259
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+130 days
Posts Archive
259
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
تو مسئول احساسات دیگران نیستی. میتونی مهربون باشی، اما نباید شادی خودت رو فدای رضایت دیگران کنی.
259
من اگه برگردم عقب بازم همین اشتباهاتی که تو این سالها کردم رو تکرار میکنم، میشناسم خودم رو، میدونم چقدر زبوننفهمم.
259
عزیزم سلام.
این آخرین باریست که عزیزم را کنار اسم تو به کار میبرم،خودخواهیست شاید که نامه ام زمانی به دستت میرسد که دیگر آنچه میان منو توست به دست باد سپرده شده است،کندن است و گذشتن خودم را مجاب کردم برایت بنویسم قلب بزرگ تو لایق عشق های بزرگ تریست که بگویم آرزوی خوشبختی ات را میکنم با زن دیگری که پس از من تو را عزیزم صدا میزند اما قلبم طاقت نیاورد نتوانستم،فکر کردم اگر تورا زمانی اتفاقی با کس دیگری ببینم یا به همان جاهایی قدم بگذارم که روزی در آنها رویا بافته بودیم آیا میتوانم به بی تفاوتی یک عابر از کنارت و از کنارش بگذرم؟نمیدانم.
این نامه را نوشتم که بگویم اگر به تو گفتم دوستت ندارم دیگر ، به تو گفتم برو اگر به اجبار نقاب سنگ دلی به چهره زدم ، باور نکن، نرنج، مجبورم پا روی دلم بگذارم، مجبورم از پارهی تنم جدا شوم.
