سیمین کاظمی
Open in Telegram
مترجم و ویراستار زبانهای خارجی هستم، عاشق یادگیری، دنبال پیداکردنِ ظرایف و جزئیات! اینجا از کتابهایی که خوندم مینویسم و از فیلمها و سریالهایی که دیدم و از زندگی! #TED_Translator
Show more234
Subscribers
+124 hours
+37 days
+1230 days
Posts Archive
234
۱۰ـ۱۲ سال پیش یه مصاحبهی کاری رفته بودم و ازم پرسید نقطهضعفت چیه.
اون روز طبیعتاً دربارهی کار پاسخ دادم ولی به نقطهضعفهای شخصیتیام هم کلاً خیلی فکر میکنم.
یه زمانی اولِ این فهرست بود: زود جوش میارم و عصبانی میشم.
چند سال تلاش کردم و چند تا کتاب خوندم و با رنج و مشقت فراوان حل شد. 😄
الان چند ماهه اولِ فهرست شده: مدام میخوام به همه کمک کنم.
نقطهضعفه چون یه جاهایی واکنشهای خوبی نمیگیرم و انگار دخالت کردم و یه جاهایی هم به قیمت کمگذاشتن برای زندگی شخصیم تموم میشه.
برای حلش، خودم رو خیلی جاها کمرنگ یا حتی حذف میکنم که نتونم ببینم اِ الان میتونم کمک کنما!
گاهی جواب داده اما بازم مطمئن نیستم روش درستی باشه.
شما راهکاری دارین یا کتاب خوبی میشناسین که بتونه کمکم کنه؟
لطفاً توی کامنتا بهم بگین.
@siminkazemisaid
234
محتوایی که باید امروز میدیدم، درست همین امروز:
https://lnkd.in/p/d2R9VgjT
در اهمیت شبکهسازیه.
@siminkazemisaid
234
یکی از جملههای این کتاب که چند وقته داره توی گوشم زنگ میزنه همینه:
مضطربها بیشتر دنبال کمک به دیگراناند.
#کتاب نخست هیولا را زیبا میکنیم
نوشتهی سارا ویلسن
ترجمهی الهام صیفیکار
نشر میلکان
@siminkazemisaid
234
من چالشای بهخوان رو شرکت میکنم که ثبت کنم هر روز حداقل فلان تعداد صفحه کتاب خوندم.
بعد گفتم یه روز بیفتم از این حداقل جلو که نصفشب قبل خواب ثبتش کنم توی روز یادم رفت ثبت کنم امتیازم کم نشه.
حالا هم جلو افتادم هم امتیازم کم میشه😒
چون انقدر این کار روتین شده که مغزم تصویرسازی میکنه ثبت کردم ولی در واقع ثبت نکردم 😒.
@siminkazemisaid
234
انقدر درس امروز از «روزنگار رواقیگری» خوب بود که دلم نیمد عکس کل صفحه رو نذارم!
اون «پریان» که گفته، به نظرم در دنیای امروزی میشه بلاگرهای سبک زندگی!
#کتاب روزنگار رواقیگری: ۳۶۶ مکاشفه در باب خرد، استقامت، و هنر زیستن
نوشتهی رایان هالیدی
ترجمهی علیرضا خزاعی
میلکان
@siminkazemisaid
234
این پست رو یادتونه؟
این ماه از برنامه عقب افتادم.
سرم شلوغ شد اما تنها دلیلش این نبود. احساس کردم روش یادگیریم چیزی بهم اضافه نمیکنه.
من بزرگترین مشکلم فعلاً گرامره و این که writing بنویسم و بدم هومَص برام تصحیح کنه و خطاهام رو توضیح بده باعث نمیشد توی writing بعدی خیلی پیشرفت کنم. همین که پیشرفتی نمیدیدم شده بود مانع ذهنی برای شروع دوباره.
از این هفته رفتم سراغ هومص و گفتم بهم گرامر اسپانیایی رو یاد بده. هومص هم همون روشی رو پی گرفت که برای یادگیری گرامر انگلیسی برام خیلی بهتر بود: ترجمه. اول بهم یه درس کوچولو میده بعد جملهی انگلیسی میده به اسپانیایی ترجمه کنم. تمرینای اسپانیایی به اسپانیاییام هم البته دو روزه شروع شده.
و الان که حس میکنم دارم واقعاً یاد میگیرم، انگیزهام برای رفتن سراغ اسپانیایی هم بیشتر شده. 🥰
#یادگیری_زبان
@siminkazemisaid
234
#کتاب از پشت میز عدلیه: خاطرات طنزِ یک قاضی دادگستری
نوشتهی امین تویسرکانی
نشر چشمه
کتاب کمحجمی بود و پر از خاطرات نیم تا دو صفحهای از یک قاضی. بعضی خاطرات طنز بودن در حد یه تکخنده، بعضیا فقط لبخند روی لب میوردن، بعضیا چشمات رو از تعجب گرد میکردن، بعضیا هم کسلکننده بودن و با خودت میگفتی آخه این کجاش طنزه؟ چرا انقدر اطناب دادی تا زورکی طنزش کنی؟
اما قلم فارسینویس خوبی داشت که معمولاً از قضات انتظار نمیره! حتی در این حد طنز هم از قضات انتظار نمیره!😁
خلاصه که
جالب و متفاوت بود. در این حد که یک بار از زاویهدید یک قاضی به ماجراهای دادگاه نگاه کنیم میارزید اما شاهکار نبود که بگم حتماً بخریدش.
@siminkazemisaid
234
یکی از #حالخوبکن های زندگیم هم اینه که بهم میگن بهشون کتاب معرفی کنم 🥰
چون برای من یعنی ۱. من کتابخونم و ۲. سلیقهام رو قبول دارن.
@siminkazemisaid
234
#کتاب قصهٔ آشنا
نوشتهی احمد محمود
انتشارات معین
احمد محمود از استادان داستاننویسی ایرانه و بهحق استاده! انقدر قشنگ توی یه داستان کوتاه چندصفحهای تعلیق و اوج و فرود شخصیتها رو خلق کرده که روحت تازه میشه!
این کتاب ۶ تا از داستانهای کوتاهشه که همه دربارهی فقر و غموغصهی مردم عادی هستن و بیشترشون هم به لهجهی جنوبی. چندتا از داستانها هم دربارهی زمان جنگه که دل آدم رو تکهتکه میکنن انقدر باجرئیات و دقیق یک تکه از غم اون روزها رو تصویر کردن! حتی وقتی داستان جنگ نیست هم طوری شخصیتسازی و صحنهپردازی کرده که دلت برای مظلومیت شخصیت داستان ریش میشه.
تنها مشکل من این بود که معنای بعضی واژهها و اصطلاحات رو متوجه نمیشدم. البته اکثر واژهها و اصطلاحات محلی پانویس خورده بودن و معناشون اومده بود. فکر کنم اونایی که من متوجه نشدم محلی نبودن و صرفاً قدیمی بودن که من بلد نبودم. جستوجو هم نتونستم بکنم چون در شرایط جنگی فروردین خوندمش.
خلاصه که
من خیلی لذت بردم و پیشنهادش میکنم. از کتابهای خوب برای « #وقت_ندارم کتاب بخونم» هم هست.
@siminkazemisaid
234
یاد اون اوایلِ ولع استفاده از اینترنت افتادم.
من نوجوون بودم و نسل قبل من برای هر چیزی به «اینترنت» اعتماد میکردن، به فلان سایت هم نه ها، به «اینترنت».
مثلاً اینترنت گفته فلان قرص خطر مرگ داره و بهمان داروی گیاهی رو بهجاش بخورین.
و من هی میزدم توی سر خودم که اون سایت معتبر نیست!
234
Repost from ترجمان علوم انسانى
🎯 موجی جدید میان برخی نوجوانان: هوش مصنوعی مزخرف است
♦️ وایرد، اِلانا کلاین — اگر تقلب در تکالیف و گفتوگو با چتباتها را کنار بگذاریم، بسیاری از نوجوانان چندان نگاه مثبتی به هوش مصنوعی ندارند. از نظر آنها، هوش مصنوعی اساساً چیز مزخرفی است. بسیاری آن را «نفرتانگیز» و «ترسناک» توصیف میکنند و معتقدند هوش مصنوعی نهتنها آنها را کمکم احمق میکند، بلکه فرصتهای شغلی آیندهشان را نیز به خطر میاندازد.
♦️در چهار سال اخیر که چتباتها به جریان اصلی راه پیدا کردهاند و تبلیغات مربوط به آنها با سرعت زیادی گسترش یافته است، جوانترها بیش از گذشته به این هیاهوی پیرامون هوش مصنوعی مشکوک هستند. بسیاری از آنها هنوز برای انجام تکالیف مدرسه یا حتی رفع تنهایی از این فناوری استفاده میکنند؛ اما دادههای شرکت تحقیقات بازار وایپلاس نشان میدهد که ۳۷ درصد از نوجوانان ۱۳ تا ۱۷ساله، با دیدن محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی احساس دلزدگی میکنند. همچنین، بیش از نیمی از آنها نگران اطلاعات نادرستی هستند که ممکن است با کمک هوش مصنوعی منتشر شود.
♦️نظرسنجیهایی که دربارۀ نگرش نسل جوان به هوش مصنوعی انجام شدهاند تصویری متناقض ارائه میکنند. از یک سو، میزان استفاده از این فناوری بالاست و بیشتر نوجوانان آمریکایی میگویند از چتباتها استفاده میکنند؛ اما از سوی دیگر، اشتیاق آنها نسبت به هوش مصنوعی چندان یکدست نیست. بر اساس گزارش تازۀ مرکز پژوهشی پیو، بسیاری از نوجوانان معتقدند هوش مصنوعی میتواند در زندگی شخصی برایشان مفید باشد، اما بیش از یکچهارم آنها نگراناند که این فناوری در دو دهۀ آینده اثر منفی بر جامعه بگذارد. از نگاه آنها، حذف مشاغل، تضعیف تفکر انتقادی و تشدید آسیبهای زیستمحیطی مهمترین تهدیدهای هوش مصنوعیاند.
♦️جوانان بهطور معمول از فناوریهای نوظهور با آغوش باز استقبال میکنند، اما مِلانی گرین، استاد ارتباطات دانشگاه بوفالو، معتقد است که ماجرای هوش مصنوعی تفاوت دارد. اینبار، موج نگرانیهای اخلاقی نه از نسلهای قدیمیتر، بلکه از خودِ نوجوانان سرچشمه میگیرد؛ گرین میگوید این نسل بهخوبی میداند که فارغ از هرگونه تحول یا آشفتگی که رخ دهد، در نهایت خودشان باید بهای اصلی آن را بپردازند.
🔗 وایرد | ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶ | Some Kids Will Never Think AI Is Cool
🔗 اِلانا کلاین؛ خبرنگار مجلۀ وایرد.
@tarjomaanweb
234
ارتباط اضطراب با نشخوار فکری رو چه قشنگ گفته.
اون فرنی هم قبلتر گفته بود یکی میگفت اضطراب باعث میشه حس کنم دارم روی فرنی میدوم، زیر پام جامده اما تا وقتی دارم میدوم جامده و غرق نمیشم، اگه بیاستم توی فرنی فرو میرم.
#خودیاری
#کتاب نخست هیولا را زیبا میکنیم
نوشتهی سارا ویلسن
ترجمهی الهام صیفیکار
نشر میلکان
@siminkazemisaid
234
#کتاب شاعران زمان جنگ؛ درسهایی از یک منطقهٔ جنگی: چگونه در دوران بحران رهبری تابآور باشیم
نوشتهی لوئی الرومانی
ترجمهی امیر تقوی
انتشارات راه پرداخت
من از قبل از این جنگ، شاید از جنگ ۱۲روزه و شاید حتی زودتر، دنبال کتابی میگشتم که بگه در شرایط جنگی چطور میشه زندگی کرد. میدونم کتابای ژانر دفاع مقدس زیاد داریم، اما هرچی به چشمم خورده شعاری بوده و خاطرهگویی. میخواستم یه کتابی باشه که فارغ از باورهای مذهبی و ملیگرایانه ۱۰۰درصد منطقی بگه چیکار میشه کرد. این کتاب تنها کتابی بوده که تا الان دیدم! اینم از پیشنهادات طاقچه دیدم اما دیدم قیمتش بیمنطق گرونه! گفتم بعد جنگ که نت درست شد انگلیسیش رو دانلود میکنم یا صبر میکنم انتشارات دیگهای ترجمهاش کنه و با قیمت معقولتری بفروشه.
روز یازدهم این جنگ توی بخش «جریان» اپ بله دیدم که انتشاراتش بهخاطر جنگ این کتاب رو برای دانلود رایگان گذاشته!
از همون روز شروع کردم به خوندن و روز هجدهم جنگ تمومش کردم.
نویسندهی کتاب مدیر مالی و استراتژی بانک BBSF، یکی از بزرگترین بانکهای سوریه، بوده که در زمان جنگ وحشتناک سوریه و حملات داعش داشته بانک رو توی دمشق مدیریت میکرده! تجربهی مدیریت کسبوکار در جنگ از فاصلهی صفر! تازه تونسته برخلاف اکثر یا شایدم همهی بانکها بانکش رو سر پا نگه داره و حتی تعداد مشتریانش رو هم افزایش بده.
کتاب خیلی خوبی بود اما اصطلاحات و راهکارهای تماماً مدیریتی زیاد داشت. در واقع مخاطب هدفش مدیران کسبوکار هست و مخصوصاً مدیران مالی، اما برای من که کسبوکار تکنفرهام بهخاطر جنگ منحل شده هم خیلی انگیزهبخش بود و حتی بعضی راهکارهاش هم برای زندگی شخصیام کاربردی بودن. همین کتاب من رو هُل داد که کمی برنامهریزی کنم و دوباره زندگی رو شروع کنم. وقتی کسی در جنگ سوریه که همه به بدترین نوع جنگ در این سالها میشناسنش، تونسته در مجموع موفق بمونه، چرا من در جنگ ایران که خدا رو شکر در اون حد هم وحشتناک نیست، نتونم؟!
همین که آدم میدید یکی تونسته در جریان اون جنگ بیسابقه وحشتناک سوریه کسبوکارش رو حفظ کنه که سقوط نکنه و خودش هم دو بار خمپاره بخوره بیخ گوشش و زنده بمونه که هیچ! در همون بحبوبهی جنگ عاشق بشه، ازدواج کنه و حتی عروسی مفصل بگیره،
همینا امیدبخش بود.
لینک پست خودشون در کانالشون در «بله» رو میذارم ببینین لینک دانلودش براتون کار میکنه یا نه.
https://ble.ir/way2pay/-5399775321255049602/1773136006982
خلاصه که
اگه مدیر #کسبوکار هستین، حتی شده در حد یه مغازهی کوچیک، حتماً بخونیدش. اگه هم کسبوکار خاصی ندارین، خوندنش خالی از لطف نیست.
@siminkazemisaid
234
#کتاب شاعران زمان جنگ؛ درسهایی از یک منطقهٔ جنگی: چگونه در دوران بحران رهبری تابآور باشیم
نوشتهی لوئی الرومانی
ترجمهی امیر تقوی
انتشارات راه پرداخت
این کتاب زیر بمبارانهای فروردین خوندم. یادم رفته بود اینجا پستش رو بذارم. توضیحاتش رو میذارم پست بعد.
@siminkazemisaid
234
درس امروز «روزنگار رواقیگری»:
اتفاقات تحت کنترل ما نیستن،
ولی
نگاه ما به اون اتفاقات و تاثیری که ازشون میگیریم دست خودمونه.
این استیکری که زدم کنار قاب کارتپستال میلکان یادتونه؟
هیچ چیزی تحت کنترل نیست ولی میتونم با پذیرش این موضوع متوقف بشم یا ادامه بدم. و همین واکنشم بیشتر از خیلی از چیزهای دیگه تحت کنترل خودمه!
#کتاب روزنگار رواقیگری: ۳۶۶ مکاشفه در باب خرد، استقامت، و هنر زیستن
نوشتهی رایان هالیدی
ترجمهی علیرضا خزاعی
میلکان
@siminkazemisaid
234
+2
امروز قراره با «روزنگار رواقیگری» عادتهامون رو ببینیم.
اول توضیحات خود کتاب رو ببینین و بعد چند تا #والپیپر که براش پیدا کردم.
#کتاب روزنگار رواقیگری: ۳۶۶ مکاشفه در باب خرد، استقامت، و هنر زیستن
نوشتهی رایان هالیدی
ترجمهی علیرضا خزاعی
میلکان
@siminkazemisaid
234
#فیلم The Sheep Detectives
فوقالعاده بود! 😭😭😭
لایهی اول داستان دربارهی گوسفندهاییه که چوپانشون به قتل میرسه و چون چوپان قبلاً هر روز براشون رمان کارآگاهی میخونده، راه میفتن به پیداکردن قاتل
اما لایهی دوم داستان دربارهی روابط انسانیه، روابط انسانی که در یک گلهی گوسفند نشون داده شده.
پذیرفتن، طردکردن، تنهاموندن، متعلق به یک گروه بودن، نجاتدادن، دوستی، تعصب و...
بیشتر از این که به درد بچهها بخوره برای بزرگترا خوبه. صحنه هم نداره.
طنز هم داره.
خلاصه که
بهشدت پیشنهاد میکنم!
+ من عاشق اون winter lamb شدم 🥹. همون کوچولو سیاهسفیده است که توی این پوستر جلو ایستاده.
@siminkazemisaid
234
چند وقت پیش توی لینکدین یه پست میخوندم که طرف گفته بود متنی رو که خودش نوشته بوده، دوستاش اصرار داشتن کار هوش مصنوعیه. طرف هر چی میگفته من فقط دادم هومَص (هوش مصنوعی) یه ویرایش صوری زد که جایی غلط املایی نداشته باشم، دوستاش میگفتن نه، تابلوئه این قلمِ تو نیست، تو بودی فلان جور مینوشتی.
طرف میگفت دقت که کردم دیدم دوستام درست میگن. من انقدر برای کارم از هومَص استفاده کردم و با هومَص تولید محتوا کردم که نوشتههای شخصی خودم هم شده شبیه نوشتههای خشک و بیروحِ هومَص!
و من از بعد اون پست لینکدین، دارم به این فکر میکنم که این پستهایی که برای من تابلوئه کار هومَصه، کدومشون کار انسانِ هومَصشده است؟
مواظب خودمون باشیم.
#فکر_میکنیم
@siminkazemisaid
234
#کتاب آخرش میآن سراغم
نوشتهی سیامک گلشیری
نشر چشمه
خیلی دوستش داشتم! هیجانانگیز بود!
امروز عصری یهو دلم خواست یه رمان رو دست بگیرم که نهایت تا فردا تمومش کنم و این کتاب چنان برام جذاب شد که تا ۹ شب تمومش کردم! تندتند راه رفتم و خوندم! حتی توی قطعی برق هم نتونستم کنار بذارمش و با چراغقوهی گوشی خوندمش!
راوی داستان، کامران، یه پسر دبیرستانیه که چیزایی رو دیده که نباید میدیده و حالا چند تا از سردستههای اراذل و اوباش دنبالشن.
خلافسنگینِ کامران اینه که قایمکی از خانواده سیگار میکشه و حتی همین سیگارکشیدن هم درست بلد نیست. پایینشهری هم نیست که بگی با اراذل هممحلهای بوده و اتفاقی یه چیزی دیده.
از سایهی خودش هم میترسه و با لحن کوچهبازاریش داره سعی میکنه تمام این ضعفهاش رو پنهان کنه.
پس چطور با این اراذل یک جا قرار گرفته و اصلاً چی دیده؟ دوسوم از کتاب رو که بخونین متوجه میشین. 😁
یکسومِ پایانی هم بیهیجان نبود. حالا که متوجه شدی چرا دنبالشن، اون دو سوالی که از اول کتاب، اون ته ذهنت منتظر بودن نوبتشون بشه، میان جلو:
۱. بالاخره کامران رو گیر میندازن؟
۲. اصلاً الان کامران داره اینهمه رو برای کی تعریف میکنه، با منه یا با یه رفیقاش؟
خلاصه که
بهشدت پیشنهاد میشود! مخصوصاً اگه از اون دستهی « #وقت_ندارم کتاب بخونم ولی دوست دارم کتاب بخونم» هستین.
@siminkazemisaid
