آکای
Open in Telegram
349
Subscribers
-224 hours
-87 days
-1830 days
Posts Archive
349
Sometimes I like to ask my mom, "Mom, what kind of person I was before, before you destroyed me with your stupidity."
349
قطرات کوچک اشکهایم صورتم را میسوزاند؛ چراکه خشم و غضبم جز چشمانم، آتشی بر جای دیگری نیافروخت.
عزای پرپر شدن آیندهای که هرگز از آنِ من نبود، دلیل آن فغان حزینکنندهام نبود.
زخم بود؛ زخمی که میدانستم همانند رد دیگر تیغهای زندگیام بر تنم میماند، و میستاند و میستاند.
و چرا در قلبم نشستی، در ذهنم نقش بستی، در تار و پود روحم ریشه دواندی و در آن روز گفته شدی؟
کابوسِ روحِ آزاردیدهام، به مثال دیگران، تمنای کمی زیستن بود؛ و فریاد ذهنم که میگفت: چه راحت فریبِ سپیدِ سیهسینه را خوردی و ندانستی هر آنچه برایت خوش آید، چون گلی پرپر شود و جز خارهای تیزش، چیز دیگری برای یادآوریِ آن شکوهِ گذشته باقی نگذارد.
سقوط از درگاهِ خیالم کمرم را شکست؛ و چشمانم، گرچه تار میدیدند، قربانیِ حقیقت و پیشدستِ شیطانی به نام انسانیتِ انحلالیافته شدند؛ بهرِ شفاعتی که درد بود و رغبتِ مرگ.
قامت خمت را صاف کن، دست کم خاموشیِ ستاره ات را ببین .
349
وقایع در روحم رسوخ کرده گویی تمام پیشینه و هویتم را از آن فجایع دربر گرفتهام، آنچنان که گر بپرسند که هستم، شکل ببندند در پس ذهنم و هرگاه میخواهم از خودم به کسی شناختی بدهم، بیم آن دارم که مرا از آن رخداد ها نشناسد و مبادا پرده ای از آن دوران بردارم و اینگونه است که در قلبم حتم میدهم تنفری که رویداد های گذشته تیره ام کرده، منشأ بیزاری اطرافیانم از من نیز خواهد بود.
و آیا تا آخر عمر خود را برای گذشته ای غمین که جز سر و پیکرم روح دیگری نسترده سرزنش خواهم کرد؟!
349
She said let's play Hide and Seek, she went hiding and it's years I've been seeking for myself, she's gone.
