Saved Messages
Kanalga Telegram’da o‘tish
دیوانه نپرهیزد؛ t.me/BChatPlusBot?start=sc-Xi7DxAhCqN6t
Ko'proq ko'rsatish2 453
Obunachilar
-424 soatlar
-77 kun
+48130 kun
Postlar arxiv
2 453
مدت زیادی میشود که درهم، سنگین، ابرآلود و خستهام. اما وجود تو نوید میدهد از پس این روزهای سخت بارانی، رنگینکمان خواهد رویید
2 453
حتی نمیتوانی تصور کنی کسی که دیگر منتظر هیچچیز و هیچ کس در هیچ کجای دنیا نبود، چه سالهای طولانیای را به انتظار تو نشسته بود
2 453
به اندازهی تمـــام دفعاتی که ناامیدانه علیه فکر بازنگشتنات جنگیدهام، دیر کردهای
2 453
هزاران سال است که خودم را برای تک تک اعمالم سرزنش میکنم. به خودم دشنام میدهم و کمی بعد، آن اعمال را تکرار میکنم. آنقدر از خود فاصله گرفتهام که خودم هم نمیدانم این نخواستن است، یا نتوانستن!
2 453
این زندگی -متاسفانه- شبیه شعرها و ادبیات نبود. بیشتر چیزی شبیه به زنگهای ادبیات، بدون عشق، کسالتبار و خستهکننده بود
2 453
یه اشتباهی کردیم تلگرام پریمیوم گرفتیم. از اون موقع به بعد یکی یکی همه دارن پریمیوم میشن. تلگرام باید به من درصد بده از این همکاری در فروش
2 453
میدانم که رفتن به اختیارت نیست و همچنین هربار، کاملتر بازگشتن. هرگاه نظر به نیمهی تاریکات افتاد، به یاد بیاور که تو ماه هستی. لااقل از منظرگاه یک نفر
2 453
تخصص و مهارتم برای معاشرت و همصحبتی با انسانها رو به پایانه. فرقی هم نمیکنه هر مکالمهای و با هر کسی
2 453
من هر لحظه در حال جنگیدن با ملال و رخوتم. یک لحظه پیروزم و یک لحظه مغلوب. اگر شما از من بپرسید حالت چطور است؟ میگویم عالی. بهتر از این نمیشود؛ دو دقیقه بعد اگر بپرسی، ممکن است جواب بدهم که این دنیا دیگر به درد نمیخورد! امید و توانی نمانده و همگی باید به گریه بنشینیم
2 453
Repost from پَناه
حزن، میراث قوم ماست. از زمان واقعه کربلا تا به امروز ما محزون هستیم؛ این داستانِ جدیدی نیست. در عشق ما نیز حزن هست؛ در وصالمان، در مرگمان و حتی در شادیمان نیز حزن هست.
2 453
فکر میکنی فراموش کردهای و برایت تمام شده است اما با کوچکترین نشانه و یادآوری از گذشته، دوباره به قعر چاه نامیدی سقوط میکنی و با این حقیقت روبهرو خواهیشد که هرگز، نجات نخواهی یافت.
2 453
اینجا مدام زندگی میان امید و ناامیدی در نوسان است. همزمان آرزو دارم بمیرم و آرزو دارم که زندگی کنم.
