en
Feedback
دریچه

دریچه

Open in Telegram

برای ایرانیان کائنات

Show more
259
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-230 days
Posts Archive
‏تو کوله‌ی اضطراریم تو رو هم می‌ذارم. 🚬

4_5915851394748777738.mp35.58 MB

photo content

4_5843600780585600721.mp33.45 MB

گفتم اگر ساقی شوی از دل صدایت می کنم در حال خوب مستی ام حمد و ثنایت میکنم از عاشقی هایت اگر یک ذره اش سهم منست در قاب این دلواپسی جانم فدایت می کنم ازجان آن بوسه بگو آنجا که غم ماوا نداشت گفتم که با طعم لبت از بد سوایت میکنم میراث دستان ترا آغوش پر مهرت خرید آنقدر که با گرمای ان در تن رهایت می کنم دیوار چین را چشم تو با ناز و غمزه باز کرد تا آن‌ پیام پلک رسید با آن خدایت می کنم با ما ولی دنیا نساخت تادیب عشق آغازشد وقتی که گفتی میروی بازم دعایت میکنم اسماعیل صالحی(اسی کوچک)

رابطه با آدمِ سالم فقط اون قسمتش که اشتباهاتش رو میپذیره و بهت این حس رو نمیده که مقصر همه چیز فقط تویی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🚬

کمال‌طلبی آدم را مریض می‌کند، عقب نگه می‌دارد و ترسو می‌کند. مگر چی کامل هست؟ به قول آن دوست، جونور کامل کیه؟ هیچ‌چیز پاینده نیست و تا ابد با ما نیست و هیچ‌کس مانا نیست. بی‌هیچ یکنواختی، تقارن و صیقل. نقص، فردیت می‌بخشد. 🚬

به جای بیشتر داشتن، به عمیق تر دیدن عادت کن، دنیا برای کسی که بلد است تماشا کند، هرگز تکراری نمی شود. 🚬

دوتا از صمیمی ترین آدم های زندگیم طلاق گرفتن خیلی راحت💔 میدونین چیه؟ اینو دلی بهتون میگم ببینید توی ازدواج‌، میتونین “همه ابعاد” شخصیت یه آدم رو تحمل کنین یا نه چرا اخه فقط کور میشید تک بعدی نگاه میکنین بابا آدم ها هزار لایه دارن زندگی صبر می‌خواد تلاش می‌خواد... 🚬

دلخوری های ریز ریز، بی مِهری های بزرگ بزرگ میاره. 🚬

‏وضعیت عجیببه؛ یکی از همسایه‌ها داره به پنجره‌ش چسب میزنه اون یکی پرده‌هارو باز کرده داره شیشه‌هارو می‌شوره. 🚬

با این قیمت طلا دیگه نمیشه حلقه ملقه خرید؛ باید یه اسپری قرمز بگیرید رو نامزدتون ضربدر بزنید نبرنش. 🚬

«کی میدونه چندتا کوه رو شونه کی سواره؟ با هم مدارا کنیم» 🚬

من ... بعد از هزار سالِ تمام حتی باز روزی مُرده‌ام به خانه باز خواهد گشت تو از این تنبوره‌زنانِ توی کوچه نترس نمی‌گذارم شب‌های ساکتِ پاییزی از هول و ولایِ لرزانِ باد بترسی ... هر کجا که باشم باز کفن بر شانه از اشتباهِ مرگ می‌گذرم می‌آیم مشق‌های عقب‌مانده‌ی تو را می‌نویسم پتوی چهار‌خانه‌ی خودم را تا زیرِ چانه‌ات بالا می‌کشم و بعد ... یک طوری پرده را کنار می‌زنم که باد از شمارشِ مُردگانِ بی‌گورش نفهمد که یکی کم دارد! 🚬

مثلاً کاش خدا هیچ بنده‌ای را مستأصل نمی‌کرد، هیچ پدری را شرمندهٔ مخارج نمی‌کرد، یا هیچ عاشقی را در حسرتِ معشوق نمی‌گذاشت. مثلاً کاش خدا هیچ مادری را بر سرِ مزارِ پسرش نمی‌نشاند. مثلاً کاش تمام این اتفاقات نمی‌افتاد. مثلاً کاش من الان متن طنزی می‌نوشتم و همه‌مان می‌خندیدیم، جای تمام این گونه‌های ترک‌خوردهٔ خیس... مهران یاوری 🚬

*تا انتها ببینید بهترین تراپی عمرتون میشه🤌*

photo content

photo content

photo content

AUD-20231001-WA0006.mp33.94 MB