ایشون عضو اونجا شده بود و وقتی ب درخواست همسرش میخواست ازونجا خارج شه دستور قتلشو میدن
دنیا رو سرم آوار شد من ینی همه این مدت اشتباه کردم؟
باصداش برگشتم سمتش
_ویزام آمادست 2ساعت دیگه پرواز دارم احضاریه دادگاه ک اومد موافقت کن با طلاق وکیلم همه کارارو انجام میده.
https://t.me/+T2jUVx5Ko2BmNTNk
https://t.me/+T2jUVx5Ko2BmNTNk
پسره برای انتقام وارد زندگی دختری میشه ک فکر میکنه عامل اصلی کشته شدن برادرشه
ولی دقیقا روزی میفهمه که...
22پاک
#آشپزهات🍓✨
#قسمت167🍔✨
------------------------
وقتی نگاهمو دید گفت:
+سلام خوش اومدی من بارانم!
دستشو به طرفم گرفت..
نگاهی به دست مرطوبم کردم و سریع یه دستمال دیگه برداشتم و دستمو خشک کردم و بعد به طرفش گرفتم و گفتم:
_خوش بختم منم لیدام...
لبخند نمکی زدو گفت:
+ مثل اسمت خوشگلی!
از تعریفش قند تو دلم آب شدو با لبخند گفتم:
_توام همینطور!
فکر کنم میخواست بره سرویس و من جلوشو گرفته بودم ک گفتم :
_ببخشید الان میرم بیرون که بری سرویس!
+نه نه! من واسه سرویس رفتن نیومدم!
_پس واسه چی اومدی این جا؟
+خواستم به عنوان دوست بهت اخطار بدم که دور ور اون آدما نگردی! به قیافت و رفتارت میخوره با اونا متفاوت باشی به خاطر همین خودمو به زحمت انداختم و دارم اینارو برات میگم! چون نمیخوام اون عوضیا اذیتت کن پس نزدیکشون نشو!
از حرفش هم حرصم گرفت هم عصبی شدم، مگه شهر هرته که هرکس هرکاری دلش بخواد بکنه؟
_هیچ کدوم نمیتونن هیچ غلطی کنن هر غلط اظافه ای کنن میتونم به راحتی ازشون شکایت کنم!
لبخند تلخی زدو گفت :
+چقدر تو ساده ای دختر!
------------------------
#آشپزهات🔞🔥
🥰
Repost from N/a
_باز کن پاهاتو
بدون صبر رونامو بیشتر از هم فاصله داد و بینشون نشست
_مثل ابریشم میمونه نازت عوضیی به جنون میکشه تنت منو
با درد دستمو رو زمین عقب کشیدم
_تحمل یه راند دیگه رو ندارم شاهو
بی توجه به ناله ی پر دردم عمیق خودشو بهمکوبید و زیر گوشم نفس زد
_دلم میخاد اونقدر این ک*ص و بکنم که دیگه نتونی راه بری پدر سوخته
https://t.me/+zdKpSLFnnsg0ZjI0
https://t.me/+zdKpSLFnnsg0ZjI0
پسر عموی دختره مجبورش میکنه هرشب براش لنگاشو هوا بده و…😭🔞
18پاک
Repost from N/a
کـ*یر بزرگ و رگ دارشو با شدت واردم کردو شروع کرد به تلم،به زدن
روتختی رو چنگ زدم و با ناله گفتم
_آ...اه سیاوش تندتر🫦❌
گردنمو توی مشتش گرفت و چمای سرخو خمارش و دوخت بهم
-اوففف توله سگ، چقد تنگ و داغی تو...😈🔞
بعداز گفتن این جمله...
https://t.me/+TUGD8fGp0XUzNTRk
سیاوش مردی مغرور و خودخواه که عاشقِ منشیش میشه و هروز اونو...🥵❌
18پاک
Repost from N/a
#پارت2
پیراهن چین چینشو بالا زدم و شلوار و شورتش رو باهم کشیدم پایین.
تن و بدن ناز و کوچولوش داغم میکرد.
پشت دستمو رو کوچولوش کشیدم که هق هقش بیشتر شد.
اخمی کردم و گفتم: داری عصبانیم میکنیا گلی. نمیخوای حرف گوش کنی؟
_بی بی بفهمه دعوام میکنه...
_کسی قرار نیست بفهمه. نکنه میخوای با ترکه بزنم پشتت آره؟ آره گلی؟
با ترس گفت: نه آقا.. خیلی درد میگیره
_آفرین دختر خوبی باش
https://t.me/+_I6werxtLrxlZjJk
https://t.me/+_I6werxtLrxlZjJk
دخترکوچولویی که دل از معلم روستاش میبره و هیچی از روابط جنسی نمیدونه...🔞💦
22پاک
Repost from N/a
-تخ*مات داره میخوره به ک*صم ولی بازم داری خودت و فشار میدی
پوزخندی زد.موهام و از صورتم داد کنار و دوباره یه تلبمهی محکم تو ک*صم زد
-انقدر زبون درازی که برای گاییدنت باید دهنت و ببندم که نری رو مخم
یهو شورتم و به زور فرو کرد تو دهنم و درحالی که نوک سی*نههام و میپیچوند، تهدید کرد:
-از دهنت در اوردی، نیوردیش!
سیلی روی سی*نههای کوچولو و گردم کوبید که قطره اشکی از چشمم چکید
-اگه درش بیاری،انقدر دهنت و میگام که نتونی نفس بکشی دنیز
وحشت زده و با التماس نگاهش کردم ولی اون بیتوجه کی*رش و از توم کشید بیرون
چ*وچ*ولم و با انگشتاش مالید و خم شد روی تنم
همونطوری که ک*صم و میمالید گازهای ریزی از سی*نم میگرفت که باعث میشد ناله کنم
اما از ترسم شورت و از دهنم در نیوردم که دیوونه نشه
ولی با وارد کردن سه تا از انگشتاش تو ک*صم و یه گاز محکم از نوک س*ینم،چنان دردی تو بدنم پیچید که بیاختیار یه جیغ بلند کشیدم که شورت از دهنم افتاد بیرون
و اون یهو دیوونه شد...
سیلی محکمی به ک*صم کوبید و یهو اومد بالای سرم
ک*یر شق شده و پر رگش و گرفت جلوی دهنم و دستش و گذاشت زیر سرم
مجبورم کرد سرم و بلند کنم و ک*یرش و به زور فرستاد تو دهنم
-عقدت کردم که انتقام بگیرم، شدی وبال گردنم اما نمیذارم گند بزنی تو لذت سکسمون دنیز❌❗️
https://t.me/+T2jUVx5Ko2BmNTNk
https://t.me/+T2jUVx5Ko2BmNTNk
22پاک
Content available for users 18+
By signing in to the service, you confirm that you are 18 years of age or older.
