en
Feedback
ابدےِ مَن♥︎

ابدےِ مَن♥︎

Closed channel

تو زادگاهِ منی! من در وجودِ تو، از آغوشِ تو، با دست‌های تو در بیست و چند ساله‌گی بود که متولد شدم… #نـونـــسا

Show more
211
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-830 days
Posts Archive
+3
۱۳سپتمبر ۲۰۲۴

واژه‌هایم آینه‌ی روحم هستند؛ غمگین که بشوم، من و کلمات، هردو از دست می‌رویم.
#نـونـــسا

تو نگفتی که غمگینی، اما من از لبخندهای کم‌جان و چشم‌های اندوهگینت همه‌چیز را فهمیدم.
#نـونـــسا

و ناگهان به یاد آنچه بر من گذشته بودم، گریستم.
#نـونـــسا

گفت: مدام بدون آنکه مسمویتی داشته باشم حالت تهوع دارم و سرپیچه و دل‌پیچه می‌گیرم. در دل گفتم: امان از اندوهی که بالا آوردنش سخت است.
#نـونـــسا

سیاهی شب بر پنجره می‌چکد و من به خودم گوش می‌دهم؛ به صدای فروریختن رویاهایی که هیچ‌وقت به صبح نرسیدند. وه که چه تلخ است، این بی‌پایانیِ تاریک. 🌘❤️‍🩹
#نـونـــسا

نور.✨
+5
نور.✨

آدمی با این‌همه دردی که در سرش دارد چی‌کار باید بکند؟ درد‌های موزی و خورنده‌ی که نه زنده نگه‌ت می‌دارد نه می‌میراندت!
#نـونـــسا

گفت: بعداز صبر کردن چیست؟ گفتم: گوشه‌ی رفتن و مُردن.
#نـونـــسا

ااها راستی! درس امروز را یادم نرود که:
آدمی همانطور که تنها به‌دنیا می‌آید؛ تنهایی غصه می‌خورد، تنهایی درد می‌کشد، تنهایی بار مشکلاتش را حمل می‌کند، تنهایی گریه می‌کند، تنهایی از زمین بلند می‌شود،… تنهایی زندگی می‌کند و تنهایی هم می‌میرد.
پس به آدم‌های که می‌آیند و دو کلمه حرف از ماندن و ساختن و بودن و … می‌زنند، دل نبندید و خود‌تان را درگیرشان نکنید. چون بالاخره و بالاخره‌اش، تنها می‌مانید.

ااها راستی! درس امروز را یادم نرود که:
آدمی همانطور که تنها به‌دنیا می‌آید؛ تنهایی غصه می‌خورد، تنهایی درد می‌کشد، تنهایی بار مشکلاتش را حمل می‌کند، تنهایی گریه می‌کند، تنهایی از زمین بلند می‌شود،… تنهایی زندگی می‌کند و تنهایی هم می‌میرد.
پس به آدم‌های که می‌آیند و دو کلمه حرف از ماندن و ساختن و بودن و … می‌زنند، دل نبندید و خود‌تان را درگیرشان نکنید. چون بالاخره و بالاخره‌اش، تنها می‌مانید.

اها را

چه عجیب عزیزم! ببین، امروز هم گذشت؛ با تمام درد‌هایش، غم‌هایش، غصه‌هایش، مشکلات‌هایش و…
#نـونـــسا

دیگر هیچ چیز تعجبم را برنمی‌انگیزد. هیچ اندوهی غافلگیرم نمی‌کند، هیچ شادیِ به هیجانم نمی‌آورد. انگار که در میانه‌ی خوابی تاریک، میان سایه‌هایی گنگ و صداهایی دور، معلق مانده‌ام. آدم‌ها می‌آیند و می‌روند، حرف می‌زنند، می‌خندند، گریه می‌کنند، اما من؟ من فقط نگاه‌شان می‌کنم، بی آنکه کوچک‌ترین احساسی درونم تکان بخورد. زندگی؟ واژه‌ای که معنایش را گم کرده‌ام. امید؟ سایه‌ای که دیگر دنبالم نمی‌آید. تنها چیزی که مانده، این بی‌حسی عمیق است، چیزی شبیه خواب رفتن روح، چیزی شبیه مُردن، بی آنکه خاک رویت ریخته باشند.
#نـونـــسا

با حضور تو، حتی زخم‌ها هم طعم شکوفه می‌گیرند.
#نـونـــسا

جانِ من! دوست داشتن تو چیزی فراتر از واژه‌هاست مثل بارانی‌ست که بی‌اجازه می‌بارد و کوچه‌های غم‌زده‌ی دلم را می‌شوید و صیقل می‌دهد هر قطره‌اش آیتی‌ست از تو که بر شانه‌های خسته‌ام می‌نشیند و عطرِ حضورَت چنان نسیمی ناآرام از شریان‌هایم می‌گذرد عشقِ من! من هر روز از نو به تو اعتراف می‌کنم با نگاه با سکوت با لرزشی پنهان در انگشتانم وقتی نامت را می‌نویسم ابدیت‌گاهِ من! تو سرزمینی هستی که در آن تبعید شدن شیرین‌تر از آزادی‌ست تو زبانی هستی که هرگز خسته نمی‌شوم از آموختنش حتی اگر هیچ فرهنگ لغتی توان ترجمه‌ی تو را نداشته باشد دلدار من! بگذار دنیا نداند بگذار آدم‌ها نفهمند بگذار کلمات کم بیاورند من در هر تپش قلبم به هزار زبان می‌گویم: دوستت دارم و این تنها معجزه‌ای‌ست که هیچ شاعری توان انکارش را ندارد #نـونـــسا ۱۱سپتامبر ۲۰۲۵

پس گریستم، به‌جای تمام حرف‌هایی که نمی‌توانستم بزنم. ~

گم‌ شدن.
گم‌ شدن.

🖤.
+1
🖤.

اما عزیزم، وقتی جبرِ جغرافیایی فاصله‌ای میان ما می‌گذارد زندگی ما همین است؛ همین دلتنگی‌های هر روزه، همین پیام‌هایی که جای آغوش را پر نمی‌کنند، همین رؤیاهایی که شب‌ها به هم پناه می‌دهند. زندگی ما همین انتظارها و امیدهاست، همین دل‌خوشی کوچکِ دوباره دیدن، و همین ایمان که عشق ما از هیچ فاصله‌ای شکستنی نیست.
#نـونـــسا