259
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-230 days
Posts Archive
259
گفتم اگر ساقی شوی از دل صدایت می کنم
در حال خوب مستی ام حمد و ثنایت میکنم
از عاشقی هایت اگر یک ذره اش سهم منست
در قاب این دلواپسی جانم فدایت می کنم
ازجان آن بوسه بگو آنجا که غم ماوا نداشت
گفتم که با طعم لبت از بد سوایت میکنم
میراث دستان ترا آغوش پر مهرت خرید
آنقدر که با گرمای ان در تن رهایت می کنم
دیوار چین را چشم تو با ناز و غمزه باز کرد
تا آن پیام پلک رسید با آن خدایت می کنم
با ما ولی دنیا نساخت تادیب عشق آغازشد
وقتی که گفتی میروی بازم دعایت میکنم
اسماعیل صالحی(اسی کوچک)
259
رابطه با آدمِ سالم
فقط اون قسمتش که
اشتباهاتش رو میپذیره
و بهت این حس رو نمیده که
مقصر همه چیز فقط تویی
🚬
259
کمالطلبی آدم را مریض میکند، عقب نگه میدارد و ترسو میکند. مگر چی کامل هست؟
به قول آن دوست، جونور کامل کیه؟ هیچچیز پاینده نیست و تا ابد با ما نیست و هیچکس مانا نیست. بیهیچ یکنواختی، تقارن و صیقل. نقص، فردیت میبخشد.
🚬
259
به جای بیشتر داشتن، به عمیق تر دیدن عادت کن، دنیا برای کسی که بلد است تماشا کند، هرگز تکراری نمی شود.
🚬
259
دوتا از صمیمی ترین آدم های زندگیم طلاق گرفتن
خیلی راحت💔
میدونین چیه؟
اینو دلی بهتون میگم
ببینید توی ازدواج، میتونین “همه ابعاد” شخصیت یه آدم رو تحمل کنین یا نه
چرا اخه فقط کور میشید تک بعدی نگاه میکنین
بابا آدم ها هزار لایه دارن
زندگی صبر میخواد
تلاش میخواد...
🚬
259
وضعیت عجیببه؛ یکی از همسایهها داره به پنجرهش چسب میزنه اون یکی پردههارو باز کرده داره شیشههارو میشوره.
🚬
259
با این قیمت طلا دیگه نمیشه حلقه ملقه خرید؛
باید یه اسپری قرمز بگیرید رو نامزدتون ضربدر بزنید نبرنش.
🚬
259
من ...
بعد از هزار سالِ تمام حتی
باز روزی مُردهام به خانه باز خواهد گشت
تو از این تنبورهزنانِ توی کوچه نترس
نمیگذارم شبهای ساکتِ پاییزی
از هول و ولایِ لرزانِ باد بترسی ...
هر کجا که باشم
باز کفن بر شانه از اشتباهِ مرگ میگذرم
میآیم مشقهای عقبماندهی تو را مینویسم
پتوی چهارخانهی خودم را
تا زیرِ چانهات بالا میکشم
و بعد ... یک طوری پرده را کنار میزنم
که باد از شمارشِ مُردگانِ بیگورش
نفهمد که یکی کم دارد!
🚬
259
مثلاً کاش خدا هیچ بندهای را مستأصل نمیکرد،
هیچ پدری را شرمندهٔ مخارج نمیکرد،
یا هیچ عاشقی را در حسرتِ معشوق نمیگذاشت.
مثلاً کاش
خدا هیچ مادری را بر سرِ مزارِ پسرش نمینشاند.
مثلاً کاش تمام این اتفاقات نمیافتاد.
مثلاً کاش من الان متن طنزی مینوشتم و همهمان میخندیدیم،
جای تمام این گونههای ترکخوردهٔ خیس...
مهران یاوری
🚬
