259
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-230 days
Posts Archive
259
Repost from دریچه
بی تو از حد پریشانی خود دلگیرم
جای ان ماه با چشمان تو من تسخیرم
آنچه از شانه تو بر سر من می ماند
حالتی رفت که از مستی آن می میرم
چونکه آغوش توباشدبخداخواهم گفت
لب تو بوسه ای آورد که شده اکسیرم
دل هنوز از تب موهای تو فریاد نکرد
رنگ رخساره خبر داده از این تغییرم
چشم تو تیر کش جام بلا خواهد بود
تا بدانند که از غمزه آن نخجیرم
توبه کردم که چرا وصف ترا کم گفتم
تو قشنگی که با ماه رخت ....درگیرم
اسی کوچک
259
1404/12/7
صبح پنجشنبه تون
شاد و پرانرژی
آرزو دارم
امروز برای شما
عشق باشد و
یه دنیا سلامتی و
یه دنیا خوشبختی و
یه دنیا آرزوهاے دست یافتنی
💚🤍❤️
🌺😊🙋♀️
259
🕺🕺🕺🕺💃💃💃💃
شادباشین وکلی انرژی بگیرین
259
💭 جان بالبی میگه؛
*آنچه را نتوان با مادر در میان گذاشت، به خودمان هم نمیتوانیم بگوییم.*
🥀 منظور از مادر اینجا منبع دلبستگیه و امیدوارم یه منبع امن دلبستگی داشته باشید که از حالتون حرف بزنید.
سلام
صبح عزیزان بخیر ونیکی🌷🍃
🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
259
ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانی
جهان و هر چه در او هست صورتند و تو جانی
به پای خویشتن آیند عاشقان به کمندت
که هر که را تو بگیری ز خویشتن برهانی
مرا مپرس که چونی به هر صفت که تو خواهی
مرا مگو که چه نامی به هر لقب که تو خوانی
چنان به نَظْرِهٔ اول ز شخص میببری دل
که باز مینتواند گرفت نظره ثانی
تو پرده پیش گرفتی و ز اشتیاق جمالت
ز پردهها به درافتاد رازهای نهانی
بر آتش تو نشستیم و دود شوق برآمد
تو ساعتی ننشستی که آتشی بنشانی
چو پیش خاطرم آید خیال صورت خوبت
ندانمت که چه گویم ز اختلاف معانی
مرا گناه نباشد نظر به روی جوانان
که پیر داند مقدار روزگار جوانی
تو را که دیده ز خواب و خمار باز نباشد
ریاضتِ من شب تا سحر نشسته چه دانی
من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم
تو میروی به سلامت سلام من برسانی
سر از کمند تو سعدی به هیچ روی نتابد
اسیر خویش گرفتی بکش چنان که تو دانی
#حضرت_سعدی
درود
دوست مهربان من
روزت بخیر ونیکی
روزت خوش
پنجشنبه ات پراز آسایش و
آرامش وصلح و دوستی
نیکبخت باشی و شهره به افتخار مدنی
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
