en
Feedback
آکای

آکای

Open in Telegram
349
Subscribers
-224 hours
-87 days
-1830 days

Data loading in progress...

Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '260
in 0 channels
August '26
+5
in 0 channels
Get PRO
July '26
+7
in 1 channels
Get PRO
June '260
in 0 channels
Get PRO
May '260
in 0 channels
Get PRO
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '260
in 0 channels
Get PRO
January '260
in 0 channels
Get PRO
December '250
in 0 channels
Get PRO
November '250
in 0 channels
Get PRO
October '250
in 0 channels
Get PRO
September '250
in 0 channels
Get PRO
August '250
in 0 channels
Get PRO
July '250
in 0 channels
Get PRO
June '250
in 0 channels
Get PRO
May '25
+10
in 0 channels
Get PRO
April '25
+42
in 0 channels
Get PRO
March '25
+75
in 0 channels
Get PRO
February '25
+80
in 0 channels
Get PRO
January '25
+642
in 1 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
09 September0
08 September0
07 September0
06 September0
05 September0
04 September0
03 September0
02 September0
01 September0
Channel Posts
Sometimes I like to ask my mom, "Mom, what kind of person I was before, before you destroyed me with your stupidity."

2
قطرات کوچک اشک‌هایم صورتم را می‌سوزاند؛ چراکه خشم و غضبم جز چشمانم، آتشی بر جای دیگری نیافروخت. عزای پرپر شدن آینده‌ای که هرگز از آنِ من نبود، دلیل آن فغان حزین‌کننده‌ام نبود. زخم بود؛ زخمی که می‌دانستم همانند رد دیگر تیغ‌های زندگی‌ام بر تنم می‌ماند، و می‌ستاند و می‌ستاند. و چرا در قلبم نشستی، در ذهنم نقش بستی، در تار و پود روحم ریشه دواندی و در آن روز گفته شدی؟ کابوسِ روحِ آزار‌دیده‌ام، به مثال دیگران، تمنای کمی زیستن بود؛ و فریاد ذهنم که می‌گفت: چه راحت فریبِ سپیدِ سیه‌سینه را خوردی و ندانستی هر آنچه برایت خوش آید، چون گلی پرپر شود و جز خارهای تیزش، چیز دیگری برای یادآوریِ آن شکوهِ گذشته باقی نگذارد. سقوط از درگاهِ خیالم کمرم را شکست؛ و چشمانم، گرچه تار می‌دیدند، قربانیِ حقیقت و پیشدستِ شیطانی به نام انسانیتِ انحلال‌یافته شدند؛ بهرِ شفاعتی که درد بود و رغبتِ مرگ. قامت خمت را صاف کن، دست کم خاموشیِ ستاره ات را ببین .
22
3
تروخدا نرکشی رو نرمالایز کنیم
29
4
No text...
1
5
I'm loosing it- and you're gonna watch it the whole time- wide heart close mouth.
51
6
Crow2025
11
7
اسم فیلمه چیه؟
9
8
No text...
65
9
یک پسر هم رؤیت شد عجیبه
1
10
عیبابا نمیشه ک
1
11
یکیشون گل استوری کرده
1
12
دوتا دختر خانوم خوشگل نشون کردم تو ممبرا
1
13
وقایع در روحم رسوخ کرده گویی تمام پیشینه و هویتم را از آن فجایع دربر گرفته‌ام، آنچنان که گر بپرسند که هستم، شکل ببندند در پس ذهنم و هرگاه میخواهم از خودم به کسی شناختی بدهم، بیم آن دارم که مرا از آن رخداد ها نشناسد و مبادا پرده ای از آن دوران بردارم و اینگونه است که در قلبم حتم میدهم تنفری که رویداد های گذشته تیره ام کرده، منشأ بیزاری اطرافیانم از من نیز خواهد بود. و آیا تا آخر عمر خود را برای گذشته ای غمین که جز سر و پیکرم روح دیگری نسترده سرزنش خواهم کرد؟!
67
14
بسه 19870986 بار نگاهش نکن
28
15
No text...
98
16
-
88
17
She said let's play Hide and Seek, she went hiding and it's years I've been seeking for myself, she's gone.
89
18
ذهنم
30
19
No text...
121
20
No text...
119