en
Feedback
شاید بعداً گفتم

شاید بعداً گفتم

Closed channel

بعدا میام میگم. وقتی آزاد شدیم

Show more
662
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-2230 days
Posts Archive
نیرویی که خیلی از من توان می‌گرفت و باعث شده ما هر ماه یه مبلغ هنگفتی ضرر کنیم و به حساب تامین اجتماعی بریزیم، داره تسویه میکنه! خدایا شرش کم! نمیدونید چقدر اذیتم کرده و میکنه الان دارم حسابشو میزنم دستام داره میلرزه!

می‌دونی وقتی خدا داشته صبر رو تقسیم می‌کرده بهم چی گفته؟ درسته همه صبر می‌کنن و از غوره حلوا می‌گیرن، تو صبر کن غوره انگور بشه، بعد شراب صد ساله بگیر! اینه که تو بعضی مسائل خیلی صبورم.

بارالها به من و خانواده و دوستانم پول زیاد، خیلی زیاد، خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی ... خیلی زیاد عطا بفرما!

https://t.me/Wrench1401/4706 والا منم الان دنبال یه راه برای دور زدن چون واقعا ظلمه در حق ما! من وقتی پول طرف رو پرداخت کردم، دیگه چرا دوباره بدم؟ اگر اینجورب باشه آخر سال دیگه سنوات نمیدم و همون سکه میخرم، وقتی قراره قطع همکاری بشه بهشون پرداخت میکنم. واقعا منطقی نیست هم پول رو بدم و بعد هم مابه‌التفاوت؟ خب اون کارگر رفته سرمایه‌گذاری کرده ولی من چی؟!

بله جدیدا باید مابه‌التفاوت پرداخت کنی! بعد این در حالیه که دولتی که خودش کلا دو میلیون به کارمندانش عیدی میده، اینا رو برای کارفرمای بدبخت تصویب می‌کنه!

این مگه برای وقتی نبود که شما سنوات رو تسویه نکرده باشی؟! یعنی چی؟ تسویه کردی تموم شده رفته باز باید ما ب التفاوت بدی؟!

بعد تازه هر ماه پایه سنوات هم بهش دادم امسال ماهی 2 تومن فقط پایه سنوات گرفته!

اگر این تبصره که مابه التفاوت سنوات هر سال رو باید واریز کنی درست باشه میرم اداره کار رو آتیش میزنم! یعنی چی!!!! کارفرمای بدبخت چه گیری کرده تو این مملکت به خدا! طرف از حقوق 4 تومنی اینجا بوده عیدی و سنوات رو کامل گرفته، الان حقوقش 60 تومنه یعنی من باید 5 تا مابه التفاوت تا 60 تومن بدم؟

دیشب تا خود صبح بیدار بودم و حتی یک ثانیه نخوابیدم! بدنم یه جوری شده که دو شب در میون میخوابه، 15 روز یکبار پریود میشه و تمام طول ماه، PMSه! تو کله‌م مو نمونده و 4 کیلو لاغر شدم! چشمام گود رفته و خستگی از سر و روم می‌باره!

دلم برای دیت‌هایی که با اوستا می‌رفتیم تنگ شده. الان حتی فرصت نداریم تنهایی ناهار بخوریم. مثلا دیروز قرار بود با هم ناهار بخوریم، یکی از پیمانکارا که میاد کارگاه رو یه پروژه کار می‌کنه از بالا افتاد و اوستا تا آخر شب تو بیمارستان بود. امروز هم سگ سیاه افسردگی پاچه منو گرفته بود و اصلا از تخت تکون نخوردم. هر چند که اون طفلک هم سرکار بود و نتونسته بود از کارگاه تکون بخوره. نمیدونم کی قراره ما یه کم نفس بکشیم.

کاش خدا قدرتی بهم بده که توی هر PMS تا مرز کات نرم و این حرف‌های چرت و پرت رو نزنم! به خدا بعدش از خجالت دلم میخواد آب شم یا حتی از روی زمین محو شم! چتهههه زن!!!!

از وقتی یکی از کارگرای عوضی کارگاه رفته، کارگاه خیلی جوش خوب و آروم شده. بیش بااااد 🤝

عاشق آیدام.❤️

طرح‌های نهایی من برای جشنواره همام ☺️ اسم نقاشی‌ها به ترتیب: جنگل ورای روزمرگی آن سوی پنجره
+2
طرح‌های نهایی من برای جشنواره همام ☺️ اسم نقاشی‌ها به ترتیب: جنگل ورای روزمرگی آن سوی پنجره

اوستا بعد 5 ماه رفته کلاس، دانشگاه تعطیل بوده 🤣🤣🤣

وااای بچه‌ها مجددا تکرار شد 🤣🤣 نمیدونم چرا نمیره!