آیدا؛ تجربیات دختری با ضایعه نخاعی
Open in Telegram
مترجم (۸ عنوان کتاب؛ رمان، فلسفه، اخلاق پزشکی) متولد ۱۳۶۳ - مشهد آسیب نخاعی گردنی @aidaelahi پیام به من Instagram: ida.elahi Weblog: http://www.aida.special.ir
Show more398
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+730 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
June '25
June '25
+8
in 0 channels
May '25
+11
in 1 channels
Get PRO
April '25
+19
in 0 channels
Get PRO
March '25
+13
in 0 channels
Get PRO
February '25
+13
in 0 channels
Get PRO
January '25
+11
in 0 channels
Get PRO
December '24
+10
in 1 channels
Get PRO
November '24
+15
in 0 channels
Get PRO
October '24
+13
in 0 channels
Get PRO
September '24
+11
in 1 channels
Get PRO
August '24
+16
in 0 channels
Get PRO
July '24
+33
in 0 channels
Get PRO
June '24
+28
in 1 channels
Get PRO
May '24
+29
in 0 channels
Get PRO
April '24
+39
in 0 channels
Get PRO
March '24
+25
in 0 channels
Get PRO
February '24
+25
in 1 channels
Get PRO
January '24
+30
in 1 channels
Get PRO
December '23
+20
in 1 channels
Get PRO
November '23
+23
in 0 channels
Get PRO
October '23
+11
in 0 channels
Get PRO
September '23
+15
in 0 channels
Get PRO
August '23
+9
in 0 channels
Get PRO
July '23
+15
in 0 channels
Get PRO
June '23
+16
in 0 channels
Get PRO
May '23
+23
in 0 channels
Get PRO
April '23
+13
in 0 channels
Get PRO
March '230
in 0 channels
Get PRO
February '230
in 0 channels
Get PRO
January '230
in 0 channels
Get PRO
December '220
in 0 channels
Get PRO
November '220
in 0 channels
Get PRO
October '22
+6
in 0 channels
Get PRO
September '22
+7
in 0 channels
Get PRO
August '22
+18
in 0 channels
Get PRO
July '22
+6
in 0 channels
Get PRO
June '22
+11
in 0 channels
Get PRO
May '22
+12
in 0 channels
Get PRO
April '22
+5
in 0 channels
Get PRO
March '22
+7
in 0 channels
Get PRO
February '22
+5
in 0 channels
Get PRO
January '22
+18
in 0 channels
Get PRO
December '21
+13
in 0 channels
Get PRO
November '21
+8
in 0 channels
Get PRO
October '21
+85
in 0 channels
Get PRO
September '21
+4
in 0 channels
Get PRO
August '21
+9
in 0 channels
Get PRO
July '21
+7
in 0 channels
Get PRO
June '21
+8
in 0 channels
Get PRO
May '21
+18
in 0 channels
Get PRO
April '21
+12
in 0 channels
Get PRO
March '21
+10
in 0 channels
Get PRO
February '21
+6
in 0 channels
Get PRO
January '21
+38
in 0 channels
Get PRO
December '20
+332
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 19 June | 0 | |||
| 18 June | 0 | |||
| 17 June | 0 | |||
| 16 June | 0 | |||
| 15 June | 0 | |||
| 14 June | 0 | |||
| 13 June | 0 | |||
| 12 June | 0 | |||
| 11 June | 0 | |||
| 10 June | +1 | |||
| 09 June | +1 | |||
| 08 June | +1 | |||
| 07 June | 0 | |||
| 06 June | +3 | |||
| 05 June | +1 | |||
| 04 June | 0 | |||
| 03 June | 0 | |||
| 02 June | +1 | |||
| 01 June | 0 |
Channel Posts
به قول دوست عزیزی، تو ساحل امنت را رها کردهای و دل به دریایی مواج زدهای.
درست میگوید، حتی میتوان گفت درستترین توصیفی است که میتوان داشت.
در مواجهه با تصمیمی که من گرفتهام، افراد دو دستهاند:
عدهای کاملاً از آن حمایت میکنند و آن را درست و منطقی میدانند.
اما درست در آن سوی طیف عدهای معتقدند که تصمیم من به طور کلی نابخردانه است و هیچ جوره زیر بار منطق آن نمیروند.
اما رویکرد خودم صبر کردن است و گرچه گاهی میان آن دو طیف همچون آونگی تاب میخورم، سعی میکنم هیچگونه پیشقضاوتی نداشته باشم و اجازه بدهم که از طریق تجربه، درستی یا نادرستی تصمیمم بر من آشکار شود.
همچنان طالب دعای خیرتان هستم 🙏
**جای نگرانی نیست، انشالله خیر است، به موقعش شفافسازی خواهم کرد.
| 2 | دوستان و همراهان عزیزم،
قدم در راهی میگذارم و دوران گذاری را در پیش دارم.
چند و چون آن فعلاً در محاق میماند، اما امید دارم که به زودی به طلوعی روشن بینجامد.
اصلاً جای نگرانی نیست، انشالله خیر است، اما چالشبرانگیز است.
ممکن است مدتی کمرنگ باشم، و یا شاید هم بالعکس، فعالتر از سابق حضور داشته باشم؛ تا چه پیش آید.
موضوع را، هرچند همین قدر سربسته، با شما در میان گذاشتم، زیرا طالب دعای خیرتان هستم 😊🙏
.
.
.
به موقعش شفافسازی خواهم کرد.
.
.
.
فراقم سخت میآید ولیکن، صبر میباید
که گر بگریزم از سختی، رفیق سست پیمانم... | 307 |
| 3 | No text... | 247 |
| 4 | هفتم خرداد سال ۱۳۹۹ نیز چهارشنبه بود...
چهارشنبهای که کمی پس از غروبش، پدر به دنبال خورشید در مغرب نیستی فرو رفت.
پنج سال از آن زمان میگذرد، پنجمین سالگرد فراقت از راه رسید بابا، و مرا باور نمیآید...
سوگنامهای که در سالروز فراق مادر نوشتم و سوگندی که یاد کردم، خطاب به تو نیز بود:
بابا،
خدا داند
چه دلتنگم
خدا داند
چه شرمسارم
و خدا داند و تو میدانی
که خواستم، اما
توانستنم نبود.
اما، اما، و اما
باور دارم که به هر راه روم
سوی گامهایم به بلندای سرافرازی توست
چه به اوج سزاواریات برسم، چه از دامنه آرزومندیهایت فراتر نروم
به رنج سالیانت،
به ایمان نامیرا
و به مهر مقدست قسم
که از پای نمینشینم...
آرام بخواب، من بیدارم 🌟 | 304 |
| 5 | No text... | 240 |
| 6 | سال سوم پس از آسیب نخاعی، در اوج کشمکشهای روحی و معنوی، و زمانی که با وجود توانبخشی فشرده به تدریج باید باور میکردم که برای همیشه از گردن به پایین فلج خواهم بود، روزی کاردرمانم، آقای متقی عزیز، به من پیشنهاد دادند که نقاشی با دهان را امتحان کنم.
آن زمان هرگز حاضر نبودم واقعیت معلولیت را به هیچ صورتی به خودم نسبت بدهم، از این رو تصور خودم با قلم مویی در دهان که با حرکات سر و گردن بر روی کاغذ نقش میزدم، به نظرم بسیار رقتانگیز میآمد.
در نتیجه، آن زمان پیشنهاد آقای متقی را نپذیرفتم.
با این حال پس از آنکه در سال پنجم پس از آسیب نخاعی سرانجام به پذیرش دست یافتم و شروع کردم به بازتعریف کردن زندگیام با وجود فلج چهار اندام، همیشه دلم میخواست نقاشی با دهان را تجربه کنم.
من سالها مشغول ادامه تحصیل و ترجمه کتابهای مختلف شدم و هیچگاه فرصتی دست نمیداد که خودم را در نقاشی محک بزنم.
با این وجود، سال گذشته، ترجمه آخرین کتابی را که در دست داشتم به انتها رساندم و پس از آن ترجمه را موقتاً بر خود حرام کردم تا به استعدادهای دیگرم میدان بدهم؛ یعنی نوشتن جدی و نقاشی.
واقعیت این بود که ترجمه که زمانی بال پرواز من شده بود، اکنون به نظر میرسید که دارد مرا از بلندپروازی و کشف افقهای جدید باز میدارد. در نتیجه لازم بود با فاصله گرفتن از ترجمه، به نوعی از محدوده امنم پا را فراتر بگذارم و امکانهای جدیدی را بیازمایم.
از تصمیمم بسیار راضی هستم.
در زمینه نوشتن نتایج نسبتاً خوبی حاصل شده است که به زودی جلوه بیرونی پیدا خواهند کرد.
در زمینه نقاشی نیز از پیشرفتم راضی هستم و امید دارم که بتوانم این استعداد را هرچه بیشتر در خود پرورش دهم.
اکنون تصویر خودم با قلمویی در دهان که با حرکات سر و گردن بر روی کاغذ نقش میزنم، نه رقتانگیز، بلکه به غایت شکوهمند، روحانی و زیباست 😊 | 250 |
| 7 | No text... | 282 |
| 8 | No text... | 247 |
| 9 | No text... | 154 |
| 10 | من چرا فکر میکردم که با مداد نمیتوانم طراحی کنم؟!
البته با این کار به دندانها و آروارههایم به شدت فشار میآید، پس بهتر است این کار را انجام ندهم.
با این وجود، خوشحالم که تواناییاش را دارم 😊 | 175 |
| 11 | همانطور که شاید دیده باشید، پروانهها به هر منبع نوری جذب میشوند. اگر پروانهای در اطراف چراغ یا شمعی باشد، مدام گِرد آن خواهد چرخید و تلاش خواهد کرد خود را به آغوش روشنایی بسپارد. و در این تلاش، ممکن است داغی لامپ یا شعله آتش آن را بسوزاند و هلاک کند.
پروانه عاشق نور است و برای رسیدن به نور هیچ ابایی ندارد که به داغی شعله نزدیک شود یا جان خود را از دست بدهد. پروانه تا یکیشدن با نور دست از این تمنا نمیکشد.
شمع نیز موجودیت و ماهیت وجودیاش برای نوربخشی است، و به تعبیری میتوان گفت که شمع عاشق تولید نور است. شمع میسوزد و به عشق شعله کشیدن و نور افشادن، هیچ ابایی ندارد که خودش ذوب و نابود شود.
شمع و پروانه از این لحاظ همذاتپنداری دارند، هر دو عاشق شعلهاند، و از راز و دلیل جانبازی خود برای وصال شعله آگاهند. و تنها این دو دلسوخته و جانسوختهاند که همدیگر را میفهمند.
در مورد انسان عاشق نیز همین موضوع صدق میکند. عاشق میداند که راه عشق چقدر میتواند صعب و دشوار باشد و تا چشیدن شهد وصال، ناکامی و فراق و ناز معشوق و سوز رقیب، جان عاشق را به آتش میکشد، و حتی در آخر، عاشق جانسوخته شاید حتی هیچگاه به وصال یار نرسد و عشق حاصلی جز دلسوختگی برایش نداشته باشد.
در اینجاست که تنها سوختهدلانند که میتوانند حال یکدیگر را درک کنند.
و اما ورای عشق، هر دردمندی توسط دردمندی دیگر میتواند بهخوبی درک شود. همانطور که وحشی بافقی میگوید:
قدر اهلِ درد، صاحبْ درد میداند که چیست
مرد صاحبْ درد، دردِ مرد میداند که چیست
تفسیر این بیت را در جای خود بیان خواهم کرد. | 168 |
| 12 | No text... | 152 |
| 13 | من چرا تاکنون حسام الدین سراج گوش نمیدادم؟!
اصیلترین اشعار و تصنیفهای شعرای متأخر را با صدایی دلنشین و گاه شورانگیز میخواند. | 168 |
| 14 | No text... | 182 |
| 15 | No text... | 192 |
| 16 | خداشتم یک نقاشی میکشیدم، که البته به نتیجه نرسید زیرا یکجا را اشتباه کردم و کلاً لازم است دوباره اجرا شود، اما طی دو ساعت چنان انرژیای از من کشید که دیگر نا ندارم کار را از سر بگیرم یا حتی کار دیگری انجام دهم.
میتوان امیدوار بود که از طریق نقاشی با دهان کالریسوزی اتفاق بیفتد؟! | 192 |
| 17 | No text... | 199 |
| 18 | No text... | 199 |
| 19 | تفسیر:
منظور از دیده «بینش» و مراد از روشنی «آگاهی» است.
شاعر میگوید پیش از آنکه در مسیری دشوار، مبهم، و پر چالش قدم بگذاری، نخست خود را با آگاهی تجهیز کن.
ره ظلما به طور کلی میتواند مصداق مسیر زندگی باشد که راهی مبهم و پر چالش است، و انسان هرچه از طریق دانشاندوزی و تجربهآموزی به آگاهی خود بیفزاید، پستی بلندیهای مسیر زندگی را بهتر تشخیص داده و از گذر از دشواریها هوشیارتر عمل میکند.
پس لازمه مواجهه با چالشهای زندگی، آگاهی است. | 213 |
| 20 | توکل، نه به معنای تسلیم و سرسپاری محض، بلکه به معنای اعتماد از عمق وجود است؛ همان اعماقی که هیچگاه نگاهت آن را کشف نمیکند، همان اعماق دستنیافتنی و نادیدنی که هرچند نمییابیاش، میدانی که هست...
و توکل از مسیر تردیدها میگذرد. اگر تردید کردی، گمان مبر که سستتوکلی و بدان که با گذر از هر کوه تردید، با عبور از هر صخره شک، یک گام به توکل راستین نزدیکتر شدهای...
+ در نوشتههای قدیمیام یافتمش... | 302 |
