سیمین کاظمی
Open in Telegram
مترجم و ویراستار زبانهای خارجی هستم، عاشق یادگیری، دنبال پیداکردنِ ظرایف و جزئیات! اینجا از کتابهایی که خوندم مینویسم و از فیلمها و سریالهایی که دیدم و از زندگی! #TED_Translator
Show more226
Subscribers
+124 hours
+37 days
+1330 days
Posts Archive
225
+1
شروع کردم به خوندن #کتاب روزنگار رواقیگری: ۳۶۶ مکاشفه در باب خرد، استقامت، و هنر زیستن
نوشتهی رایان هالیدی
ترجمهی علیرضا خزاعی
نشر میلکان
از اون کتاباست که نهایتاً هر روز یک صفحه باید بخونی و بذاری گوشهی ذهنت خیس بخوره!
درس امروز دربارهی این بود که ببین کدوم بخش از روزت رو میتونی کنترل کنی. و به اتفاقات خارج از کنترلت کاری نداشته باش، برای تغییر چیزی که نمیتونی تغییرش بدی نجنگ!
دنبال #والپیپر میگشتم که امروز بذارم بکگراند گوشیم مدام بهم یادآوری بشه و عکس این پست رو پیدا کردم و یاد آهنگی افتادم که قبلاً شنیده بودم. نوشتهی این دو عکس هم به همون آهنگ اشاره داره. توی لینک زیر میتونین بشنویدش و متن انگلیسی رو همراه با ترجمهی فارسی ببینین. ترجمهها کار من نیست.
https://www.aparat.com/v/d5229o6
#موسیقی
@siminkazemisaid
225
#کتاب زندگی در پیش رو
نوشتهی رومن گاری
ترجمهی لیلی گلستان
نشر ثالث
داستان دربارهی پسربچهای ۱۰-۱۵ساله به اسم محمده که خودش هم داره روایتش میکنه. به گفتهی خود محمد، وقتی ۳ساله بوده گذاشتنش پیش رزاخانم یهودی تا ازش مراقبت کنه چون مادر محمد «هرزه» بوده و خود محمد «هرزهزاده» بوده و چون مادرش از این کار زندگیش رو میچرخونده، نمیتونسته محمد رو پیش خودش نگه داره. آخه اگه مددکارای اجتماعی میومدن سراغ مادرش اون رو از مادرش میگرفتن. محمد هم نمیدونه پدر و مادرش کی هستن فقط میدونه وجود دارن چون هر ماه برای رزاخانم پول میفرستن برای نگهداری از محمد.
حالا رزاخانم پیر شده و محمد داره روایت میکنه که زندگیش با این رزاخانم داره چطور میگذره.
چون محیط زندگیش محیط زندگی «هرزه»هاست و همخونههاش همه هرزهزاده هستن، نوع حرفزدن محمد هم پر از فحش و کلمات رکیکه.
خود داستان چیز خاصی نداشت. در واقع، من دنبال این بودم که ببینم زندگی در پیش روی محمد بعد از مرگ رزاخانم چیه اما چیز زیادی نگفت. تنها خوبی داستان ریتم تندش بود و جزئیات بیاهمیت و تکرار مکرراتش که باعث میشد توی روزهای جنگی فروردین یه وقتبگذرونِ صرف باشه.
من نخریدمش و از همون اعتبار رایگان طاقچه بینهایت ۳روزه خوندمش.
ترجمه خوب بود. خود کتاب چیز خاصی نداشت. من قبلاً «مردی با کبوتر» رو هم از رومن گاری با ترجمهی لیلی گلستان خونده بودم و اونم داستان چیز خاصی نداشت و خورد تو ذوقم. فکر کنم کلاً دیگه سراغ این نویسنده نرم بهتره.
کسی «خداحافظ گری کوپر» رو خونده؟ اونم داستانش چیز خاصی نداره؟
خلاصه که
نمیارزه به خوندن. من هم ادامه دادم چون هر چی گشتم کتابی که میخواستم رو توی طاقچه بینهایت پیدا نکردم و دیدم داره مدتزمان اشتراک رایگان عیدی طاقچه میره و این جوری نمیرسم هیچ کتابی بخونم.
@siminkazemisaid
225
#کتاب پیش از آنکه قهوهات سرد شود
نوشتهی توشیکازو کاواگوچی
ترجمهی روشنک ضرابی
نشر مون
توی کتاب «حرکت در مه: چگونه مثل یک نویسنده فکر کنیم» محمدحسن شهسواری میگه موقع نوشتن داستان، احساساتِ شخصیتها رو نگو، نشون بده. مثلاً نگو «فومیکو احساس تردید کرد» رفتارش و جملاتش رو طوری بچین که مخاطب ببینه فومیکو مردد شده.
توی کتاب Building Your Brandstory هم دونالد میلر میگه همهچی رو نباید تعریف کنی! یه چیزایی بدیهیاند، یه چیزایی هم لازمه خود مخاطب توی ذهنش بچینه.
و این کتاب هیچکدوم از این دو نکته رو رعایت نمیکنه. همهچی رو میگه! چندین بار میگه! انقدر میگه که اعصابت رو خرد میکنه که چقدر تکرار میکنی خنگ که نیستم، فهمیدم!
موضوع کلی تکراریه و سفر به گذشته است اما در این که چطور به گذشته بریم و چطور برگردیم و... تغییرات جالبی داده.
چون چند جلد داره گفتم شاید کتاب خوبی بوده و شروع کردم به خوندنش. ۳۳ درصد از حجمش (معادل ۶۶ صفحه) بهش فرصت دادم تا خودش رو بهم ثابت کنه و نتونست. ادامه ندادم.
ترجمه بد نبودا. کار نویسنده بد بود.
خلاصه که
پیشنهاد نمیکنم. ایده خوبه ولی قلم نویسنده نه.
@siminkazemisaid
225
برنامهریزی کرده بودم که در مسیر #یادگیری_زبان اسپانیایی، از ۲۰ تیر تا ۲۳ مرداد هر هفته حداقل ۵ تا تمرین کتاب El Cronómetro رو انجام بدم، روزی یک تمرین.
تمام هفتهها تازه جمعه به ۵ تا تمرین میرسوندم، بهجز این هفته که چهارشنبه ۵ تا تمرین تموم شد و تازه ۲۱ مرداده.
خیلی هم زود گذشت!
همین میشه #عادتسازی بهعلاوهی فرصت جبران عقبافتادن از برنامه بهعلاوهی فرصت استراحتکردن که فرنازمون انقدر روش تاکید داره.
عادتکردن به کتابخوانی هم همینه. قرار نیست هر روز باشه یا هر بار حجم زیادی از کتاب باشه. روزی یک صفحه؟ هفتهای ۱۰ صفحه؟ مهم اینه که وقتی یکیدوسه روز نتونستی، دوباره برگردی شروع کنی.
@siminkazemisaid
225
داشتم دربارهی الگوریتم لینکدین جستوجو میکردم و متوجه شدم چرا انقدر لینکدین انگلیسی رو دوست دارم اما از لینکدین فارسی بدم میاد!
فقط یه نکتهی کلیدی میگم و باقیش رو خواستین توی لینک زیر بخونین.
لینکدینْ اینستاگرام نیست که تعداد لایک و وایرالشدن پست براش مهم باشه. همون طور که یکی از پستهای لینک زیر گفته، لینکدین بیشتر شبیه یه topic graph یعنی نمودار موضوعیه. مربوطبودن محتوا به تخصصی که خودت رو باهاش معرفی کردی براش مهمه و این که چند نفر ارزشمند دیدنش که ذخیرهاش کنن یا برای بقیه توی دایرکت بفرستن.
https://www.linkedin.com/top-content/marketing/linkedin-marketing-guide/linkedin-algorithm-best-practices/
#کسبوکار
@siminkazemisaid
225
ریشهی اختلافات فلسطین و اسرائیل؟
کشوری بود به اسم فلسطین. در این کشور، مسلمانان و یهودیان و مسیحیان در کنار هم زندگی میکردن. یه روز، یهودیا اومدن گفتن اِ اینجا که کشور همهی ما نیست، اینجا کشور ما یهودیا بوده و شما مسلمونا اومدین از چنگمون درآوردین، حالا باید از اینجا برید! تازه! کشورای همسایه هم مال اونا نیست و مال ما یهودیا بوده و اونا ازمون دزدیدن! مثلاً لبنان که کشور یهودیا و مسلمونا و مسیحیا نیست! کشور ما یهودیاست، یه بخشی از اسرائیل بزرگه، که اونا ازشون دزدیدن! پس باید بریم یا بهزور بیرونشون کنیم یا بکُشیمشون و کشورمون رو از اونا پس بگیریم!
و تا جایی پیش رفتن که الان خیلی از یهودیان دنیا میگن اینا از ما نیستن، اینا یهودی نیستن، اینا صهیونیستن!
من مطالعهای در زمینهی فلسطین نداشتم. علاقهای هم به این موضوع ندارم. ولی تا جایی که من خبر دارم، ریشه همینه!
عکس از #کتاب تغییرآفرین
نوشتهی جونا برگر
ترجمهی امیر بیرانوند
نشر نوین
@siminkazemisaid
225
#کتاب تغییرآفرین: چگونه نظر دیگران را تغییر دهیم
نوشتهی جونا برگر
ترجمهی امیر بیرانوند
نشر نوین
منظور از تغییرآفرین کساییه که مثل کاتالیزور در آزمایشهای شیمیایی عمل میکنه و پیوندهای شیمیایی بهظاهر ناشکستنی رو میشکنه یا پیوندهایی رو که برای شکستنشون زمان زیادی لازمه، سرعت میده. اسم اصلی کتاب هم کاتالیزور (catalyst) هست اما نشر نوین تصمیم گرفته به «تغییرآفرین» ترجمه کنه.
حدود ۶ درصد از حجم کتاب (توی طاقچه خوندمش) مقدمه بود ولی نویسنده بهراحتی میتونست این حجم رو نصف کنه! صد دفعه گفته بود چی میخوام بگم و چرا به دردتون میخوره، خب بگو دیگه🤦🏻♀️. اصلاً کلاً کتابش همینه. تکرار مکررات زیاده داره با این که حجمش هم کمه. اما محتوای خوبی داره.
خطاهای غیرعادی برای نشر نوین هم داره در حالی که ویراستارش برای عبارتهای ناآشنای متن برای مخاطب فارسی، پانویسهای خوبی زده.
ولی عجیبه! کتاب چاپ ۱۴۰۱ هست ولی برای واژههای جاافتادهای مثل لینک هم پانویس زده و معادل انگلیسیشون رو نوشته.🤔
یه موضوعی که توی کتابای ترجمهی چند سال اخیر خیلی زیاد شده، مثال از دگرباشان جنسیتی و همجنسگرایانه. اینهمه پرداختن به این موضوع رو دوست ندارم. چند سال پیش هم نوشتن از برابری جنسیتی خیلی زیاد شده بود و هر کتابی باز میکردی داشتن از مظلومیت زنان و لزوم قدرتبخشی بهشون میگفتن اما این موضوع صرفاً ابزار شده بود! انگار باید توی کتابت دربارهی این موضوع میگفتی تا مخاطب بخره! بگذریم که نظرم دربارهی خود موضوع همجنسگرایی چیه.
بخش «سخن آخر» رو هم خوشم نیمد. داره برای اسرائیلیا سفیدشویی میکنه! میگه که اسرائیلیا آدمای بدی نیستن و کشور فلسطینیها رو غصب نکردن و دشمن و قاتل هم نیستن! به توافقی که بین یاسر عرفات و اسرائیل بسته شده تا اسرائیل به نوار غزه و کرانهی باختری دیگه حمله نکنه هم اشاره میکنه که ببینین صلح هم میشه باهاشون کرد! 😒 من فعال حامی فلسطین نیستم، مطالعات فلسطین هم دوست ندارم اما حتی اگه قبل از جنگ ۱۲روزه هم این قسمت رو خونده بودم، میگفتم برو خودت رو سیاه کن! کدوم صلح اسرائیل و فلسطین؟! اسرائیلیا حتی مرز مشخص نکردن واسه مثلاً کشورشون! یه بریده هم ازش کنار گذاشتم که پست بعدی میفرستم.
خلاصه که
کتاب جالبی بود، نکات خوب هم داشت اما در حد ۵۰ درصد. اضافات زیاد داشت. پس اگه خلاصهاش رو جایی دیدین بخونین اما خودش ارزشش رو نداره، مگر این که تند تند بخونین.
@siminkazemisaid
225
#کتاب تغییرآفرین: چگونه نظر دیگران را تغییر دهیم
نوشتهی جونا برگر
ترجمهی امیر بیرانوند
نشر نوین
توضیحات در پست بعد
@siminkazemisaid
225
#کتاب نامه به پدر
نوشتهی فرانتس کافکا
ترجمهی فرامرز بهزاد
انتشارات خوارزمی
دیدین که روانشناسا میگن اگه با والدینت مشکل داری ولی نمیتونی رودررو بیان کنی براشون نامه بنویس؟ این کتاب دقیقاً همینه. کافکا یه بخشی از مشکلاتش با پدرش رو در قالب نامه و خطاب به پدر نوشته. آخرش هم خودش رو جای پدر گذاشته و گفته میدونم این رو بخونی فلان جواب رو میدی.
کتاب یه مؤخره هم داره که هاینتس پولیتسر اومده این نامه رو تحلیل کرده. از همین بخش متوجه میشیم که کافکای سیوششساله جرئت نداشته این نامه رو برای پدر خشمگین و مستبد و تحقیرگرش بخونه یا حتی پست کنه که مستقیم برسه دست پدر. داده به مادرش که مادر برای پدر بخونه اما مادر هم یهدور خودش نامه رو خونده و گفته به نظرش خوب نیست پدر خبردار بشه. پس احتمالاً این حرفهای کافکا رو پدرش هیچوقت نخونده و نشنیده. اما نوشتنشون چقدر به خود کافکا کمک کرده؟ نمیدونیم.
ترجمه هم خیلی خوبه و به سبک کمی پرطمطراق کافکاست. فقط اشتباه تایپی زیاد داره که با یه دور ویرایش صوری حله.
خلاصه که
اگه آثار کافکا رو دوست دارین و دلتون میخواد کمی از شخصیت و زندگی این نویسنده بدونین، حتماً بخونیدش. اگه، نخونیدش هم چیزی رو از دست ندادین.
@siminkazemisaid
225
#کتاب نامه به پدر
نوشتهی فرانتس کافکا
ترجمهی فرامرز بهزاد
انتشارات خوارزمی
توضیحات در پست بعد
@siminkazemisaid
225
اگه دنبال آدرنالین خالص هستین، #فیلم Gran Turismo رو ببینین!
دو ساعت میخکوبتون میکنه!
بر اساس داستان واقعیه: پسری که بازی اتومبیلرانی Gran Turismo رو بازی میکرده، حالا میخواد یه رانندهی مسابقات اتومبیلرانی واقعی توی پیستهای واقعی بشه!
@siminkazemisaid
225
مثل همون که صفرِ آدما با هم فرق داره.
#کتاب نامه به پدر
نوشتهی فرانتس کافکا
ترجمهی فرامرز بهزاد
انتشارات خوارزمی
@siminkazemisaid
225
#کتاب یک مرد معمولی
نوشتهی ایو سیمون
ترجمهی حمیده لطفینیا و رومینا طاهری
نشر هرمس
کتاب رو میشه در ژانر زندگینامه گذاشت چون نویسنده داره خاطراتش با پدرش رو برامون میگه که پنجاه سال پیش، در اثر سرطان حنجره از دنیا رفته. انگار پدرش روبهروش نشسته و نویسنده داره بهش میگه کجاها دوستت داشتم و کجاها ازت بدم اومد و... و ما هم پشت سر نویسنده ساکت و آروم نشستیم و گوش میدیم. حتی از لحظهی ازدنیارفتنِ پدر هم میگه. ولی بیشتر مدت خوندن کتاب این شکلی بودم 🥹.
اسم کتاب هم اشاره به پدرش داره.
نویسنده توی مقدمهای که برای ترجمهی فارسی کتابش نوشته از همسرش میگه، از زنی اهل جنوب ایران، از آمنه 🥹. میگه کنار رودی در جنوب ایران بزرگ شده و من یه دختر عرب خوزستانی توی ذهنم میاد با اون شالهای مشکی پُرچینِ جنوبی. ولی رفتم جستوجو کردم و متوجه شدم آمنه مویدیِ نقاش، بوشهریه. 😄
حتی خونهی پدری نویسنده هم در خیابانی در فرانسه بوده به اسم «شاهِ ایران» چون اون منطقه پر از چشمههای آب گرم بوده و شاهان قاجار تشریف میبردن اونجا آبتنی. از این قسمت حرصم گرفت 🫤.
ترجمه هم خیلی خوب بود و وسط ریتم تند کتاب، دستانداز ننداخته بود. البته اون بخشهای فرهنگ فرانسوی رو که برای فرهنگ ایران پذیرفتنی نیست هم بهخوبی حفظ کرده بود.
خلاصه که
بهشدت پیشنهاد میشود!
@siminkazemisaid
225
من هرازگاهی ولعِ تمومکردن میگیرم! اگه بتونم پروندههای باز رو ببندم که چه بهتر اما اگه مثل الان نتونم، میرم یه پروندهی کوچیک جدید باز میکنم که بتونم یهروزه ببندمش و آرامش بگیرم! کتابایی که توی دستهبندی #وقت_ندارم میذارم به درد این جور وقتا هم میخورن. کتاب این پست هم از همون کتابهاست چون فقط ۵۰ صفحه است و طاقچه هم داره به قیمت ۴۴ هزار تومان میفروشتش. البته من از برگهای رویش تخفیف ۵۰درصدی گرفتم و خریدمش 😁.
#کتاب یک مرد معمولی
نوشتهی ایو سیمون
ترجمهی حمیده لطفینیا و رومینا طاهری
نشر هرمس
توضیحات در پست بعدی.
@siminkazemisaid
225
حتماً شنیدین که توی شرکتای باحال میگن «ما مثل یه خانوادهایم».
یعنی رئیس اون شرکت بهشون اقامت رایگان میده، بدون این که براش کار خاصی انجام بدن؟ مثل باباها؟
یا یعنی ناهار شامشون همیشه آماده است بدون این که ازشون انتطار تحویل پروژه یا همکاری داشته باشن؟ مثل مامانا؟
اون اوایل که این جملهی «ما مثل یه خانوادهایم» باب شد، هدف خوبی داشت، ولی کمکم نشون داد که آسیبهاش خیلی بیشتر از اونیه که فکرش رو بکنیم!
این ویدئویTED رو ببینین تا متوجه بشین چرا بهتره بگیم «ما مثل یه تیم ورزشی هستیم».
هدف ویدئو بیشتر کارمندهاست اما مدیرا هم خوبه ببینن.
زیرنویس فارسی هم داره اما کار من نیست. ویدئو در سایت #TED هم هست پس نیازی به فیلترشکن نداره.
نکتهی حاشیهای: سخنران یه مامانِ بارداره.☺️ و من استرس کفشای پاشنهمیخیاش رو داشتم 😬.
@siminkazemisaid
225
#کتاب قدرت شروع ناقص: جستارهایی دربارهی بهتر انجامدادن کارها
نوشتهی جیمز کلییر
ترجمهی سیدایوب کوکبی و فرزانه حاجخلیلی
نشر میلکان
این کتاب هم مثل کتاب «ذهنیت برنده» به زبان انگلیسی وجود نداره و ترجمهی یک سری از مقالات سایت جیمز کلیر بوده که میلکان به انتخاب خودش ترجمه و منتشر کرده.
اسمش هم خوب محتواش رو نشون نمیده. همهاش دربارهی این که چطور شروع کنیم نیست. موضوع واحد بین همهی مقالهها بهرهوریه: چطور خوب شروع کنیم، چطور خوب ادامه بدیم و حتی چطور خوب متوقف بشیم.
ریتم خیلی تندی داره و هم هر مقاله کوچیکه هم عنوانبندیهای هر بخش کوچکترش کرده. پس جون میده برای کسایی که میگن #وقت_ندارم کتاب بخونم.
ترجمه هم خیلی خوبه! اصلاً متوجه نمیشی ترجمه است و دستاندازی نداره.
خلاصه که
پیشنهاد میشود!
#عادتسازی
#برنامهریزی
#خودیاری
@siminkazemisaid
225
چند روزه روش مناسب خودم برای برنامهریزی و انجامدادن بیشتر و بهتر کارها رو پیدا کردم.
یه دلیلش پاککردن روزانهی «بله» است که از تجربیات قبلیم درس گرفتم
و یه دلیلش هم پدیدهی اثر فرنازه 😁
فرناز بهم گفت دورههای عملگراییاش رو نرَم چون لازمم نیست ولی چند تا نکتهی کلیدی بهم گفت. در ادامه هم حواسم رو جمع کردم ببینم از پستای کانالش چی میتونم برای خودم بردارم، بر اساس همون نکات.
حالا روشم:
هر روز صبح توی دفترم مینویسم «چه کارایی میتونم انجام بدم»
بایدی در انجام همه یا حتی بیشترشون نیست، جزئیات هم زیاد نمینویسم. تنها هدفم این بوده که حالا که «بله» رو حذف کردم، وقتی فلان کار رو انجام دادم تموم، بعدش وقتم صرفِ فکرکردن به این که چه کارهایی مونده و الان کدوم رو بهتر میتونم انجام بدم و... نشه. حوصلهام هم سر نره که بهجای «بله» برم سراغ یه چیز وقتپرکن دیگه.
این کار انجام شد، روش خط میکشم، چی دیگه مونده؟
حتی اولویتبندیام هم سفتوسخت نیست. یکیدو تا باید دارم که اول همه انجام میشن.
محض ایدهگرفتن براتون نوشتم، وگرنه ممکنه این روش برای شما جواب نده، مثل خیلی از روشهای دیگه که برای من جواب نداده 🤷🏻♀️.
پ.ن. بله رو روی یه گوشی قدیمی نصب نگه داشتم. ترسیدم اطلاعاتم بپره! هرازگاهی با همون گوشی هم میام صرفاً ببینم خبر مهمی نشده باشه ولی چون تایپ با اون گوشی سخته، موندگار نمیشم 😁.
@siminkazemisaid
225
بدین گونه، درس خواندیم
به گونهای دیگر، انگیزهنامه نوشتیم
و بدین ترتیب واجد شرایط ثبتنام در دورهی تربیت مشاور کسبوکارِ «ورا بیزنسهاب» شدیم. 🥳🥳🥳
خدا رو شکر، سپرده بودم به خدا و خودش صلاح دید که در این مسیر ادامه بدم.
فرنازجانِ مجیدی، ممنونم.
@siminkazemisaid
