en
Feedback
سیمین کاظمی

سیمین کاظمی

Open in Telegram

مترجم و ویراستار زبان‌های خارجی هستم، عاشق یادگیری، دنبال پیداکردنِ ظرایف و جزئیات! اینجا از کتاب‌هایی که خوندم می‌نویسم و از فیلم‌ها و سریال‌هایی که دیدم و از زندگی! #TED_Translator

Show more
225
Subscribers
+124 hours
+37 days
+1330 days
Posts Archive
بر فرض که قبول کردیم دنیا و ذات اکثریت انسان‌ها بر مهربانیه و می‌خوایم نگاه و رفتارمون رو تغییر بدیم. چه کنیم؟ ‌ از #کتاب تاریخ امیدبخش نوع بشر  ۷. اخبار رو حذف کنین. اخبار این حس رو به آدم می‌ده که در جریان اتفاقات به‌روزه اما در واقع داره دید شما به دنیا رو منحرف می‌کنه چون همه‌ی آدما رو به دسته‌بندی‌های سفت‌وسخت سیاسی تقسیم‌بندی می‌کنه. تازه اصل تمرکزش هم روی خرابکارها و زشتی‌های این دنیاست، با این که اکثریت دنیا زیبایی و خوبیه، نه زشتی و بدی. رسانه‌های اجتماعی هم همینن. با الگوریتم‌هاشون اتفاقات بد رو میارن صدر پست‌های پیشنهادی چون می‌خوان با غلیان احساسات مردم پول بیشتری دربیارن و خودشونم خوب می‌دونن که رفتارهای منفی توجه بیشتری جلب می‌کنن. خود نویسنده می‌گه راهکارش اینه که اخبار تلویزیون رو نمی‌بینه و فقط روزنامه‌های شنبه‌ها رو می‌خونه. گوشی رو هم محدود کرده و بیشتر با آدمای واقعی وقت می‌گذرونه. ادامه دارد... @siminkazemisaid

امروز ده دقیقه مونده بود برق بیاد و همه‌جا تاریکی بعد از نماز مغرب بود. با خودم گفتم توی این ده دقیقه، با امکاناتی که الان دارم، بهترین و آسون‌ترین کاری که می‌تونم بکنم چیه؟ یاد داستان کوتاه‌هایی افتادم که قبلاً توی کتابخونه‌ی طاقچه‌ام ذخیره کرده بودم. گفتم یه #کتاب ۳۰صفحه‌ای می‌خونم که سهم امروزم از چالش بهخوان تموم بشه. نبود! 😂 هر چی پیش می‌رفتم زیر ۳۰ صفحه بودن! واسه همین ۳ تا کتاب خوندم که بازم به ۳۰ صفحه نرسید😂. اومدم به دوستانی که می‌گن #وقت_ندارم کتاب بخونم، بگم من در ده دقیقه تونستم ۳ تا کتاب مجزا بخونم! شما هم امتحان کنین. داستان کوتاه به درد این هم می‌خوره که آدم با سبک نویسنده‌های مختلف آشنا بشه. امروز من اینا رو خوندم ولی نقد دیگه نمی‌نویسم چون حجمشون خیلی کمه: ۱. «سی‌ودوساله؛ مسافر روزگار» نوشته‌ی هاروکی موراکامی و ترجمه‌ی علیرضا اجلی، نشر خانه داستان چوک ۲. «نامه‌رسان» نوشته‌ی ویلیام سارویان و ترجمه‌ی لعیا متین پارسا، نشر خانه داستان چوک ۳. «در برابر قانون» نوشته‌ی فرانتس کافکا و ترجمه‌ی ساجده آنت، نشر خانه داستان چوک @siminkazemisaid

بر فرض که قبول کردیم دنیا و ذات اکثریت انسان‌ها بر مهربانیه و می‌خوایم نگاه و رفتارمون رو تغییر بدیم. چه کنیم؟ از #کتاب تاریخ امیدبخش نوع بشر ۶. همون قدری خودتون رو دوست داشته باشین که بقیه خودشون رو دوست دارن. ما وقتی پشت گوشی می‌شینیم و آدم‌ها از ما دورن فکر می‌کنیم خیلی با ما فرق دارن پس راحت بهشون حمله می‌کنیم. اگه ظلمی به خواهر من بشه پشتش درمیام اما اگه ظلمی به دختری در اون سر دنیا بشه که اون هم خواهر یه نفر دیگه است، من اصلاً اهمیتی نمی‌دم. می‌گه این طور فکر کنین که اونایی که از ما دورن هم مثل ما خانواده و عزیز کسی هستن پس همون طور که نمی‌خوایم به عزیزان خودمون آسیب بزنیم، به عزیزان بقیه هم آسیب نزنیم. ادامه دارد... @siminkazemisaid

بر فرض که قبول کردیم دنیا و ذات اکثریت انسان‌ها بر مهربانیه و می‌خوایم نگاه و رفتارمون رو تغییر بدیم. چه کنیم؟ از #کتاب تاریخ امیدبخش نوع بشر ۵. سعی کنین بقیه رو درک کنین، حتی اگه نمی‌دونین چه کسی هستن. روشش ساده است: از عقلتون استفاده کنین، نه از احساسات. به آمار تکیه کنین، نه به حدس و گمان خودتون. می‌گه ما انسان‌ها اجتماعی هستیم و به‌خاطر همین موضوع که می‌خوایم پذیرفته بشیم، یه جاهایی پشت حق و حقیقت در نمیایم. حتی نه این که لزوماً باهاش مخالفت کنیم، سکوت می‌کنیم. قدر کسایی رو بدونین که حقیقت رو می‌گن، حتی اگه طرد می‌شن یا حرفشون پسند شما نباشه. ادامه دارد... @siminkazemisaid

بر فرض که قبول کردیم دنیا و ذات اکثریت انسان‌ها بر مهربانیه و می‌خوایم نگاه و رفتارمون رو تغییر بدیم. چه کنیم؟ از #کتاب تاریخ امیدبخش نوع بشر ۴. همدردی‌تون رو تعدیل کنین ولی دلسوزی‌تون رو بیشتر کنین. ما وقتی با کسی همدردی می‌کنیم، خودمون رو جای اون می‌ذاریم، انگار خودمون هم داریم رنج اون فرد رو تجربه می‌کنیم. این موضوع به خود ما آسیب می‌زنه و افسرده و غم‌زده می‌شیم و حتی بدبین. اما وقتی دلسوزی می‌کنین، متوجه می‌شین اون رنج چیه و می‌شناسیدش اما چون در اون شریک نمی‌شین که انرژی‌تون افت کنه، می‌تونین دست به عمل بزنین و به طرف کمک کنین. ادامه دارد... @siminkazemisaid

We let anxiety set limits on emotion, on feelings, on grief And we trick ourselves into thinking there’s limits because of fear. ما اجازه می‌دیم اضطراب برای عواطف، احساسات، سوگ حد‌ومرز تعیین کنه و سر خودمون کلاه می‌ذاریم که این حدومرزها به‌خاطر ترسه. #شنیده‌ها از #سریال The Bear فصل پنجم، قسمت چهارم #ترجمه‌هام @siminkazemisaid

بر فرض که قبول کردیم دنیا و ذات اکثریت انسان‌ها بر مهربانیه و می‌خوایم نگاه و رفتارمون رو تغییر بدیم. چه کنیم؟ از #کتاب تاریخ امیدبخش نوع بشر  ۲. به شرایط برد-برد فکر کنین.  اگه چیکار کنم هم خودم نفع بردم هم طرف مقابل؟ ۳. بیشتر بپرسید.  ما می‌گیم که با بقیه همون طوری رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنن. اما همیشه که خواسته‌های آدمای مختلف با هم یکی نیست! مثلاً همسایه‌ی مسیحی من عاشق شراب خونگی خودشه پس میاد به من مسلمان یه شیشه کادو می‌ده. اما من که شراب نمی‌نوشم. 🤷🏻‍♀️ پس از بقیه بپرسین چی دوست دارن. حالا این مثالی که زدم یه کم زیاده‌روی بود😁 ولی مثلاً بچه‌ات رو ننویس کلاس شنا چون خودت شنا دوست داری، اون شاید کاراته دوست داشت! ادامه دارد... @siminkazemisaid

بر فرض که قبول کردیم دنیا و ذات اکثریت انسان‌ها بر مهربانیه و می‌خوایم نگاه و رفتارمون رو تغییر بدیم. چه کنیم؟ از #کتاب تاریخ امیدبخش نوع بشر ۱. هر موقع شک داشتی که الان قصد طرف مقابلت از حرف یا رفتارش خوبه با بد، بهترین حالت رو در نظر بگیر. متلک انداخت یا قصدی نداشت؟ فکر کن قصدی نداشت. داره به فلان گروه انگ می‌زنه که فلان رفتار زشت رو دارن یا راست می‌گه؟ فکر کن داره انگ می‌زنه. داره راست می‌گه فلان گروه فلان رفتار خوب رو دارن یا دروغ می‌گه؟ فکر کن راست می‌گه. می‌گه درسته که یه جاهایی هم واقعاً سرتون کلاه می‌ره اما اگرم همیشه فکر کنین دارن سرتون کلاه می‌ذارن هیچ‌وقت متوجه نمی‌شین که واقعاً کلاهبرداری بوده یا قصد خیر داشته. بپذیرید که ممکنه گاهی فریب بخورین اما می‌ارزه چون در عوض یک عمر به بقیه اعتماد داشتین و بنا بر اثر غیرمکمل (به زبون خودمون: اگه کسی بهت بدی کرد تو بهش بدی نکن تا اونم یاد بگیره بدی نکنه) نفع بردین. ادامه دارد... @siminkazemisaid

#کتاب تاریخ امیدبخش نوع بشر نوشته‌ی روتخر برخمان ترجمه‌ی میرجواد سیدحسینی و سکینه تقی‌زاده انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه این کتاب رو در چهل روز اول #جنگ_تحمیلی_سوم در روزهای بمباران اصفهان و به پیشنهاد رفیقم که خودش زیر بمباران تهران بود، خریدم و خوندم. توی اپ طاقچه هم خریدمش و خوندم چون دیدم چاپیش جلد سخته و سنگین احتمالاً و نمی‌شه راحت راه رفت و خوند. کتاب ترجمه‌ی خیلی خوبی داره و خیلی محدود ابهام داشت که صدمه‌ای به درک کل کتاب نمی‌زد. خلاصه‌ی این کتاب خیلی خلاصه است: با آمار و نتایج پژوهش‌ها ثابت می‌کنه که انسان ذاتاً شر نیست و دنیا بر محور اکثریت انسان‌های خیر و مهربان می‌چرخه. اقلیت خیلی کوچیکی از مردمْ شرور بالفطره هستن. خب حالا قبول کردیم دنیا و ذات اکثریت انسان‌ها بر مهربانیه و می‌خوایم نگاه و رفتارمون رو تغییر بدیم. چه کنیم؟ در چند تا پست بعدی می‌گم. طبیعتاً جواب این سوال بخش اندکی از کتاب رو لو می‌ده اما خوندن این جواب از لذت خوندن خود کتاب اصلاً کم نمی‌کنه! خلاصه که این کتاب رو بخونین. خیلی می‌ارزه! من خوندم امید بگیرم، امیدوار چشم‌قلبی‌ام نکرد چون متاسفانه داریم با دو تا از شرورترین‌های عالم می‌جنگیم، ولی از اون سیاهی اون روزها نجاتم داد. در این حد امیدوار شدم که به لطف خدا و کمک اون اکثریت مهربان و خیرخواه، بالاخره اوضاعمون بهتر می‌شه. @siminkazemisaid

#کتاب تاریخ امیدبخش نوع بشر نوشته‌ی روتخر برخمان ترجمه‌ی میرجواد سیدحسینی و سکینه تقی‌زاده انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب پا
#کتاب تاریخ امیدبخش نوع بشر نوشته‌ی روتخر برخمان ترجمه‌ی میرجواد سیدحسینی و سکینه تقی‌زاده انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه @siminkazemisaid

#کتاب زندگی در سه بُعد: چگونه کنجکاوی، جست‌وجوگری و تجربه زندگی کامل‌تر و بهتری را رقم می‌زنند نوشته‌ی شیگه‌هیرو اویشی ترجمه‌ی امیر جلیل‌زاده نشر مهرگان خرد چند سالیه که بحث «زندگی خوب» چیست و چه ویژگی‌هایی دارد راه افتاده. تا قبلش همه فقط زندگی می‌کردیم و حالا می‌خوایم «زندگی خوبی» داشته باشیم، فارغ از معیارهای مادی. بعضیا می‌گن زندگی خوب زندگی شاده و درباره‌اش کلی پژوهش هم انجام دادن تا ثابتش کنن. بعضیا می‌گن، نه، شادی کافی نیست! زندگی باید معنادار هم باشه تا خوب باشه! این کتاب می‌گه بیاین یه بُعد دیگه هم اضافه کنیم: غنای روان‌شناختی. غنای روان‌شناختی به زبون ساده یعنی داستان‌های جالبی برای تعریف‌کردن داشته باشی! زندگی‌های زیادی رو زیسته باشی! می‌تونی کتاب بخونی و غیرمستقیم زندگی‌های دیگه‌ای رو تجربه کنی. می‌تونی هم خودت تجربه‌شون کرده باشی مثلاً بری سفر اما بهتره از اون سفرای پرناز‌ونعمت و هواپیما و هتل ۵ستاره نباشه. از اون سفرا باشه که دو تا خانواده به‌زور خودمون رو توی یه ماشین جا می‌دادیم و مقصد مشهد بود اما وسط راه یه سر هم شمال می‌رفتیم و به هیچ‌کدوم از شهرهای مسیر هم نه نمی‌گفتیم😂. یا حتی این سفرای کوله‌پشتی‌گردی (backpacking) که چند ساله زیادتر شده هم به آدم داستان‌های زیادی برای تعریف‌کردن می‌ده. می‌گفت حتی اگه دوست دارین تجربه‌های آشنا رو چند بار زندگی کنین، مثلاً یه کتاب رو چند بار بخونین، برای افزایش غنای روان‌شناختی هر بار از یه زاویه‌دید جدید بخونین، دنبال یه نکته‌ی جدید توی اون کتاب تکراری باشین. اما منظورش این نیست که زندگیتون رو سخت کنین و دنبال شادی + معنا + غنای روان‌شناختی بگردین! می‌گه اینا سه تا بُعد مجزا برای داشتن یه زندگی خوبن که تا الان پژوهش‌ها اثباتشون کردن. می‌تونی هر سه رو داشته باشی و بگی زندگیم خوبه، می‌تونی هم دو تا یا حتی یکیش رو داشته باشی و همچنان بگی زندگیم خوبه. و اما درباره‌ی ترجمه. ترجمه خیلی خوب نبود اما اونقدرم بد نبود که بگم این ترجمه رو نخونین. اواسط و اواخر کتاب بعضی جاها نامفهوم می‌شد. خیلی جاها وسط متن اسامی رو الفبای انگلیسی گفته. مگه قراره همه‌ی مخاطبان فارسی، انگلیسی بلد باشن؟ می‌تونستن توی متن با الفبای فارسی بنویسن و انگلیسیش رو پانویس بزنن. حتی یه جاهایی بهتر بود این اسامی ترجمه بشن چون معناشون به درک اون بخش کمک می‌کرد. یه ویرایش جدی هم می‌خواد! حتی از نظر ویرایش صوری هم مشکل داشت و اواخر کتاب کاماها کامای انگلیسی بود. یکی‌دو جا هم جمله فعل نداشت. خلاصه که جالب بود. پر بود از نتایج پژوهش‌ها! راهکارهای زیادی هم برای رسیدن به غنای روان‌شناختی می‌داد، من فقط ۲ تاش رو گفتم. پس به خوندن و فکرکردن بهش می‌ارزه. @siminkazemisaid

#کتاب زندگی در سه بُعد: چگونه کنجکاوی، جست‌وجوگری و تجربه زندگی کامل‌تر و بهتری را رقم می‌زنند نوشته‌ی شیگه‌هیرو اویشی ترجمه‌
#کتاب زندگی در سه بُعد: چگونه کنجکاوی، جست‌وجوگری و تجربه زندگی کامل‌تر و بهتری را رقم می‌زنند نوشته‌ی شیگه‌هیرو اویشی ترجمه‌ی امیر جلیل‌زاده نشر مهرگان خرد این کتاب بهم نشون داد که چرا خوزستانی‌های عزیز با وجود اون‌همه فاجعه که توی جنگ ۸ساله دیدن ان‌قدر خون‌گرم هستن و زودجوش، و آبادانیا چطور ان‌قدر شوخ‌طبعن و پرانرژی. بهم نشون داد چرا جنوبی‌هایی که همیشه خط‌مقدم جنگ‌ها بودن، ان‌قدر مهمون‌نوازن و مهربون و حال‌خوب‌کن. دلیلش همون فجایع بوده که ارزش زندگی رو بهشون نشون داده. مسلماً به تمام سیاهی‌ها و ازدست‌دادن‌های ناشی از جنگ نمی‌ارزه، اما متاسفانه خودمون نمی‌تونیم انتخاب کنیم بهمون حمله بشه یا نه. :) توضیحات در پست بعد. @siminkazemisaid

#کتاب سم برای صبحانه نوشته‌ی لمونی اسنیکت ترجمه‌ی احسان کرم‌ویسی نشر خوب سبک روایت جریان سیال ذهن دوست دارین؟ منظورم اوناست که انگار نویسنده نشسته و هرچی از شرق و غرب به ذهنش رسیده رو تندتند نوشته؟ اگه آره، این کتاب رو بخونین! داستان از این قراره که نویسنده یه روز صبحانه‌اش رو که تموم می‌کنه می‌بینه اِ یه یادداشت کنار صبحانه‌اش بوده. برمی‌داره می‌بینه یکی براش نوشته: امروز صبحانه سم خوردی. و حالا نویسنده راه میفته ببینه کدوم یکی از بخش‌های صبحانه‌اش سمّی بوده و پادزهری داره یا اصلاً تا کی زنده می‌مونه! صبحانه‌اش چی بوده؟ چای🫖 با عسل،🍯 نان تُست🍞 با پنیر،🧈 (فکر کنین سفیده و پنیره😁) یک گلابی چندقاچ، 🍐🔪 و یک تخم‌مرغ آب‌پز.🥚 کل این کتاب در طی یک روز اتفاق میفته، حجم کمی هم داره و روایتش هم تنده. تازه فصل‌بندی‌های کوچیک‌کوچیک هم داره اگه مثل من مجبور بودین طی چند روز بخونین اذیت نشین. در نتیجه، خوراک کساییه که می‌گن #وقت_ندارم کتاب بخونم. یه‌ذره، خیلی ریز و سوسکی، سوالات فلسفی آسون هم می‌پرسه 😁. طنز هم داره، اندکی. یه‌ریزه هم درس‌های داستان‌نویسی یاد می‌ده. یه جا هم وسطای داستان یه مترجم هم وارد می‌شه که چقدر حساسیت این مترجم در انتخاب واژه‌ها شبیه منه! 😂 ترجمه‌ی کار هم خیلی خوب بود با این که به‌خاطر سبک نوشتاری این داستان، ترجمه‌کردنش چالشی بوده چون نویسنده با کلمات و چیدمان کلمات هم یه جاهایی بازی کرده. خلاصه که بخونیدش، خیلیییی می‌چسبه! @siminkazemisaid

photo content

یکی از خطاهای رایج مترجمان اسمش گرته‌برداریه و یکی از انواع گرته‌برداری اینه که به‌جای معنای درست اون واژه بر اساس کل جمله، اولین معنایی که به ذهنت می‌رسه رو توی جمله بذاری؛ معمولاً پرکاربردترین معنای اون واژه هم هست. این خطا بیشتر وقت‌ها در اثر شتاب‌زدگیه ولی عوامل دیگری هم می‌تونن علت این خطا باشن. از خطاهای رایج هوش مصنوعی در ترجمه هم همینه چون نمی‌تونه زمینه‌ی متن (context) رو درست تشخیص بده. دو تا از این نمونه‌ها رو که توی کتاب «زندگی در سه بُعد» بد اذیتم کردن، توی عکس می‌بینین. جمله‌ی انگلیسی هر کدوم رو گذاشتم. صفحه‌ی ۱۵۶: Nietzsche credited his illness as a source of perspective change and wisdom, suggesting that adversity has the potential to generate psychological richness. اینجا suggesting به‌معنای پیشنهادددادن نیست. فقط جمله‌ی فارسی رو بخونی هم سوال پیش میاد که نیچه چه‌چیزی رو داره به چه‌کسی پیشنهاد می‌ده؟ و مشخص می‌شه معادل فارسی اشتباه انتخاب شده. تازه اینجا اصلاً suggesting به نیچه برنمی‌گرده! نویسنده می‌گه نیچه فلان باور رو داره و این باور از نظر منِ نویسنده «بدین معناست که» یا «حاکی از آن است که». صفحه‌ی ۱۷۱: They recruited second-semester first-year students at Duke who did not do well in the first semester of college. اولین معنای recruit استخدامه اما برای انجام پژوهش، مشارکت‌کنندگان رو «استخدام» نمی‌کنیم مخصوصاً که توی این پژوهش پولی هم بهشون ندادن! تازه گفته در دانشگاه دوک استخدامشون کردن! من در ادامه منتظر بودم عملکردشون به‌عنوان کارمند رو بررسی کرده باشن که متوجه شدم نه، واژه اشتباه ترجمه شده. مثلاً می‌تونست بگه «به کار گرفتند» یا «در پژوهش مشارکت دادند» یا اصلاً «بررسی کردند». این جور وقتا که خطاهای ترجمه انقدر توی متن فارسی توی چشم می‌زنن و واژه در متن فارسی به‌وضوح نچسبه، می‌رم ببینم کتاب ویراستار داشته؟ و بله، این کتاب طبق شناسنامه‌اش ویراستار هم داشته: رویا سجودی. #کتاب زندگی در سه بُعد: چگونه کنجکاوی، جست‌وجوگری و تجربه زندگی کامل‌تر و بهتری را رقم می‌زنند نوشته‌ی شیگه‌هیرو اویشی ترجمه‌ی امیر جلیل‌زاده نشر مهرگان خرد @siminkazemisaid

دو نمونه خطای رایج در ترجمه در #کتاب زندگی در سه بُعد. توضیحاتش در پست بعد. @siminkazemisaid
+1
دو نمونه خطای رایج در ترجمه در #کتاب زندگی در سه بُعد. توضیحاتش در پست بعد. @siminkazemisaid

«در نهایت، تا زمانی که امتحان نکنیم، نمی‌توانیم بفهمیم چه چیزی برای ما بیش‌ازحد است. ما غریزه‌ای برای فرار از خطر داریم که به ما در بقا کمک می‌کند. اما فرار بیش‌ازحد ما را آن‌قدر ترسو می‌کند که نتوانیم واقعاً زندگی کنیم. ما باید هر از چند گاهی خود را از منطقهٔ آسایش خود فراتر ببریم.» #شنیده‌ها از #کتاب زندگی در سه بُعد: چگونه کنجکاوی، جست‌وجوگری و تجربه زندگی کامل‌تر و بهتری را رقم می‌زنند نوشته‌ی شیگه‌هیرو اویشی ترجمه‌ی امیر جلیل‌زاده نشر مهرگان خرد @siminkazemisaid

یه وقتایی موقع خوندن کتاب یهو توی ذهنت لامپ روشن می‌شه و علت یه موضوع دیگه توی زندگی شخصیت رو متوجه می‌شی. حتی یه موضوع به‌ظاهر بی‌ربط! منم همیشه تلاش کردم همینی باشم که این بریده‌ی کتاب می‌گه. اما این که توی کتابه علت این رفتارش جابجاشدنِ هرساله‌ی خانواده و رفتن به یه مدرسه‌ی جدید بوده. ما مدام جابجا نمی‌شدیم. من این کار رو می‌کردم چون هر جا می‌رفتم، هر معلمی برامون میومد، اول از همه و بیشتر از همه توجه‌اش به من جلب می‌شد: دخترکی با چشم‌های سبز و پوست سفید. توی خانواده به‌خاطر همچین موضوعی توجه خاصی بهم نمی‌شد، توی محیط خانواده و فامیل طبیعی بودم، ولی توی مدرسه «مثل همه» نبودم، «خاص» بودم! توجه مثبت بود اما روی من تاثیر منفی می‌ذاشت چون ظاهر چیزی نیست که من براش تلاشی کرده باشم پس لازم نیست به‌خاطرش این‌همه بهم توجه بشه و فکر کنن با بقیه فرق دارم! پس باید بیشتر از همه تلاش کنم، نمره‌هام بیست بشه، تا واقعاً به‌خاطر چیزی که خودم به دستش آوردم بهم توجه بشه! خانواده اصراری نداشتن نمراتم ۲۰ باشه، می‌خواستن درس بخونم و درسم خوب باشه اما یادم نمیاد ازم پرسیده باشن چرا ۲۰ نشدی و کی ۲۰ شد. حالا فهمیدم چرا با وجود این نوع رفتار خانواده، از وقتی به دلایل شخصی نمراتم افت کرد و معدلم شد ۱۷-۱۸ ان‌قدر حس می‌کردم شکست بزرگی خوردم! خودم داشتم ناخودآگاه به خودم سرکوفت می‌زدم، نه بقیه. :) @siminkazemisaid

#کتاب زندگی در سه بُعد: چگونه کنجکاوی، جست‌وجوگری و تجربه زندگی کامل‌تر و بهتری را رقم می‌زنند نوشته‌ی شیگه‌هیرو اویشی ترجمه‌
#کتاب زندگی در سه بُعد: چگونه کنجکاوی، جست‌وجوگری و تجربه زندگی کامل‌تر و بهتری را رقم می‌زنند نوشته‌ی شیگه‌هیرو اویشی ترجمه‌ی امیر جلیل‌زاده نشر مهرگان خرد

خب خدااا رووو شکرررر یه سوال جدید هم به سوالامون اضافه شد: موقع قطعی برق چه کار کنیم که اون دو ساعت کوفتی بگذره؟ اولین فکری که با شروع قطعی برنامه‌ریزی‌شده‌ی برق به ذهنم می‌رسه هم اینه: چرا صداسیما و اون همه استودیوهای وسییییعش رو تعطیل نمی‌کنن که کمبودی برق جبران بشه و مردم به زجر نیفتن؟ + تازه برقمون وصل شده و صورتم عین بخاری داره از خودش اشعه‌های حرارتی منتشر می‌کنه. 🫠