نیلوفرانه | نیلوفر دادور
Open in Telegram
1 908
Subscribers
+424 hours
+207 days
+5430 days
Posts Archive
و گفت: در دل تاریکترین امتحانها با چراغ توکل راه را پیدا کن. زندگی شبیه دعاهایت نخواهد بود اما، تو شبیه دعاهایت خواهی شد در شمایلی دیگر فقط چراغ توکل را زمین نگذار.
+4
خلایق در تو حیرانند و جای حیرت است الحق
که مه را بر زمین بینند و مه بر آسمان باشد
سعدی
عزیزم! محرومیت سخت است، محرومیتهای تحمیلی و ظالمانه سختتر. برای گذشته نمیتوانم دلداریات بدهم چون گاهی پذیرش بعضی حسرتها به تحمل آن کمک میکند. اما آینده هنوز هست. شاید آن شکلی نباشد که در گذشته رویایش را داشتی اما حتی یک اتفاق خوب کوچک خیلی بهتر از بیاتفاقی است.
میدانم سخت است به باغ دیگران نگاه کنی و از بیابان خودت دلت نگیرد اما همان بیابان را اگر تک درختی بکاری بیسایه نخواهی ماند.
انگار آدم مجبور است همیشه جای دیگری باشد و فقط از دور جای مطلوب شغفناکش را نگاه کند.
سهم بعضی چیزا در زندگی ما خیرگی حسرتآلود و دور است.
به خواب میروی
برهنه و آرام
همچو یک نوزاد
رویت خاک میریزند تا سردت نشود
و نامت را روی سنگی مینویسند
تا لازم نباشد بیدارت کنند
و نامت را بپرسند
و ببینند مردهای
ترکت میکنند
فراموشت میکنند
هزار سال بعد
در ریشهی گیاهی دور
برای تماشای آفتاب برمیگردی
و تمام نامها را از یاد بردهای
جز یک نام.
میدانی آدم باید بودنش لطیف و خواستنی باشد مثل بارقههای امن خورشید روی قهوهای چشمهای کسی.
گاهی انگار دلت آشیان هزار پروانه است و گاهی بزمگاه فیلان خشمگین...
آری همین است زندگی!
نیلوفر دادور
@Niloofardadvar
توی خیابون یکی داشت سبزی میفروخت. بوش آدم رو یاد بهشت میانداخت. یاد سبزینگی معطر نگاه و جریان لطیف یاد. برای یکلحظه چشمهام رو بستم و نفس عمیق کشیدم. ناخودآگاه لبخند گوشی لبم جا خوش کرد که یکهو
