ابدےِ مَن♥︎
Closed channel
تو زادگاهِ منی! من در وجودِ تو، از آغوشِ تو، با دستهای تو در بیست و چند سالهگی بود که متولد شدم… #نـونـــسا
Show more211
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-830 days
Posts Archive
211
برای دوست غمدیدهاش نوشت:
«چشمهایتر اندوهت را فریاد میزدند، اما تو اصرار میکردی که خوبی. باور کن عزیز من، حتی اگر تمام آدمها باور کنند که حالت خوب است، من از چشمهایت همهچیز را میفهمم.»
#نـونـــسا
211
تو
آمدی
همچون برقی از تبارِ حیات
بر پیشانیِ تاریکِ رنج
و من
در سایهات آرام گرفتم
آنجا که
بدهکاریِ هزار سالهی روزگار به من
با یک نگاهِ تو
بخشوده شد
#نـونـــسا
211
قشنگست، گوش کنیم.🎶🌘
جهان که شادیآفرین بود، به چشم من غم آفرین شد، از آن شبی که برنگشتی…
211
به آیینه نگریست و خودش را غریب یافت، دستی به رویش کشید و گفت: «بهار عمرم چه زود گذشت»
چشمانش پر از بارانی شد که سالها مجال باریدن نداشت. خطوط عمیق صورتش قصهی شبهای بیپایان و روزهای بیامان را روایت میکردند. لبهایش لرزیدند و آهی بیصدا شکست:
«کاش زودتر تمام شود… کاش…»
#نـونـــسا
