en
Feedback
literature

literature

Closed channel

ادبیات شاید نتواند جلوی جنگ و خونریزی را بگیرد، شاید نتواند از مرگ یک کودک جلوگیری کند، ولی می تواند کاری کند که دنیا به آن فکر کند». ژان پل سارتر

Show more
405
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-230 days
Posts Archive
سکوتم را ببخشید، بسیار غمگینم

ای فرشته های بیدار ، ای نگهبانان مسیرهای نادیدنی بر‌ایرانِ پرتلاطم ما عبور کنید از کوه تا کویر از تمامی دل های مردم این سرزمین... بر خاکی که زیاد دیده زیاد شنیده و‌زیاد تحمل کرده بارون آرامش ببارانید ذهن هارو از ترس دل هارو از خستگی وآینده رو از تاریکی پاک کنید اجازه بدید امید مثل صبحی بی سروصدا از لای پرده های این سرزمین بالا بیاد به ما یاد بدین چطور دوباره با هم مهربون باشیم چطور دوباره به فردا اعتماد کنیم وچطور نور رو حتی در کوچیکترین کارها زنده نگه داریم امروز ای نیروهای برتر الهی ای شعورِ پشت هستی ای آگاهیِ مهربون ایران رو در میدانِ نورِ خود بگیرید خانه به خانه دل به دل نسل به نسل و ما با قلب هایی که هنوز بلدن دعا کنن فردا رو به تو میسپاریم آمین💖

ویگن.mp34.58 MB

عشقِ به آزادی... مرا همه‌ی عمر در خود گداخته است.. آزادی معبودِ من است.. به خاطرِ آزادی هر خطری بی‌خطر است‌‌.. هردردی بی‌درد است.. هر زندانی رهایی است.. هر جهادی آسودگی است.. هر مرگی حیات است.. مرا این چنین پرورده‌اند.. من این چنین‌ام...

آنها دشمنان امیدند، عشق من دشمنان زلالی آب و درخت پر شکوفه دشمنان زندگی در تب و تاب آنها برچسب مرگ بر خود دارند دندانهایی پوسیده و گوشتی فاسد بزودی می‌ میرند و برای همیشه می‌ روند آری عشق من آزادی نغمه خوان در جامه ی نوروزی بازو گشاده می‌ آید آزادی در این کشور #شعر #ناظم_حکمت ترجمه: #احمد_پوری

و گیانی کوره‌یل ایلی سه‌رمسێت گورانی چه‌ریل ته‌فنگ و ده‌سێت به جان پسرای ایل سرمستت آواز خانان تفنگ در دستت🥹

+2

بخوان دوباره وطن با ما بخوان که قحطی ایمان است چه روزهای غم انگیزی که در صدای تو پنهان است بخوان و باز قدم بگذار چنان که حضرت ابراهیم به رغم شوکت نمرودان در آتشی که خیابان است به حیله گفت که ابلیسم به خاک سجده نخواهم کرد خطای سهو و دروغ عمد شناسنامه  ی شیطان است چه سالهای فرحناکی که خاک خورده ی تقویمند چه روزهای پریشانی که در برابر انسان است بخوان دوباره وطن با ما که صبح ساده آرامش به رغم این همه جان کندن هنوز از همه پنهان است خوشا به خویش نبالیدن که درس عبرت تاریخیم خوشا به یاد نیاوردن که شرط پیری و نسیان است #عبدالجبارکاکایی

🖤ایلام🖤 شعر قلاقیران از عبدالجبار کاکایی شاعر نامدار ایلامی قلاقیران اسم کوهی در ایلام هستش که شباهت زیادی به آرامگاه کوروش
+1
🖤ایلام🖤 شعر قلاقیران از عبدالجبار کاکایی شاعر نامدار ایلامی قلاقیران اسم کوهی در ایلام هستش که شباهت زیادی به آرامگاه کوروش بزرگ دارد

آنک البرز بلند است. و سر به آسمان می‌ساید و ما در پای البرز به پای ایستاده‌ایم و در برابرمان دشمنانی از خون ما، با لبخند زشت و من مردمی را می‌شناسم که هنوز می‌گویند آرش باز خواهد گشت. «آرش» #بهرام‌بیضایی

آنک البرز بلند است. و سر به آسمان می‌ساید و ما در پای البرز به پای ایستاده‌ایم و در برابرمان دشمنانی از خون ما، با لبخند زشت و من مردمی را می‌شناسم که هنوز می‌گویند آرش باز خواهد گشت. «آرش» #بهرام‌بیضایی

Bella ciao بدرود ای زیبا

اگرچه عشق وطن می‌کشد مرا اما خوشم به مرگ که این دوست خیرخواه من است #عارف‌قزوینی

طفلی به نام شادی، دیریست گمشده با چشم‌های روشنِ براق با گیسویی بلند به بالای آرزو هرکس از او نشانی دارد ما را کند خبر این هم نشان ما: یک سو خلیج فارس، سوی دگر خزر... - محمدرضا شفیعی کدکنی

#چ‌ناگوارا "دیکتاتور در شب، از ترس یک سایه می‌لرزد، و برای دیکتاتورها، هر شب یک فردای تلخ است
#چ‌ناگوارا "دیکتاتور در شب، از ترس یک سایه می‌لرزد، و برای دیکتاتورها، هر شب یک فردای تلخ است

آه اگر آزادی سرودی می‌خواند کوچک همچون گلوگاه پرنده‌یی، هیچ‌کجا دیواری فروریخته بر جای نمی‌ماند. سالیان بسیار نمی‌بایست دریافتن را که هر ویرانه نشانی از غیابِ انسانی‌ست که حضورِ انسان آبادانی‌ست. همچون زخمی همه عُمر خونابه چکنده همچون زخمی همه عُمر به دردی خشک تپنده، به نعره‌یی چشم بر جهان گشوده به نفرتی از خود شونده، غیاب بزرگ چنین بود سرگذشت ویرانه چنین بود. آه اگر آزادی سرودی می‌خواند کوچک کوچک‌تر حتا از گلوگاه یکی پرنده. ا

دانته در این نگاه، «بی‌طرفی» را نه یک فضیلت، بلکه نوعی خیانت اخلاقی می‌داند. در لحظه‌ای که حق و باطل روشن است و ظلم در جریان است، سکوت یا کنار ایستادن به معنای همدستی غیرمستقیم با شر است. چرا بی‌طرفی محکوم می‌شود؟ چون شر بدون همراهی خاموشان دوام نمی‌آورد چون بی‌طرفی، اغلب از ترس، مصلحت‌طلبی یا راحت‌طلبی می‌آید، نه از خرد چون کسی که می‌تواند موضع بگیرد و نمی‌گیرد، عملاً رنج قربانیان را نادیده می‌گیرد «تاریک‌ترین جای دوزخ» یعنی چه؟ این تعبیر اغراق‌آمیز نیست؛ دانته می‌خواهد بگوید: گناه این افراد فقط انجام ندادن بدی نیست، بلکه امتناع از دفاع از خوبی است. در کمدی الهی، این افراد حتی شایسته قضاوت قهرمانانه هم نیستند؛ آن‌ها در وضعیتی معلق و حقیر رها می‌شوند، چون نه جرأت شر داشته‌اند و نه شجاعت خیر.

ما امروز وارث مرده‌ریگِ پدرانمان هستیم و از خرمن غفلتِ آن خواب‌زدگان خوشه می‌چینیم. گناهی که از دل و دست نسلِ قبل سرچشمه می‌گیرد، چون جویباری در نسلِ بعد روان می‌شود و علف‌های هرزِ بلایا را در همه‌جا می‌رویاند. این عدالت نیست که نسلی عصاره‌ی زهرآگین عملِ نسلی دیگر را بنوشد؛ نه عدالت نیست، اما واقعیت است. "افسانه‌های تِبای" ✍️سوفوکلِس