انزوا در تاریکی.
Open in Telegram
«به نام خالقی که عشق را در پستوی خانهیِ مولانا و شمس نهان کرد.» t.me/HidenChat_Bot?start=863819175
Show more347
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-1630 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
February '25
February '25
+2
in 1 channels
January '25
+7
in 0 channels
Get PRO
December '24
+16
in 1 channels
Get PRO
November '24
+15
in 0 channels
Get PRO
October '24
+10
in 0 channels
Get PRO
September '24
+28
in 6 channels
Get PRO
August '24
+173
in 5 channels
Get PRO
July '24
+30
in 6 channels
Get PRO
June '24
+14
in 1 channels
Get PRO
May '24
+18
in 1 channels
Get PRO
April '24
+39
in 1 channels
Get PRO
March '24
+29
in 3 channels
Get PRO
February '24
+11
in 0 channels
Get PRO
January '24
+8
in 0 channels
Get PRO
December '23
+12
in 0 channels
Get PRO
November '23
+12
in 0 channels
Get PRO
October '23
+284
in 1 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 06 February | 0 | |||
| 05 February | 0 | |||
| 04 February | 0 | |||
| 03 February | +2 | |||
| 02 February | 0 | |||
| 01 February | 0 |
Channel Posts
| 2 | No text... | 148 |
| 3 | کسی که ریشه رنجش را نشناسد، محکوم به تکرار آن است. | 244 |
| 4 | جنگیدن سخته و نجنگیده باختن سختتر. | 247 |
| 5 | گوی منی و میدوی در چوگان حکم من
در پی تو همی دوم گرچه که می دوانمت | 358 |
| 6 | میان مرز های اندوه تنت، جای بوسه ای برای من خالی بگذار. | 340 |
| 7 | با یه چشمک دوباره منو زنده کن ستاره
نذار از نفس بیافتم:) | 21 |
| 8 | صدای اندوهش در اتاق طنین افکنده بود. نمیدانست غمش را در کدام شیار و در کدام ترَک پنهان کند. نمیدانست خنده هایش را در کدام شعر، کدام دلخوشی، کدام روزنه امید میتواند بیاید.
اندوهش را حتی از چشمانش هم نمیتوانستی بخوانی. حزن و تنگدلیاش را در میان صدایِ غمانگیز پیانواش میتوانستی بیابی. اما چه کسی حاضر بود ساعت ها بنشیند و به آن پیانوی ملال آور گوش بسپارد؟ دریغ و آه که همان آوا یار و همدم او بود. | 363 |
| 9 | تو را از پس روزهای دور یه یاد میآورم. | 371 |
| 10 | نمیخواهد اما دردمند و رنجور به نظر میرسد. | 379 |
| 11 | آنچه در دل و جانت ریشه دوانده و آنکه مهرش در روح و تنت رخنه کرده تورا در کدام کوی و برزن رها کرده که این چنین چشمانت امیدی به خود نمیبینند؟ | 467 |
| 12 | No text... | 375 |
| 13 | سوای کدام میل و جان اینگونه اندوهگین و ماتم زده نشسته ای؟ | 322 |
| 14 | اگر بگویم حادثه ای که رخ داده است، حادثه نبوده؛ اگر بگویم آنچه گفتهام، تمام حقیقت نبوده؛ اگر بگویم سکوتم از عدم رضایت نبوده و اگر بگویم چشمانم تمام حقیقت را بازگو نکرده، چه خواهی گفت؟ | 513 |
| 15 | No text... | 393 |
| 16 | میدانم من آرزوهایت را خراب کردم؛ اما آنها محال بودند، پس اشکالی ندارد. | 387 |
| 17 | چگونه دستانت اینگونه چرکین است؟ | 363 |
| 18 | چگونه دستانت اینگونه چرکین است؟ | 1 |
| 19 | در پیالهام شعر بریزید؛
شراب نجاتم نمیدهد! | 355 |
| 20 | آیا تو هم دلت برای دخترک لرزیده یا او فقط با خود گمان کرده که تو اورا در آغوش گرفته ای؟ | 393 |
