fa
Feedback
دختری از جنس شیطان

دختری از جنس شیطان

کانال بسته

از پشت بغلش کنی به خودت فشارش بدی هی پوست گردنشو میک بزنی🔥 شروع رمان صحنه دار دختری از جنس شیطان https://t.me/c/1579569132/35306 به قلم راحلهdm کپی ممنوع❌

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام دختری از جنس شیطان

کانال دختری از جنس شیطان در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 16 354 مشترک است و جایگاه 2 233 را در دسته کتب و رتبه 20 296 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 16 354 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 25 اوت, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 156 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -30 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 1.04% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 4.22% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 170 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 690 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 18 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند رمان, سینه, وقت, پام, چنگ تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
از پشت بغلش کنی به خودت فشارش بدی هی پوست گردنشو میک بزنی🔥 شروع رمان صحنه دار دختری از جنس شیطان https://t.me/c/1579569132/35306 به قلم راحلهdm کپی ممنوع❌

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 26 اوت, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته کتب تبدیل کرده‌اند.

16 354
مشترکین
-3024 ساعت
-1627 روز
+15630 روز
آرشیو پست ها
اووف رمانش خیلی سک.سیه🤤

یه دختر هجده ساله‌ی کوچولو موچولو... که گیره کیاشا هخامنش، بزرگ کُردا میوفته... دختری که چیزی از رابطه نمیدونه و شب اول جوری پسر داستان براش میخوره که وسط کار غش میکنه🔞💦🤭 https://t.me/+eEnlnHilz7I4ZTg8 #بزرگسالان  #انتقامی  #ازدواج_اجباری

رمان پسر غیرتی و دختر خوشگل و شیطون میخوای؟🤤🔥 سه روزه اسیرشمممم چشم رو هم نذاشتمممم🥲 ازوناس که انقدر نباتن قند تو دلت آب میشه😍 بیا ببین رئیس مغرور و وحشی که همه مثل سگ ازش میترسن چجوری قربون صدقه دختر نازنازیش میرررررره...💦 دختره یه‌جوری واسه‌ش شیطونی میکنه غمزه میاد انگار ملکه‌س...😭😂 آقاشون یه‌جوری نازشو میکشه آدم میمیره واسشون... منم یکی ازین سگ غیرتیای جذااااب میخوامممم🥺😂😂😂👇👇👇 https://t.me/+yxYRyzR9yjUwYTI0

دیوثِ اعظم🤣

-انگشتتو بکش رو رگِ زیرش... انگشت کوچولوم‌و زیر کلفت پررگش کشیدم. -چرا انقدر برجسته شده کیاشا؟!   آهی کشید و خمار پچ زد: -می‌بینیش؟! همون‌و باید زبون بزنی. با تردید سر جلو بردم و زبون زیرش کشیدم. -آخ دختر دهنِ داغت گا.ییدن داره. سرم و به کلفتش فشار داد و دستام‌و روی رونش گذاشتم تا مانع شم. -بخوای بازی در بیاری جای دهنت تپلت جر می‌خوره. با این حرفش تند دستام‌و برداشتم. هنوز از دیشب زخم بودم. -اینجوری آبم نمیاد دورت بگردم باید توش باشه. خواستم فرار کنم که بازوم‌و گرفت‌و رو تخت انداختم. -بی‌حسی می‌زنم آروم بگیر. بلافاصله با حسِ کشیدگیِ واژنم جیغ‌ زدم‌و...🔥❌ https://t.me/+eEnlnHilz7I4ZTg8

رمان پسر غیرتی و دختر خوشگل و شیطون میخوای؟🤤🔥 سه روزه اسیرشمممم چشم رو هم نذاشتمممم🥲 ازوناس که انقدر نباتن قند تو دلت آب میشه😍 بیا ببین رئیس مغرور و وحشی که همه مثل سگ ازش میترسن چجوری قربون صدقه دختر نازنازیش میرررررره...💦 دختره یه‌جوری واسه‌ش شیطونی میکنه غمزه میاد انگار ملکه‌س...😭😂 آقاشون یه‌جوری نازشو میکشه آدم میمیره واسشون... منم یکی ازین سگ غیرتیای جذااااب میخوامممم🥺😂😂😂👇👇👇 https://t.me/+yxYRyzR9yjUwYTI0

دیوثِ اعظم🤣

-انگشتتو بکش رو رگِ زیرش... انگشت کوچولوم‌و زیر کلفت پررگش کشیدم. -چرا انقدر برجسته شده کیاشا؟!   آهی کشید و خمار پچ زد: -می‌بینیش؟! همون‌و باید زبون بزنی. با تردید سر جلو بردم و زبون زیرش کشیدم. -آخ دختر دهنِ داغت گا.ییدن داره. سرم و به کلفتش فشار داد و دستام‌و روی رونش گذاشتم تا مانع شم. -بخوای بازی در بیاری جای دهنت تپلت جر می‌خوره. با این حرفش تند دستام‌و برداشتم. هنوز از دیشب زخم بودم. -اینجوری آبم نمیاد دورت بگردم باید توش باشه. خواستم فرار کنم که بازوم‌و گرفت‌و رو تخت انداختم. -بی‌حسی می‌زنم آروم بگیر. بلافاصله با حسِ کشیدگیِ واژنم جیغ‌ زدم‌و...🔥❌ https://t.me/+eEnlnHilz7I4ZTg8

خیلی اروم کمرشو گرفتم و نشوندمش، ناله که کرد از تنگیش خل شدم.🔥💦 - ارغوان، دیوونم کردی. اخی گفت که کمرشو چرخوندم. - چه تنگی توله از کی سکس نداشتی؟ ترکیدم. اونقدر تنگ و بکر بود که سریع ارضا شدم، فکرشم نمیکردم دخترعموی گمدشم که با نقشه ی دزدیدن ارثش بهش نزدیک شدم این قدر تنگ و هات باشه‌. خودمو ازش کشیدم بیرون که با دیدن خون... - چی؟ دختر بودی؟ لامصب دختر بودی؟ با نگاه خیسش نگاهم کرد و... https://t.me/+yxYRyzR9yjUwYTI0

کیاشا هخامنش... یه مرد کُرد، یه مرد جذاب و غیرتی... اون به یه دخترِ کوچولوی بی‌کس پناه میده، عاشق اون کوچولو میشه و اونو به تختش می‌بره! اما وقتی می‌فهمه باکره نبوده ....💦🔞❌ https://t.me/+eEnlnHilz7I4ZTg8 #دارای‌رده‌سنی۱۸سال🔥

- صورتیه بین پات؟ با شرم یه کیاشا نگاه کردم. - م... متوجه نشدم آقا! پوزخند زد و کنارم نشست. - داخل و.اژنت صورتیه؟ از وقاحتش لب گزیدم و اون دست داغش و بین پام کشید و...💦🔞 https://t.me/+eEnlnHilz7I4ZTg8 دختر روستایی ساده‌ای که عقد دشمن جذاب و وحشیش میشه و...🙊🥲❌

- ارضا شدنتو حس نکردم؟ با گریه ازش جدا شدم. - نمیخواد درد داره. دستامو بالای سرم قفل کرد و نوک سینمو بوسید. - این همه واسم خاریدی بکنمت لااقل بذار ارضات کنم. لب برچیدم که دوباره خودشو واردم کرد که ناخواسته ناله کردم. - افرین دختر کوچولوم، بلرز واسم. https://t.me/+yxYRyzR9yjUwYTI0 💦دختره با پسر عموش همش یواشکی روی تخته🔥

- کُردا رسم دستمال دارن آقا کیاشا؟ آخه ما... یعنی زنتون نمیشم. اخمی کرد که چهره‌‌ی جذابش ابهت بیشتری گرفت. - همچین چیزی نیست! - خداروشکر، واقعا استرس داشتم. چشماش و تیز کرد. - اما رسمم نداریم دختر مردم و تو خونه نگه داریم! لب گزیدم. - عقد شما نیستم مگه؟ در اتاق و بست. - با عقد زنم نمیشی که دڵی من(قلبم)! https://t.me/+eEnlnHilz7I4ZTg8 پسره کُردِ جذاب و دختر معصومی که صوری زنش شده اما...🥹🔥❌

- بین ممه هات جون میده واسه مک زدن! با خجالت شالم و روش کشیدم. - نمی‌خوای اجازه بدی برم بیرون کیاشا جونم؟ - کجا میری؟ - دوستم میخواد با نامزدش بره بیرون، منم دعوتم. کمرم و گرفت و روی پاش نشوندم. - حتما دوست نامزدش هم میاد! لب برچیدم. - خب بیاد، چی میشه‌مگه؟ - ادب نمیشی نه؟ - چیکار کنم؟ دستش و پشت سرم گذاشت. - تو نه، من باید مال خودم بکنمت. متعجب بودم که دست آزادش زیر لباسم رفت. شلوارم و پایین کشید و...🔥🔥❌ https://t.me/+eEnlnHilz7I4ZTg8 #دارای‌صحنه‌های‌بزرگسالان‌وهات🔞💦

اینجا یه تازه عروس دوماد داریم که دامادش حسابی بی‌قراره و عروسش حسابی لوند😍🫦 مادربزرگِ پسره شرط گذاشته تا دخترمون هجده سالش نشده خبری از رابطه نباشه و فقط معاشرت کنن...😂👌 اما....😂 چه معاشرتی؟! پسرمون معاشرتش فقط با دستاشه و هر جا فرصت پیش بیاد دخترمون و خفت می‌کنه...♨️ آخرشم یه بار که تو ماشین داره با نادیامون معاشرت می‌کنه گشت ارشاد می‌گیرشون...😋❌🔞 نگم از وقتی که خانواده‌ها می‌رسن کلانتری😁😂🤭 خودت بخون👇 https://t.me/+eEnlnHilz7I4ZTg8

_ لخت نشی، بگات دادم نبات؛ یالا!❌ موهامو از پشت چنگ زد و پرتم کرد تو سرویس اتاق خواب!🔞🥺 با ترس عقب عقب رفتمو لب زدم _ تورو خدا؛ دست از سر منو بابام بردار؛ غلط کردم..اشتباه کردم بهت جواب رد دادم؛ می ترسم..بذار برم! _ ولی من تازه صیغه ات کردم عروسک کوچولو؛ حالا حالا ها با من کار داری بکن لباساتو، بده من اون چیزی که حقمه! 🥺 😢 https://t.me/+reJb7ONSc4k4MzM0 دخترعموشه؛ ولی با جواب ردی که سالها پیش بهش داده جوری شعله ی انتقامو تو دلت روشن کرده که باوجود زن اولش صیغه اش می کنه و...❌🔞

_بیا بکن منو بیشرف،چی تو آشی که برام آوردی ریخته بودی که دلم میخواد بهت بدم؟!… کوروش با رضایت کامل کمرش را چنگ میزند و شلوارش را پایین می کشد… _به عطاره گفتم یه خانوم متشخص همسایمه که همش میخواد منو تحریک کنه و بهم نده… خودم تندی سوتینمو باز میکنم: _خب؟! چشمای کوروش برق می افتد: _یه قطره بهم داد…گفت دو تا بیشتر نریزم تو آشت…ولی من شمارشش از دستم در رفتو… با دستم نشانم میدهد: _اینم نمونه کار… می گوید و زبانش روی نوک سیـنـ…. https://t.me/+yqFp79VplZc4M2Jk

- لاپات عین دختراست دیگه؟ نگاهی بهش کردم و لباسمو رو به خودم پیچوندم. - ب...بله. این چه سوالیه؟ لبخندی زد و دامن لباسمو کشید. - میخوام باهات بخوابم. - ولی من...شوهر دارم. نیشخندی زد و تن درشتش رو روم‌کشید. - مهم نیست. مهم سوراخ که داریش. خودشو بهم فشرد که... https://t.me/+yTT5vZZLP7kyMTZh ❌💦شوهرم منو سر قمار فروخت به مرد خشن و هاتی که هرشب ازم سکس میخواست...

_بیا بکن منو بیشرف،چی تو آشی که برام آوردی ریخته بودی که دلم میخواد بهت بدم؟!… کوروش با رضایت کامل کمرش را چنگ میزند و شلوارش را پایین می کشد… _به عطاره گفتم یه خانوم متشخص همسایمه که همش میخواد منو تحریک کنه و بهم نده… خودم تندی سوتینمو باز میکنم: _خب؟! چشمای کوروش برق می افتد: _یه قطره بهم داد…گفت دو تا بیشتر نریزم تو آشت…ولی من شمارشش از دستم در رفتو… با دستم نشانم میدهد: _اینم نمونه کار… می گوید و زبانش روی نوک سیـنـ…. https://t.me/+yqFp79VplZc4M2Jk

_داداشت به خواهر من تجاوز کرد…منم به تو تجاوز کردم بی حساب بشیم… ماهور با بغض ناله میکند: _خواهرت از داداشم حامله شد؟!… کوروش با بهت یک تای ابرویش را بالا میبرد: _یعنی چی؟!… ماهور بیبی چک با دو خط قرمز شده را روی میز پیش رویش می گذارد: _من ازت حامله‌م آقا…. قدمی به عقب برمیدارد و نمیداند چه میشود که سرش گیج میرود و روی زمین می افتد کوروش با ترس سمتش قدم برمیدارد و صدایش میزند https://t.me/+yqFp79VplZc4M2Jk