en
Feedback
دختری از جنس شیطان

دختری از جنس شیطان

Closed channel

از پشت بغلش کنی به خودت فشارش بدی هی پوست گردنشو میک بزنی🔥 شروع رمان صحنه دار دختری از جنس شیطان https://t.me/c/1579569132/35306 به قلم راحلهdm کپی ممنوع❌

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel دختری از جنس شیطان

Channel دختری از جنس شیطان in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 16 069 subscribers, ranking 2 284 in the Books category and 20 539 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 16 069 subscribers.

According to the latest data from 07 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -233 over the last 30 days and by -38 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 0.74%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 3.78% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 119 views. Within the first day, a publication typically gains 607 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 14.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as رمان, سینه, وقت, پام, چنگ.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
از پشت بغلش کنی به خودت فشارش بدی هی پوست گردنشو میک بزنی🔥 شروع رمان صحنه دار دختری از جنس شیطان https://t.me/c/1579569132/35306 به قلم راحلهdm کپی ممنوع❌

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 08 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Books category.

16 069
Subscribers
-3824 hours
-1507 days
-23330 days
Posts Archive
- دختر مدرسه ای هام همچین با.سنی دارن؟ روی میز نشستم و با ناز گفتم: - چرا آقا معلم خوشت نمیاد ازش؟ دستی به ته ریش جذابش زد و گفت: - تو مدرسه ایم حواست هست؟ با ناز کتونی هام رو در اوردمو براش دا.گ استایل شدم. - دوست نداری از این زاویه ببینیش؟ دستش رو کش شلوارم نشست و شلوارمو پایین کشید که... https://t.me/+Ab65zDbk4Zo2YjRk رو میز برا معلمش دا*گ استایل میشه💧

-سرکرده ی مافیا له‌له یه ممه رو میزنه؟! خجالت بکش مرد! روی بدنم خیمه زد و از گردنم بوسید تا بیاد پایین -ممه هات اندازه ی عدسن دخترکم، تازه باید خداتم شکر کنی که له له همون دوتا عدسو میزنم! موهاشو تو چنگ گرفتم و با حرص گفتم -نه پس برو با ممه های بقیه ی زنا یه قل دو قل بازی کن... لیاقتت همونا هستن ولم کننننن! تو گلو خندید و سوتینمو با یه حرکت بالا زد -من فقط جی جی های زنمو لیس میزنم و میخورم، حالا هم شیر بده که شوهری گرسنس! https://t.me/+bPJ6DWMktKgzMjQ0 پسره رئیس مافیاست، چنان خشنه و ابهت داره که همه ازش می ترسن جز دختر کوچولوی ملوسی که زنشه و...❌💦

مادربزرگش تا سک.سشون نبینه ول نمیکنهههه🤣💦

-مادربزرگت در اتاق و چرا کَنده برده هامون؟! خونسرد مشغول باز کردن دکمه‌های پیراهنش بود. -می‌خواد مراحل داد و ستد من و تورو بدونِ فیلتر ببینه! چشم‌غره‌ای نثارش کردم. -یادت رفته ازدواجمون صوریه؟! نباید قبول می‌کردی شب و خونش بمونیم. نوچی گفت. -امشب یه ریزه باید زیرم وول بخوری دلِ پیرزن شاد شه. شوکه لب زدم: -چـــــی؟! اما با صدای عصای مادربزرگش از داخلِ راهرو مرا روی تخت انداخت‌و... https://t.me/+Yz13a8QS99xjNDRk https://t.me/+Yz13a8QS99xjNDRk رئیسِ مافیا باشی و یه لشکر ازت حساب ببرن، اما ازدواجت صوری باشه و مادربزرگتم پیگیرِ نوه😂😂 البته بماند که آقا هوسِ زنِ صوریش و داره مادربزرگ و خواسته‌هاش بهانه‌ست😁😂🔞

-ویس آه و ناله میفرستی واسه دوست پسرت مامانت خبر داره خانم کوچولو؟ گوشیمو پشتم قایم کردم که به زور از دستم کشید -اقا میشه گوشیمو بدین روی ویس ضربه زد که صدای ناله هام توی فضا پیچید با چشمای خمار سر تاپامو رصد کرد -خودارضایی کردی واسش سرمه؟! -اقا تو رو خدا به مامانم نگو گوشی رو انداخت تو جیبش -نمیگم به شرطی که جلوی چشمام خودارضایی کنی!💦💦🔥 https://t.me/+xKwoTsEhj0wwMDhk

-شرط ازدواجم این بود که حامله نشم خانوم دکتر. دکترم خیره به مانیتور به دستیارش گفت: -بگید همسرِ این خانوم تشریف بیارن داخل. بی‌قرار سرم را بلند کردم. -می‌شه سقط کنم؟ همان لحظه هامون وارد اتاق شد و همزمان صدای گرومپ گرومپ قلب جنینم در فضا پیچید. -این صدای قلبِ دخترتون عزیزم. کمی غربیلک دستگاه را تکان داد و یک صدای زندگیِ دیگر، همه‌ی جانم را سست کرد‌. -اینم قلب پسرتون. تبریک می‌گم دوقلو هستن! برگشتو با حالتی خاص به هامون خیره شد. -گفتی می‌خوای سقطشون کنی؟! https://t.me/+bPJ6DWMktKgzMjQ0 هامون یه جور عاشق ستیاست که از حاملگیش وحشت داره، چون می‌ترسه آسیب ببینه، اما با شنیدن صدای قلب دوقلوهاش...😭

-آروم بگیر دوردونه‌م. الان تموم می‌شه. نفس نفس زدم. -پندار دو سال از اولین رابطه‌مون گذشته. یواشتر. آخ، پاره شدم؟! تو گلو خندید و مجال نداد سر بلند کنم. -ناله نکن سو، اینجوری دوست دارم محکم‌تر بکوبم بهت. روی گوشم تا چونه‌م و بوسیدو لب زد: -دو سال خودتو دریغ کردی عزیز کرده. چطور آروم باشم؟! تنم را میانِ آغوشش کشید. ضرباتش تند‌تر شدند و ناله‌ای مردانه کرد و غرید: -اگه حامله‌ت نکنم بازم از دستم لیز می‌خوری توله؟! تند و با وحشت سر تکان دادم و پیشانی به پیشانی‌ام چسباند‌. -می‌خوام بابای بچه‌ت باشم سو... با حسِ داغی درونم، خواستم پسش بزنم که مرا میانِ حصارِ آغوشش قفل کردو...🔥❌ https://t.me/+Yz13a8QS99xjNDRk پسره بعد از این پارت غیبش می‌زنه و وقتی برمی‌گرده که بچه‌ش هشت ماهشه...🥲🥹

-آروم بگیر دوردونه‌م. الان تموم می‌شه. نفس نفس زدم. -پندار دو سال از اولین رابطه‌مون گذشته. یواشتر. آخ، پاره شدم؟! تو گلو خندید و مجال نداد سر بلند کنم. -ناله نکن سو، اینجوری دوست دارم محکم‌تر بکوبم بهت. روی گوشم تا چونه‌م و بوسیدو لب زد: -دو سال خودتو دریغ کردی عزیز کرده. چطور آروم باشم؟! تنم را میانِ آغوشش کشید. ضرباتش تند‌تر شدند و ناله‌ای مردانه کرد و غرید: -اگه حامله‌ت نکنم بازم از دستم لیز می‌خوری توله؟! تند و با وحشت سر تکان دادم و پیشانی به پیشانی‌ام چسباند‌. -می‌خوام بابای بچه‌ت باشم سو... با حسِ داغی درونم، خواستم پسش بزنم که مرا میانِ حصارِ آغوشش قفل کردو...🔥❌ https://t.me/+Yz13a8QS99xjNDRk پسره بعد از این پارت غیبش می‌زنه و وقتی برمی‌گرده که بچه‌ش هشت ماهشه...🥲🥹

- شورتت افتاده بود وسط راه پله! دست به کمر شدم. - اصلا از کجا می‌دونی شورت منه؟ پوزخندی زد و شورت را از هم باز کرد. - کی تو این آپارتمان انقد باسنش گنده است، معلومه تو! شورت را از دستش قاپیدم. - حالا هرچی! تو چیکاره‌ای؟ تو چرا می‌سوزیییی شوهر #سابق؟ مچ دستم را گرفت. - می‌سوزم که طلاق دادم از دستم رفتی! متعجب بودم که من را سمت خودش کشید و...🙈🔥 https://t.me/+Yz13a8QS99xjNDRk پسره‌ی لاشی دنبال بهونه است تا با زن سابقش...😂😂🔥❌🙊👆 #دارای‌محدودیت‌سنی

_چجوری بگم تن گنده‌تو از رو تنم برداری؟!…دارم میمیرم…بلندشو… بوسه های ریزش زیر گردنم میخورد: _یه راند دیگه بریم بعد بخوابیم؟! لای پام میسوخت… _درد دارم آیین…برو کنار… بی توجه به حرفم خودش را واردم میکند: _مثل اینکه ناز بکشم نتیجه ی عکس داره روناک،از زیر تنم تکون نمیخوری،همونجوری که دوست دارم میکنمت،خشن… می گوید و ضربات محکمش تمام تنم را تکان میدهد…💦😎 https://t.me/+-fTo3wROcWplZDQ0 رمانش از پارت اول صحنه داره🙊

-من چاق شدم هامون؟ بغلم کرد و کنج لبهامو بوسید -چاق نیستی تپلی هستی قربونت برم بغض کردم -تو زن تپلی دوست نداری؟ میری زن میگیری؟ ناباور می‌خندد -این حرفا چیه خانومم! من همین تپلی بودنت و دوست دارم! -ولی مامانت میگه من چاقم، میگه اگه لاغر نکنم چربی میزنم و نمیتونم بچه بیارم و هومان سرم هوو میاره دستش سر خورد زیر تیشرتم و بالا تنمه و چنگ زد -مهم منم که همینجوری میخوامت، اگه یه گرم از وزنت کم بشه وای به حالت نارنجی! می‌گوید و لب‌هایم و با خشونت شکار می‌کند. https://t.me/+Z1jSaQMv69dhZTY0 اصلا دختر باید تپلی و نرم باشه هرجاشو بگیری گوشت بیاد دستت حسابی بچلونیش 🙊🤤

👅من نارنجم... دختر یتیمی که از بچگی نشون کرده‌ی پسرعمومم! کل نوجونیم، منتظر برگشتن اون بودم ولی وقتی از خارج برگشت منو ندید. حق داشت! هامون سکسی جذاب کجا و منی که ۳۰ کیلو اضافه وزن داشتم کجا!؟ ولی با اتفاقی که افتاد، مجبور شد منو بگیره و همون شب اول جوری باهام تا کرد که... https://t.me/+Z1jSaQMv69dhZTY0 #مناسب_بزرگسال 🙈🔥

_چجوری بگم تن گنده‌تو از رو تنم برداری؟!…دارم میمیرم…بلندشو… بوسه های ریزش زیر گردنم میخورد: _یه راند دیگه بریم بعد بخوابیم؟! لای پام میسوخت… _درد دارم آیین…برو کنار… بی توجه به حرفم خودش را واردم میکند: _مثل اینکه ناز بکشم نتیجه ی عکس داره روناک،از زیر تنم تکون نمیخوری،همونجوری که دوست دارم میکنمت،خشن… می گوید و ضربات محکمش تمام تنم را تکان میدهد…💦😎 https://t.me/+-fTo3wROcWplZDQ0 رمانش از پارت اول صحنه داره🙊

هوی تو کجا؟ بمون خونه میخوای آبرمون و ببری؟ دخترک شوکه شد. -جشن تولد شوهرمه خودم نیام؟ خواهر هامون با تحقیر نگاهش کرد. -با این لباسا آبرومون میره ! بمون خونه واست کیک میاریم. فیلمم میگیرم ببینی. اشک چشمش جاری شد. لباسهایش کهنه بود. شوهر پولدارش برایش لباس نمیخرید. -خب لباس ندارم. منم دلم میخواد بیام. دخترک با خنده رفت. همه در کافه منتظر بودند و هامون سفارش کرده بود به هیچ عنوان نارنج را همراهش نکند. -شاید چون انقد چاقی لباس به سایزت پیدا نمیشه. در را که بست دخترک با هق هق روی زمین نشست. -یه روزی پشیمون میشی نامرد❌ https://t.me/+Z1jSaQMv69dhZTY0 آخ آخ از پشیمونیت هامون خان👆

من آیینم… عاشق دختری شدم که مادرم عذابش میداد و دم نمیزد … خواهرم آزارش میداد ولی اون صداش درنمیومد… با خبر نازایی زنم اذیت و آزاراشون به حدی رسید و مادرم دمِ گوشم از صیغه کردن دختر خالم میگفت… خر شدم…خر ناز و عشوه های دست دختر سابقم شدم و صیغه‌ش کردم .. حالا مادر و خواهرم به کنار دوست دختر صیغه ایم هم زنمو آزار میده … یه روزی که صدای ناله های از سر لذتمونو شنید و زنم برای همیشه ترکم کرد … زنم رفت و من تازه فهمیدم بدون اون نمیتونم …دنبالش گشتم ولی دیر بود ،قلبش دیگه برام نمیزنه…. https://t.me/+-fTo3wROcWplZDQ0 این جا یه زن قراره تاوان بی وفایی همسرشو بگیره 🥺🥺

👅من نارنجم... دختر یتیمی که از بچگی نشون کرده‌ی پسرعمومم! کل نوجونیم، منتظر برگشتن اون بودم ولی وقتی از خارج برگشت منو ندید. حق داشت! هامون سکسی جذاب کجا و منی که ۳۰ کیلو اضافه وزن داشتم کجا!؟ ولی با اتفاقی که افتاد، مجبور شد منو بگیره و همون شب اول جوری باهام تا کرد که... https://t.me/+Z1jSaQMv69dhZTY0 #مناسب_بزرگسال 🙈🔥

من آیینم… عاشق دختری شدم که مادرم عذابش میداد و دم نمیزد … خواهرم آزارش میداد ولی اون صداش درنمیومد… با خبر نازایی زنم اذیت و آزاراشون به حدی رسید و مادرم دمِ گوشم از صیغه کردن دختر خالم میگفت… خر شدم…خر ناز و عشوه های دست دختر سابقم شدم و صیغه‌ش کردم .. حالا مادر و خواهرم به کنار دوست دختر صیغه ایم هم زنمو آزار میده … یه روزی که صدای ناله های از سر لذتمونو شنید و زنم برای همیشه ترکم کرد … زنم رفت و من تازه فهمیدم بدون اون نمیتونم …دنبالش گشتم ولی دیر بود ،قلبش دیگه برام نمیزنه…. https://t.me/+-fTo3wROcWplZDQ0 این جا یه زن قراره تاوان بی وفایی همسرشو بگیره 🥺🥺

- ایهاالناس من حالم از زن خوشگلم بهم میخوره! همه هین کشیدند و دخترک یخ زد - نارنج رو میگی هامون؟ تازه عروستو.. هامون قهقهه زد - خود ناکسش... تازه عروس؟ عروس فرو کرده ی حاجی! حتی بدرد سکس شب عروسی هم نخورد قلب دخترک پرسروصدا شکست اما هامون شب عروسی این را نمیگفت! - خب حاجی طلاقش بده...زن بد سکس بدرد نمیخوره هامون پر غیظ نیشخند زد - حاجی گفته طلاق بدم ارث بی ارث خودش باس بره... هامون رفتنش را می‌خواست؟ دخترک سمت کیفش رفت و ندانست هامون قرار بود برای پیدا کردنش شهر را الک کند https://t.me/+Z1jSaQMv69dhZTY0

من آیینم… عاشق دختری شدم که مادرم عذابش میداد و دم نمیزد … خواهرم آزارش میداد ولی اون صداش درنمیومد… با خبر نازایی زنم اذیت و آزاراشون به حدی رسید و مادرم دمِ گوشم از صیغه کردن دختر خالم میگفت… خر شدم…خر ناز و عشوه های دست دختر سابقم شدم و صیغه‌ش کردم .. حالا مادر و خواهرم به کنار دوست دختر صیغه ایم هم زنمو آزار میده … یه روزی که صدای ناله های از سر لذتمونو شنید و زنم برای همیشه ترکم کرد … زنم رفت و من تازه فهمیدم بدون اون نمیتونم …دنبالش گشتم ولی دیر بود ،قلبش دیگه برام نمیزنه…. https://t.me/+-fTo3wROcWplZDQ0 این جا یه زن قراره تاوان بی وفایی همسرشو بگیره 🥺🥺

👅من نارنجم... دختر یتیمی که از بچگی نشون کرده‌ی پسرعمومم! کل نوجونیم، منتظر برگشتن اون بودم ولی وقتی از خارج برگشت منو ندید. حق داشت! هامون سکسی جذاب کجا و منی که ۳۰ کیلو اضافه وزن داشتم کجا!؟ ولی با اتفاقی که افتاد، مجبور شد منو بگیره و همون شب اول جوری باهام تا کرد که... https://t.me/+Z1jSaQMv69dhZTY0 #مناسب_بزرگسال 🙈🔥

دختری از جنس شیطان - Statistics & analytics of Telegram channel