en
Feedback
کک و مک های لی فلیکس:>

کک و مک های لی فلیکس:>

Closed channel

قــوِ سفید دریاچـه گم شده، معشوقه‌ـش دلتـنگ اوست؛ شاید او همـین اطراف باشد... @Sunflowerfieldbot

Show more
210
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-230 days
Posts Archive
سعیـد: بابارضـا چطور شد؟ رد ڪرد؟ زهـره: چیـو رد ڪرد؟ سـعید: سڪته رو دیگـه زهـره: بابا سڪته ڪرده؟ الان ڪجاست؟ سعـید: آی سـی یو زهـره: آی سـی یو یعنی چـی؟ زیبـا: آی سـی یو یعنی مـن تو رو می‌بیـنم دیگه. آی سـی یو تـو

بدبختی‌هام حل نمیشه اما حداقل آرزوی بچگیم برآورده میشه.

از لحاظ روحی واقعا نیاز دارم بهراد و مسعود به هم برسن و شاهد یه صحنه عاشقانه ازشون باشم

دوتا روح درست در نسبت فامیلیِ اشتباه.

واقعا معلوم نیست نویسنده‌اش با خودش چی فکر کرده

از این حق‌تر اصلا نیست.
از این حق‌تر اصلا نیست.

بهراد و مسعود: عمو و برادرزاده

داغونم کرد.

"بوی نینی میده." (یوسانگ)

کاش شب‌ها طولانی‌تر بودن.

"زدم زیر گریه؛ یعنی، واقعا زدم زیر گریه... از آن گریه‌های شانه‌لرزان و هق‌هق‌های غیرقابل کنترل. به‌خاطر ناراحتی گریه نمی‌کردم. گریه می‌کردم؛ چون برای اولین بار در زندگی‌ام حالم خوب بود. احساس امنیت می‌کردم، احساس می‌کردم کسی هوایم را دارد. دهه‌ها کشمکش با خدا و دست و پنجه نرم کردن با زندگی و غم، همه را شسته و برده بود، انگار رودخانه‌ی درد به فراموشی سپرده شده بود." فِرِندز–متیو پری

عین تاج میذارمش روی سرم.

بعد از هر سه تا پیام: بخوابیم