en
Feedback
Small Consolations

Small Consolations

Open in Telegram

As The World Quietly Ends. @callme_darling

Show more
716
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-330 days
Posts Archive
The light moves in your eyes Reflecting more truth than speech I miss you in so many ways Frames of distant memories I linger on your last words It feels like your′re already gone I fall into oceans of angst And can't shut my eyes for fear of drowning, drowning, drowning Bare now and hardly breathing Condense my emotion into this You can′t understand my simple words You barely recognise me smallconsolations

برای هر آنچه که بِجا مانده است... smallconsolations

می‌تراود حسرتِ آغوش از آغوشِ ما.. صائب

Couple Riding, 1906 Wassily Kandinsky smallconsolations
Couple Riding, 1906 Wassily Kandinsky smallconsolations

سراپا خیس از عشق و باران  در پاسخ شان چه خواهی گفت اگر بپرسند آستینت را کدام یک تر کرده است؟... ایزومی شیکیبو

Video message00:42

و آنگاه که روشنی بیاید و روشنی ای روشن تر از آن روشنی بیاید و به دنبال آن روشنی، روشنی ای روشن تر از آن روشنی هم بیاید به طوری که دیگر شب معنایی نداشته باشد آن موقعس‌ که می‌توانم دیگر به تو و تاریکی فکر نکنم.

کسی بیدار هست؟

روح و تن اگر که روح از بدن بیزار است پس چرا در جایی به جز او ساکن نیست؟ این را عاشقی پرسید و منتظر پاسخ نماند. آدونیس. آب به تنهایی پاسخ تشنگی نیست.

بیابان به پایان تمام پایان‌ها نمی‌رسد. اقیانوس بر ناپایانی نقطه‌ی پایانی می‌گذارد. گفتی کجاست پایان، اگرنه فراسوی مرگ؟ در پس‌مانده‌های پخش و پراکنده‌ی امید؟ کتاب یائل/پرسش‌ها ادمون ژابس

بیابان به پایان تمام پایان‌ها نمی‌رسد. اقیانوس بر ناپایانی نقطه‌ی پایانی می‌گذارد. گفتی کجاست پایان، اگرنه فراسوی مرگ؟ در پس‌مانده‌های پخش و پراکنده‌ی امید؟ کتاب یائل/پرسش‌ها ادمون ژابس

دیشب دیدمش و کاش بتونم بارها و بارها ببینمش شاید اینطوری کمی از حس فقدانی که بهم داد رو جبران کنم اگر تئاتر دوست دارید یا حتی اگر تئاتر هم دوست ندارید اگر تئاتر دیدید اگر تئاتر ندیدید تحت هر شرایطی این اجرا رو ببینید

photo content

‏به دستی دست بده که دستت را نگاه بدارد، نه تو را منتظر بگذارد...

یک شاهکار حماسی از یک بند استرالیایی دوست داشتنی. نام "Bogatyri" به پهلوانان اسطوره‌ای اسلاو اشاره دارد؛ جنگجویانی افسانه‌ای که از مردمشان در برابر نیروهای شیطانی محافظت می‌کردند. در این آهنگ اشاره دارد به داستان واقعی سه غواص بدون نام که به غواصان چرنوبیل معروف شدند که آن ها پس از انفجار نیروگاه چرنوبیل در آوریل ۱۹۸۶، برای باز کردن دریچه‌ای زیر سطحی رفتند و عازم ماموریتی بی بازگشت شدند تا از انفجار ثانویه جلوگیری کنند و جان یک میلیون نفر را نجات دادند. آن‌ها به یک ماموریتی که برگشتی در آن نبود رفتند تا جان خود را برای زنده ماندن بقیه قربانی کنند و این قطعه روایتی است از شروع ماموریت این قهرمانان تا لحظه‌ی سکوت و مرگشان، پایان این آهنگ اوج فشاری را که از باز کردن دریچه به آن ها وارد می شد را برای ما متصور می‌کند. تلاش های این بند برای روایت کردن اتفاقی که افتاده با نوت های موسیقی، قابل ستایش و بسیار زیباو حماسی است.

انسان گاهی از زندگی خود می‌گذرد و از آن چیزی که بسیار دوست می‌دارد خود را جدا می‌سازد.. smallconsolations

The Great War, 1964 Rene Magritte smallconsolations
The Great War, 1964 Rene Magritte smallconsolations

بیهوده برای یکدیگر سوگند وفای جاودان می‌خوریم و پیمان عشق ابدی می‌بندیم گاه فقط یک ساعت کافی است تا ما را از هم جدا کند. لرد بایرون

«ما» در عنوان، نقاش و همسرش، زوفیا واندا تولکمیت هستند. خود نگاره ای از نقاشِ لهستانی اوکون و همسرش در زمان جنگ جهانی اول است. اثر، واکنش هنرمند به وقایع دراماتیک آن زمان، از جنگ جهانی اول تا جنگ لهستان و شوروی است. نقاش وحشت جنگ را به شیوه‌ای استعاری، خیالی و تقریباً افسانه‌ای با استفاده از یک پس‌زمینه تزئینی، رنگارنگ و مسطح به تصویر کشیده است. عنوان "جنگ و ما" به شکل مستقیم بر رابطه شخصی و جمعی انسان‌ها با جنگ تاکید دارد. اوکون با قرار دادن تصویر خود و همسرش در نقاشی، نشان می‌دهد که جنگ تنها یک رویداد دوردست سیاسی نیست، بلکه مستقیم وارد زندگی انسان‌ها شده و احساس امنیت و عشق را تهدید می‌کند. و همچنین در این نقاشی، از علاقه شدید نقاش به گوستاو کلمیت و تحت تاثیر او بودن را می شود کاملا مشاهده کرد.

The War and Us, 1917 Edward Okuń smallconsolations
The War and Us, 1917 Edward Okuń smallconsolations