en
Feedback
Saved Messages

Saved Messages

Open in Telegram
1 962
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-1330 days
Posts Archive
photo content

و من دیگر هرگز مزه‌ی رها کردن بی‌محابای خودم در دستان دیگری و اعتماد کامل به کسی را نخواهم چشید. که همواره یک احساس ترس و ناباوری ناامیدانه گوشه‌ی دلم هست که مدام به من گوشزد می‌کند هیچ‌چیز ابدی نیست و هیچ‌کدام این حرف‌ها حقیقت ندارد

بله دوستان آقای قالیباف یه نیروگاه گاز هم داره، وحید اشتری براتون افشا نکرده بود؟

ما زنده موندیم عزیزم. زنده موندیم …

photo content

photo content

در هم تنیده.
در هم تنیده.

روز پسرایی که حرف میبرن میارن، پسرایی که پشت بقیه حرف میزنن و فلان هم مبارک.

روز "مشکی شلوارم با مشکی پیراهنم فرق میکنه" مبارک.

من آن‌قدر از دوست‌داشتن‌های گذشته آسیب دیده‌ام که از هر نزدیک شدنی وحشت دارم. که فقط از دور نظاره‌گرم و بی‌صدا و خاموش، دوست‌ می‌دارم

‏از خودش پرسید ثمره‌ی هر بار پناه بردن به کسی برای کاستن از رنج تنهایی و یافتن آرامش، چه بود؟ و خودش پاسخ داد زخم‌های شبیه به هم

تو راست میگفتی عزیزم. آدم هرچقدر غمگین‌تر و گوشه‌گیرتر و تاریک‌تر، ساکت‌تر.

تو راست میگفتی عزیزم آدم هرچی غمگین‌تر، ساکت‌تر، گوشه‌گیرتر، تاریک‌تر.

شریف بمانیم.

.

خیلی وقته حس میکنم کانال نیاز به یه رویه‌ی جدید داره منتها ایده‌ی خاصی ندارم. شما دارید ؟ :))

دیگر تقلا نمی‌کنم. پذیرفته‌ام و تسلیم شده‌ام. اما این بدان معنی نیست که از درون با خودم به صلح رسیده‌ام. درونم آشوب است. تن‌ام زخمی‌است آن‌گونه که انگار مجروح هزار نبرد بوده‌ام و حالا رمقی برای جنگیدن و ادامه دادن برایم باقی نمانده. حالا سپر انداخته‌ و در انتظار پایانم؛ حتی اگر آن‌گونه که می‌خواستم شکوهمند نباشد.

داستان دست‌ها
داستان دست‌ها

02 Daghe Del.mp313.86 MB

من رویای عشقی را در سر می‌پروراندم که چیزی بیش‌ از اشتیاق دو تن برای تصاحب یکدیگر بود.