تعليم اللغة الفارسية والعربية
🇮🇶 قناة تعليم اللغة الفارسية العامیة والعربية🇮🇷 🇮🇶کانال یادگیری زبان فارسی و عربی لهجه عراقی🇮🇷 للإعلانات والاستفسارات المراسلة 👈 @LV_RO_bot
Show more📈 Analytical overview of Telegram channel تعليم اللغة الفارسية والعربية
Channel تعليم اللغة الفارسية والعربية (@fr_irq) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 13 387 subscribers, ranking 14 941 in the Education category and 24 219 in the Iran region.
📊 Audience metrics and dynamics
Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 13 387 subscribers.
According to the latest data from 06 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 123 over the last 30 days and by 0 over the last 24 hours, overall reach remains high.
- Verification status: Not verified
- Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 9.10%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 4.56% reactions from the total number of subscribers.
- Post reach: On average, each post receives 1 218 views. Within the first day, a publication typically gains 611 views.
- Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 11.
- Thematic interests: Content is focused on key topics such as شلون, جابو, ياريت, عشگنا, عشقت.
📝 Description and content policy
The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“🇮🇶 قناة تعليم اللغة الفارسية العامیة والعربية🇮🇷
🇮🇶کانال یادگیری زبان فارسی و عربی لهجه عراقی🇮🇷
للإعلانات والاستفسارات المراسلة 👈 @LV_RO_bot”
Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 07 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Education category.
Data loading in progress...
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 07 September | +3 | |||
| 06 September | +5 | |||
| 05 September | +5 | |||
| 04 September | +1 | |||
| 03 September | +8 | |||
| 02 September | +1 | |||
| 01 September | +8 |
| 2 | غَطَّه / يِغَطّي 👈 پوشاند. میپوشاند
هی دُوم تِغَطّي وَجْهَها و تِلْبَس بیشَه
اون همیشه صورتش رو میپوشونه و نقاب میزنه.
غَطّي راسِچ، الجَو بارِد.
روتو بپوشون، هوا سرده.
غَطّيه، الطِّفِل يِمْرَض مِن البَرْد.
روشو بپوشون، بچه از سرما مریض میشه.
غَطّي الصَّحْن، الأَكْل يِبْرُد.
روی بشقابو بپوشون، غذا سرد میشه.
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
صرف غَطَّه / يِغَطّي 👈 پوشاند. میپوشاند
ماضی 👇
غَطَّه / غَطَّت/ غَطّو/ غَطَّن
غَطَّیت / غَطَّیتی/ غَطَّیتو/ غَطَّیتَن
غَطَّیت / غَطَّینَه
مضارع 👇
يِغَطّي / تِغَطّي / يِغَطّون/ یِغَطَّن
تِغَطّي / تِغَطّين / تِغَطّون/ تِغَطَّن
أغَطّي/ نِغَطّي
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
رَبطَه / حِجاب 👈 روسری. مقنعه
شال 👈 شال زنونه
عَبایه 👈 چادر
پوشیه 👈 بيشَه / حجاب / نِقاب | 678 |
| 3 | ابومِكوايَة 👈 خشكشويى
پاکیزه/ تمیز 👈 نَظیف
کثیف 👈 وَسِخ
شلخته 👈 قَذِر / امبَهذَل
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
وَدَّيْت مَلَابِسِي لِأَبُو مِكْوَايَة حتى يِغْسِلْها و يِكْوِيها.
لباسهامو بردم خشکشویی تا بشوره و اتو کنه.
ما تِنسين تِرُوحِين لِأَبُو مِكْوَايَة، عِنْدِچ مَلَابِس اهناک
یادت نره بری خشکشویی، لباسهایی اونجا داری.
های أَبُو مِكْوَايَة شَغْلَه كُلِش زِیِن
این خشکشویی کارش خیلی خوبه.
هذا البِيِت كُلِش نَظِيف و مُرَتَّب.
این خونه خیلی تمیز و مرتبه.
أَرِيد مَلَابِس نَظِيفَة أَلْبَسْها.
لباس تمیز میخوام بپوشم.
غَسِّلِي إِيدِچ زِیِن و خَلِّيها نَظِيفَة.
دستت رو خوب بشور و تمیز نگهش دار.
هذا القَمِيص وَسِخ، لَا تِلْبَسَه.
این پیراهن کثیفه، نپوشش.
الجِهَال لَعَبُو بِالطِّين و صَارُو وَسِخِين.
بچهها با گل بازی کردن و کثیف شدن.
ليش هَالمَكَان وَسِخ هَالْگَد؟
چرا اینجا اینقدر کثیفه؟
هو قَذِر و ما يِهْتَم بِنَظَافَة مَلَابْسَه.
اون شلخته ست و به تمیزی لباسهاش اهمیت نمیده.
لَتخَلِّين غُرْفَتِچ اِمْبَهْذَلَة، رَتِّبِيها.
اتاقت رو شلخته نذار، مرتبش کن.
هی كُلِش اِمْبَهْذَلَة، مَلَابَسَها كُلَّهَا عَلَى الفِرَاش.
اون خیلی شلخته ست، همه لباسهاش روی تخت ریخته. | 575 |
| 4 | كَوَى / يِكْوِي 👈 اتو کرد / اتو میکند
أُوتِي شَعَر 👈 اتو مو
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
آني كَوَيْت مَلابِسي كُلَّهِن بِالليل.
دیشب همه لباسهامو اتو کردم.
أُمي كَوَت قَميصي گَبُل ما أَطْلَع.
مامانم پیراهنم رو قبل از اینکه برم بیرون اتو کرد.
هسه دا أَكْوِي المَلابِس، لا تِدْخُلين الغُرفَة.
الان دارم لباسها رو اتو میکنم، وارد اتاق نشو.
هسه أَسَوّي أُوتِي لِشَعري گَبُل ما أَطْلَع.
الان قبل از اینکه برم بیرون، موهامو اتو میکنم.
اليوم سَوَّيْت أُوتِي لِشَعري، طَلَع كُلِش حِلو.
امروز موهامو اتو کردم، خیلی قشنگ شد.
وین أُوتِي الشَعر ؟ أَريد أَسَوّي شَعري.
اتو مو کجاست؟ میخوام موهامو اتو کنم. | 522 |
| 5 | اينقدر وول نخور 👈 لاتحوس هلگد
یک روز در میون 👈 بین یوم ویوم
یک شب در میان 👈 بین لیلة وليلة
هر دو روز یکبار 👈 کل یومین مره
یک روز قبل 👈 قبل یوم
یه هفته در میون 👈 بین إسبوع و إسبوع
یه ماه در میون 👈 بین شَهر و شَهر
یه سال در میون 👈 بین سَنَة و سَنَة
یک شب قبل 👈 قبل لیلة
فقط بنج دقيقه مونده 👈باقي فقط خمس دقائق
نيمه اول تمو ميشه 👈 ينتهي النصف او الشوط الاول
وقت اضافى نداره؟👈 ماكو وقت اضافي؟؟
هیچکدام 👈 ولا واحــــد
جفتشون 👈 الاثنیـــــــــن
هرکدام 👈 ای واحـــــــــد
این یکی 👈 هـــــــــــــــذا
اون یکی 👈 هـــــــــــذاک
یکی دیگه 👈 بعد واحــــد
همشون 👈کلـــــــــــهم
یکی در میون 👈 بین واحد و واحد
یک خط در میون 👈 بین سَطر و سَطر
بین یوم و یوم 👈 یک روز در میان
بین یومین و یوم 👈 دو روز در میان
بین اتلث ایام و یوم 👈 سه روز در میان
بين اربعة ایام و يوم 👈 چهار روز در میان | 695 |
| 6 | طاح حَظی 👈 بدبخت شدم. شانس نیاوردم
طاح / یِطیح 👈 افتاد . میوفته
طایِح /طایحه 👈 افتاده
چِبِح حَظِّي 👈 تف به این شانس
الیوم گاعد حظّی 👈
امروز شانسم زده | 592 |
| 7 | گَرَّد/ يِگَرِّد 👈 بدبخت کرد . بدبخت میکند
اِنْگَرَد / يِنْگَرِد 👈 بدبخت شد . بدبخت میشود
بدبخت 👈 مَگرود
هم گَرَّدوني
آنها من را بدبخت کردن
آني مَگرودَة، لازم أَخَلّي نَفسي سَعيدَة.
من بدبختم، باید خودمو خوشبخت کنم. | 567 |
| 8 | فاتح👈 کم رنگ /روشن
طوخ /غامق 👈پر رنگ
اِموَرَّد👈 گلدار
اِمقَلَّم 👈راه راه
ساده 👈ساده
اِمشَجَّر👈 گلدار
اِمنَقَّط👈 خالدار
اِملَوَّن👈 رنگی
لَمّاع👈 براق
اِمقَفَّل👈 چهار خونه
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
شِفت قَميص فاتِح و واحد ثاني طُوخ، واثنيناتهن حِلوات.
یه پیراهن روشن دیدم و یکی دیگه پررنگ، هر دوتاشون قشنگن.
عِندي فُستان إِمْوَرَّد و واحد إِمْشَجَّر، و عِندي بَجامة إِمْقَلَّم.
یه لباس گلدار و یه لباس طرح دار دارم، و یه لباس خواب راه راه هم دارم.
هذا القَميص ساده، و هذا إِمْنَقَّط، و هذا إِمْلَوَّن.
این پیراهن ساده ست، این یکی خالداره و این یکی رنگیه.
عِندي قَماش لَمّاع، و عِندي قَماش إِمْقَفَّل.
یه پارچه براق دارم و یه پارچه چهارخونه. | 593 |
| 9 | فاضِي 👈 بیکار/ وقتخالی داشتن/ مشغول کاری نبودن.
گِلاص فاضِي 👈 لیوان خالی
مَكان فاضِي 👈 جای خالی
آنی فاضِي 👈 من بیکارم / وقت دارم
پس معنیشو باید از بافت جمله فهمید.
آنی فاضِي هَسَّه
من الان بیکارم.
هو فاضِي، ما عِنْدَه شُغُل
اون بیکاره، کاری نداره. | 600 |
| 10 | گلبی ما ینطی ... 👈 دلم نمیاد
گَلبي ما نْطاني 👈 دلم نیومد.
گَلبي ما نْطاني أَزَعِّلَه.
دلم نیومد ناراحتش کنم.
گَلبي ما يِنطيني أَتْرَكَه.
دلم نمیاد ترکش کنم.
گَلبي ما يِنطيني أَزَعَّلَه.
دلم نمیاد ناراحتش کنم.
گَلبي ما يِنطيني أَرُدّ عَلَيْه.
دلم نمیاد جوابش رو بدم.
گَلْبي ما يِنْطيني أَزعَّلَه.
دلم نمیاد ناراحتش کنم / دلش رو برنجونم. | 684 |
| 11 | ترجَم یترجِم 👈 ترجمه کردن
ماضي 🍓
من ترجمه كردم 👈🏻اني ترجمت
تو ترجمه كردى👈🏻انت ترجمت
تو ترجمه كردى👈🏻انتي ترجمتي
اون ترجمه كرد 👈🏻هو ترجم
اون ترجمه كرد 👈🏻هي ترجمت
ما ترجمه كرديم 👈🏻احنا ترجمنا
شما ترجمه كردين👈🏻انتو ترجمتو
شما ترجمه كردين👈🏻انتن ترجمتن
اونا ترجمه كردن 👈🏻هم ترجموا
اونا ترجمه كردن 👈🏻 هن ترجمن
مضارع 🍓
من ترجمه ميكنم 👈🏻 اني اترجم
تو ترجمه ميكنى 👈🏻 انت تترجم
تو ترجمه ميكنى 👈🏻 انتي ترجمين
اون ترجمه ميكنه 👈🏻 هو يترجم
اون ترجمه ميكنه 👈🏻 هي ترجم
ما ترجمه ميكنيم 👈🏻 احنا نترجم
شما ترجمه ميكنين 👈🏻 انتم ترجمون
شما ترجمه ميكنين 👈🏻 انتن ترجمن
اونا ترجمه ميكنن 👈🏻 هم يترجمون
اونا ترجمه ميكنن 👈🏻 هن يترجمن
امر 🍓
ترجمه كن 👈🏻 ترجِم / ترجمي
ترجمه كنين 👈🏻 ترجموا / ترجمن
نفي ❌
ترجمه نكن 👈🏻 لا ترجم / لا ترجمين
ترجمه نكنين 👈🏻 لا ترجمون / لا ترجمن
البارحة ترجمت نص من الفارسي الى العربي
ديروز يه متن از فارسى به عربى ترجمه كردم
منو يحب يترجم جملتي
كى دوست داره جمله ى منو ترجمه كنه
اني احب اترجم افلام قصيرة
من دوست دارم فيلمهاى كوتاه ترجمه كنم
اني قبل مترجِمه هذا المتن
من قبلا اين متن رو ترجمه كردم
هذا المتن ممترجَم
اين متن ترجمه نشده
اني هاي الترجمة عجبتني
من از اين ترجمه خوشم مياد
تعالو نترجم هذا النص سوه
بيايين اين متن رو باهم ترجمه كنيم
هذا النص الي ترجمتي چان كلش صعب
اين متنی كه ترجمهاش كردى خيلى سخت بود
اني داترجم قصه طويله لبنتي
من دارم واسه دخترم داستان طولانى ترجمه ميكنم
هو وده يترجم ويانه
اون دلش ميخاد باهامون ترجمه ميكنه | 797 |
| 12 | اونقدرا هم ... نیست...
اینجور جملاتو چطور بگیم 👇
مو هالگد زعلان 👈 اونقدرا هم ناراحت نیست.
مو هالگد فرحان 👈 اونقدرا هم خوشحال نیست.
مو هالگد مشغول 👈 اونقدرا هم سرش شلوغ نیست.
مو هالگد غالي 👈 اونقدرا هم گرون نیست.
مو هالگد صعب 👈 اونقدرا هم سخت نیست.
مو هالگد بعيد 👈 اونقدرا هم دور نیست. | 769 |
| 13 | من تکون حنین ویه الناس
محد یگول علیک انت طیب
یگولون هاذه طبعه هیچ
من تسامح هوایه محد یگول هاذه خوش آدمی و خوش انسان و مایشیل ابگلبه
یگولون هاذه طبعه
لما تتحمل الناس و تعیش ویاهم
محد یگول هاذه یعرف اشلون یتعامل ویه الظروف
یگولون هاذه طبعه
عیش بالطریقة الی الناس لا تفکر انت ماعندک مشاعر و ماتتاذی و ماتنجرح
الطیب، المسامح الی یتحمل هم یتاذی
بس یفکر ویحسب مصلحة غیره
بس مو کل الناس تعرف هاذه الشی
کلشي اله حدود
وقتی با مردم مهربان و خوشرفتاری،
هیچکس نمیگه «تو آدم خوبی هستی».
میگن: «این دیگه ذاتشه، طبیعتشه.»
وقتی خیلی میبخشی و میگذری،
هیچکس نمیگه «چه آدم خوب و چه انسان خوبی، کینه به دل نمیگیره.»
میگن: «این طبیعتشه.»
وقتی مردم رو تحمل میکنی و باهاشون زندگی میکنی،
هیچکس نمیگه «این آدم بلده چطور با شرایط کنار بیاد.»
میگن: «این طبیعتشه.»
جوری زندگی کن که مردم فکر نکنن چون چیزی نمیگی، پس احساس نداری، آسیب نمیبینی و زخمی نمیشی.
آدم خوب، آدم بخشنده و کسی که دیگران رو تحمل میکنه هم آسیب میبینه؛
فقط به فکر منفعت دیگرانه و حسابش رو میکنه.
اما همه ، این چیزها رو نمیفهمن.
هر چیزی حد و مرزی داره.
#شنیداری | 851 |
| 14 | 4_5823312871202758521.mp3 | 714 |
| 15 | 🌼 وَدَّع / يِوَدِّع
۱. خداحافظی کردن / بدرقه کردن
۲. پول سپرده گذاشتن/ واریز کردن پول
مصدر👈 تَوْدِيع
وَدَّعَتْ صَدِيقَتي و رَجَعَتْ لِلْبِيِت.
دوستم رو بدرقه کردم و برگشتم خونه.
وَدَّع فْلُوسَه بِالْبَنْك.
پولش رو توی بانک سپرده گذاشت / واریز کرد. | 760 |
| 16 | 🌼 اِنْحَنَى / يِنْحَنِي 👈 خم شد، خم میشه / قوس برداشت
إنحَنی حتی يِبوس إیدَه
خم شد تا دستشو ببوسه
🌼 عَوَّج / يِعَوِّج 👈 کج کرد، خم کرد، تاب داد
لا تِعَوَّج المِيز، خَلِّيه عَدِل.
میز رو کج نکن، بذار صاف باشه.
🌼 عِوَج خودش فعل نیست اسم است و معنی 👈 کجی/ انحراف/ تابخوردگی میده.
🌼 اِتْعَوَّج . يِتْعَوَّج /// اِنْعَوَج . يِنْعَوِج
👈 کج شد . کج میشه / خراب میشه
الباب اِتْعَوَّج مِن الضَّرْبَة.
در از ضربه کج شد.
السِيارَة بَعَد الحادِث اِنْعَوَجَت شوَيَّة.
ماشین بعد از تصادف یه کم کج شد.
🌼 مُقَوَّس 👈 منحنى / قوس دار / هلالى
🌼 مال / یِمیل 👈 کج شد . کج میشه
(خودش کج میشه)
عَوَّج / يِعَوِّج 👈 کسی یا چیزی را کج میکند.
(کسی اون چیزو کج میکنه)
مالت الكاسة 👈 لیوان کج شد.
لا تِميل 👈کج نشو.
عَوَّج الحديدة 👈 میله را کج کرد.
لا تِعَوِّج الورقة 👈 کاغذ را کج نکن. | 838 |
| 17 | انواع جویدن 👇
گَرَط / يِگْرَط بِظَافِرَه 👈 ناخن جویدن
عَضْعَض / يِعَضْعَض بِظَافِرَه 👈 ناخن جویدن
گَرَض / يِگْرَض 👈 جویدن توسط حیوان، مثل موش
لاچ / يِلُوچ 👈 جویدن توسط انسان
گَرَط / يِگْرَط 👈 جویدن، مثل هویج
عَلَچ / يِعَلْچ 👈 جویدن آدامس
قَرْمَش / يِقَرْمِش 👈 جویدن خوراکیِ سوخاری.
مَطَگ / يِمَطِّگ 👈 مَلچو مُلُوچ کردن
عَلَس / يِعْلَس 👈 جویدن غذا (برای حیوان)
سَبَل / يِسْبِل 👈 آب از دهان راه افتادن | 888 |
| 18 | 🌼 عَبَّه / يِعَبِّي 👈 شارژِ سیمکارت را پر کردن / شارژ کردن
شحن 👈 شارژ
رصید 👈 شارژپولی
شاحنه 👈 شارژر
شریحة 👈 سیمکارت
آني عَبَّيْت رَصِيدِي لِئَن خَلَص.
من شارژم را پر کردم چون تمام شده بود.
رُوح عَبِّي شَریحَتچ ، ما باقِي عِنْدَچ شي.
برو سیمکارتت رو شارژ کن، دیگه چیزی برات نمونده.
كُلما يِخْلَص رَصِيدِي، أَرُوح أَعَبِّي شریحَتی
هر وقت شارژم تموم بشه، میرم سیمکارتمو شارژ میکنم.
🌼 فَوَّل / يِفَوِّل 👈 پرکردن باز هم برای باک بنزین استفاده میشه
أُطْبُگْ عَلَى أَقْرَبْ بانزین خانه السِيارَة خَلْصَ بَانْزِينَهَا.
بزن کنار نزدیکترین پمپ بنزین ، ماشین دیگه بنزین نداره.
فَوِّلْ السِيارَة مِلْيَان ، لِئَن باچِر عندي سَفْرَة طَوِيلَة.
باک ماشین رو کامل پر کن، چون فردا سفر طولانی دارم.
رِحنه لِلبانزین خانه و فَوَّلْنَه بَانْزِين، بَعْدِيْن رَجَعْنَه لِلْبِيِت.
رفتیم پمپ بنزین و بنزین زدیم، بعد برگشتیم خونه.
🌼 مَلَه / يِمْلِي 👈 پُر کرد . پُر میکند.
پرکردن فُرم اداری
اِمْلِي هاي الاِسْتِمَارَة و وَقِّع هِنا.
این فرم رو پر کن و اینجا امضا کن.
لا تَنْسِين تِمْلِين كُل البَيَانَات بِالاِسْتِمَارَة.
یادت نره همه اطلاعات فرم رو پر کنی.
مِن تِمْلِين الاِسْتِمَارَة، سَلِّمِيها لِلْمُوَظَّف.
وقتی فرم رو پر کردی، تحویل کارمندش بده.
🌼 حَشَّه / يِحَشِّي 👈 پر کردن دندان
حَشَّيْت سِنِّي.
دندونمو پر کردم.
آني أَرِيد أَحَشِّي أَسْنَانِي.
من میخوام دندونامو پر کنم.
سِنِّي يوجِّعْنِي، أَرِيد أَرُوح لِلدُّكتور أَحَشِّيه.
دندونم درد میکنه، میخوام برم دکتر پرش کنم.
الدُّكتور گَالّي: لازِم تِحَشِّين هَالسِّن، لِئَن بِيه اِتَسَوَّس.
دکتر بهم گفت: باید این دندون رو پر کنی، چون پوسیدگی داره.
آنی حَشَّيْت سِنِّي مِن زمان، و هَسَّه ما بَقَى يوجِّعْنِي.
من یه مدته دندونمو پر کردم و الان دیگه درد نمیکنه.
🌼 قَبَّط / يِقَبِّط 👈 پُر شدن ماشین از مسافر
اِصْعَدْ، بِالْخِدْمَة، بَسْ يِقَبِّط السَّيَّارَة نِطْلَع.
سوار شو، در خدمتم؛ فقط ماشین پُر بشه، راه میوفتیم.
أَوَّل ما تِقَبَّط السِيارَة، نِطْلَع راسا.
همین که ماشین پُر بشه، فورا راه میوفتیم.
لا تِتْأَخَّر، باقِي کِشِن وَاحِد و تِقَبَّط السَّيَّارَة.
دیر نکن، فقط یه صندلی مونده و ماشین پُر میشه.
اِصْعَدْ هسَّه، لِأَن أَوَّل ما تِقَبَّط السَّيَّارَة نِمْشِي.
الان سوار شو، چون همین که ماشین پُر بشه حرکت میکنیم.
🌼 تِرَس/ یِترِس 👈 پُر کرد. پُر میکنه.
انترس/ یِنتِرِس 👈 پُر شد. پُر میشه.
إِترِس لِي هَالكَاس مَاي، لَو سَمَحْت.
لطفا این لیوان رو برام آب پُر کن.
الكَاس مَتروس بِالماي، ما تِزِيد بَعَد.
لیوان پُر از آب شده، دیگه اضافه نکن.
هَالمَلابِس مَتروسَة تُراب ، لازِم أَغْسِلَه.
این لباس پُر از خاکه ، باید بشورمش. | 816 |
| 19 | كُرْسِي 👈 صندلی معمولی
كِشِن 👈 صندلی ماشین / اتوبوس
إِسْكَمْلِي 👈 چهارپایه یا صندلی کوچک و ساده، معمولا بدون تکیه گاه.
تَعَالِوا نِصْعَد بِالبَاص، و نَاخُذ كِشِن بِالبِدَايَة لو بِالْآخِر تِرِيدِين؟
بیا سوار اتوبوس بشیم، صندلی اول میگیریم یا آخرو میخوای؟ | 712 |
| 20 | سَلَّم / يِسَلِّم
۱. تحویل داد . تحویل میده
۲.سلام کرد. سلام میکنه
۳.سلام رسوند . سلام میرسونه
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
کتابو به من تحویل بده.
سَلِّمْنِي الْكِتَاب.( مذکر)
سَلِّمِينِي الْكِتَاب.( مونث)
محمد بهت سلام رسوند.
مُحَمَّد سَلَّمْ عَلَيْك.( مذکر)
مُحَمَّد سَلَّمْ عَلَيْچ.( مونث)
به مریم سلام برسون.
سَلِّمْلِي عَلَى مَرْيَم. ( مذکر)
سَلِّمِيلِي عَلَى مَرْيَم.( مونث)
کتابو تحویل دادم بهش.
سَلَّمَت الْكِتَاب اله 👈 به مرد
سَلَّمَت الْكِتَاب الها 👈 به زن | 757 |
