en
Feedback
سیمین کاظمی

سیمین کاظمی

Open in Telegram

مترجم و ویراستار زبان‌های خارجی هستم، عاشق یادگیری، دنبال پیداکردنِ ظرایف و جزئیات! اینجا از کتاب‌هایی که خوندم می‌نویسم و از فیلم‌ها و سریال‌هایی که دیدم و از زندگی! #TED_Translator

Show more
225
Subscribers
+124 hours
+37 days
+1330 days
Posts Archive
#کتاب هرگز سازش نکنید! طوری مذاکره کنید که انگار زندگی‌تان به آن بستگی دارد نوشته‌ی کریس واس ترجمه‌ی شهلا ثریاصفت نشر نوین کتاب جالبی بود. نویسنده از مذاکره‌کننده‌های قَدَر FBI بوده و الانم توی دانشکده‌های معتبر کسب‌وکار در آمریکا داره تدریس می‌کنه. توی این کتاب هم تکنیک‌های مذاکره‌ی موفق و خطاهای رایج در مذاکره رو می‌گه و از کارهای خودش و دانشجوهاش مثال میاره تا بهتر متوجه بشیم. مثال‌ها همه از مذاکره با گروگان‌گیرها نیستن که تخصص خودشه. شاگرداش املاکی هستن، مدیران میانی و ارشد شرکت‌های بزرگ هم هستن. اما یه مشکل این کتاب برای من اینه که راهکارهاش بیشتر به درد مذاکرات رودررو می‌خورن ‌و من اکثر مذاکراتم ایمیلی‌اند! اصلاً خودش یه جا می‌گه که با مذاکرات ایمیلی مخالفه. 😒 یه مشکل دیگه هم به نظر من اینه که حتی در مذاکرات حضوری در ایران هم یه‌سری جاها جواب نمی‌گیری! مثلاً خودش رفته با همین تکنیک‌های مذاکره یه ماشین رنگ خاص خفن و آخرین‌سیستم رو خیلی ارزون‌تر از قیمت واقعی از نمایشگاه ماشین خریده. در ایران اگر صاحب اون نمایشگاه اون لحظه نیاز مالی نداشته باشه، طبیعتاً این کار رو نمی‌کنه چون در آمریکا هزینه‌ی نگه‌داشتنِ طولانی‌مدت اون اتومبیل بیشتر از یا برابر با سودیه که در همون مدت به دست میارن اما ایران برعکسه. این که تحفیفای حراجمعه‌ها (جمعه‌ی سیاه) در ایران هم عملاً تخفیف نیست به همین علته. ترجمه هم بد نبود و در واقع، خیلی بهتر از ترجمه‌ی قبلی‌ای بود که از همین مترجم خونده بودم. راستش وقتی دیدم این کتاب که قبلاً خریده بودم هم ترجمه‌ی شهلا ثریاصفت هست پَکر شدم چون سر کتاب «جادوی بزرگ» ترجمه ایرادات جدی داشت. خلاصه که چون منابع در این زمینه کم هست، می‌ارزه به خوندنش. اگه کتابی می‌شناسین در این زمینه ‌و مخصوصاً برای مذاکرات غیرحضوری، ممنون می‌شم بهم بگین توی کامنتا. #کسب‌وکار @siminkazemisaid

#کتاب هرگز سازش نکنید! طوری مذاکره کنید که انگار زندگی‌تان به آن بستگی دارد نوشته‌ی کریس واس ترجمه‌ی شهلا ثریاصفت نشر نوین تو
#کتاب هرگز سازش نکنید! طوری مذاکره کنید که انگار زندگی‌تان به آن بستگی دارد نوشته‌ی کریس واس ترجمه‌ی شهلا ثریاصفت نشر نوین توضیحاتش در پست بعدی. @siminkazemisaid

از امروز (شنبه) توی ماجراهای کانال بله‌ام (استوری‌های کانال بله) می‌خوام یه داستان مصور یا همون graphic novel رو ترجمه کنم و بذارم. اینجا نمی‌ذارمشون چون اینجا کانالم قابلیت استوری‌گذاشتن نداره! 🤷🏻‍♀ دوست داشتین بیاین. کتاب طنزه. به نظرم خوش می‌گذره. آدرس کانال بله: ble.ir/siminkazemisaid شناسه‌ی اون کانال هم مثل آی‌دی همین کاناله: @siminkazemisaid

«به یاد داشته باشید که نوآوری‌ها لزوماً نباید برای کل دنیا تازگی داشته باشند بلکه کافی است برای یک بازار جدید باشند.» از #کتاب ده گونهٔ نوآوری نوشته‌ی لری کیلی، رایان پیکل، برایان کوئین و هلن والترز ترجمه‌ی بابک وطن‌دوست، رضا قنبرزاده میان‌دهی و سینا فخارمنش انتشارات آریاناقلم #کسب‌وکار

چند روز پیش که بیرون بودم، رفتم سوپری بستنی جدید و عجیب بخرم امتحان کنم ولی اون سوپریه که همیشه بستنیای جالب داشت یخچال بستنی
+2
چند روز پیش که بیرون بودم، رفتم سوپری بستنی جدید و عجیب بخرم امتحان کنم ولی اون سوپریه که همیشه بستنیای جالب داشت یخچال بستنیش تقریباً خالی بود ☹️. گفتم یه چیز کوچیک بگیرم تا باقی خریدام رو بکنم و برسم بستنی‌فروشی قندم نیفته و این فروت‌بار رو برداشتم. حساب کردم دیدم اوووف ۵۰ هزار تومن شد این فسقلی! ولی می‌ارزید! هنوز نتونستم تمومش کنم. اون روز یه گاز قد یه بند انگشت بهش زدم و بَسم شد. شیرینیش شیرینی که دل رو بزنه نیست، شیرینِ سیرکننده است، نه شیرینی اشتهاآور. طعمش هم طعم ترکیبیه، مزه‌ی هیچ‌کدوم از ترکیباتش رو به وضوح زیر زبونم نگرفتم. عکس ترکیباتش رو هم گذاشتم. دفعه‌ی اول بود چنین چیزی می‌دیدم و همیشه پروتئین‌بار و آجیل‌بار دیده بودم و گرفته بودم. فروت‌بار بیشتر از اون دو تا به دندون می‌چسبه پس شاید خوب نباشه بدی دست بچه گاز بزنه تا تهش رو دربیاره 😁. از عکس خودش هم بافتش رو متوجه می‌شین. ظاهرش اشتهاآور نیست اما طعمش از ظاهرش خیلی جذاب‌تره! این محصول صنایع غذایی سولیکو یا همون کاله‌ی خودمونه اما گوگل کردم دیدم برندهای دیگه‌ای هم ازش توی بازار هست. @siminkazemisaid

این کارت‌پستالای میلکان که به پستش ریپلای زدم رو یادتونه؟ یکی‌شون رو قاب گرفتم این شکلی شد🥰. اون استیکره البته ربطی به میلکا
این کارت‌پستالای میلکان که به پستش ریپلای زدم رو یادتونه؟ یکی‌شون رو قاب گرفتم این شکلی شد🥰. اون استیکره البته ربطی به میلکان نداره، جدا خریدم و خیلی بهم آرامش می‌ده برخلاف ظاهرش. @siminkazemisaid

توی مقاله می‌گه: However, romance novels are characterized by stock settings, characters, and plots, thereby differing from literary fiction in the degree to which they pose a challenge to a reader’s view of the world. اگه خواستین کل مقاله رو بخونین اینجاست: https://www.nickbuttrick.com/files/PSPB2022Preprint.pdf @siminkazemisaid

photo content
+3

فکر کنم اولین بار توی نمازخونه‌ی دبیرستان از خودم پرسیدم، صبح ماه رمضون بود و به‌جای صف صبحگاه داشتیم جزءخوانی قرآن می‌کردیم: چرا فارسیاش رو نخونم؟ من که اینجوری هیچی نمی‌فهمم! قاری از روی عربی قرآن می‌خوند ولی من چشمام روی ترجمه‌ی فارسی بود. حتی یه وقتایی از همراهی با سرعت قاری خسته می‌شدم و خودم تندتند فقط ترجمه‌ها رو می‌خوندم و چند صفحه جلو می‌افتادم! 😄 بعدم که با خانواده رفتیم مشهد از کتاب‌فروشی کنار باب‌الجواد رفتم با ذوق یه قرآن سفید با ترجمه‌ی خوب برداشتم و خریدیم و آوردیم خونه. یادم نیست ترجمه‌ی کی بود، الانم دم دست نیست نگاه کنم. دوره‌ی کارشناسی هم برای ۲ نمره اضافه‌ی یکی از درس‌های معارف رفتم دفتر مربوطه و چند تا آیه خوندم که نشون بدم روخوانی قرآن بلدم. هم ۲ نمره رو گرفتم و هم یه قرآن کوچیک با ترجمه‌ی مکارم شیرازی بهم هدیه دادن چون اون روزا طرح روزی یک صفحه قرآن داشت اجرا می‌شد. و بهم گفتن تلاش کنم روزی یک صفحه قرآن از روی این قرآن بخونم.  و من تلاش کردم روزی یک صفحه قرآن به‌علاوه‌ی معنای فارسیش بخونم.  عادت ندارم کتابی رو بیشتر از یک بار بخونم. به تعداد انگشتای یک دست نمی‌رسه کتابایی که دوباره‌خوانی کردم! اما نمی‌دونم قرآن رو چند دور تا الان با ترجمه ختم کردم. حتی دلم نمیاد قرآن رو کتاب حساب کنم و توی آمار مطالعه‌ی روزانه‌ام در بهخوان بیارمش 😅.  ولی با این همه خوندن، هر بار که می‌خونم انگار این یه قرآن دیگه است! یه جاهایی ترجمه رو حفظ شدم ولی ۹۹درصدش هر بار برام تازه است! حتی یه روزایی حوصله‌ی عربی رو ندارم و تصادفی قرآن رو باز می‌کنم و فقط فارسیاش رو می‌خونم. درگیر اینم نشین کدوم ترجمه بهتره و دقیق‌تر. یکی دو جا ترجمه پیشنهاد دادم ولی بعد پشیمون شدم چون خودم چند سال با ترجمه‌ی مکارم حالم خوب بود، بعد دیدم دیگه ارتباط نمی‌گیرم رفتم سراغ ترجمه‌ی خواندنی، اونم چند سال کیف کردم اما الان دیگه باهاش ارتباط نمی‌گیرم و برگشتم به ترجمه‌ی مکارم. البته همزمان دنبال ترجمه‌ی روان‌تر هم هستم. به‌عنوان مترجم بهتون می‌گم، ترجمه‌ی هیچ کتابی ۱۰۰ درصد منظور نویسنده رو نمی‌تونه برسونه، دیگه قرآن رو که خودِ خالقش گفته به‌عمد براتون پیچیده گفتم که شاید بیاندیشید! خلاصه که قرآن رو با ترجمه‌ی فارسیش بخونین. چند تا ترجمه رو بخونین و ببینین با کدوم بهتر می‌تونین ارتباط بگیرین و بچسبین به همون تا وقتی که ببینین دیگه با اون ترجمه حالتون خوب نمی‌شه.  #حال‌خوب‌کن @siminkazemisaid

داشتم لگو می‌ساختم یهو پرت شدم به بچگیام! بچگیا هم توی مهد کودک از اون آجر خونه‌سازی تپل بزرگا داشتیم و اسباب‌بازی محبوب من توی مهد بود! توی خونه هم برام خریده بودن اما آجر خونه‌سازیای کوچولو. هنوزم توی کارتن اسباب‌بازیای بچگیم چند تایی ازشون دارم. یه مدل دیگه‌شونم داشتم که آجر نبودن ولی شبیه همونا از این اسباب‌بازیایی بودن که قطعات کوچیکن و بهم وصلشون می‌کنی و می‌تونی بی‌نهایت شئ باهاشون بسازی. اگه این بچگی رو الان داشتم می‌گذروندم، حتماً می‌گفتن تو باید بری مهندسی معماری یا رباتیک، یا یه چیزی توی همین مایه‌ها، چون دنبال ساختن چیزهای قابل‌لمسی. اما من از همون بچگی از کتاب زبانای خواهرم هم خوشم میومد که دبیرستانی بود. چند بار هم رفتم سراغش و چند بار هم الفبای انگلیسی رو یادم داد و هی یادم رفت چون دنبالش رو نگرفتم 😂. حتی برادرم هم برام یکی‌دو تا از کتابای Get Ready رو خرید که تو خونه یاد بگیرم ولی بازم نشد. اما آخرش از ۱۳سالگی رفتم آموزشگاه زبان و از اون موقع چنان قلاب زبان انگلیسی بهم گیر کرده که دیگه یکی از بخش‌های شخصیتم شده 😁. چند وقت پیش که توی دورهمی آنلاین فرناز پاک‌بین (کوچ عملگرایی) داشتیم از برچسب‌هایی که به خودمون می‌زنیم می‌گفتیم، گفتم من همیشه می‌گفتم من حفظیاتم خوب نیست چون با تاریخ ادبیات مشکل داشتم، اما یکی‌دو سال پیش یهو به خودم اومدم که اگه حفظیاتم خوب نیست، پس چرا زبانم خوبه؟ زبان که همه‌اش حفظیاته! الان که داشتم لگو می‌ساختم داشتم به این فکر می‌کردم که زندگی و ساختن کسب‌وکار (تحت تاثیر دوره‌ی الفبای کسب‌وکار فرناز مجیدی 😁) هم مثل بازی لگو می‌مونه. الگو داریا، دفترچه‌راهنما داریا، اما آخرش یه جاهایی رو درست متوجه نمی‌شی و قطعه رو برعکس جا می‌زنی و در مراحل بعدی که می‌بینی درست به هم وصل نمی‌شن، باز برمی‌گردی عقب ببینی چی رو اشتباه کردی که الان با هم نمی‌خونن. خطا رو متوجه می‌شی، ولی جداکردن قطعات لگو از هم خیلی سخته، تازه من ابزارش رو هم ندارم! می‌تونم ادامه ندم و متوقف بشم تا ابزار رو بخرم (تا الان توی فروشگاه پیدا نکردم که همراه با سفارش لگو اونم بخرم) می‌تونم هم دنبال ابزار جایگزین در دسترس بگردم (نوک خودکار، ناخن، دندون 😬) و ادامه بدم چون به نظرم میاد درد برگشتنِ ناخن برای من قابل‌تحمل‌تره تا درد ماه‌ها صبر تا بالاخره ابزار اصولی این کار رو پیدا کنم و مطمئن هم نیستم واقعاً جواب بده یا نه. بعد یهو به ذهنم رسید که یادگیری زبان هم چقدر شبیه بازی با آجرهای خونه‌سازی و همین لگوها می‌مونه ها! واژه‌ها رو یاد می‌گیری، اصول تلفظ رو یاد می‌گیری، دستورزبان رو یاد می‌گیری، حتی متن می‌خونی و می‌شنوی، تا در کنار این قطعات، اون دفترچه‌راهنما رو برای مغزت داشته باشی. اما وقتی راه افتادی دیگه می‌تونی با این قطعات، بی‌نهایت شئ (در واقع جمله) بسازی! البته بازم یه وقتایی قطعات رو اشتباه جا می‌زنی. پس همون آجر خونه‌سازی‌ها، همون بازی محبوب بچگی، هم من رو ناخودآگاه هُل داده و آماده کرده برای یادگیری زبان! این روزا به‌خاطر دوتا فرناز جدید زندگیم (پاک‌بین و مجیدی 😄) دارم بیشتر به این فکر می‌کنم که خودم با برچسب‌زدن و باورنکردنِ خودم کجاها دست‌وپای خودم رو بستم. #فکر_می‌کنیم @siminkazemisaid

شادکامی، فراوانی وقایع مثبت است نه شدت آن‌ها. #شنیده‌ها از #کتاب زندگی در سه بُعد: چگونه کنجکاوی، جست‌وجوگری و تجربه زندگی کامل‌تر و بهتری را رقم می‌زنند نوشته‌ی شیگه‌هیرو اویشی ترجمه‌ی امیر جلیل‌زاده نشر مهرگان خرد @siminkazemisaid

#کتاب رواقی‌گری، فلسفهٔ زیستن خردمندانه نوشته‌ی جوناس سالزگبر ترجمه‌ی سینا بحیرایی نشر مهرگان خرد این کتاب حجمش کم نیست اما جون می‌ده برای کسایی که می‌گن #وقت_ندارم کتاب بخونم! اول یه مقدمه‌ی ۹صفحه‌ای داره که نویسنده می‌گه چی شد به فکر نوشتن این کتاب افتاد 🤔. یه متن سبک و روانه که اگر همه‌اش رو حتی توی یک روز هم نخونین مشکلی پیش نمیاد. و بعد، بخش‌های ۲-۳صفحه‌ای کتاب شروع می‌شه. گاهی کمی بیشترن اما انقدر هر بار تکرار کرده مفاهیم رو که اگه حواست پرت شد یا مجبور شدی بذاری کنار بری سراغ کاری، لازم نیست برگردی از اول بخونی. این تکرارها برای کسایی که متمرکز می‌خونن هم کسل‌کننده نیستن چون هدف این کتاب اینه که آموزه‌های فلسفه‌ی رواقی‌گری ملکه‌ی ذهنت بشن و بتونی توی زندگیت تمرینشون کنی و بهشون عادت کنی تا زندگی آرام‌تر و پربارتری داشته باشی. کتاب حوزه‌ی #فلسفه است اما برعکس تمام کلیشه‌های کتاب‌های فلسفی، پیچیده نیست. ترجمه‌ی خوبی هم داره که من از مترجمش، سینا بحیرایی، جز این انتظار نداشتم! اگه عادت دارین تا بیکار شدین گوشی دست بگیرین و بچرخین توی کانالا تا از هر کسی یه لقمه‌ی کوچیک از اطلاعات مفید بگیرین، این کتاب رو هم به چشم یکی از همون کانالا ببینین! همون قدر راحت و سریع می‌شه ازش یاد گرفت. اگرم مثل من عادت دارین کتابا رو تندتند بخونین تا زودتر اطلاعات مفید بیشتری رو جذب مغزتون کنین، سر این کتاب ترک عادت کنین. می‌ارزه! روزی یکی‌دو تمرینش رو بخونین و بذارین یه گوشه‌ی مغزتون واسه خودش خیس بخوره و آروم‌آروم حل بشه بره به جونتون!🧘🏻‍♀️ خلاصه که به‌شدت چسبید و به‌شدت پیشنهاد می‌‌شود! جالبه که بدونین خیلی از آموزه‌های روان‌شناسی و حتی کوچینگ در همین فلسفه‌ی رواقی‌گری ریشه داره.😌 #خودیاری @siminkazemisaid

#کتاب رواقی‌گری، فلسفهٔ زیستن خردمندانه نوشته‌ی جوناس سالزگبر ترجمه‌ی سینا بحیرایی نشر مهرگان خرد توضیحات در پست بعد (یکی از
#کتاب رواقی‌گری، فلسفهٔ زیستن خردمندانه نوشته‌ی جوناس سالزگبر ترجمه‌ی سینا بحیرایی نشر مهرگان خرد توضیحات در پست بعد (یکی از نقاط مثبت اپ بله اینه که محدودیت کاراکتر نداره، اگه اونم مثل تلگرام یاد نگیره بگه پریمیوم کن تا برات محدودیت رو بردارم.) @siminkazemisaid

#کتاب رواقی‌گری، فلسفهٔ زیستن خردمندانه نوشته‌ی جوناس سالزگبر ترجمه‌ی سینا بحیرایی نشر مهرگان خرد این کتاب حجمش کم نیست اما جون می‌ده برای کسایی که می‌گن #وقت_ندارم کتاب بخونم! اول یه مقدمه‌ی ۹صفحه‌ای داره که نویسنده می‌گه چی شد به فکر نوشتن این کتاب افتاد 🤔. یه متن سبک و روانه که اگر همه‌اش رو حتی توی یک روز هم نخونین مشکلی پیش نمیاد. و بعد، بخش‌های ۲-۳صفحه‌ای کتاب شروع می‌شه. گاهی کمی بیشترن اما انقدر هر بار تکرار کرده مفاهیم رو که اگه حواست پرت شد یا مجبور شدی بذاری کنار بری سراغ کاری، لازم نیست برگردی از اول بخونی. این تکرارها برای کسایی که متمرکز می‌خونن هم کسل‌کننده نیستن چون هدف این کتاب اینه که آموزه‌های فلسفه‌ی رواقی‌گری ملکه‌ی ذهنت بشن و بتونی توی زندگیت تمرینشون کنی و بهشون عادت کنی تا زندگی آرام‌تر و پربارتری داشته باشی. کتاب حوزه‌ی #فلسفه است اما برعکس تمام کلیشه‌های کتاب‌های فلسفی، پیچیده نیست. ترجمه‌ی خوبی هم داره که من از مترجمش، سینا بحیرایی، جز این انتظار نداشتم! اگه عادت دارین تا بیکار شدین گوشی دست بگیرین و بچرخین توی کانالا تا از هر کسی یه لقمه‌ی کوچیک از اطلاعات مفید بگیرین، این کتاب رو هم به چشم یکی از همون کانالا ببینین! همون قدر راحت و سریع می‌شه ازش یاد گرفت. اگرم مثل من عادت دارین کتابا رو تندتند بخونین تا زودتر اطلاعات مفید بیشتری رو جذب مغزتون کنین، سر این کتاب ترک عادت کنین. می‌ارزه! روزی یکی‌دو تمرینش رو بخونین و بذارین یه گوشه‌ی مغزتون واسه خودش خیس بخوره و آروم‌آروم حل بشه بره به جونتون!🧘🏻‍♀️ خلاصه که به‌شدت چسبید و به‌شدت پیشنهاد می‌‌شود! جالبه که بدونین خیلی از آموزه‌های روان‌شناسی و حتی کوچینگ در همین فلسفه‌ی رواقی‌گری ریشه داره.😌 #خودیاری @siminkazemisaid

چطور کتابخانه‌ها رو برای بچه‌ها دوست‌داشتنی کنیم؟ اگه کتاب‌دار هستین یا توی مجموعه‌تون کتابخونه‌ای برای کودکان دارین یا اصلاً مثل کسایی که توی این ویدئو ازشون گفته می‌شه، مدیر مدرسه‌اید و می‌خواین بچه‌ها با کتاب‌خونه‌ی مدرسه بیشتر دوست بشن، حتماً این ویدئو رو ببینین. این ویدئو توی سایت خود #TED هست و نیازی به فیلترشکن و این داستانا نداره. زیرنویس فارسی هم داره. اگه فارسی فعال نبود، از پایین ویدئو فعالش کنین. #ترجمه‌هام @siminkazemisaid

#کتاب ذهن استراتژیست: تکنیک‌های کاربردی تفکر استراتژیک در سطح ملی، سازمانی و فردی نوشته‌ی مجتبی لشکربلوکی و سیدحسین جلالی انتشارات آریاناقلم از این استادا داشتین که منبع درسی مشخصی معرفی نمی‌کنن و از هر مبحثی هم یه‌ذره می‌گن، تازه پراکنده، و می‌گن باقیش رو خودتون بخونین وقت نداریم؟ این کتاب هم شبیه همون استادهاست. مثلاً برای انواع چرخه‌های تقویت‌شونده ۹ مورد رو فهرست کرده ولی بعد خودش گفته در این بخش از کتاب فقط ۲ تاش رو توضیح می‌دیم. من که جای دیگه‌ای از کتاب ندیدم باقیش رو توضیح داده باشه! شایدم مثل همون استادا غیرمستقیم و بدون ذکر عنوان توضیح داده و باید بری از اول ویس‌هاش رو گوش بدی و رمزگشایی کنی. 😄 این اولین کتابی نبود که در حوزه‌ی استراتژی می‌خوندم. بعضی اطلاعاتش جدید بود، بعضیا تکراری حتی در خود کتاب، بعضی جاها هم ناقص. بعضی جاها چیزایی رو بدیهی دونسته بود که ما توی ترجمه براشون پانویس توضیحی می‌زنیم مثلاً چون از فرهنگ ما نیستن. مثلاً یه جا گفته فلان موضوع مثل نبرد واترلو می‌مونه بعد پانویس زده از نبردهای مشهور تاریخ که ناپلئون در اون شکست سختی خورد. اگه قراره حالت ضرب‌المثل باشه، ضرب‌المثل فارسی بیاریم، اگه قراره مثال تاریخی بیاریم و مثال تاریخی بومی براش نیست، توضیح درست بدیم که چرا این مثال اینجا می‌شینه. چرا ناپلئون در این نبرد شکست سختی خورد؟ یعنی این مثال یه مثل جاافتاده بین استراتژیست‌های ایرانیه که نگفته منظورش یعنی چی؟ با این همه، طراحی‌های گرافیکی کتاب رو خیلی دوست داشتم، یعنی طراحی جلد و طراحی فونت و... رو. اینم نکته‌ی مثبتی بود که قطع کتاب رو عجیب‌الخلقه نکرده بودن برعکس بیشتر کتابای آریاناقلم. درسته قطع رو به‌خاطر نوآوری تغییر می‌دن، اما باعث می‌شه هم نظم کتابخونه‌ات به هم بریزه و شلخته و اعصاب‌خوردکن بشه، هم کتاب زودتر خراب بشه. یه نکته‌ی مثبت دیگه هم این بود که برخلاف اکثریت کتاب‌های تالیفی فارسی، پرطمطراق و قلمبه‌سلمبه و پر از «می‌باشد» نبود که بخواد بگه ببینین من خیلی بلدم که این جوری حرف می‌زنم! خلاصه که اون قدر پسندم نبود و برام کارساز نبود که بگم حتماً بخونین. #کسب‌وکار @siminkazemisaid

#کتاب ذهن استراتژیست: تکنیک‌های کاربردی تفکر استراتژیک در سطح ملی، سازمانی و فردی نوشته‌ی مجتبی لشکربلوکی و سیدحسین جلالی انت
#کتاب ذهن استراتژیست: تکنیک‌های کاربردی تفکر استراتژیک در سطح ملی، سازمانی و فردی نوشته‌ی مجتبی لشکربلوکی و سیدحسین جلالی انتشارات آریاناقلم توضیحات در پست بعد. @siminkazemisaid

داشتم لگو می‌ساختم یهو پرت شدم به بچگیام! بچگیا هم توی مهد کودک از اون آجر خونه‌سازی تپل بزرگا داشتیم و اسباب‌بازی محبوب من توی مهد بود! توی خونه هم برام خریده بودن اما آجر خونه‌سازیای کوچولو. هنوزم توی کارتن اسباب‌بازیای بچگیم چند تایی ازشون دارم. یه مدل دیگه‌شونم داشتم که آجر نبودن ولی شبیه همونا از این اسباب‌بازیایی بودن که قطعات کوچیکن و بهم وصلشون می‌کنی و می‌تونی بی‌نهایت شئ باهاشون بسازی. اگه این بچگی رو الان داشتم می‌گذروندم، حتماً می‌گفتن تو باید بری مهندسی معماری یا رباتیک، یا یه چیزی توی همین مایه‌ها، چون دنبال ساختن چیزهای قابل‌لمسی. اما من از همون بچگی از کتاب زبانای خواهرم هم خوشم میومد که دبیرستانی بود. چند بار هم رفتم سراغش و چند بار هم الفبای انگلیسی رو یادم داد و هی یادم رفت چون دنبالش رو نگرفتم 😂. حتی برادرم هم برام یکی‌دو تا از کتابای Get Ready رو خرید که تو خونه یاد بگیرم ولی بازم نشد. اما آخرش از ۱۳سالگی رفتم آموزشگاه زبان و از اون موقع چنان قلاب زبان انگلیسی بهم گیر کرده که دیگه یکی از بخش‌های شخصیتم شده 😁. چند روز پیش که توی دورهمی آنلاین فرناز پاک‌بین (کوچ عملگرایی) داشتیم از برچسب‌هایی که به خودمون می‌زنیم می‌گفتیم، گفتم من همیشه می‌گفتم من حفظیاتم خوب نیست چون با تاریخ ادبیات مشکل داشتم، اما پارسال یهو به خودم اومدم که اگه حفظیاتم خوب نیست، پس چرا زبانم خوبه؟ زبان که همه‌اش حفظیاته! الان که داشتم لگو می‌ساختم داشتم به این فکر می‌کردم که زندگی و ساختن کسب‌وکار (تحت تاثیر دوره‌ی الفبای کسب‌وکار فرناز مجیدی 😁) هم مثل بازی لگو می‌مونه. الگو داریا، دفترچه‌راهنما داریا، اما آخرش یه جاهایی رو درست متوجه نمی‌شی و قطعه رو برعکس جا می‌زنی و در مراحل بعدی که می‌بینی درست به هم وصل نمی‌شن، باز برمی‌گردی عقب ببینی چی رو اشتباه کردی که الان با هم نمی‌خونن. خطا رو متوجه می‌شی، ولی جداکردن قطعات لگو از هم خیلی سخته، تازه من ابزارش رو هم ندارم! می‌تونم ادامه ندم و متوقف بشم تا ابزار رو بخرم (تا الان توی فروشگاه پیدا نکردم که همراه با سفارش لگو اونم بخرم) می‌تونم هم دنبال ابزار جایگزین در دسترس بگردم (نوک خودکار، ناخن، دندون 😬) و ادامه بدم چون به نظرم میاد درد برگشتنِ ناخن برای من قابل‌تحمل‌تره تا درد ماه‌ها صبر تا بالاخره ابزار اصولی این کار رو پیدا کنم و مطمئن هم نیستم واقعاً جواب بده یا نه. بعد یهو به ذهنم رسید که یادگیری زبان هم چقدر شبیه بازی با آجرهای خونه‌سازی و همین لگوها می‌مونه ها! واژه‌ها رو یاد می‌گیری، اصول تلفظ رو یاد می‌گیری، دستورزبان رو یاد می‌گیری، حتی متن می‌خونی و می‌شنوی، تا در کنار این قطعات، اون دفترچه‌راهنما رو برای مغزت داشته باشی. اما وقتی راه افتادی دیگه می‌تونی با این قطعات، بی‌نهایت شئ (در واقع جمله) بسازی! البته بازم یه وقتایی قطعات رو اشتباه جا می‌زنی. پس همون آجر خونه‌سازی‌ها، همون بازی محبوب بچگی، هم من رو ناخودآگاه هُل داده و آماده کرده برای یادگیری زبان! این روزا به‌خاطر دوتا فرناز جدید زندگیم (پاک‌بین و مجیدی 😄) دارم بیشتر به این فکر می‌کنم که خودم با برچسب‌زدن و باورنکردنِ خودم کجاها دست‌وپای خودم رو بستم. #فکر_می‌کنیم @siminkazemisaid

چند روز پیش که لاینس‌مارکت بی‌مسئولیتی کرد و باهاشون دعوام شد خیلی عصبانی شده بودم چون احساس می‌کردم به من و شخصیتم توهین شده. بعد سر پروژه‌ی کاری هم که (به‌ظاهر) همکارم بی‌مسئولیتی کرد، باز احساس می‌کردم به من و شخصیتم توهین کرده. رواقی‌گری هم که این روزها درباره‌اش می‌خونم، می‌گه برداشت ما از توهین بهش ارزش و بار می‌ده، نه خود توهین. و الان دو روزه هی یاد میشل هارپر میفتم و کتاب «زیباییِ درهم‌شکستن». اومدم پستش رو توی کانال تلگرامم پیدا کنم به‌خاطر همون پاراگراف اولش که همون یه پاراگراف رو بیارم اینجا ولی دیدم هنوز هم همه‌اش دغدغه‌ی منه! هنوز هم در تلاشم چنین تغییری در خودم بدم، بعد از ۳ سال خوندن اون کتاب! دلسرد و ناامید شدم؟ نه اصلاً! هنوز خوب یادمه تغییر عادات عصبانی‌شدنم چقدر تدریجی بود و چقدر طول کشید و چقدر چسبید! اتفاقاً خوشحال شدم که الان که در شرایط قرار گرفتم ذهنم داره برام این نکات مهم ۳ سال پیش رو یادآوری می‌کنه! انگار خودش تشخیص داده الان آماده‌ی این تغییرم. شاید چون دارم کتاب رواقی‌گری رو می‌خونم. شاید چون اصلاً از بس احساس نیاز کردم کتاب رواقی‌گری رو خریدم و مغزم مطمئن شد الان پذیراتر هستم چون احساس نیاز می‌کنم. به اون پست ریپلای زدم. می‌تونین بخونینش. #خودیاری #عادت‌سازی + خدایا شکرت ♥️. @siminkazemisaid

از لایسنس مارکت خرید نکنین. از سر اجبار، چهارشنبه ازشون اکانت گرمرلی خریدم با فعال‌سازی آنی! نیمده. اومدم تیکت بزنم دیدم گفته سفارش آنی شما رو تا ۲۴ ساعت وقت داریم فعال کنیم ولی باز من تیکت زدم، کسی جواب نداده. پنجشنبه ظهر ۲۴ ساعتشونم تموم شد و نیمد! باز تیکت زدم کسی جواب نداد. زنگ زدم تلفن گویا گفت دیگه ساعت کاریمون تمومه، پنجشنبه‌ها تا ظهریم، پشتیبانی تلفنی رفت تا شنبه صبح. جمعه صبح رفتم کنسل بزنم پولم برگشت بخوره. تازه به حسابت هم برنمی‌گرده! به کیف پولت توی سایت خودشون برمی‌گرده که مجبور باشی باز از خودشون خرید کنی! دیدم دکمه‌ی درخواست برگشت پول رو غیرفعال کردن. باز تیکت زدم که دیگه نمی‌خوام، پولم رو برگشت بزنین. ۳ ساعت بعد از آخرین تیکت من که دیگه نمی‌خوام، اومدن جواب همون تیکت اطلاعات فرستادن که بفرمایین اینم اکانت گرمرلی شما! باز جواب تیکتشون زدم گفتم نمی‌خوام دیگه. پولم رو برگشت بزنین! امروز باز اومدن جواب تیکت زدن که چون اطلاعات سفارش رو برات فرستادیم نمی‌شه به حساب بانکیت برگشت بزنیم، اگه می‌خوای بزنیم به کیف پولت. منم بعد کلی دعوا و تکرار حرفام که بزنین حسابم، دیگه گفتم باشه بزنین کیف پول سایت ولی تو دلم گفتم باشه پولم رو گرویی نگه دارین، اصلاً بخورین، اما خبر بد برای شما این که ما بازم اون دنیا همدیگه رو می‌بینیم 😎. اوکی، وضعیت اینترنت خرابه، وضعیت کارتون خرابه نیرو کم دارین، خب دو دقیقه وقت بذارین اون سایت رو آپدیت کنین بزنین دیر پاسخ می‌دیم، بزنین آنی و ۲۴ساعته دیگه نیست، ۳روزه است.