en
Feedback
dístαnt mσσn

dístαnt mσσn

Open in Telegram
535
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
Repost from N/a

Repost from N/a
– #Kai ‹🍼› #TXT

Repost from Cαr͡αmelᴉtα

Repost from Cαr͡αmelᴉtα
𓂅   𝟦𝟥 . 🥞 ◜ #jichangwook ◝

+1
    ˙ ︶⏝︶ㅤ֪ㅤ︶⏝⏝︶ㅤ֪ㅤ︶⏝︶ ˙

عاح مثل تو

وای خاک تو سرم که انقد🛐🛐🛐

-

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌⩉⩉⨾⩉⩉ ִֶָ ‌ ‌𝖧𝖡𝖣ₜₒ꒰𝗆𝗂𝗄𝗎꒱
+4
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌⩉⩉⨾⩉⩉ ִֶָ   ‌ ‌𝖧𝖡𝖣ₜₒ꒰𝗆𝗂𝗄𝗎꒱

— تقریبا نیمه شب بود از اینکه تمام مدت مجبور بود اون خونه رو تحت نظر بگیره خسته شده بود ، ولي تنها چیزي که بهش احتیاج داشت یه خبر پر حاشیه از بومگیو رئیس مافیاي بود که همه طرفدارش بودن ‌. یونجون خسته و ناامید دوباره دوربینشو درآورد و به پردهای کشیده شده زل زد با کنار رفتن پردها با تعجب جلو رفت و دوربین زوم کرد ، بومگیو به اطراف نگاهي کرد و با دیدن یونجون دستي تکون داد یونجون قلبش حس نمیکرد انگار بومگیو تمام مدت میدونست یونجون بهش زل زده پوزخندی زد و لباس بازشو باز تر کرد و دکمه هاشو به ترتیب باز کرد و به دوربین اشاره کرد و انگشتشو درست مثل یه کلت بالا آورد « بنگ » سرشو با حالت فوت خاموش کرد یونجون نمیتونست چشماشو از پسري که جلوش لباساشو درآورده بود برداره حتي دستش رو دکمه شات نبود و تنها چیزي که بهش خیره شده بود ترقوهای بومگیو بود که زیر لباسش مشخص بود. بومگیو لبه پنجره اومد و روي یه کاغذ شروع به نوشتن کرد و اونو سمت یونجون برگردوند « Come with me » یونجون سوالي به جمله بومگیو خیره بود سعي داشت چي بهش بگه؟! براي یه ثانیه قبل از هضم کردن ماجرا چشماش سیاهي رفت ، دستاي مردی دستمالي رو روي دهنش فشار میداد و باعث شد پلکاش سنگین شه و از هوش بره . « صدامو میشنوي؟ اوه کامان قرار بود بازي کنیم » یونجون تنها چیزي که میدید سیاهي چشم‌بندی بود که روی چشماش بسته شده بود ولي نفس گرم بومگیورو درست زیر پوستش حس میکرد که باعث میشد مور مور بشه و تپش قلب بگیره ، بومگیو روی پوست یونجون لب زد « می‌خوام تو تیتر خبرت حاشیه جنجالي خودمونو پخش کني پسر ! » .

‌‌‌‌‌‍ ㅤ ㅤ      ㅤ    ﹫𝖭𝗂𝗇𝗀𝖭𝗂𝗇𝗀 𔗫 𝖺𝖾𝗌𝗉𝖺 ‌   ‌  ‌  ꢆ     𔗙     ꢕ     ◜◝     Ꮚ      ⊹ ‌   ‌  𔐼̸ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

  ‌𝗒𝗈𝗎 𝗐𝖺𝗇︎𝗇︎𝖺 𝗉𝗅︎𝖺𝗒 𝗐𝗂𝗍𝗁︎ #yeonbin   ‽!‌                   ๋࣭  ◜𝗉𝖺𝗋𝗇𝗂◞ ִֶָ  🦨

اره

در برابرش ناتوانم .