en
Feedback
Small Consolations

Small Consolations

Open in Telegram

As The World Quietly Ends. @callme_darling

Show more
716
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-330 days
Posts Archive
photo content

در برابر این غم، کوه‌ها خم می‌شوند. . . و ما، با قلب‌های دربند، نام زندانیان‌مان را آهسته صدا می‌زنیم تا در هیاهوی کلیدها گم نشوند. . . برای دوستی که.....

این دو شب باران می‌بارید، بارانی که انتظارش را نداشتم. بعضی چیزها توصیف ناپذیرند؛ مانند درخت نخلی که پس از بارش برفی سنگین ریشه‌ می‌زند، بعضی چیزها توصیف ناپذیرند؛ مانند شلوغی ‌ای که پس از یک قتل‌عام سنگین رخ می‌دهد.

و برای امروز که یک سال پیرتر شدم و یک سال بیشتر در انتظار فرو رفتم.‌.. و هیچی غمگین تر و زیباتر از این نجوای بند سوئدی که از تو برای من میخونه نیست...

See you were crying See you were crying Mine is what you are Mine is what you are Mine - you are mine And I see you wait, see you wait In the sky I purge you now 'Cause I got hope inside me Come back to me now It's after hours 'Cause I'm nowhere now Without you here Cold wind will come I purge you smallconsolations

چیزی در من می‌میرد، هر قدر که زندگی میکنم...

‏«گاهی هم دلسردی، دلاورترین سپاهیان را پدید می‌آورد. کسانی را که آماده‌اند تا با شجاعت دست به هر کاری بزنند، همانان که چیزی ندارند تا از دست بدهند و… همه چیز به دست می‌آورند» پول و زندگی امیل زولا ترجمه علی اکبر معصوم بیگی #آبدانان ‎

‏«گاهی هم دلسردی، دلاورترین سپاهیان را پدید می‌آورد. کسانی را که آماده‌اند تا با شجاعت دست به هر کاری بزنند، همانان که چیزی ندارند تا از دست بدهند و… همه چیز به دست می‌آورند» پول و زندگی امیل زولا ترجمه علی اکبر معصوم بیگی ‎#آبدانان

انتظار دیدار تو ناامیدی شریفی است.

Airport, 1983 Alexander Petrov smallconsolations
Airport, 1983 Alexander Petrov smallconsolations

اشک ها همان رگ ها هستند، جاری می‌شوند... smallconsolations

هرپرسه می زنم هر شب تنها و آرام و تماشا میکنم در زیر انبوهی از غبار اشیاء بی خوابی ام را پل رسی

گاهی تمام گذشته ما تحت تاثیر یک جدایی است.

کی اینجا مسابقات F1 میبینه ؟ یکشنبه فینال هستش یک همراه میخواستم

و گوش کنیم به اشعار عمیق و خاص این آقای هلندی خاص...

How can I ease the pain? All my dying days, I spend alone Maybe I can change, but I can't change my ways No forgiveness, no reward Only time that keeps me here All my tomorrows are swept away By the feathers of my fear Muriel, I think of you more than anything Now more than ever And if I could, I would love you more smallconsolations

درست مانند مواجهه با مرگ، آدمی در عشق تنهاست....

عشق کشمکشی است بین خودخواهی من برای داشتنت و خودخواهی تو برای انزواطلبی

عاشق نه نمی‌تواند بایستد، نه به عقب برگرد و نه رها کند؛ تجلی عشق در ادامه دادن است

You are The life The world And the stars upon everything else In the night When I'm lost The sunrise It is sunshine that falls down on us Who you are When you look When you kiss Whatever you do Like the sky High above You're everything My perception of love smallconsolations