488
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
یکی از تاکسیک تریدام اینه که دقیقا قبل اینکه تا همیشه دیگه با طرف حرف نزنم یجوری رفتار میکنم انگار آجی فور لایف هستیم و هیچوقت هیچ مشکلی وجود نداره و نداشته، درحالیکه سهماهه دارم به دامپ کردنش فکر میکنم.
سر اینکه مین و هیتر نباشم واقعا روزبهروز مو داره ازم سفید میشه. یه تلاش دائمی و شبانهروزیه حقیقتا.
اگر یه کرکتر فیکشنال تو فیلم یا کتابی میبودم هم خوب بود، لازم نبود حتما وجود خارجی میداشتم.
کاش یکی هرشب قبل خواب در وصف زیبایی و ستایش وجودم واسهم یه طومار بنویسه و منم در جواب فقط رو پیامش ریکشن قلب بدم و بگیرم بخوابم.
نمیدونم چطور بگم ولی هیچی به اندازهی یه سشن غیبت خوب الان نمیتونه بهم سرزندگی و طراوت ببخشه.
کاش میشد یه چایخونه داشته باشم و بشینم به صورت شبانهروزی به تی زندگی دیگران گوش کنم، خیلی مفرح میاد.
حقیقتا از وقتی تونستم سن واقعیم و مواقع سایناین تو پلتفرمای مختلف وارد کنم و دیگه یه دختر ۱۸سالهی فیک نباشم زندگیم سیاه شد.
دقیقا همونجایی که فکر میکنی چقدر شنوندهی خوبیام من از بیستوپنج دقیقهی قبلش zone out کردم و دارم به وعده غذایی بعدیم فکر میکنم.
نمیدونم مولتی تسک میکنم یا فقط دارم هشتتا کار مختلف و همزمان باهم انجام میدم تا فقط لحظهای با افکارم تنها نباشم.
واکنشم نسبت به اغلب اینترکشنام با آدما همون”ایو برادر، ایو”هستش که با همهی قوام سعی میکنم نشونش ندم.(نمیشه).
واکنشم نسبت به اغلب اینترکشنام با آدما همون “ایو برادر، ایو” که با همهی قوام سعی میکنم نشونش ندم.(نمیشه).
انقدر از بحثای سطحی، احوالپرسیها و روابط بیعمق و هدف متنفرم که ترجیح میدم یه عده قابل توجهی از اطرافیانم و از دست بدم ولی صرفا محض رضای بودنشون اینجوری ارتباطی رو باهاشون حفظ نکنم.
ریلیت کردن با فلیبیگ اولش خنده و شوخیه بعد یهو میبینی تماممدت داشتی با بگا نشستهترین شخصیت زن سریالی تاریخ همزادپنداری میکردی و دیگه هیچی بامزه نیست.
