en
Feedback
گذرگاه

گذرگاه

Open in Telegram

احساسی جسمانی داشتم که در گذرگاهی گام نهاده‌ام. گذرگاهی که نیرویی از خود داشت. دون‌خوان این گذرگاه آرام و عظیم بود. جایی برای احساسات و یا دلتنگی نبود. زیرا او به مثابه احساسی غیرشخصی آنجا بود که مرا به درون می‌فریفت. C.C

Show more
1 982
Subscribers
-124 hours
+27 days
+6330 days
Posts Archive
«ناوال خولیان آخرین شکارچی دوران کهن» با رنجشی واقعی پرسیدم: – دون‌خوان منظورت این است که تنها کسانی می‌توانند به آدم‌ها کمک کنند که برای آنها کوچکترین اهمیتی قایل نباشند؟ با لبخندی درخشان پاسخ داد: – این چیزی است که «کمین‌کنندگان و شکارچیان» می‌گویند. به عنوان مثال ناوال خولیان درمانگر فوق‌العاده‌ای بود. او به هزاران هزار آدم كمك می‌کرد و هرگز چیزی از آنها نمی‌خواست. طوری عمل می‌کرد که مردم خیال می‌کردند زن بیننده‌ای از گروهش آنها را معالجه می‌کند. اگر آدمی بود که به اطرافیانش اهمیت می‌داد، منتظر قدردانی آنان بود. کسانی که به مردم اهمیت می‌دهند در واقع به خودشان اهمیت می‌دهند و هنگامی که لازم باشد، انتظار قدردانی دارند. دون‌خوان گفت که چون خود او متعلق به آن دسته از کسانی است که به اطرافیانشان اهمیت می‌دهند، هرگز به کسی کمک نکرده و بخشندگی برای او دردناک است. حتی نمی‌تواند تصور کند که مثل ناوال خولیان او را دوست بدارند و به نظرش احمقانه می‌رسد که پیراهن تنش را به کسی ببخشد. ادامه داد: – من آنقدر به همنوعانم اهمیت می‌دهم که اصلا برای آنها کاری نمی‌کنم. نمی‌دانم چه کار کنم. همیشه این احساس ناراحت‌کننده به من دست می‌دهد که با هدایایم، اراده‌ام را تحمیل می‌کنم. البته با پیروی از طریقت سالکان بر این احساسات غلبه کرده‌ام. هر سالکی می‌تواند در روابطش با دیگران موفق شود، همان‌طور که ناوال خولیان شد، به شرطی که پیوندگاهش را در وضعیتی قرار دهد که برایش تفاوتی نداشته باشد که مردم او را دوست بدارند، از او متنفر باشند یا او را ندیده بگیرند. ولی اینها یکسان نیستند. دون خوان گفت وقتی که برای اولین بار از اصول کمین و شکار کردن آگاهی یافت، او نیز درست مثل من بشدت پریشان‌خاطر شد. ناوال الیاس که شباهت زیادی به دون‌خوان داشت برایش توضیح داد که «کمین‌کنندگان و شکارچیانی» چون ناوال خولیان رهبران طبیعی انسانها هستند. می‌توانند به آدم‌ها كمك كنند تا هر کاری را انجام دهند. دون‌خوان ادامه داد: – ناوال الیاس می‌گفت که این سالکان می‌توانند به مردم كمك کنند تا بهبودی یابند یا می‌توانند كمك كنند تا مریض شوند. می‌توانند كمك كنند که سعادتمند شوند و یا غمگین. به ناوال الیاس پیشنهاد کردم بجای اینکه بگوییم این سالکان به مردم کمک می‌کنند باید بگوییم مردم را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند. او گفت آنها نه‌تنها مردم را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند، بلکه آنها را مثل گله به جلو می‌رانند. ۱۹۴ ۱۹۵ ۱۹۶ #دون_خوان_ماتوس #کتاب_آتشی_از_درون @CarlosFreedomPass

photo content

Sapphire [Remix] (feat. Arijit Singh) Ed Sheeran.m4a2.77 MB

مبارزه درست همینجا در روی این کره ی خاکی است. ما انسان هستیم. کسی نمی داند چه چیزی در انتظار ماست یا چه نوع قدرتی ممکن است دا
مبارزه درست همینجا در روی این کره ی خاکی است. ما انسان هستیم. کسی نمی داند چه چیزی در انتظار ماست یا چه نوع قدرتی ممکن است داشته باشیم؟ ۱۶۷ #دون_خوان_ماتوس #کتاب_چرخ_زمان

همان کن که جنگاور می کند، جزء جزء جهانت را خودت برگزین. تو دیگر نمی توانی محصور در امور چیزهای باری به هرجهت باشی. من این را
همان کن که جنگاور می کند، جزء جزء جهانت را خودت برگزین. تو دیگر نمی توانی محصور در امور چیزهای باری به هرجهت باشی. من این را به جدی ترین وجه ممکن به تو گوشزد می کنم. ۲۳۹ #دون_خوان_ماتوس #کتاب_حقیقتی_دیگر

ما نظاره گرانیم. با وجود این دنیایی که مشاهده می کنیم، توهمی بیش نیست. دنیا برای ما با توصیفی ایجاد شده است که از روز اول برایمان نقل کرده اند. ما موجوداتی فروزانیم که با دو حلقه ی اقتدار متولد شده ایم. ولی برای احداث دنیا تنها از یکی از دو حلقه ی اقتدار استفاده می کنیم. حلقه ای که ما را بمحض متولد شدن به دام می اندازد: «منطق» و همراه آن «صحبت کردن»، دو مقوله ای که با هم دنیا را می سازند و از آن نگهداری و حمایت می کنند. دنیایی که منطقت مایل به نگهداری و حمایت از آن است، در واقع دنیایی است که با توصیف و قوانین تعصب آمیز و بی چون و چرا  آن را ساخته اند،  دنیایی که منطق یاد می گیرد آن را بپذیرد و از آن حمایت کند.  راز موجودات فروزان در این است که انان حلقه ی اقتدار دیگری نیز دارند که همان «اراده» است، اما هرگز مورد استفاده قرار نمی گیرد. نیرنگ ساحران همان نیرنگ آدمهای معمولی است،  هر دو توصیفی دارند. آدم معمولی، آن را به کمک «منطق» خود تقویت میکند و ساحر آن را با «اراده»اش قوت می بخشد. در حالی که هر دو وصف، قاعده و قانونی برای خود دارند. این قوانین قابل درک و فهم اند. ولی مزیت ساحران در این است که «اراده» را مورد استفاده قرار می‌دهند که از «منطق» فراگیر تر است. حال پیشنهاد من به تو این است که از هم اکنون تصمیم بگیری که این توصیف توسط «منطق» یا به کمک «اراده»ات سر پا بماند، و فکر می‌کنم تنها راه حل این است که از دنیای روزمره ات به عنوان مبارزه و محرکی استفاده کنی تا به اندازه ی کافی اقتدار شخصی کسب کرده و با کمک آن به خویشتن خویش برسی. ۱٠۴ #دون_خوان_ماتوس #کتاب_افسانه_های_قدرت @CarlosFreedomPass

(نیایش‌گران تل اسمر اشنویا، ۵۰۰۰ سال پیش)

سلام از شنبه ۱۴ شهریور، شروع به خواندن کتاب‌های راه ناوال خواهیم کرد که شامل این کتاب‌ها هستند: ۱. تعلیمات دون‌خوان ۲. حقیقتی دیگر ۳. سفر به دیگرسو ۴. افسانه‌های قدرت ۵. دومین حلقه قدرت ۶. هدیه عقاب ۷. آتش درون ۸. قدرت سکوت ۹. هنر رویابینی ۱۰. حرکات جادویی ۱۱. چرخ زمان ۱۲. کرانه فعال بی‌کرانگی ۱۳. شابونو ۱۴. رویای ساحره ۱۵. در رویا بودن ۱۶. گذر ساحران ۱۷. یادداشت‌های منتشرنشده 🔺 هر روز بیست صفحه کتاب، به‌همراه فایل صوتی. بهترین راه برای جایگزینی تفاسیر "راه ناوال" با تفاسیر تحمیل‌شده‌ی "دنیای روزمره" (دقت اول). https://t.me/CarlosFreedomPasss

او با این کلمات به من تاخت که آنچه انجام داده ام نشان از شکست داشته است. در هر حال مهمترین چیزی که حالا باید انجام دهم، این ا
او با این کلمات به من تاخت که آنچه انجام داده ام نشان از شکست داشته است. در هر حال مهمترین چیزی که حالا باید انجام دهم، این است که قصد جدیدی را بر پا نهم، او توضیح داد که این قصد جدید، قصد ساحران نام دارد، زیرا صرفاً قصد انجام دادن چیزی جدید نیست، بلکه قصد پیوستن به چیزی است که وجود دارد، قصدی که به وسیله ی هزاران سال حلقه ی بشریت به ما رسیده است. او گفت که در این قصد ساحران، جایی برای شکست نیست، زیرا ساحران فقط یک راه دارند که بر آنان گشوده است: در آنچه انجام می دهند موفق شوند، اما برای آنکه چنین دیدگاه قدرتمند و روشنی داشته باشیم، ساحران باید کل وجود خود را دیگر بار تنظیم و تجدید کنند. فهم و قدرت به این امر تعلق دارند. فهم را از مرور دوباره ی زندگی خود به دست می آوریم و قدرت را از اعمال بی عیب و نقص خویش. ۲۹۴ ۲۹۵ #امیلیتو #کتاب_گذر_ساحران @CarlosFreedomPass

به کارول گفتم چگونه در شروع همنشینی ام با دون خوان درباره ی انگیزه‌اش که اقرار کرده بود موجب شده تا او در طریقت ساحران بماند،
به کارول گفتم چگونه در شروع همنشینی ام با دون خوان درباره ی انگیزه‌اش که اقرار کرده بود موجب شده تا او در طریقت ساحران بماند، بحث کرده‌ام. او گفته بود که ترس او را در خطی مستقیم نگه داشته و چیزی که بیش از همه از آن می ترسید این بود که ناوال، تجرید، روح را از دست بدهد. آن موقع دون خوان با لحنی که اثری از هیجان در آن بود، گفته بود: _ مرگ که در مقایسه با از دست دادن ناوال چیزی نیست. ترسم برای آن است که ناوال، تنها چیز واقعی را که دارم از دست بدهم زیرا بدون آن بدتر از مرده ام. به کارول گفتم که فورا با دون خوان مخالفت کرده و لاف زده ام که چون ترس در من راهی ندارد، اگر مجبور باشم در طریقتی بمانم، تنها نیروی محرک برای من عشق می تواند باشد. دون خوان پاسخ داده بود وقتی کشش واقعی بیاید ترس تنها شرط با ارزش برای سالک مبارز است. در خفا از آنچه فکر می کردم کوته بینی نهانی اوست، منزجر بودم. به کارول گفتم: _ بدینسان چرخ دور کاملی زد. حالا مرا نگاه کن! می توانم قسم بخورم که تنها چیزی که مشوق من در این راه است ترس از دست دادن ناوال است. ۲۳۹ ۲۴۰ #هنر_رویا_دیدن

فکر به بدی و شر نمی‌توانست آزموده شود. در اثر تمام این سال‌ها که در طریقت ساحران گذرانده بودم، بدون کوچکترین تردیدی می‌دانستم
فکر به بدی و شر نمی‌توانست آزموده شود. در اثر تمام این سال‌ها که در طریقت ساحران گذرانده بودم، بدون کوچکترین تردیدی می‌دانستم که در جهان فقط انرژی وجود دارد. بدی و شر بیشتر ساخته‌ی ذهن بشر است که در اثر استقرار پیوندگاه در جای عادت شده‌اش تسلط یافته است. منطقا چیزی وجود نداشت که از آن بترسم. ۲۲۸ #کارلوس_کاستاندا #کتاب_هنر_رؤیا_دیدن

Finneas-Love-is-Pain-128.mp33.75 MB

هر زمان که فردی بطور فیزیکی، فکری یا عاطفی زیاد تلاش کند، انسدادی ایجاد می‌شود که رشته های نور را بهم گره می‌زند از آنجا که ج
هر زمان که فردی بطور فیزیکی، فکری یا عاطفی زیاد تلاش کند، انسدادی ایجاد می‌شود که رشته های نور را بهم گره می‌زند از آنجا که جریان مسدود می گردد، انرژی در یک نقطه کم شده و در منطقه ای دیگر زیاد می‌شود. این باعث عدم تعادل در انرژی می‌شود، که خود باعث بیماری در بدن می‌گردد. ۳۵۳ ۳۵۴ #نلیدا_آبلار #تعادل #بی_عیب_و_نقصی #خلق_و_خوی_سالک_مبارز #کتاب_یادداشتهای_منتشرنشده_تایشا @CarlosFreedomPass

حکمرانی ساحران کهن
یک‌بار در‌حالی برای دیدار از او در خانه‌اش بودم و مشغول گفتگویی بودیم که ربطی به آموزش نداشت، ناگهان بی هیچ مقدمه‌چینی گفت که ساحران قدیم از طریق تماس‌های رؤیا دیدنشان با موجودات غیرآلی در دستکاری پیوندگاه بیش از حد تبحر یافته بودند که این خود موردی بس گسترده و خطرناک است. فورا از فرصت استفاده کردم و از دون‌خوان پرسیدم که ساحران قدیم حدوداً چه موقعی زندگی کرده‌اند. قبلاً در فرصت‌های گوناگون نیز همین سؤال را کرده بودم ولی هرگز جواب قانع کننده‌ای به من نداده بود. به هر حال یقین داشتم که در این لحظه شاید به دلیل اینکه خودش موضوع را مطرح کرده است بخواهد به من پاسخ دهد. گفت: - پرسشی بس مشکل است. از طرز گفتنش فکر کردم نمی‌خواهد سؤالم را پاسخ گوید. وقتی که به صحبت ادامه داد کاملاً شگفت زده شدم: - این امر همچون موضوع موجودات غیرآلی بیش از حدِ عقل تو است. بعلاوه حالا درباره‌ی آنها چه فکر می‌کنی؟ - هیچ فکری نمی‌کنم. به هیچ طریقی نمی‌توانم فکر کنم. از جوابم لذت برد. خندید و برایم گفت که موجودات غیرآلی چقدر ترس و بیزاری در او ایجاد کرده بودند: - آنها هرگز مورد توجه من نبوده‌اند. البته دلیل اصلی این امر ترس من از آنها بود. قادر نبودم آن طور که باید بر آنها فائق آیم. حالا این امر ثابت شد. - حالا هم از آنها می‌ترسی، دون‌خوان؟ - در واقع ترس نیست که حس می‌کنم، انزجار است. نمی‌خواهم با آنها سروکار داشته باشم. - دلیل خاصی برای این انزجار وجود دارد؟ - بهترین دلیل در دنیا این است که مغایر یکدیگریم. آنها بردگی را دوست دارند و من آزادی را. آنها دوست دارند بخرند و من نمی‌فروشم. ۶۵ دون‌خوان دوباره مسئله را پیش کشید و گفت: - بنابه علم من شاید ساحران قدیم خیلی پیش از این، ده هزار سال قبل زیسته‌اند. لبخندی زد و عکس‌العمل مرا زیر نظر گرفت. برمبنای یافته‌های جدید باستان‌شناختی در مورد مهاجرت قبایل صحراگرد آسیایی به آمریکا، درباره‌ی صحت این تاریخ تردید داشتم و گفتم که یقین دارم تاریخ او صحیح نیست. ده هزار سال قبل خیلی زیاد است. او گفت: - تو علم خودت را داری و من مال خودم را. علم من این است که ساحران قدیم چهار هزار سال حکمرانی کرده‌اند. از هفت تا سه هزار سال پیش. سه هزار سال پیش از بین رفتند و از آن موقع تابه‌حال دوباره ساحران گرد آمدند و آنچه را ساحران قدیم برجای گذاشته بودند منظم کردند و دوباره ساختند. ۶۶ #دون_خوان_ماتوس #کتاب_هنر_رؤیا_دیدن @CarlosFreedomPass

photo content

Haleh Noumid Nabashi Ke To Ra Yar Beranad.mp313.20 MB

تنها زمانی می توانی از زندگی لذت ببری که تو هیچ چیزی نمی‌خواهی. هرگز نمی‌دانی که بعد چه پیش خواهد آمد، اما از آنجا که به چیزی
تنها زمانی می توانی از زندگی لذت ببری که تو هیچ چیزی نمی‌خواهی. هرگز نمی‌دانی که بعد چه پیش خواهد آمد، اما از آنجا که به چیزی وابستگی نداری، اهمیتی ندارد. تو تنها از گردش لذت می‌بری. این راه ساحران است. ۲۱۵ #نلیدا_آبلار #کتاب_متون_چاپ_نشده

- مهمترین دلیل اینکه چرا حرکات جادویی ساحرانِ مکتب من جادویی‌اند، این است که با تمرین کردن آنها، بدن کارورزان متوجه می‌شود که
- مهمترین دلیل اینکه چرا حرکات جادویی ساحرانِ مکتب من جادویی‌اند، این است که با تمرین کردن آنها، بدن کارورزان متوجه می‌شود که همه چیز در عوض آنکه زنجیره‌ی پیوسته‌ای از اشیایی باشد که با یکدیگر قرابت دارند، جریانی، سیلانی است. و وقتی هر چیزی در جهان سیلان دارد و جاری است، آن جریان می‌تواند متوقف شود. می‌توان سدی بر آن بست و بدین‌نحو جریان می‌تواند متوقف یا منحرف شود. در موقعیتی دون‌خوان برایم تأثیر کلی را توضیح داد که تمرین حرکات جادویی بر ساحرانِ مکتب او داشته است و این تأثیر را با آن چیزی مرتبط ساخت که برای کارورزان جدید روی می‌دهد. او گفت:  - ساحرانِ مكتب من وقتى متوجه شدند که تمرین کردن حرکات جادویی سبب توقف سيلان لا‌ينقطع امور می‌شود، از فرط ترس نیمه‌جان شدند. ۲۷ #دون_خوان_ماتوس #کتاب_حرکات_جادویی

نصیحتی برای او (و برای تو اگر گوش می‌دهی): به جای اینکه خودت را با پرسیدن «قدرت‌مندان چه می‌کنند؟» خسته کنی، بپرس: • امروز چگ
نصیحتی برای او (و برای تو اگر گوش می‌دهی): به جای اینکه خودت را با پرسیدن «قدرت‌مندان چه می‌کنند؟» خسته کنی، بپرس: • امروز چگونه انرژی‌ام را حفظ کنم؟ • چگونه خودم را در برابر ترس جمعی غیرقابل دسترس کنم؟ • چگونه از تغذیه کردن شکارچیان با اضطرابم دست بردارم؟ «ناوال جهان را تغییر نمی‌دهد. ناوال نقطه پیوندگاه خود را تغییر می‌دهد. و آنگاه، جهانی دیگر ظاهر می‌شود.» اگر آن زن واقعاً می‌خواست راه من را دنبال کند، به او می‌گفتم: «دیگر به نابودی به عنوان تماشاگر نگاه نکن. زندگی خودت را به عنوان میدان نبرد ببین. آنجا جنگ واقعی آغاز می‌شود.» #خلق_و_خوی_سالک_مبارز @CarlosFreedomPass

دل‌مشغولی الانت چیه؟