en
Feedback
Dear idiot;

Dear idiot;

Open in Telegram

در میت منزل به بیگاری فکری مشغول هستیم http://t.me/BChatPlusBot?start=sc-WEEyFsexI06C

Show more
197
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-330 days
Posts Archive
photo content
+1

دوستان اگر میدونید ممنون میشم کمک کنید.

دقیقا همینطوره.. و یه سوالی داشتم، ببخشید چیزی که میگم خیلی out of context ئه ولی من برام پیامک اخطار بی‌حجابی برای بار سوم اومده گفته باید توقیف بشه میشه اگر کسی میدونه چیکار باید بکنم بهم بگه چیزی میشه اگر نبرم ماشینو؟‌ ‌ ‌‌‌ ‌

درود درواقع جست‌وجوگران عدالت اجتماعی دچار یک نوع عقده و کمبود شده اند که در آن به دنبال رسیدن به مفهوم برابری در هر بستر و حیطه‌ای و با هرقیمتی هستند‌. همانطور که ویژگی سوسیالیسم هم این است که می‌خواهد ریشه‌ی اوضاع طبیعی و خارج از نفوذ انسان را در نهادهای اجتماعی بجوید و از طریق اصلاح‌ آن نهادها طبیعت را اصلاح کند. بنظر امری افراطی‌ست. درنتیجه اگر جنبش فمینیسم به افراط بدل شود و در دامن سوسیالیسم به مبارزه با یکسری مبانی طبیعی بدیهی بپردازد همانقدر غیرقابل قبول است که مردسالاری افراطی به دنبال حق سربازی برای زنان این سرزمین باشد حتی به قیمت تنقیض حقوق ایشان. اینجا نیز افراطِ عدالت اجتماعی پایه‌‌ی احقاق حق را چنان می‌سوزاند که برعکس به اختلاف و جنسیت‌زدگی می‌رسد. من بر این باورم که سربازی اجباری برای مردان این سرزمین نمونه کامل نقض حقوق بشری‌ست. همانطور که هرگونه تحمیل و اجباری همچون نمونه دیگرش: حجاب اجباری. اما آیا عاقلانه‌ست این اجبار را به جنسیت دیگر هم تحمیل کنیم؟ و یا این که بایست به مقابله با این اجبار و نقض حق شخصی‌مان بپردازیم؟ شیفتگان صِرف برابری خود را در وهم هیمنه‌ای از آتش ضدبرابری لیبرال‌ها می‌بینند و تصورشان را محدود به شرایط موجود می‌کنند. این چاه عمیق باعث می‌شود حتی اگر طنابی ۱۰ متری در جامعه شکل گرفته باشد که برای بالا آمدن از چاه لازم است با ذکر عنوان برابری آن را به دو یا چند قسم و حق بالا آمدن را سلب کنند. قطعا نه تنها این احقاق نیست که تنقیض است. در کجای جوامع بین الملل برای ارائه حقی حتی از روی خیرخواهی، حقوقی دیگر را از بین می‌برند. این خاک، خاک مردمان شریف و نجیب است و چنین رذالت‌های نوظهوری از سوی هرشخص یا نهاد یا به پشتوانه‌ی هرشخص یا نهاد دیگری به جایی راه نمی‌یابد. صرفا ابتدا بایست فهمید که این مسئله رذالت است که شیوه‌ای غلط است. سپس راجع به تطبیق مسائلی همچون حقوق زن ایرانی با جوامع دیگر مطالعه کرد. در پایان، من یک سوال دارم از جنسیت‌زدگانِ ناقض حقوق در پوستِ داعیه‌سرایان برابری جنسیتی؛ کدام حق زن ایرانی در وضعیت فعلی اجتماعی قابل تطابق با جوامع موردنظر شماست؟ لطفا کمی تفکر کنید و به دور از تعصب و باتوجه به این‌که من هم مردی متحمل قانون سربازی اجباری هستم پاسخ بدهید. سپاس. پاینده شریف‌ ‌ ‌‌‌ ‌

منکر این داستان نشدم و نمیشم وقتی گفته میشه " نر " قطعا منظور با یه مشت زن ستیز خودشیفه هست . مثل کسی که این پیام رو داده .👆 و حتی به این فکر نمیکنه که ماهیت سربازی اجباری از پایه و اساس اشتباهه و چیزی که اشتباه هست نباید تکثیر بشه بلکه باید ریشه کن بشه و از جمله همیشگی " مگه شما حقوق برابر نمیخواستید ؟؟ " به عنوان مغلطه استفاده میکنه درصورتی که هرگز ما حقوق برابر نخواستیم ما فقط حقوق انسانی خودمون که ازمون دریغ شده رو میخوایم .

اولا دوست عزیز ، استفاده از کلمات نر و ماده نشون میده که خودتون درگیر همین مسائل جنسیتی و سکسیزم هستید و از آن عبور نکردید دوما حقوق با رعایت عدالت حقوق است تو نمیتونی بگی که یکی حق رفتن به سربازی داره یکی دیگه نداره وقتی باشه باید حق همه باشه سوما شما مگه نمیگید ما با پسر ها برابریم پس وقتی برابرید و حقوق برابر میخواید باید مسئولیت رو هم بپذیرید حق با مسئولیت کامل میشه‌ ‌ ‌‌‌ ‌

منکر این داستان نشدم و نمیشم وقتی گفته میشه " نر " قطعا منظور با یه مشت زن ستیز خودشیفه هست . مثل کسی که این پیام رو داده . و حتی به این فکر نمیکنه که ماهیت سربازی اجباری از پایه و اساس اشتباهه و چیزی که اشتباه هست نباید تکثیر بشه بلکه باید ریشه کن بشه و از جمله همیشگی " مگه شما حقوق برابر نمیخواستید ؟؟ " به عنوان مغلطه استفاده میکنه درصورتی که هرگز ما حقوق برابر نخواستیم ما فقط حقوق انسانی خودمون که ازمون دریغ شده رو میخوایم .

‍ ‌ ‌‌‌‌فمینیسم را جنبشی سازمان‌یافته می‌نامند برای دستیابی به حقوق زنان و نیز ایدئولوژی‌یی برای دگرگونی جامعه که هدف آن صرفاً تحقق برابریِ اجتماعیِ زنان نیست، بلکه رؤیای رفع انواع تبعیض و ستم نژادی و طبقاتی و غیره را در سر می‌پروراند. همه‌ی گرایش‌هایی که زیر چتر گسترده‌ی این ایدئولوژی گرد آمده‌اند در این باور که زنان به واسطه‌ی جنس خود با بی‌عدالتی روبه‌رو می‌شوند اتفاق نظر دارند اما برای علل و عوامل ستم بر زنان تحلیل‌های متفاوتی ارائه می‌دهند و بر همین پایه راهبردهای متفاوتی نیز برای رفع این ستم پیشنهاد می‌کنند. لیبرال‌فمینیسم که نسبت به گرایش‌های دیگر سابقه‌ی طولانی‌ترین دارد نابرابری حقوق مدنی و فرصت‌های آموزشی را سرچشمه‌ی ستم بر زنان می‌داند و مبارزه برای کسب آزادی‌های فردی زنان در چهارچوب جامعه‌ی موجود را هدف قرار داده است. رادیکال‌فمینیسم همه‌ی شکل‌های ستم و سلطه را ناشی از برتری‌جویی مردان می‌انگارد و هدف خود را جایگزینِی جوامع مردسالار کنونی با جوامع زن‌محور معرفی می‌کند. فمینیست‌های مارکسیست ریشه‌ی انقیاد زنان را در شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری و جدایی کار از خانه که به تقسیم کار جنسی انجامید معرفی می‌کنند و دگرگونی بنیادی اقتصاد را تنها راه چاره‌ی رفع ستم‌دیدگی زنان می‌دانند. به زعم فمینیست‌های سوسیالیست ریشه‌ی ستم بر زنان در نظام اقتصادی سرمایه‌داری است که برای دوام خود به استثمار کارگران و به‌ویژه زنان نیاز دارد. گرایش سوسیالیستی به خلاف گرایش رادیکال که ستم اقتصادی را فرع بر ستم جنسی می‌داند و به خلاف گرایش مارکسیستی که ستم طبقاتی را مقدم بر ستم جنسی معرفی می‌کند معتقد است که هم مالکیت ابزار تولید و هم شکل زندگی اجتماعی نیازمند دگرگونی بنیادی است. افزون بر این گرایش‌ها گروه‌های فمینیستی فراوان دیگری با اندیشه‌های متفاوت و راهبردهای گوناگون در جهت بهبود شرایط اجتماعی زنان و رفع ستم و تبعیض گام برمی‌دارند که بسته به خاستگاه تاریخی، جغرافیایی، ایدئولوژیک، اجتماعی یا فرهنگی خود با عناوین دیگری همچون پسامدرن و اگزیستانسیالیست و صلح‌طلب و مسیحی و اسلامی و هوادار محیط زیست و غیره شناخته می‌شوند. البته در میان این گرایش‌های گوناگون مرزبندی محکمی وجود ندارد اما وجود این تنوع آرا خود دلیل محکمی است بر این‌که فمینیست‌ها هرگونه نظریه‌ی عام و جهان‌شمول را به چالش می‌طلبند و جستجوی آگاهی را به‌خودی‌خود شکلی از نظریه و عمل سیاسی می‌دانند. از کتابِ «جامعه‌شناسی زنان» پاملا آبوت و کلر والاس ترجمه‌ی منیژه نجم‌عراقی

بحث اینجاست که مردان پا به پای زنان قهرمان سرزمینمون در جنبش زن زندگی آزادی بودند و مبارزه کردند‌ ‌ ‌‌‌ ‌

با این تفکر پس ما خواستار حجاب اجباری برای مردان هستیم .🎀

هر کی هستی خودت لفت بده .

اولا دوست عزیز ، استفاده از کلمات نر و ماده نشون میده که خودتون درگیر همین مسائل جنسیتی و سکسیزم هستید و از آن عبور نکردید دوما حقوق با رعایت عدالت حقوق است تو نمیتونی بگی که یکی حق رفتن به سربازی داره یکی دیگه نداره وقتی باشه باید حق همه باشه سوما شما مگه نمیگید ما با پسر ها برابریم پس وقتی برابرید و حقوق برابر میخواید باید مسئولیت رو هم بپذیرید حق با مسئولیت کامل میشه‌ ‌ ‌‌‌ ‌

دلار ۹۴ تومنه بعد نر ایرانی چیکار کنه خوبه ؟ امضا جمع کنه برای سربازی رفتن دخترا. ما حقوق برابر میخوایم ولی شما ظلم برابر .

بدون او خانه خالی و غم‌ انگیز بود و در سینه ام اضطرابی دوران میزد.

#نمايشنامه عروسک ها غروب در دیاری غریب قصه ی ماه پنهان _بهرام بیضایی
پهلوان : پناه از خودم به کجا ببرم؟ نه قراری، نه سکونی . در من آتش افتاد. در من چیزی تازه پیدا شد . گفتم شوق را با دیگران قسمت کنم . آنرا پیش جمع خلایق بردم. سر در پایشان گذاشتم. برایشان جنگیدم؛ نفس از دشمن بریدم. خون خوردم و سینه دریدم. تا روزی چیز غریبی دیدم . خودم را گفتم خودت را ببین؛ اسباب بازیچه شان شده ای. از کنگره می بینند، و با دست نشان می دهند؛ _این بساط و سرگرمی ! با تو کسی نیست . در خطر کنار تو کیست؟ از زخم هایم به شعف می آیند. از فقان و از دردم. حتی بر دشمنانم دل سوخت، که بازیچه این قوم تماشاکارند.


#نمايشنامه عروسک ها غروب در دیاری غریب قصه ی ماه پنهان _بهرام بیضایی
پهلوان : پناه از خودم به کجا ببرم؟ نه قراری، نه سکونی . در من آتش افتاد. در من چیزی تازه پیدا شد . گفتم شوق را با دیگران قسمت کنم . آنرا پیش جمع خلایق بردم. سر در پایشان گذاشتم. برایشان جنگیدم؛ نفس از دشمن بریدم. خون خوردم و سینه دریدم. تا روزی چیز غریبی دیدم . خودم را گفتم خودت را ببین؛ اسباب بازیچه شان شده ای. از کنگره می بینند، و با دست نشان می دهند؛ _این بساط و سرگرمی ! با تو کسی نیست . در خطر کنار تو کیست؟ از زخم هایم به شعف می آیند. از فقان و از دردم. حتی بر دشمنانم دل سوخت، که بازیچه این قوم تماشاکارند.

ولی او زنده مانده بود، از خودش و از دیگران بیزار و همه از او گریزان بودند. اما او تا اندازه ای عادت کرده بود که همیشه یک زندگانی جداگانه بکند. تهران ۱۶ شهریور ماه ۱۳۵۹ زنده بگور | داود گوژ پشت _صادق هدایت

این یادداشت ها با یک دسته ورق در کشو میز او بود . ولیکن خود او در رختخواب افتاده نفس کشیدن از یادش رفته بود . پاریس ۱۱ اسفند
این یادداشت ها با یک دسته ورق در کشو میز او بود . ولیکن خود او در رختخواب افتاده نفس کشیدن از یادش رفته بود . پاریس ۱۱ اسفند ماه ۱۳۵۸

استاد عکاسی که باهاش کلاس برداشتم ...
+1
استاد عکاسی که باهاش کلاس برداشتم ...