موسسهٔ نیمروز Nimruz Institute
Open in Telegram
مرکز مطالعات ایرانشناسی Center for Iranian Studies روابط عمومی: @nimruzinstitute
Show more4 794
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-1730 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
May '26
May '26
+7
in 2 channels
April '26
+8
in 0 channels
Get PRO
March '26
+5
in 0 channels
Get PRO
February '26
+124
in 8 channels
Get PRO
January '26
+57
in 3 channels
Get PRO
December '25
+136
in 10 channels
Get PRO
November '25
+226
in 24 channels
Get PRO
October '25
+118
in 16 channels
Get PRO
September '25
+132
in 8 channels
Get PRO
August '25
+105
in 6 channels
Get PRO
July '25
+61
in 3 channels
Get PRO
June '25
+29
in 2 channels
Get PRO
May '25
+57
in 3 channels
Get PRO
April '25
+98
in 6 channels
Get PRO
March '25
+123
in 9 channels
Get PRO
February '25
+133
in 9 channels
Get PRO
January '25
+148
in 11 channels
Get PRO
December '24
+176
in 20 channels
Get PRO
November '24
+210
in 15 channels
Get PRO
October '24
+208
in 18 channels
Get PRO
September '24
+121
in 14 channels
Get PRO
August '24
+153
in 10 channels
Get PRO
July '24
+206
in 7 channels
Get PRO
June '24
+68
in 4 channels
Get PRO
May '24
+155
in 10 channels
Get PRO
April '24
+102
in 9 channels
Get PRO
March '24
+136
in 13 channels
Get PRO
February '24
+87
in 11 channels
Get PRO
January '24
+126
in 4 channels
Get PRO
December '23
+66
in 8 channels
Get PRO
November '23
+53
in 2 channels
Get PRO
October '23
+52
in 2 channels
Get PRO
September '23
+79
in 0 channels
Get PRO
August '23
+55
in 0 channels
Get PRO
July '23
+101
in 0 channels
Get PRO
June '23
+139
in 0 channels
Get PRO
May '23
+161
in 0 channels
Get PRO
April '23
+590
in 0 channels
Get PRO
March '23
+142
in 0 channels
Get PRO
February '23
+58
in 0 channels
Get PRO
January '23
+116
in 0 channels
Get PRO
December '22
+234
in 0 channels
Get PRO
November '22
+493
in 0 channels
Get PRO
October '22
+26
in 0 channels
Get PRO
September '22
+111
in 0 channels
Get PRO
August '22
+18
in 0 channels
Get PRO
July '22
+201
in 0 channels
Get PRO
June '22
+318
in 0 channels
Get PRO
May '22
+60
in 0 channels
Get PRO
April '22
+27
in 0 channels
Get PRO
March '22
+50
in 0 channels
Get PRO
February '22
+53
in 0 channels
Get PRO
January '22
+255
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 24 May | 0 | |||
| 23 May | 0 | |||
| 22 May | +1 | |||
| 21 May | 0 | |||
| 20 May | 0 | |||
| 19 May | 0 | |||
| 18 May | 0 | |||
| 17 May | 0 | |||
| 16 May | 0 | |||
| 15 May | +3 | |||
| 14 May | 0 | |||
| 13 May | 0 | |||
| 12 May | 0 | |||
| 11 May | 0 | |||
| 10 May | 0 | |||
| 09 May | +1 | |||
| 08 May | +2 | |||
| 07 May | 0 | |||
| 06 May | 0 | |||
| 05 May | 0 | |||
| 04 May | 0 | |||
| 03 May | 0 | |||
| 02 May | 0 | |||
| 01 May | 0 |
Channel Posts
+7
چرا چپها از شاهنامه میترسند؟
ترس چپها از شاهنامه، ترس از یک کتاب نیست، ترس از هویت یک ملت است!
در واقع ترس آنها از حافظه تاریخی ماندگار و ریشهدار در تمام وجوه زندگی مردمان ایران زمین است. ترس آنها در حقیقت از ایرانی است که پیش از ایدئولوژیهای وارداتی آنها وجود داشته و بدون آنها هم میتواند بایستد، به مسیر خویش ادامه دهد و خود، به حد کفایت، غنی است از بنمایههای نظری برای آنان که میخواهند بیاندیشند و مقلد اندیشههای دیگران نباشند!
ترس آنها از این است که شاهنامه تنها یک اثر ادبی نیست، بلکه ستون فقرات فرهنگ ایران است و روایت پیوستهای است که میگوید «ما که بودیم»، «چه شدیم» و «چرا ماندیم»؛ و دقیقاً همینجاست که مسئله برای چپها شروع میشود.
مرکز مطالعات ایرانشناسی نیمروز:
@nimruz_ir
| 2 | به نام کارگر، در راه خیانت به وطن؛
چرا کارنامۀ حزب توده خیانتآمیز است؟
توضیحات این پست را در تصاویر مطالعه کنید.
مرکز مطالعات ایرانشناسی نیمروز
@nimruz_ir | 3 461 |
| 3 | بریدهای از یادداشت «ارتش بیکاران کارشناسیارشد خوانده؛ چگونه «تخصص» را در ایران بیاعتبار کردید؟»
امّا ملموسترین قربانی این فرآیند و شرایط هولناک، «پایاننامه» است. پایاننامه در مقطع کارشناسی ارشد، قرار است اگر نه نخستین تجربۀ جدی دانشجو در زمینه پژوهش مستقل، دستکم مهمترین تجربۀ او در آن بازۀ زمانی باشد، که صورتبندی یک مسئله، تدوین روش تحقیق، گردآوری داده و استنتاج منطقی آن، میبایست حاصل فکر، اندیشه و تأمل شخص دانشجو باشد و تواناییهای فارغالتحصیل آن برای انجام یک کار تحقیقی اصیل، هرچند در مقیاسی کوچک، بازنمایاند؛ اما امروز شاهد سقوط آزاد کیفیت این سند مهم دانشگاهی هستیم. چراکه افزایش بیرویۀ تعداد دانشجویان به ازای هر استاد راهنما، عملاً امکان هرگونه نظارت دقیق و راهنمایی موثر را از بین برده است. در شرایط فعلی، یک عضو هیئت علمی که همزمان راهنمایی بیش از ده دانشجوی ارشد را بر عهده دارد، نمیتواند برای هیچیک از آنها زمان و تمرکز کافی صرف کند و در چنین شرایطی، پایاننامهها به یکی از اشکال زیر تقلیل مییابند:
۱. تکرار مکررات: انتخاب موضوعات کلیشهای و بازنویسی چند کتاب و مقاله بدون هیچگونه نوآوری یا تحلیل انتقادی.
۲. پژوهشهای صوری: انجام تحقیقات میدانی یا پیمایشی با روششناسی ضعیف، حجم نمونه ناکافی و تحلیلهای آماری سطحی که فاقد هرگونه اعتبار علمی هستند.
۳. سرقت علمی: پدیدۀ شوم و رو به گسترش کپیکاری مستقیم یا غیرمستقیم از منابع دیگر که با ظهور «کارخانههای تولید پایاننامه» به یک صنعت زیرزمینی تبدیل شده است.
این زوال، یک فاجعه است. ما در حال تربیت نسلی از به اصطلاح «متخصصان» هستیم که حتی اصول اولیه یک پژوهش علمی معتبر را نمیدانند. این افراد قرار است در آینده، تحلیلگران سیاسی، مشاوران اقتصادی و مدیران راهبردی و سکاندار هدایت و ساخت کشور در سطوح مختلف شوند. پس چگونه میتوان از فردی که قادر به تدوین یک پژوهش صد صفحهای معتبر نیست، انتظار داشت که یک گزارش تحلیلی پیچیده برای یک وزارتخانه تدوین کند یا پیامدهای یک سیاست کلان ملی را ارزیابی نماید یا حتی بسیار خطرناکتر، خود در کسوت استادی قرار بگرید و چندین نسل از دانشجویان آینده را تربیت کند؟
منبع: علیرضا خزایی (۱۴۰۴)، «ارتش بیکاران کارشناسیارشد خوانده؛ چگونه «تخصص» را در ایران بیاعتبار کردید؟»، هفتهنامۀ صدا، سال ۲۷، شمارۀ ۲۶۱، صفحه ۴.
@nimruz_ir | 3 289 |
| 4 | یادداشت حاضر، قسمت دوم از یک سلسله یادداشتهای منتشره در «هفتهنامۀ صدا» است که به نقد و بررسی وضعیت دانشگاه در ایران میپردازد:
علیرضا خزایی (۱۴۰۴)، «ارتش بیکاران کارشناسیارشد خوانده؛ چگونه «تخصص» را در ایران بیاعتبار کردید؟»، هفتهنامۀ صدا، سال ۲۶، شمارۀ ۲۶۱، صفحه ۵.
@nimruz_ir | 2 159 |
| 5 | قطعۀ وطن
وطن عشق تو افتخارم؛ وطن در رهت جان نثارم!
وطن خاک پاکت بهشتم؛ وطن گُلخَنَت لاله زارم…
وطن عاشقم بر شکوهت؛ بِه از دُر بُوَد سنگ کوهت!
به من هر کجایی که باشم؛ تویی جانفزا ای دیارم…
وطن قلب من هستی من؛ بُوَد در رگم پر زخونت!
ز تو همچو گل بشکفد دل؛ اگر در خزان یا بهارم…
وطن عشق تو افتخارم؛ وطن در رهت جان نثارم!
خواننده، ترانهسرا و آهنگساز:
استاد عبدالوهاب مَدَدی.
پاینده ایران | 3 334 |
| 6 | خاک این سرزمین، نه از غبار بیابان، که از خاکسترِ ققنوسهای سوختهجان سرشته شده است؛ آنان که چون سیاوش، با پیراهنی از پاکی و بیگناهی، از آتشِ بیداد گذشتند، اما اینبار آتش سرد نشد، بلکه لالهزار شد. بنگر به این دشتهای پهناور، که هر وجبش گهوارهی کاوهایست که هنوز درفشش را برنیفراشته، در خاک خفته است. بنگر به مادرانی که رودابهوار، گیسوانِ سپیدشان را بر مزارِ سهرابهای بینشان میسایند و لالاییِ مرگ میخوانند. چه سروهای تناوری که تبرِ زمستان، پیش از بهارِ آزادی بر ساقهشان نشست. اینان، وارثانِ مظلومیتِ سیاوشاند که تشتِ زرینشان، خاکِ سردِ گور بود و خونِ ناحق ریختهشان، تا ابد بر پیشانیِ تاریخِ این سرزمین، چون داغی سوزان و فریادی بیصدا باقی خواهد ماند؛ سوگند به نامِ ایران، که هر لالهی واژگون در دامنهی زاگرس و البرز، قطره اشکی است که آسمان هنوز در عزای رفتنِ این دلاورانِ خاموش میبارد. | 16 513 |
| 7 | با اندوه و دریغی بسیار،
مرکز مطالعات ایرانشناسی نیمروز، درگذشت تلخِ بانو نیا ثمری، دانشجوی فلسفۀ دانشگاه تهران را تسلیت میگوید.
او جوانی ایراندوست و پوینده بود که دل در گروِ مهرِ میهن داشت و با ذهنی نکتهسنج و پرسشگر، در پیِ حقیقت بود. افسوس که این جانِ بیقرار، تابِ ماندن نیاورد و به اختیارِ خویش، دیده از جهان فروبست و ما را در غمی بزرگ نشاند.
ضمن آرزوی صبر و شکیبایی برای خانوادۀ محترم، دوستان و آشنایانش، برای روانِ آن پژوهشگرِ جوان، آرامش ابدی و جایگاهی والا آرزومندیم.
یادش گرامی باد.
@nimruz_ir | 2 938 |
| 8 | از دلِ سنگنوشتههای خاموش و نقشبرجستههایی که غبارِ قرنها را بر چهره دارند، صدایی رسا و توفنده به گوش میرسد که گویی هنوز در رگهای کوهها و دشتهای این سرزمینِ اهورایی جریان دارد؛ آنجا که در سایهسارِ این نقشهای باستانی، حلقهی فر و شکوه دستبهدست میشود، گواهی است بر حقیقتی که میگوید این جغرافیای مقدس نه با باد و باران فرسوده میشود و نه با گزندِ روزگار و هجومِ بیگانگان از هم میپاشد، چرا که «پاینده ایران» تنها یک جمله نیست، بلکه سوگندنامهای است که نیاکانمان با جوهرِ جان و خون بر پیشانیِ سختترین صخرهها حک کردند تا به تاریخ بفهمانند ایران ققنوسی است که ذاتش با زوال و نیستی بیگانه است و ما امروز، درست در امتدادِ همان نگاه و همان شکوه، وارثانِ تمدنی هستیم که ریشههایش در اعماقِ اساطیر و شاخههایش رو به آسمانِ ابدیت قد کشیده و یقین داریم تا زمانی که فرزندانِ آزادهی این آب و خاک بر همان عهدِ دیرین استوار باشند، این نامِ بلند بر تارکِ گیتی جاودانه و پاینده خواهد ماند.
مرکز مطالعات ایرانشناسی نیمروز
پاینده ایران | 4 234 |
| 9 | ❗️مهلت ثبت نام تمدید شد!
⭕️ آفرینش در یهودیت، مسیحیت و اسلام
❌ بدون پیشنیاز، نامنویسی برای همگان امکان پذیر است.
♦️ آموزگار: فؤاد دانشپژوه (دانشجوی دکتری ادیان)
📢 ۴ جلسه به صورت آنلاین در اسکایروم و دسترسی به فایل آفلاین جلسات.
🔺 آغاز از ۱۸ دیماه ۱۴٠۴ خورشیدی، پنجشنبهها و جمعهها (دو هفته)، ساعت ۲٠ به وقت ایران.
📝 صدور گواهینامهٔ دو زبانه برای شرکت کنندگان
📖 همراه با جزوهٔ کامل چهار جلسه
🔻 برای نامنویسی به شمارهٔ زیر در تلگرام یا واتساپ پیام ارسال کنید:
+989305221998 | 2 736 |
| 10 | بریدهای از یادداشت کارخانۀ تولید مدرک یا کانون پروردن اندیشه؟ بحران پنهان در مقطع کارشناسی رشتههای علومانسانی در دانشگاه
لایه دوم و عمیقتر بحران، در شیوههای آموزشی حاکم بر کلاسهای درس نهفته است. چه آنکه الگوی غالب تدریس در نظام آموزشی ما، یک الگوی یکسویه و مبتنی بر «انتقال اطلاعات» از استاد به دانشجو یا در بیانی مختصر، مونولوگ است. استاد متکلم وحده و دانشجو، شنوندهای منفعل است که وظیفهاش، در یادداشتبرداری دقیق و بازتولید همان مطالب گرتهبرداری شدۀ کلاس درس در برگه امتحان خلاصه میگردد و مواجهۀ اساتید با دانشجویان در کلاسهای درس، اغلب فراتر از اصول تدریس آموزگاران مدارس ابتدایی نیست! در این نوع از تدریس و تشکیل کلاس، پرسشگری، به چالش کشیدن مفروضات، مناظره و استدلالورزی منطقی، نه تنها تشویق نمیشود، بلکه اغلب به عنوان یک عامل مخل در روند اجرای «طرح درس» و «برهمزنندۀ نظم کلاس» تلقی میگردد و اگر با واکنش تند استادان، تخطئه نگردد، ممکن است از سوی اساتید با استهزاء، کلیگوییهایی نامربوط در پاسخ به مطالب مطروحۀ دانشجوی پرسشگر، بیان ایرادات ملانقطیگونه با هدف اظهار فضل استاد و عدم اعترافش به ناتوانی در پاسخ به پرسشهای دانشجو و رفتارهایی دیگر مواجه گردد. بدینسان، دانشگاهی که باید کانون پرورش تفکر انتقادی، نه در مفهوم مکتب انتقادی که ابداً مقصود ما نیست، و آموزش توانایی اندیشیدن به دانشجویان باشد، به فضایی برای ترویج تفکر انفعالی و آشناسازی صرف دانشجویان با دیدگاهها و نظرات یکسویۀ اساتید مبدل خواهد شد. در چنان ساختار آموزشی از دانشجو انتظار نمیرود که یک مقالۀ تحلیلی با ساختار منطقی و روششناسی متقن بنویسد؛ بلکه از او خواسته خواهد شد تا مطالب جزوهای را بازنویسی کند که هیچ بر او نخواهد افزود (نقش منفی دانشجویان در این فرآیند خود موضوع یکی دیگر از یادداشتهای ماست). بالنتیجه، آزمونهای کلاسی، نه توانایی تحلیل، روششناسی و تفکر دانشجویان، بلکه قدرت به حافظه سپردن اطلاعات از سوی ایشان را میسنجند که امری است ناسودمند برای نظام آموزشی ما. چنین روشی، بهگونهای نظاممند، ذهنهای کنجکاو را سرکوب و ذهنهای مقلد را تشویق مینماید و فارغالتحصیل چنین نظام آموزشی، اگرچه ممکن است بتواند نظریات تُماس هابز و جان لاک را از حفظ بیان کند، اما ابداً قادر به صورتبندی یک استدلال منسجم در باب نسبت «آزادی و امنیت» در جامعه امروز ایران نیست و نخواهد توانست تا در تحلیلها و بررسیهای نظری خویش، انتقاداتی دقیق و صریح به نظریات موجود وارد دارد و از طرح فهمی نوآیین یا گسودن روزنهای نو در حوزۀ مطالعاتی خویش، ناتوان خواهد بود.
**منبع: علیرضا خزایی (۱۴۰۴)، «کارخانه تولید مدرک یا کانون پروردن اندیشه؟؛ بحران پنهان در مقطع کارشناسی رشتههای علوم انسانی در دانشگاه»، هفتهنامۀ صدا، سال ۲۶، شمارۀ ۲۵۷، صفحه ۴.** | 2 726 |
| 11 | پرویز ناتل خانلری؛ مردی که باید شناخت!
در پهنهی تاریخ ادب فارسی، «پرویز ناتل خانلری» ققنوسی است که از خاکستر روزگار برخاست و زبان و خیال را طرحی نو درانداخت. او که ریشه در خاک مازندران داشت، با دلی گرم و اندیشهای روشن، بر سجادهی ادب و زبان نشست و نام خویش را در شمار سرداران فرهنگ این سرزمین حک کرد.
با بنیانگذاری مجلهٔ «سخن»، دریچهای به آسمان ادب نو گشود؛ جایی که شاعران و نویسندگان جوان، با آهنگ قلم خویش در آفتاب اندیشه رقصیدند و صدایی تازه بر کرانهی فرهنگ نشاندند. «سخن»، در هر شماره، چون کوک تارهای سنت و نوگرایی، بازتابدهندهی زبان روزگار و دغدغههای نسل تازه بود. خانلری با امیدی سرشار بستر آن را فراهم ساخت تا جوانانِ اهل قلم، روایتگر خویشتن و زمان خویش گردند؛ جایی که نثر، روان و جوان بود و ادبیاتِ کلاسیک و مدرن، دو همزادِ در آیینهی زمان.
او نه فقط پژوهشگر که پاسدار زبان و روح ملت بود. در آثاری چون «تاریخ زبان فارسی»، «دستور زبان فارسی» و رسالههایی در عروض و وزن شعر، کوشید تا ریشهها و بستر زبان مادری را روشن کند؛ گویی در هر واژه، پیکری از هویت را دوباره جانی تازه میبخشید.
جانش در دامن ادب این سرزمین میتپید و روحش در پرتو شعر و پژوهش به پرواز درمیآمد. آنگاه که بسیاری گرفتار روزمرّگی بودند، او چشم بر دیروز و فردا گشود و بنیانی استوار برای احیای زبان و فرهنگ نهاد: کرسیهای دانشگاهی، پژوهشهای بنیادین در زبانشناسی و تاریخ زبان، و آگاهیبخشی به نسل نو — میراثی که به اهل اندیشه اعتماد و آرامش داد.
اما نقش او تنها به عرصهی دانش محدود نماند؛ اجتماعی و فرهنگی نیز بود. با پذیرش مسئولیت در دستگاه فرهنگ و آموزش، همّت آن داشت که سواد و روشنایی زبان را تا دورترین آبادیهای ایران برساند. طرحهایی چون «سپاه دانش» زیر نظر او شکل گرفت؛ تلاشی برای رساندن نور آگاهی به چشمهایی که سالها از فروغ دانش دور مانده بودند.
افزون بر این، او بنیانگذار «بنیاد فرهنگ ایران» شد؛ نهادی که با انتشار دهها اثر پژوهشی، تصحیح متون کهن، ترجمهی آثار جهانی و بالیدنِ مطالعات ایرانشناسی، فضای فرهنگی و دانشگاهی کشور را اعتلا بخشید.
میتوان گفت آنکه به توانایی زبان ایمان داشت، آنکه میدانست زبان هر ملت آینهی جان و اندیشهی اوست، پرویز ناتل خانلری بود؛ مردی که نه مقام و نه منصب، هیچیک نتوانستند او را از این باور مقدس بازدارند. با دلی دریایی و قلمی رها از هواهای زودگذر، برای بنای فرهنگی نو و زنده در این سرزمین جنگید.
و اکنون، سالها پس از سفر خاموش او، هنوز صدایش در گوشِ دوستداران ادب میپیچد: طنینِ «اقتدار زبان»، «شفافیت کلام» و «عشق به ریشه». همانگونه که ققنوس در آتش میسوزد و دوباره از شعله برمیخیزد، اندیشه و میراث پرویز ناتل خانلری نیز در هر برگ، در هر بیت و در هر نثر تازه، زنده و جاودان است.
نیلوفر شادکامی
مرکز مطالعات ایرانشناسی نیمروز
دیماه ۱۴۰۴ خورشیدی
@nimruz_ir | 2 168 |
| 12 | مرکز مطالعات ایرانشناسی نیمروز در نهایت تأسف و تأثر، خبر درگذشت بهرام بیضایی — هنرمند بزرگ، نمایشنامهنویس و سینماگر برجستهٔ ایران — را تسلیت عرض میکند.
او که یکی از موثرترین صداهای فرهنگ و هنر معاصر ایران بود، آثارش همچون باشو، غریبهٔ کوچک و مرگ یزدگرد در تاریخ سینما و تئاتر ما بهجا خواهد ماند.
یاد و نام او در حافظهٔ فرهنگی ایران همیشه زنده خواهد بود، و ما فقدان این استاد بزرگ را به خانواده، دوستداران هنر و جامعهٔ ایراندوستان تسلیت میگوییم. | 1 688 |
| 13 | ماهنامۀ_صدا؛_شمارۀ_257،_صفحۀ_4،_سال_1404_خورشیدی_.pdf | 1 828 |
| 14 | ژاله آموزگار؛ بانویی که باید شناخت!
دکتر ژاله آموزگار یگانه، پژوهشگر و استاد برجستۀ فرهنگ و زبانهای باستانی ایران، از نامداران عرصۀ ایرانپژوهی است. او در ۱۲ آذر ۱۳۱۸ در شهر خویِ آذربایجان زاده شد و رسالت زندگی خویش را بر «شناخت و آموزش ایران» بنا نهاد. در این مسیر، آثار ارزشمندی چون تاریخ اساطیری ایران، ترجمۀ یادگار زریران، شناخت اساطیر ایران، اسطورۀ زندگی زردشت و زبان پهلوی، ادبیات و دستور آن، و نیز چندین جلد مجموعهمقالات در زمینۀ فرهنگ ایران پیش از اسلام را به جامعۀ علمی عرضه کرده است.
او سالها در دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران به تدریس پرداخت و چراغ راه پژوهشگران جوانی شد که به تاریخ و فرهنگ این سرزمین مهر میورزند و در پی پاسداری از میراث باشکوه آناند. از هر کلامش طنین نام «ایران» به گوش میرسد و تمام دغدغهاش، ایران و ایرانی است. خود میگوید:
«باید ایران، این سرزمین شگفت، این سرزمین کهن و اهورایی را شناخت و به آن مهر ورزید. از آن دلسرد نباید شد و در برهههای حساس تاریخی — همچون امروز — نباید تنهایش گذاشت.»
این گفتار، آیینهای است از دلمشغولی و تلاشهای فکری او برای پاسداشت فرهنگ ملی.
در سالهای اخیر، گروهی با انگیزههای سیاسی و گرایشهای قومگرایانه همین دلبستگیِ او به ایران را آماج حملات خویش ساختهاند و پرسیدهاند چرا همواره از «ایران یکپارچه» و «زبان فارسی استوار» سخن میگوید؟ آموزگار در پاسخ میگوید:
«ما فرهنگ مشترکی داریم؛ سرزمینی داریم که کم بزرگ نپرورده است. فرهنگ ما شکاف برنداشته است — در میان آن دیوار نکشید.»
امروز او، هرچند بازنشستۀ گروه زبانهای باستانی دانشگاه تهران است، همچنان در سخنرانیها و همایشها به دفاع از کیان ایران، زبان فارسی و حاکمیت ملی میپردازد و قلمش همچنان در خدمت ایران است.
میراثِ علمی و فرهنگی آموزگار را میتوان در جایجای تحقیقات ایرانشناسان ایرانی و فرنگی بازشناخت؛ میراثی که او را به الگویی برای دوستداران ایران بدل کرده است.
ویستا سروشیان
مرکز مطالعات ایرانشناسی نیمروز
آذرماه ۱۴۰۴ خورشیدی | 3 214 |
| 15 | شب یلدا، بلندترین شب سال، یادآور مقاومت نور در برابر ظلمت، امید در برابر تاریکی و زندگی در برابر سکوت است. شبی که در آن دلهای ما به یکدیگر پیوند میخورند و مهر و محبت، همچون روشنایی صبح، بر جان ما ایرانیان میتابد.
اینجا، در این شب طولانی، میآموزیم که هیچ تاریکی نمیتواند بر دلهایی که با عشق و امید روشن شدهاند، چیره شود. هر پرتوی نور، هر خنده و هر نگاه مهرآمیز، نشانی از پیروزی ماست بر دیوهای بیرحمی و جدایی.
به امید ایران سرافراز و دلیر، به امید ایرانیانی که حتی در بلندترین شبها امید را در دل دارند، و به امید روشنایی پایدار در جانها و خانههایمان. شب یلدا مبارک، و باشد که نور و مهر همیشه همراه ایران و ایرانیان باشد.
«خلوت دل نیست جای صحبت اضداد
دیو چو بیرون رود فرشته درآید
صحبت حُکّام ظلمت شب یلداست
نور ز خورشید جوی بود که برآید»
حافظ شیرازی
@nimruz_ir | 2 490 |
| 16 | در این بریدهٔ ویدیویی، سید جواد طباطبائی را میبینیم؛ متفکری که بخش مهمی از عمر علمی خود را صرف اندیشیدن به «مسئلهٔ ایران»، امکان تداوم عقلانی در تاریخ ما، و نسبت سنت و دانش کرد. طباطبائی از معدود اندیشهورزانی بود که کوشید میراث فکری ایران را نه در قالب نوستالژی فرهنگی، بلکه در چارچوب تاریخ اندیشه و نظریهٔ سیاسی بازخوانی کند. نگاه او، چه محل توافق باشد و چه محل نقد، نقشی تعیینکننده در شکلدادن به بحثهای معاصر درباره هویت ملی و سرنوشت اندیشه در ایران داشته است.
در این سخنرانی، او در بخشی از صحبتهای خویش از «کلیله و دمنه» سخن میگوید؛ یکی از متونی که بهزعم او، نقشی بنیادین در انتقال و تداوم دانش در تاریخ ایران ایفا کرده است اما آنچنان که باید و شاید، اهمیّت آن در نزد اندیشمندان ایران معاصر، درک نگردیده و در نظر عمدۀ ایشان، صرفاً به یک متن ادبی تقلیل یافته است و با استفاده از همین تقلیل، نشان میدهد که استادان دانشگاه ما تا چه اندازه به میراث نیاکانی خویش بیتوجهاند، که حتی در سطح ادبی هم از توانایی نوشتن یک املای دقیق از این کتاب، عاجزند.
@nimruz_ir | 3 334 |
| 17 | ⭕️ آفرینش در یهودیت، مسیحیت و اسلام
❌ بدون پیشنیاز، نامنویسی برای همگان امکان پذیر است.
♦️ آموزگار: فؤاد دانشپژوه (دانشجوی دکتری ادیان)
📢 ۴ جلسه به صورت آنلاین در اسکایروم و دسترسی به فایل آفلاین جلسات.
🔺 آغاز از ۴ دیماه ۱۴٠۴ خورشیدی، پنجشنبهها و جمعهها (دو هفته)، ساعت ۲٠ به وقت ایران.
📝 صدور گواهینامهٔ دو زبانه برای شرکت کنندگان
📖 همراه با جزوهٔ کامل چهار جلسه
🔻 برای نامنویسی به شمارهٔ زیر در تلگرام یا واتساپ پیام ارسال کنید:
+989305221998 | 11 368 |
| 18 | گزارش تصویری نشست
«مسیر علم سیاست (آشنایی با گرایشهای رشته علومسیاسی و پیوندهای میانرشتهای آن در ایران)»
با سخنرانی بهروز اسعدی، رامین کیانی، نوید کلهرودی، مهدی سبز، علی مزاری و علیرضا خزایی.
باحضور افتخاری مانی صالحی علامه و جمعی دیگر از اهل سیاست و ادبیات.
بههمّت انجمن علمی دانشجویی علومسیاسی دانشگاه خوارزمی و مرکز پژوهشهای علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه.
@nimruz_ir | 2 165 |
| 19 | ۲۱ آذر ۱۳۲۵ خورشیدی؛ روزی که وطنپرستی ایرانیان بر تجزیهطلبی پیروز شد!
۲۱ آذرماه، یادآور یکی از روزهای سرنوشتساز تاریخ معاصر ایران است؛ روزی که آذربایجان عزیز، پس از ماهها رنج و فشار، از چنگال «فرقه دموکرات آذربایجان» ــ گروهی چپگرا و وابسته به سیاستهای استعماری شوروی ــ رهایی یافت و بار دیگر در آغوش میهن جای گرفت. بزرگداشت این روز، بزرگداشت مقاومت، آگاهی و غیرت ملتی است که هرگز در برابر اراده بیگانه سر فرود نیاورد.
آذربایجان، نه فقط بخشی از ایران، بلکه سَرِ ایران است؛ پهنهای که همواره در لحظههای دشوار تاریخ، پیشگام دفاع از استقلال و تمامیت ارضی کشور بوده است. مردم غیور آذربایجان، در سال ۱۳۲۵ نیز با ایستادگی ستودنی خود در برابر نیروهای تجزیهطلب فرقه دموکرات، نشان دادند که ریشههای ایراندوستی در این خاک، عمیقتر از هر توطئه و دخالتی است.
در این میان، نباید نقش مردان بزرگ و دلیر را از یاد برد؛ کسانی چون محمودخان ذوالفقاری، از خوانین نامدار و تأثیرگذار زنجان، که با درایت و شجاعت خود در آزادسازی آذربایجان نقشی سترگ ایفا کردند. یاد و نام آنان، بخشی از میراث مقاومت ملی ایران است.
یقین داریم که در دل و جان تمامی ایراندوستان، مهر میهن موج میزند. ما آگاهیم که مردم نجیب و فهیم آذربایجان، نه فریب فعالیتهای تجزیهطلبانِ دیروز و امروز را خوردهاند و نه خواهند خورد. آنان همچون همیشه، دوشادوش دیگر مردمان ایرانزمین، استقلال، آزادی و تمامیت ارضی ایران را خط قرمز خود میدانند و برای پاسداری از آن پیشگاماند.
مرکز مطالعات ایرانشناسی نیمروز امید دارد که مشق وطنپرستی و ایراندوستی، همچون میراثی گرانبها، نسل به نسل ادامه یابد؛ همانگونه که از گذشته تا امروز استمرار داشته است.
باشد که ایرانیان، همواره ایران را در اولویت قرار دهند و برای اعتلای این سرزمین، بیهیچ چشمداشتی بکوشند و تلاش کنند.
علیرضا خزایی
مرکز مطالعات ایرانشناسی نیمروز
۲۱ آذرماه ۱۴۰۴ خورشیدی
تهران | 3 752 |
| 20 | میرزا کوچکخان جنگلی؛ خائن، قهرمان یا مبارزی سردرگُم؟
میرزا کوچک خان یکی از پیچیدهترین و بحثبرانگیزترین چهرههای تاریخ معاصر ایران است. نام او در حافظه تاریخی ما هم با مفهوم «قهرمان ملی» و «مبارز راه آزادی» گره خورده و هم با برچسبهایی چون «خائن» و «تجزیهطلب». اما حقیقت کدام است؟
شواهد تاریخی تردیدی باقی نمیگذارند که میرزا در ابتدای قیام جنگل، نیات خیرخواهانه، وطندوستانه و آزادیطلبانه داشت. او در برابر آنچه که در روزنامۀ جنگل بیکفایتی حکومت مرکزی و رجال سیاسی و دخالت بیگانگان در ایران میخواند، قد علم کرد. هدف اولیه، شفاف و ستودنی بود: ایرانی آزاد، مستقل و آباد. جنبش او در ابتدا تکیهگاهی برای تمام کسانی بود که از وضع موجود به ستوه آمده بودند. اما داستان به همین سادگی باقی نماند. هرچه جنبش جنگل پیش رفت، تحولات فکری و گفتمانی عمیقی در درون آن رخ داد. به تدریج، رنگوبوی تفکرات مارکسیستی بر ایدههای ملیگرایانه و وطندوستانه اولیه غلبه کرد و بسیاری از یاران نزدیک میرزا را چهرههای چپگرا تشکیل دادند.
این چرخش ایدئولوژیک، میرزا را به سمت همکاری با بیگانهای دیگر سوق داد. او در تشکیل «جمهوری شورایی سوسیالیستی ایران» در گیلان نقشی کلیدی ایفا کرد، با بلشویکهای شوروی دست همکاری داد و برای مدتی تحت حمایت آنها قرار گرفت.
اسناد منتشر شده در کتاب «جبهه ایرانی-انقلاب جهانی؛ اسنادی درباره تجاوز و تهاجم شوروی به گیلان ۱۹۲۰-۱۹۲۱» تصویری تکاندهنده از این دگرگونی ارائه میدهد. بر اساس این اسناد، میرزا نه تنها یکی از رهبران اصلی جریان کمونیسم در ایران محسوب میشد، بلکه در اظهارات خود، وفاداری عمیقش را به آرمانهای لنین ابراز میکرد. این نقطه، فرسنگها با آن مبارز وطندوست اولیه فاصله داشت. البته این اتحاد نیز پایدار نماند و تضادهای درونی میان جناح ملی-مذهبی جنبش و کمونیستهای تندرو، سرانجام به فروپاشی جمهوری انجامید.
پس میرزا را چگونه باید قضاوت کرد؟ شاید بهترین توصیف برای میرزا کوچک خان، نه قهرمان مطلق و نه خائن مطلق باشد. به نظر میرسد او یک مبارز سردرگم، ایدهآلیست و آرمانخواه بود که برای تحقق اهدافش، به هر ریسمانی چنگ میزد. شاید او عمیقاً به اصل «هدف وسیله را توجیه میکند» باور داشت و در این مسیر، ابزارهایی را برگزید که او را از مقصد اصلی دور کرد. میرزا، نماد یک مبارز گمشده در میانه واقعیتهای خشن سیاسی و اندیشههای آرمانی بود که پس از پایان کار جنبشش، هریک از جریانهای سیاسی بعدی، تلاش نمودند تا او و جنبشش را به نفع خویش مصادره نموده یا به حاشیه برانند.
ما در مرکز مطالعات ایرانشناسی نیمروز، خرسند خواهیم شد تا نظرات شما علاقهمندان و همراهان عزیز را دربارۀ «میرزا کوچک خان جنگلی» و «جنبش جنگل» را بشنویم. آنها را با ما در بخش نظرات، به اشتراک بگذارید.
علیرضا خزایی
مرکز مطالعات ایرانشناسی نیمروز
۱۹ آذرماه ۱۴۰۴ خورشیدی
تهران | 3 561 |
